« دکتر سروش : جمع شدن مریدان قاتل روح آدمی است | صفحه اصلي | ایران رؤیای دموکراسی »

بمناسبت سالروز ترور سعید حجاریان

hajjarian[1].BMP
جلوی درب بیمارستان انبوهی از مردم نگران و مضطرب جمع شده بودند و با دیدن آقای نبوی از ایشان جزئیات حادثه را پرسیدند که ایشان هم اظهار بی اطلاعی نمود. وارد بیمارستان شدیم و دیدیم همه فعالان اصلاح طلب از قبل در محوطه بیمارستان جمع شده اند و همه نگران حال سعید هستند. صحنه گردان امور پزشکی دکتر ظفرقندی و علی شکوری راد بودند که پس از مدتی به میان ما آمدند و توضیح دادند که خطر بطور کلی رفع نشده اما احتمال مرگ به مرور کمتر و کمتر می شود و جای امیدواری هست. بحث اعزام به خارج نیز مطرح شد که همسرش با آن مخالفت می نمود. جالب آنکه همسر و پسر سعید حجاریان که کاملا بر خلاف خودش متمایل به اقتدارگرایان بودند ، سعی داشتند هنوز تحقیقات به نتیجه نرسیده همگام با کیهان و دیگر بلندگوهای اقتدارگرایان ضارب را وابسته به نهضت آزادی معرفی کنند‼

ترور سعید حجاریان از جمله دردناکترین حوادث هشت سال زمامداری اصلاح طلبان بود. اقتدارگرایان گمان می کردند اصلاح طلبان آنقدر تشکیلاتی عمل می کنند که دارای اطاق فکر هستند و یکی از مهمترین گردانندگان این اطاق شخصی به نام سعید حجاریان است که به قول روزنامه کیهان متخصص براه انداختن جنگ روانی می باشد و با از بین بردن(یا از کار انداختن) او خواهند توانست ماشین اصلاحات را متوقف نمایند غافل از آنکه اصل پیروزی خاتمی محصول یک کار منظم تشکیلاتی که تحت هدایت یک اطاق فکر برنامه ریز باشد ، نبود چه برسد به ادامه کار اصلاحات در قالب شکل گیری دولت و مطبوعات مستقل.
در آن ایام ستادی متشکل از نمایندگان گروههای هیجده گانه دوم خردادی کار تنظیم لیستهای ائتلاف دوم خرداد در سراسر کشور برای انتخابات ششمین دوره مجلس شورای اسلامی را بر عهده داشت که اینجانب نیز در آن ستاد نماینده یکی از آن گروهها بودم. جلسات یک روز در میان صبح زود و در دفتر سازمان مجاهدین انقلاب و به ریاست آقای بهزاد نبوی تشکیل می شد. نبوی مدیریت سخت گیری داشت و برای برقراری نظم در جلسات آئین نامه سختی وضع کرده بود مثلا برای تأخیر کنندگان یا غائبین جریمه نقدی سنگینی تعیین کرده بود که شخصا و نقدا آنرا دریافت می نمود درآمد حاصله نیز گه گاهی منجر به یک صبحانه ساده می شد.
روز ۲۲اسفند سال ٧۸در اواخر جلسه ستاد حدود ساعت نه و نیم بود که به نبوی خبر دادند حجاریان ترور شده است و وی بلافاصله ختم جلسه را اعلام کرد. تعدادی از اعضاء ستاد با ماشین هدایت اله آقائی و من و آقای بهزاد نبوی و ید الله اسلامی و یکی دو نفر دیگر که به خاطر ندارم با پیکان قراضه ای که آن ایام داشتم عازم بیمارستان سینا شدیم . جلوی درب بیمارستان انبوهی از مردم نگران و مضطرب جمع شده بودند و با دیدن آقای نبوی از ایشان جزئیات حادثه را پرسیدند که ایشان هم اظهار بی اطلاعی نمود. وارد بیمارستان شدیم و دیدیم همه فعالان اصلاح طلب از قبل در محوطه بیمارستان جمع شده اند و همه نگران حال سعید هستند. صحنه گردان امور پزشکی دکتر ظفرقندی و علی شکوری راد بودند که پس از مدتی به میان ما آمدند و توضیح دادند که خطر بطور کلی رفع نشده اما احتمال مرگ به مرور کمتر و کمتر می شود و جای امیدواری هست. بحث اعزام به خارج نیز مطرح شد که همسرش با آن مخالفت می نمود. جالب آنکه همسر و پسر سعید حجاریان که کاملا بر خلاف خودش متمایل به اقتدارگرایان بودند ، سعی داشتند هنوز تحقیقات به نتیجه نرسیده همگام با کیهان و دیگر بلندگوهای اقتدارگرایان ضارب را وابسته به نهضت آزادی معرفی کنند‼
روزهای سخت سپری شد . اخبار بهبود نسبی سعید از شیرین ترین اخبار آن ایام بود. بعد ها نیز چندین بار به بیمارستان سینا رفتم و ابتدا سعید را از یک تلویزیون مداربسته می دیدیم و بعد که به منزلی در حوالی خیابان کارگر منتقل شد از نزدیک ملاقاتش کردیم.
فقدان سعید حجاریان در حزب مشارکت آسیب جدی به این حزب وارد آورد اما جبهه دوم خرداد چندان از غیر فعال شدن ایشان متضرر نشد زیرا همانطور که پیش از این گفتم این جناح سیاسی هیچگاه با برنامه ریزی پیش نرفته بود که با فقدان برنامه ریز یا مثلا مغز متفکر مشکلی در روند کارش ایجاد شود و از سوی دیگر اساسا اندیشه ها و راهکارهای حجاریان میان تمامی اصلاح طالبان مورد پذیرش نبود. دفتر تحکیم وحدت از یک سو ، مجمع روحانیون مبارز از سوی دیگر و کارگزاران سازندگی از ضلع دیگر اصلاحات، چندان با چارچوبهای فکری سعید حجاریان موافق نبودند.
هویت ضارب حجاریان نیز کمی بعد منتشر و با فاصله کمی ضاربین دستگیر شدند. سعید عسگر به عنوان ضارب اصلی معرفی و روانه زندان شد اما واقعیت چیز دیگری بود. یکی از دوستانم که اهل شاه عبدالعظیم و از دوستان نزدیک سعید عسگر است برای من تعریف می کرد که: " کمتر کسی در میان بر و بچه های دخمه (پاتوق مذهبی نیروهای انصار حزب الله شهر ری) پیدا می شود که نداند ترور سعید حجاریان کار سعید عسگر نبود بلکه کار ناصر پور چالوئی بود. پدر سعید عسگر رئیس اداره آموزش و پرورش شهر ری و از هواداران فکری اصلاحات هدف اقتدارگرایان بود و طبعا سعید عسگر که از هواداران جریان فکری حزب الله شهر ری بود با افتخار این ترور را به گردن گرفت در حالیکه هنگام ترور در منزل نزد خانواده بوده است." پدر سعید عسگر خیلی تلاش کرد این واقعیت را منتشر کند اما دستگاه قضائی کار خودش را انجام داد و الحق که بی معرفتی هم به خرج ندادند و پس از مدت کوتاهی شبه بازداشت ، سعید عسگر را آزاد کردند.

Comments

امیر جان!
بعد از مدت ها توفیق پیدا کردم سایتت را ببینم. راستش اصلا" قصد کامنت گذاشتن هم نداشتم به دلیل مسائل سابق.
اما پدر فضولی بسوزد که ...
سراج : اولا آقای پارسافر یک عذرخواهی بدهکاری فکر نکن یادم رفته ، ثانیا خیلی تو این قالبها نمان و خودت را رها کن. شوخی کردم حق با شماست من هر وقت با عجله می نویسم این مشکلات حادث می شود مخصوصا که این سید متین هم هنگام نوشتن از سر و کولم بالا می رود. پیروز باشید.

آقاي ميردامادي!
منو ببخش. نمي دونستيم يه آسيدمتين كوچولو هم داري. از طرف من يه گاز گنده از لپ هاش بگير. خدا حفظش كنه برات.

آقای حجاریان را آقا امام زمان به حول و قوه الهی نجات داد. تا فرصت بفرمایند که ملت ایران را ارشاد و رهنمود بفرمایند تا ان شا اله فیروز بشویم مطابق اصول راهنمایی های ایشانکه البته بدون راهنمایی های ایشان مات بی پدر و ذلیل خواهد بود البته و با راهنمایی ها البته سعادت سوار ملت خواهد شد

my dear friend ,amir mirdamady
hi and i hope u have good time with your family
today when i refered to dr.Soroudh site.
i saw your name and your site.
write me what are u doing there?
for me , it is still enjoyable,to review
memories about tahkim,when we told u '' KA,OCHIOOO''.
by the way,congratulation Norooz with u and your family.
by
your sincerely
mehdi rezahossseini ( hamadan brach of tahkim73-78)
سراج : سلام دوست خوبم آقای مهدی رضا حسینی عزیز؛ از اینکه بعد از سالها شما را در این فضا یافتم خیلی خوشحالم. یادش بخیر آن سالهای دور .سال خوبی را بری شما آرزومند

این روزها که درسالروز ترور
دکتر سعید حجاریان قرار داریم
یاداوری این مسئله ضروریست که ایادی اقتداردرچنین مواقعی اگر مصداق ترورازهم فکران خود باشدحتی اگر ان اتفاق درعصرحجر هم افتاده باشد نبش قبر می نماید اما امروز دریغ ازیک یاداوی خشک.

چرا اصلحه ماکاروف را از رده خارج اعلام کرد اطلاعات