مفاهیم انقلاب
خبرگزاری دانشجویان ایران ایسنا به مناسبت سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی مصاحبه ای با اینجانب انجام داد که مناسب دیدم آنرا در اینجا نیز انعکاس بدهم. در بخشی از این گفتگو آمده است: با دگرگوني تحولات سياسي و اجتماعي، باورهاي نسل جديد نيز دستخوش تغييرات اساسي شده است. ديگر روحيهي قناعت و سادهپوشي، صرفهجويي، اعتقاد چشم و گوش بسته به رهبران سياسي، تعبد و تدين به دستورات مذهبي و عمل به واجبات و ترك محرمات شرعي و ... در ميان جوانان و نسل جديد كمتر مشاهده ميشود . برای مطالعه این مطلب می توانید به اینجا مراجعه کنید
«سراجالدين ميردامادي»، معتقد است: در پس ذهن مردم و رهبران انقلاب اسلامي، مفاهيم و آرمانهايي براي تحقق بعد از پيروزي وجود داشت اما به درستي اين مفاهيم به نسل دوم و سوم منتقل نشد زيرا عملا تحقق برخي از اين شعار با مشكلات جدي مواجه شد.
اين عضو سابق شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت در گفتوگو با خبرنگار سياسي ايسنا، دربارهي انتقال مفاهيم انقلاب اسلامي به نسلهاي بعدي اظهار داشت: ابتدا بايد اين آرمانها را تعريف كرد و بعد دربارهي انتقال يا عدم انتقال آن بحث شود. اين آرمانها و مفاهيم بيشك عبارت بودند از: نفي ديكتاتوري و خودكامگي در همهي اشكال و شئون آن، تأكيد بر مردمسالاري و نفي تماميت خواهي يك گروه يا دستهي خاص، برپايي نظام عدالتمحور و نفي برخورداري يك گروه خاص از ثروت و قدرت و مواهب زندگي راحت، اسلامخواهي توأم با نوگرايي نه اسلامگرايي واپسگرايانه و مرتجعانه، آزادي و حق ابراز عقيده براي تك تك هموطنان و نفي خشونت آشكار و پنهان حاكميت عليه منتقدان و معترضان، برخورداري از اقتصاد سالم توأم با اشتغال، فراواني و رونق بازار و ...
وي توضيح داد: در دههي اول انقلاب با وجود مسألهي گروههاي مسلح اپوزيسيون و گسترش فضاي خشونت و ترور به علاوه جنگ هشت ساله، عملا تحقق اين آرمانها و مفاهيم با چالش جدي مواجه شد و در نتيجه نسل دوم و به تبع نسل سوم اثر زيادي از آن آرمانها و مفاهيم را در جامعه مشاهده نكردند و اين آرمانها صرفا از حد شعارها و بيانيهها و كليشههاي رايج در سخنان سران نظام فراتر نرفت و درست به همين دليل نسل مولود انقلاب دستش از آن مفاهيم خالي شد. وي ابراز عقيده كرد: اين كار به عهدهي مجموعهي حاكميت نظام جمهوري اسلامي اعم از مسوولان عاليرتبه و ميان رتبه بود و از نظر من بيشك در اين كار موفق نبودند. نسل دوم و سوم به صورت قشري و كليشهيي و نه به صورت عمقي و در باور دروني با انقلاب و تاريخچهي مختصر آن آشنايي دارد اما لزوما با تمام وجود خود به آن اعتقاد ندارد. از سوي ديگر به دليل نبود نهاد رسانهيي مستقل، خلأ اين ركن مهم جامعهي مدني در تبيين و تشريح لزوم پايبندي به آن مفاهيم و آرمانها همواره احساس ميشده است. رسانهي ملي و مطبوعات كنترل شده جز تبليغ و تمجيد اثر و كاركرد مثبت ديگري نداشتهاند و اگر در مدت كوتاهي هم داشتهاند گذرا و موقتي و كمفايده بوده است.
ميردامادي ادامه داد: با دگرگوني تحولات سياسي و اجتماعي، باورهاي نسل جديد نيز دستخوش تغييرات اساسي شده است. ديگر روحيهي قناعت و سادهپوشي، صرفهجويي، اعتقاد چشم و گوش بسته به رهبران سياسي، تعبد و تدين به دستورات مذهبي و عمل به واجبات و ترك محرمات شرعي و ... در ميان جوانان و نسل جديد كمتر مشاهده ميشود و اين به دليل همان جابجايي گروههاي مرجع در جامعه است. گروه مرجع جوانان ابتداي انقلاب عبارت بود از روحانيون و رهبران سياسي و مذهبي به ويژه شخصيتهاي شناختهشده در رأس انقلاب اما به مرور اين گروه مرجع جاي خودش را به گروههاي غالبا هنري و تا حد زيادي خوانندگان موسيقي و فوتباليستهاي ايراني و خارجي داده است تا حدي كه برخي از مداحان و روضهخوانها هم سعي ميكنند سبكهاي اين خوانندگان را تقليد كنند تا سيديهايشان پرفروشتر شود.
وي گفت: آيندهي اين شكاف بيشك تعميق وضع كنوني است و نه بازگشت به اول انقلاب. عليرغم پيروزي احمدينژاد كه سمبل رجوع به حال و هواي سالهاي اول انقلاب است، اعتقاد دارم كه آيندهي اين شكاف به مراتب لائيكتر از حالت كنوني آن است. امروز نسل جديد دچار يك نوع سرخوردگي توأم با سردرگمي شده است و اين نتيجهي به اعتمادي و بياعتقادي به آرمانها و مفاهيم اصيل انقلاب است.
Comments
سلام برادر. يه سري بزن، برات يه خاطره نوشتم!
Posted by: علياصغر شفيعيان | février 15, 2006 7:13 PM
سلام. متشكرم كه سر زديد و پيغام گذاشتيد اما عزیز دل برادر آن سال 79 بود و مجلس ششم از 78 شروع شد؛ کافي است به متن خبر مراجعه کني.
Posted by: علي اصغر شفيعيان | février 16, 2006 12:35 AM
بسم الله الرحمن الرحیم
آقا سیدسراج الدین میردامادی
سلام علیکم
من طبع شعر ندارم، ولی حافظ می گوید:
نظر کردن به درویشان منافی بزرگی نیست!
***
«انقلاب»؟ من اصولاً اُنس و ارتباطی با این مفهوم، خصوصاً در اصطلاحات «انقلاب اسلامی» و «رهبر انقلاب» و «سالگرد انقلاب»، ندارم.
تعبیر شما: «اسلامخواهي توأم با نوگرايي نه اسلامگرايي واپسگرايانه و مرتجعانه.» برای من «نوگرایی» مفهوم معتبری ندارد. من این چنین می گویم: «اسلام ناب و کامل و همه جانبه.» محمد بن عبدالله در 1400 سال قبل فرموده: طلب العلم فریضة علی کل مسلم و مسلمة. خُب این حرف از بسیاری حرفهای «نو»، «نوتر» نیست؟
چه بسا نه پیروزی احمدی نژاد دقیقاً سمبل چیز مشخصی است و نه پیروزی خاتمی دقیقاً سمبل چیز مشخصی بود. (تکیه ام روی «دقیقاً» است.) اصولاً گویا در جامعه ی ما، چه در میان مذهبیها و چه در میان مثلاً اصلاح طلبان و چه در میان مثلاً اصولگراها «سمبُل» زیاد است. یکی از افراد می گفت: sambol که زیاد بشه، sambal میشه.
***
آیا Douste-Blazy تلفظش دوست بلازی است؟ من نام Douste-Blazy را در منابعی که تلفظ نامها را می دهد ندیدم.
***
قربانت.
با احترام.
سراج : با سپاس فراوان از شما دوست گرامی ، در تلفظ همان دوست بلازی صحیح است
Posted by: سیدعباس سیدمحمدی | mars 6, 2006 12:00 PM