« بازدید از وزارت خارجه فرانسه | صفحه اصلي | سخنان وزیر علوم در پاریس »

گپی با دکتر احسان نراقی

naraghi.jpg
بازاریان از آیت الله کاشانی تقاضا کردند تا ایشان از دولت بخواهد تا از بکارگیری زنان در ادارات دولتی ممانعت بعمل آورند زیرا به زعم ایشان اشتغال زنان در ادارات موجب گسترش فساد می شود. نراقی نقل می کرد که آیت الله کاشانی یک نگاه معنی داری به من جوان تازه از فرنگ برگشته انداخت و پس از تأملی کوتاه با لهجه کاشانی پاسخ داد: راستش را بخواهید من خودم به این فکر افتاده بودم

جمعه بعد از ظهر هنگامیکه هوای پاریس جدا بهاری و دلپذیر شده بود به دیدار دکتر احسان نراقی رفتم. نراقی هشتاد ساله ، دارای دکترای جامعه شناسی از دانشگاه سوربن و از یک خانواده مذهبی و دارای حسن ظن نسبت به برخی از ارکان و اقدامات دستگاه رژیم پهلوی بویژه اقدامات فرهنگی فرح دیبا را در کافه فرانسوا کوپه در بلوار دزانولید در پاریس پانزدهم ملاقات کردم. قبل از قرار ما نراقی با چند نفر از دانشجویان ایرانی رشته حقوق در مقطع دکتری در همان محل قرار داشت اما اصلا خسته به نظر نمی رسید زیرا این پیرمرد سپید موی اساسا از سخن گفتن خسته نمی شود.من با کمی تأخیر رسیدم در نتیجه دانشجویان پس از دقایقی بعد از ورود من خداحافظی کردند و رفتند و تازه گپ من و نراقی آغاز شد. احسان نراقی بی مقدمه نگرانیهای خودش را در خصوص بحران هسته ای مطرح کرد و اینکه در این مقطع چه می توان کرد تا کشور به سرازیری جنگ و سختی سقوط نکند. در این زمینه نظرات و راه حلهای مفصلی ارائه می داد و نهایتا نراقی پذیرفت یک مصاحبه با وی در این زمینه انجام بدهم .در ادامه سخن ، من از کتابها و آثار ایشان تقدیر کردم و در عین حال دو نکته انتقادی را هم مطرح کردم که ایشان مفصلا به آن دو نکته پاسخ داد. انتقاد اصلی من متوجه نقد بی مهابای ایشان بر شخصیت و آثار مرحوم دکتر علی شریعتی بعنوان یک متفکر و روشنفکر ایرانی مسلمان بود که نراقی نیز با صبر و حوصله به تبیین و توجیه نظراتش در خصوص دکتر شریعتی پرداخت که من خیلی قانع نشدم هر چند در بخشهایی که وی شریعتی را برای عصر و زمان خودش و نه همه دوران مفید معرفی می نمود، هم عقیده بودیم اما نراقی می گفت هدف شریعتی استفاده از دین فقط برای راه اندازی یک انقلاب و نهایتا سرنگونی شاه بوده اما روش وی (نراقی) اصلاحگری است نه بزن و ببند و بکوب انقلابی که شریعتی در" امت و امامت" توصیه کرده است. وی نظام ولایت فقیه را محصول پیاده شدن نظرات دکتر شریعتی در کتاب "امت و امامت " دانست. نراقی آنگاه به نقد کتاب "تشیع علوی تشیع صفوی " پرداخت و گفت اگر صفویه نبودند امپراطوری عثمانی ما را بلعیده بود و الان ما سنی مذهب بودیم و همه ترکی حرف می زدیم. نراقی توضیحات و توجیهات مفصلی هم داشت که در حوصله این نوشتار نمی گنجد و ای بسا خود ایشان حاضر به انتشار همه آن اظهارات نباشد. نراقی در بخش دیگری از سخنانش نقد شریعتی بر روحانیون سنتی را کاری نادرست قلمداد نمود و از علامه مجلسی بسیار تقدیر بعمل آورد. از اینجا بود که سخن به روحانیت کشیده شد و احسان نراقی در تعریف و تمجید از روحانیون بنامی همچون مرحوم آیت الله کاشانی به ذکر خاطراتی پرداخت. نراقی نقل کرد هنگامی که از دانشگاه سوربن در پاریس و مقطع لیسانس فارغ التحصیل شده بوده به ایران برای مدتی بر گشته بوده که مطلع می شود آیت الله کاشانی در بیمارستان طرفه تهران بستری است. بدلیل علاقه و ارتباط نزدیکی که با ایشان داشته به ملاقات آیت الله کاشانی می رود . در ملاقات جمعی از بازاریان تهران هم حضور داشته اند. این ملاقات بعد از واقعه سی تیر می باشد و بازاریان از آیت الله کاشانی تقاضا می کنند که از دولت بخواهد تا از بکارگیری زنان در ادارات دولتی ممانعت بعمل آورند زیرا به زعم ایشان اشتغال زنان در ادارات دولتی موجب گسترش فساد می شود. نراقی نقل می کرد که آیت الله کاشانی یک نگاه معنی داری به من جوان تازه از فرنگ برگشته انداخت و پس از تأملی با لهجه کاشانی پاسخ داد: راستش را بخواهید من خودم به این فکر افتاده بودم ولی تحقیق کردم متوجه شدم این زنان غالبا بیوه هستند و شوهری ندارند و اغلب نان آور خانواده هستند و خدا را خوش نمی آید که ایشانرا از نان خوردن بیاندازیم ، اگر آقایان حاضر هستند که این زنان را بگیرند و تحت پوشش خودشان در بیاورند من هم این کار را انجام خواهم داد در غیر اینصورت رزق و روزی ایشانرا نمی توان شرعا قطع نمود. آقایان بازاریها کمی با تعجب همراه با ناراحتی از حاضر جوابی این سید ساکت شدند و دیگر هیچ نگفتند. وقتی بازاریان رفتند مرحوم آیت الله کاشانی رو کرد به من و گفت با مرید خر باید اینگونه رفتار کرد.
گپ ما به درازا کشید و در پایان با هم گشتی در پاریس زدیم و به تقاضای من ، نراقی کافه ای که ژان پل سارتر معمولا در آن می نشسته و کتابهای خودش را می نوشته را به من نشان داد.کافه د فلور یکی از کهن ترین کافه های میدان سنت ژرمن پاریس است. نراقی مجله ای به نام شوکران را به من داد که در آن مقاله ای از او در خصوص آثار و شخصیت ژان پل سارتر چاپ شده بود. چند قدم آنطرفتر در یک کلیسای بسیار قدیمی قبر دکارت قرار دارد که نراقی آنرا نیز به من نشان داد. گشت و گذار من و نراقی در پاریس با مراجعه به فروشگاه ایرانی سپید و خرید چند تا نان بربری تازه از علی آقای همیشه مهربان به پایان رسید.جالب آنکه نراقی می گفت نانوای این نان خوشمزه خود اهل قلم است و تألیفات زیادی دارد . این هم از عجایب پاریس است که نانوای نویسنده (یا نویسنده نانوا )هم دارد.

Comments

سید جان سلام از خواندن نوشته ات لذت بردم.
برایت شادی و سربلندی آرزو دارم.
افشین والی نژاد
توکیو
سراج : دوست خوب خبرنگارم جناب والی نژاد امیدوارم سال خوبی داشته باشی .از اینکه به وبلاگم توجه داری بسیار متشکرم

با سلام آقای میردامادی
نقدی داشتم از شخصیت آقای دکتر نراقی نگاهی بدان بیندازید.
ضمناً همانطور که آنجا هم اشاره کرده ام مصاحبه ی ایشان با روزنامه ی کیهان در 18 تیرماه 1373 بسیار جالب است و به نظرم بهتر می توان شخصیت وی را در آن کاوید.
پیروز باشید
سراج : با تشکر از توجه شما

سلام علیکم. آراء نراقی در باب شریعتی یک طرفه است البته خالی از حقیقت نیست. نراقی یک اصلاح طلب محافظه کار است اما به نظرم درد ایران دارد. چند باری او را به مشهد دعوت کردیم. بد نیست بدانید آخرین باری که از طرف جهاددانشگاهی او را دعوت کردیم به خاطر فشارهای دولت احمدی نژاد توبیخ شدیم. گزارش زنده و جالبی بود. موفق و موید.
سراج : یاسر جان ، طبعا آراء یکطرفه تمام حقیقت را در بر نمی گیرند. با تشکر

انتظار نداشتم که ایشان هنوز در قید مذهب باشد و در دفاع از صفویه ،ترس از سنی شدن را بیان کند ، مگه؟

سلام من هم یک بار با اقای نراقی در مورد دکتر شریعتی صحبت کردم لحن ایشان خیلی بی ادبانه بود بطوریکه من به ایشان گفتم همانطور که می فرمایید شریعتی یک اسلام انقلابی را معرفی می کرد و واضح است که کسانی که در تقویت رژیم شاه قدم برمی داشتند مخالف وی باشند و با نقل دو خاطره دیگر حاضر نشد به صحبت ادامه دهد خاطره اول مربوط به سخنان فرح دیبا در سالهای 1999میلادی یا 1998 میلادی (درست به خاطر ندارم) در مصاحبه با یک مجله سلطنت طلبانه فرانسوی بود که در پاسخ به این سوال که کی به ایران باز خواهید گشت همسر آخر آخرین شاه ایران گفته بود هنگامی که دمکراسی در ایران باشد(حضرت شهبانو نیز دمکرات شده است) خاطره دوم یک میزگردی بود که در زمان رژیم گذشته بین سه تن از روشنفکران شاهنشاهی که یکی از آنان دکتر نراقی بود را به یادش آوردم که وی به همراه دو تن دیگر (که اسامی آنان خاطرم نیست) اصرار داشتند که دمکراسی مربوط به دوره یونان باستان بوده و امروز امکان وقوع ندارد.
با نقل این دو خاطره یک لحظه دیگر طاقت نیاورد به بحث ادامه دهد و صحنه گفت و گو را به بحانه ای ترک کرد.
سید بزرگوار همانطور که اقازاده هایی گاهی از آنان در وبنوشتت سخن می رانی هر از گاهی انقلابی طرفدار ولایت وفقیه مطلقه می شوند و گاهی هم لیبرال این کار را "نان را به نرخ روز خوردن نمی گویند". اضافه کنم این نقد در تناقض با گفت و گو با افرادی با امثال نراقی نیست.
سراج : منظورتان از پاراگراف آخر را متوجه نشدم. با تشکر از شما

Sooooo interesting! thank you for writing and mentioning about women issues.Im so happy that you are always writing about new things. Say hello to your wife and cute
Matin
سراج : زینب خانم، از توجه و محبت مستمر شما متشکرم

میردامادی گرامی!
مدت ها بود چیزی از احسان نراقی نخوانده بودم که به لطفت میسر شد. باز هم با شخصیت هایی چنین مصاحبه کن اطلاعات ارزشمندی در اختیارمان می گذارد
سراج : با سپاس از شما ،حتما سعی خواهم کرد به این گپ و گفتگوهای فرهنگی ادامه بدهم.

آقا سلام
شما خودشو خیلی خسته می کنی این همه مطلب می نویسی!
ظاهراً دیدارهایی از این دست با مشاهیر دیار فرنگ مجال نگارش مطالبی شیرین برای ما را به شما نمی دهد!
به هر حال، اینقدر ما را در خماری نگه ندارید، سزاوار نیست!
سراج : امشب در حال نوشتن یک مطلب خواندنی هستم منتظر باشید

دوست عزیز - شما که زحمت نوشتن را به خود می دهید حیف است که اشکال نگارشی هر چند جزیی داشته باشید. جای "را" در جمله بلافاصله بعد از مفعول است. مثلا جمله "...نراقی کافه ای که ژان پل سارتر معمولا در آن می نشسته و کتابهای خودش را می نوشته را به من نشان..." غلط است.
شکل صحیح:"نراقی کافه ای را
که زان پل سارتر در آن می نشسته و می نوشته به من نشان..."
سراج : با سپاس از شما

با سلام و تشکر از حضرتعالی.
میتوانم خواهش کنم ایمیل جناب نراقی را برایم ارسال کنید تا بتوانم با ایشان ارتباط برقرار کنم ؟
ممنون
سراج : حتما در اولین فرصت ایمیل ایشانرا خواهم گرفت و برای شما ارسال خواهم کرد.