« سمبل وفای به عهد | صفحه اصلي | موسوی خوئینی را آزاد کنید »

گزارش سفر فرانکفورت

frankfurt 067.jpg
در خصوص بازی حرف زیادی ندارم بنویسم فقط همان که همه گفتند و نه بیشتر " تیم ما به دلیل اختلاف فاحش تکنیک فردی و جمعی که با حریف داشت بازی را به پرتغال واگذار کرد" گل اول پرتغال به قدری زیبا و تکنیکی و سریع بود که واقعا من یک لحظه مبهوت آن شدم و فارغ از آنکه وارد دروازه ایران شد، می خواستم از جایم بلند شوم و زننده آنرا تشویق کنم اما از ترس دوستانم این کار را نکردم.

دیشب از سفر فرانکفورت برگشتیم. قصد ندارم در این نوشته به تحلیل ورزشی بازی ایران پرتغال بپردازم زیرا به اندازه کافی افرادی بسیار خبره تر از من به این مهم پرداخته اند. در این سفر سه روز و دو شب که قرار بود در غالب اردوی فرهنگی انجمن اسلامی دانشجویان پاریس و به همراهی حدود هفتاد تن از دانشجویان و خانواده های عضو در محل مرکز اسلامی فرانکفورت برپا شود به دلیل خلف وعده مسئول محترم مرکز مذکور عملا دانشجویان فقط بلیط رفت و برگشت به فرانکفورت را از طریق انجمن دریافت نمودند و برای اسکان هریک به هتلی در سطح شهر فرانکفورت مراجعه نمودند. گروه ده نفره ما به سرپرستی مریم خانم از دانشجویان رشته هنر که انصافا زحمات زیادی را متحمل شدند روز جمعه صبح عازم فرانکفورت شد. سایر اعضای گروه ما شامل احسان (مشهور به بچه قم) حسین ، صادق ، سعید ، مهدی(که مادر خرج گروه بود)، فاطمه خانم ، من و متین کوچولو بودند. دو نفر از دوستان فقط در رفت و برگشت با ما بودند اما در هتل ما اسکان نداشتند. شمع انس جمع ما آقا احسان بود که جدا سفر بدون حضور ایشان رونق و شور و شادی نداشت. البته نقش آقا مهدی هم که امور تغذیه اعضای گروه را سخت تحت مراقبت داشتند و مرتب دست و دلبازانه خرید می نمود و به ما می خوراند بسیار مهم و استراتژیک بود . انصافا که خوردن چلوکباب و بستنی ایرانی آنهم در قلب شهر فرانکفورت برای ما غربت نشینان یک موقعیت استثنائی محسوب می شود مضافا بر آنکه این خوردنیهای اصیل را به نصف قیمت آن در پاریس خوردیم.
شهر فرانکفورت از دو سه روز قبل از مسابقه هیچ شباهتی به یک شهر آلمانی یا اروپایی نشین نداشت و بیشتر به خیابانهای تهران در روزهای پس از مسابقات فوتبال شباهت داشت. در هر خیابان و کوچه ای جوانان ایرانی مقیم یا مسافر از سایر کشورهای اروپایی و حتی ایران دیده می شدند و این خیلی لذت بخش و چشم نواز بود.داخل مترو ، درون اتوبوس ،در مراکز خرید و هتلها کرارا با جوانان ایرانی برخورد می کردیم که لباس تیم ملی را برتن نموده بودند و پرچم ایران را به دور خود پیچیده بودند.
اغلب جوانان پرچم ایران با آرم جمهوری اسلامی را بدور خود پیچیده بودند و تعدادی پرچم ایران همراه با کلمه ایران لاتین در میان ایشان دیده می شد اما پرچم ایران با نقش شیر و خورشید به ندرت دیده می شد. جوانان ایرانی سوار بر ماشینهای سواری نیز خوروی خودشان را با پرچم ایران تزئین نموده بودند که بوق زنان و ایران ایران گویان آمبیانس دلنشینی به شهر داده بودند که حقا به یاد ماندنی و کم نظیر بود.
شب قبل از بازی فدراسیون فوتبال و کنسولگری ایران در فرانکفورت در کنار رودخانه ماینز چادر بزرگی برپا نموده بودند و با دعوت از مجریان صدا و سیما و هنرمندان و پیش کسوتان فوتبال به اجرای برنامه های هنری و فرهنگی می پرداختند.
آنچه بسیار زیبا و به یادماندنی بود حس ایران دوستی و شور و هیجان جوانان و نوجوانان ایرانی متولد خارج از ایران به ویژه درغرب بود. جوانانی که حتی به زبان فارسی آشنایی کاملی نداشتند اما با بدست گرفتن پرچم ایران و پوشیدن تی شرت تیم ملی فریاد ایران ایران سر می دادند.
شب تا دیر وقت جوانان ایرانی و البته کمی هم پرتغالی ها سکوت شهر فرانفکورت را بهم ریختند . پلیس مانعی برای شادی و داد و فریاد جوانان ایجاد نمی نمود اما حضور فراگیری داشت و همه جا دیده می شد.
صبح شنبه از ساعت ده تا حدود ظهر در سالن بزرگ و مجللی کنسرت آقای محمد اصفهانی و چندین خواننده دیگر برای ایرانیان برپا شد. الحق که فضای شاد و پر شوری برای هموطنان عزیزمان فراهم شده بود که همه یک پارچه شور و شادی و احساسات ملی بودند. در حین این مراسم تی شرت تیم ملی و پرچم ایران و سایر اقلام تبلیغاتی بین مردم توزیع می شد. پس از آن مردم با ساندویچ کالباس ایرانی پذیرایی شدند و با اتوبوس به استادیوم بزرگ فرانکفورت انتقال داده شدند. هرچند مدیریت حمل و نقل شهر فرانکفورت قبلا اعلام نموده بود برای کسانی که بلیط جام جهانی را دارند مترو و اتوبوس در روز بازی رایگان می باشد.
متأسفانه بازار سیاه خرید و فروش بلیط در مداخل ورودی ورزشگاه توسط ایرانیان براه افتاده بود و علیرغم آنکه مأمورین لباس شخصی آلمانی سخت تلاش می نمودند از این کار جلوگیری نمایند اما حریف بچه های ایرانی که فوق تخصص مقابله با پلیس و نقض قوانین هستند، نبودند.
ورزشگاه فرانکفورت بسیار زیبا و دیدنی بود و من تاکنون ورزشگاهی به این زیبایی ندیده بودم. تعداد ایرانیان از پرتغالی ها خیلی بیشتر بود. ایرانی ها تقریبا همه تی شرت تیم ملی را پوشیده بودند و پرچم ایران را در دست داشتند .
هوای بسیار گرم و دم کرده شهر فرانکفورت بسیار آزار دهنده بود هرچند ورزشگاه کلا مسقف بود و آفتاب مستقیم به مردم و بازیکنان نمی تابید.
در خصوص بازی حرف زیادی ندارم بنویسم فقط همان که همه گفتند و نه بیشتر " تیم ما به دلیل اختلاف فاحش تکنیک فردی و جمعی که با حریف داشت بازی را به پرتغال واگذار کرد" گل اول پرتغال به قدری زیبا و تکنیکی و سریع بود که واقعا من یک لحظه مبهوت آن شدم و فارغ از آنکه وارد دروازه ایران شد می خواستم از جایم بلند شوم و زننده آنرا تشویق کنم اما بعد از ترس دوستانم این کار را نکردم.
به هرحال این نتیجه پیش بینی نشده ای نبود و ما اگر انتظاری غیر از این را می داشتیم خوش خیالی بیش نبود . بعد از بازی پرتغالی ها که در طول بازی خیلی سرو صدایی نمی نمودند برعکس ما ایرانی ها که در طول بازی لحظه ای از تشویق تیممان آرام نمی گرفتیم تازه شروع به شادی و هورا کشیدن نمودند. پیش از بازی جوانان ایرانی فریاد می زدند :" ایران چی کارش می کنه؟ گروه دوم می گفتند آب پرتقالش می کنه " اما بعد از بازی معلوم شد که کی آب پرتقال شد. آلمانی های طرفدار نئو نازیها هم اغلب طرفدار ایران بودند زیرا به شخصیت آقای احمدی نژاد علاقه مندند و با در دست گرفتن تصویر رئیس جمهور ایران به طرفداری از ایشان می پرداختند.
آن شب تا دیر وقت در هتل دور هم جمع شدیم و سعی کردیم غم باخت را با طرح شوخی و خنده کمی فراموش کنیم. احسان که ماجراهای خنده دار زیادی برای ما تعریف می کرد خیلی جمع را خنداند و غصه را تا حدودی به فراموشی سپرد. دوست خوبم محمد از ژنو نیز آن شب به جمع ما پیوست و جمع ما تکمیل شد. یک پزشک خوب و با شخصیت ایرانی ساکن پاریس و خانوده اش هم اطاق بغلی ما در هتل بودند که آشنایی با ایشان نیز برای ما مغتنم بود. صبح یکشنبه بعد از صرف صبحانه به مرکز شهر رفتیم و چند یادگاری خریدیم و با قطار عازم پاریس شدیم.
قطار برگشت ما که یک قطار آلمانی بودبی شباهت به قطارهای قدیمی تهران مشهد نبود. بی نظمی در قطار به حدی بود که شماره صندلی هایی که روی بلیطها نوشته شده بود اساسا در قطار وجود نداشت و یا یک شماره صندلی بر روی دو بلیط نوشته شده بود. وقتی از مأمورین سئوال می کردیم پاسخ می دادند که بدلیل ازدیاد مسافر واگنهایی به قطار اضافه شده که پیش بینی نشده بود و به همین دلیل مسافرین زیادی بدون در نظر گرفتن ظرفیت قطار سوار شده بودند ولی جا برای نشستن آنها نبود و هر کس هرجا گیر می آورد می نشست . مضافا بر اینکه سیستم خنک کننده قطار خراب بود و واگنهای زیادی مثل سونای خشک بودند و ملت شر شر عرق می ریختند . جالب آنکه فرانسویها و آلمانی هایی که سوار قطار بودند کوچکترین اعتراضی نمی نمودند و ما ایرانی ها یک سره معترض بودیم که البته حق هم با ما بود اما این سکوت گوسفند وار سایر مسافرین برایم جالب بود.
در این قطار جمع زیادی از ایرانیان بویژه چند نفر از خبرنگاران همراه تیم ملی و یک نفر از خوانندگان مشهور لوس آنجلسی که برای اجرای کنسرت عازم پاریس بودند را دیدیم. گرمای راه ما را بویژه متین کوچولو را خیلی اذیت کرد اما هرچه بود گذشت و ما به سلامت به خانه برگشتیم با کوله باری از لحظات تلخ و شیرین در این سه روز. بی شک زمانیکه متین بزرگ شود برای او تعریف خواهم کرد که چگونه او در این سفر با ما همراه بود و با شیرین کاریهایش جمع ما را می خنداند . شاید روزی متین در یک جام جهانی فوتبال دیگر همچون جوانان نسل دومی متولد غرب پرچم ایران را بدست بگیرد و فریاد ایران ایران سر بدهد اما امیدوارم بازیکنان تیم ملی فوتبال ایران در آن زمان بتواند بهتر ظاهر شوند و از اعتبار و آبروی مردم عزیز ایران در این عرصه دفاع نمایند و پاسخ در خوری به احساسات پاک جوانان و مردم بدهند، ان شاء الله

Comments

احتمال قریب به یقین باز هم مقصر " علی دایی " است !!
سراج : نه کار خیلی ریشه دار تر از آنست که همه کاسه کوزه ها را سر علی دائی بشکانیم. فوتبال امروز در دنیا به یک علم مدرن تبدیل شده است اما در کشور ما هنوز در ادوار سنتی خودش مانده است.

بنام حق
چرا باید تیم فوتبال ایران در جام جهانی برنده می شد؟!
عرصه و میدان های جهانی، تابع قاعده و قانون و برنامه و اصولی می باشد، که قابل قیاس با رقابت های داخلی در میدان های کوچک نیست.
ورزش نیزهمچون سیاست و سینما و اقتصاد، هنر و خلاقیت و علم و تاکتیک و تکنیک خاص خود را دارد، و بدون توانایی و ابزارهای لازم، نمی توان امید موفقیت در عرصه های جهانی را داشت.
فوتبال، امروزهمچون سیاست و سینما؛ شعر و شعار نیست. علم و عمل است، و تنها یک اشتباه و حرکت پیش بینی نشده، می تواند تمام هزینه ها را به باد داده و برنامه ها را به هم بریزد.
تیم فوتبال ایران، می خواست همچون تيم سياست ايران، با نوع فوتبال و مهره چيني ایرانی، قواعد فوتبال جهانی را برهم زند، و موفق نشد و شکست خورد، و این طبیعی ترین اتفاقی بود که می بایست پیش می آمد.
شب بخیر! امشب نامه ای برای امشب را بخوان!

Seraj e aziz, salaam...
merci az gozaaresh e por-shoor e Shomaa az footbaal... kaash dalil e sokoot e jaaleb !!! e faraansavihaa va aalmaanihaa ro ham az khodeshoon miporsidi taa bedoonim ghezaavat e to dar moredeshoon (:ghoosfand-vaar!) daghigh boodeh yaa na ?!? be omid e piroozi e Iran o Iranian... bar-gharaar baashi. a+

جناب اقای میردامادی عزیز من هم مثل شما متخصص نیستم ولی باید توجه کنیم تیمهای بزرگ در این دوره جام از همان دور اول با قدرت در مسابقات ظاهر شدند لذا مشاهده می شود بجز تیم فوتبال غنا از کشور آفریقایی و کمی هم کره جنوبی از کشورهای آسیایی تیم دیگری حرفی برای گفتن نداشتن این دو تیم هم معلوم نیست که می توانند به دور دوم راه پیدا کنند یانه.
نکته دوم: برغم اینکه تیم ایران عدم آماده به مسابقات قدم گذشته بود به نظر من و خیلی از کارشناسان خیلی خوب ظاهر شد و اگر اشتباه بازی مکزیک نبود ایران تا کنون حداقل یک امتیاز داشت. اما دلایل عدم امادگی تیم ایران را می توان بطور خلاصه در دو مطلب عنوان کرد 1- تیم ایران بدون بازی تدارکاتی قدم به این میدان بزرگ گذاشت و دو مسابقه تدارکاتی نیز یکی به لطف کرواتی بودن مربی ایران و دیگری هم مسلمان بودن کشور بوسنی بود که نمی توانست تیم ایران را محک خوبی بزند لذا تیم ایران بازی در مقابل تیمهای بزرگ حداقل در این چند سال اخیر تمرین نکرده بود. 2- تیم ایران خیلی روی لژیونرهای خود حساب کرده بود که متاسفانه همگی مصدوم و در آخرین لحظه ها پا به میدان گذاشتند که عدم تمرین کافی و همراهی با تیم نکته ضعف تیم را بیشتر کرده بود.
یک نکته دیگر می بایست اضافه کنم اینکه برخلاف همه که می گویند دفاع ایران بد عمل کرد (البته بجز اشتباه منجر به گل در بازی با مکزیک) خیلی خوب عمل کرد شما ببینید کعبی با این قد و قامت در برابر کریستیان رونالدو و فیگو تا دقیقه 64 موفق بود همچنین همه دفاع ایران موفق بودند 64 دقیقه حمله بزرگترین مهاجمان جهان بی ثمر بود و گل هم از راه شوت دور به ثمر رسید که می بایست خط میانی را مقصر دانست
موفق باشید

Dear Mr. Mridamadi.Put your new address In your last post of the previous page. So everybody will find out you are writing in a new page. Say hello to your wife & have a wonderful time

سلام سراج جان
گزارش جالبی بود اگرچه نتیجه اش از لحاظ بازی فوتبال تلخ بود.
راستش اگر این بی برنامگی و هزار مشکل دیگر در بازی دخالت نداشت یقیناً نتیجه بگونه ای دیگر بود و ما همه شاد و مغرور بودیم ولی از آنجائیکه این ناهماهنگیها و بی برنامگیها و ووو در جای جای تمامی امور مملکت عزیز ما هر روزه دیده میشه ... دیدن آن در زمین فوتبال جای تعجب زیاد نداشت و این انتظار معجزه ظاهراً دیگه دردی را دوا نمیکنه و باید در پی راه چاره ریشه ای بود. نه با غیرت و شهامت به تنهایی میتوان پیروز شد و نه با امید به معجزه، باید تلاش کرد و ریشه را اصلاح کردو برنامه های دراز مدت تهیه کرد و ووو
بهرحال حیف از این همه شور و شوق مردم خوب ما که به افسوس تبدیل شد.
شادو پیروز باشی سید
ارادتمند
افشین
توکیو

جناب اقای میردامادی
سلام
در کشوری که شما اقامت دارید در سالگرد شریعتی چه خبر بود؟
همچنین ظاهرا گنجی نیز در اروپا می باشد اگر فرانسه بودند خبری بدهید، تشکر
سراج : در سالگرد شریعتی ما پاریس نبودیم و به گمانم مراسم مهمی نبود اما امروز شنبه 24 ژوئن بعد از ظهر گنجی سخنرانی دارد که گزارش آنرا منتشر خواهم کرد.

سلام سراج عزیز متن جامع و کاملی بود جوری تعریف کرده بودید که من نیز خود را در جمع شما حس کردم .
همانطور که خود بهتر میدانید ما ایرانیها اگر در بهترین شرایط هم باشیم باز از انتقاد و اعتراض کم نمیگذاریم به نظر من ما جزء نادر ترین مللی هستیم که در این فن تبحر خاصی داریم و الا، من در آن قطار افرادی را دیدم که بلافاصله بعد از اینکه متوجه شدند جایی برای نشستن گیرشان نمی آیدبدون صرف وقت و انرژی و آزار دیگران در گوشه ای بر روی ساک دستی و یا چمدان خود نشستند و شروع به مطالعه کردند.
پیروز و سر بلند باشید

سلام من سارا هستم می خوام بگم بازیشون حرف نداشت