دشمن شناسی وزیر اطلاعات
سئوال اساسی از وزیر اطلاعات این است که چگونه صدا و سیمای اقتدارگرایان و تریبونهای نماز جمعه و مطبوعات وابسته به ایشان هشت سال در جهت ناکارآمد جلوه دادن دولت اصلاحات گام برداشتند اما وزارت اطلاعات وقت فریاد وادولتا سر نداد و آنرا به دشمن منسوب ننمود؟ خود ایشان در مقام قضائی که داشتند و با نحوه برخوردی که با شهرداران مناطق تهران انجام دادند در ابتدای شروع بکار دولت خاتمی اولین مانع بر سر راه موفقیت آن دولت محسوب می شدند اما کسی و مقامی ایشانرا متهم به همدستی با دشمن ننمود
واژه دشمن در سخنان اقتدارگرایان حاکم در مقاطع گوناگون و شرائط سیاسی متفاوت ، معانی و مصادیق مختلفی داشته و دارد اما نقطه مشترک تمامی دشمنان نزد ایشان دگر اندیش بودن آنها است. در این میان میزان دوری یا نزدیکی دگر اندیشان با اقتدارگرایان حاکم اهمیتی ندارد مهم آنست که دشمنان در تعریف ایشان لزوما عین حاکمان نمی اندیشند . شاید سخنان حجت الاسلام محسنی اژه ای بی ارزشتر از آن باشد که لازم باشد به تجزیه و تحلیل آن بپردازیم اما شخصا فکر می کنم به سخنان وزیر اطلاعات با دقت و تأمل باید برخورد نمود زیرا مسائل مطرح شده در مصاحبه ایشان فراتر از یک خط و نشان کشیدن ساده می باشد، و آقای محسنی اژه ای با این مواضع تند قصد دارد فضای رعب و خود سانسوری را میان فعالان سیاسی بویژه اصلاح طلبان پیشرو و منتقدان سیاسی دولت جدید گسترش بدهد.
بر اساس تعریفی که وزیر اطلاعات از ناکارآمد جلوه دادن دولت ارائه می نماید و اینکه پشت این ناکارآمد جلوه دادن لزوما توطئه دشمنان نهفته می باشد باید دهان بسیاری از منتقدان را بست زیرا ایشان متهم به ناکارآمد جلوه دادن دولت و در نتیجه همدستی با دشمنان و استکبار جهانی می باشند. سئوال اساسی از وزیر اطلاعات این است که چگونه صدا و سیمای اقتدارگرایان و تریبونهای نماز جمعه و مطبوعات وابسته به ایشان هشت سال در جهت ناکارآمد جلوه دادن دولت اصلاحات گام برداشتند اما وزارت اطلاعات وقت فریاد وادولتا سر نداد و آنرا به دشمن منسوب ننمود؟ خود ایشان در مقام قضائی که داشتند و با نحوه برخوردی که با شهرداران مناطق تهران انجام دادند در ابتدای شروع بکار دولت خاتمی اولین مانع بر سر راه موفقیت آن دولت محسوب می شدند اما کسی و مقامی ایشانرا متهم به همدستی با دشمن ننمود.
سازمان ادوار تحکیم نیز در بیانیه خود بدرستی به این نکات اشاره نموده است؛ در بیانیه مذکور آمده است: " دولت مدعی مهرورزی احمدی نژاد به جایی رسیده است که نقد عملکردش را به دشمن نسبت می دهد و منتقدان و مخالفان دولت را تهدید به برخوردهای امنیتی و بازداشت های قضایی می کند. با سیطره نگاه امنیتی دولت بر فعالیتهای سیاسی،اجتماعی و مدنی ایران کلیه راههای تنفس جامعه بسته خواهد شد و سکوت سنگینی فضای عمومی کشور را خواهد گرفت. مصاحبه اخیر بالاترین مقام امنیتی کشور زمینه ساز این فضای امنیتی است. سخنان محسنی اژه ای در مورد نقد عملکرد دولت، جنبش های سیاسی و مدنی، فعالان اجتماعی و فرهنگی، مهندس موسوی خویینی، رامین جهانبگلو و .... به معنای عدم پذیرش صدای هرگونه انتقادی از سوی دولت است ..."
از سوی دیگر آقای محسنی اژه ای ، دکتر رامین جهابگلو را متهم می نماید که قصد داشته در ایران انقلاب مخملین راه بیاندازد غافل از آنکه تعبیر انقلاب مخملین یا نارنجی دارای تعریف رایج و بار معنایی خاصی است که اساسا در ایران مصداق پیدا نمی کند زیرا عوامل سرکوب اعم از قوای نظامی و انتظامی و شبه نظامیان لباس شخصی -همچنانکه در هجده تیرماه سال 78 شاهد بودیم- اجازه کوچکترین تحرکی به معترضین نمی دهند چه برسد به آنکه انقلابی جرئت استارت زدن به خود بدهد. آنچه که در اکراین ، لهستان و چند کشور دیگر رخ داد به دلیل بی طرف ماندن نظامیان و پلیس قطره ای خون از کسی به زمین نریخت و صرفا با حضور قاطبه مردم در حمایت از احزاب اکثریت و پافشاری بر مطالباتشان حکومت سقوط نمود و منتخبین واقعی مردم بر مصدر کار نشستند حال آنکه در ایران ما پاسخ هر گونه اعتراض زندان و دار و درفش است چه برسد به آنکه قرار باشد آن اعتراض خیابانی شود که درآن صورت به سرنوشت غمبار مهندس سید علی اکبرموسوی خوئینی و دیگر افراد دستگیر شده در تجمع حمایت از حقوق زندان در روز 12 ژوئن دچار خواهند شد.
بر فرض محال که منطقا چنین انقلابی در ایران قابل تصور باشد، آیا عقل حکم می کند که رهبری و طراح این انقلاب یک سیاستمدار با تجربه شناخته شده باشد یا یک فیلسوف ناآشنا به مسائل سیاسی که کمترین نفوذی میان سیاسیون و خواص جامعه ندارد چه برسد میان توده ها و عوام جامعه.
از همه این فرضها و اماها و اگرها نیز اگر بگذریم این سئوال باقی می ماند که چرا هیچگاه مدارک و شواهد محکمه پسند دستگاه قضائی و عوامل سعید مرتضوی مبنی بر اثبات برانداز بودن چهره های برجسته ملی مذهبی که ماهها در زندان مورد آزار و اذیت بازجوها قرار گرفتند به اطلاع عموم رسانده نشد؟ و چگونه است که بسیاری از آن براندازان امروز آزاد هستندو برخی از ایشان تبرئه شدند؟ این نمایش تکراری و کسل کننده متهم نمودن مخالفان به برانداز ، دشمن ، عوامل استکبار جهانی کی به پایان می رسد؟
به نظر می رسد دشمن شناسی آقای وزیر اطلاعات اشکال دارد زیرا اساسا ماهیت و هویت دشمنان نظام جمهوری اسلامی مدتها است که تغییر کرده و ایشان بی خبر هستند. دشمنان نظام کسانی هستند که چهره ای خشن ، غیر دموکراتیک وضد حقوق بشر از آن به داخل و خارج ارائه می نمایند.
آقای وزیر راه دوری نروید، سعید مرتضوی و علی جنتی در صدر لیست دشمنان نظام قرار دارند.
Comments
ظاهرا برای سرکوب هر صدای آزادی خواهانه ای باید به تئوری دایی جان ناپلئون متوسل شوند در غیر اینصورت چگونه دیکتاتوری و خفقان را می خواهند توجیه کنند.
Posted by: کاظم موسوی | juillet 9, 2006 5:54 PM
کجایی خمینی
اي خميني کاش بودي و مي ديدي که مملکت را به دست چه کساني سپرده اي .اين نامردان حتي به فرزندت احمد نيز مجال ندادند. اين نابکاران هرکس را که بر سر راه خويش ببينند از سر راه برميدارند . کيست که نداند احمد خميني تنها پسر آيت الله خميني ، تنها چند روز پس از سخنراني انتفاد آميز نسبت به سردمداران نظام به شکل مرموزي در بيمارستان بستري شد و مدتي بعد درگذشت .آيا اين چيزي به غير از توطئه اين رياکاران براي از سر راه برداشتن احمد خميني نبود ؟!اين توطئه با دستور شخص خامنه اي و توسط سازمان اطلاعات ايران انجام شد.اين نابکاران هيچ مانعي را بر سر راه خود نمي توانند تحمل کنند حتي اگر آن مانع فرزند آيت الله خميني باشد. اما ماه هميشه پشت ابر نمي ماند نسل هاي آتي بالاخره خواهند فهميد که اين نابکاران چه کردند و چه مي کنند .اي خميني کاش بودي و مي ديدي که چه بلايي بر سر فرزندت مي آورند کاش بودي و وضع کنوني ايران را مي ديدي . خوب شد کي نيستي که ببيني جوانانت چه مي کشند
+ نوشته شده در سه شنبه سي ام خرداد 1385ساعت 0:19 توسط منصور | یک نظر
نظرات
شما در این وبلاگ می توانید مشکلات گوناگون خود را هر چه که باشد بیان کنید از قبیل مشکلات اقتصادی،فرهنگی،اجتماعی،سیاسی و غیره
+ نوشته شده در سه شنبه سي ام خرداد 1385ساعت 0:18 توسط منصور | نظر بدهید
چه بر سر ما آمده است قبل از انقلاب که زير بيرق استعمار شرق و غرب بوديم هم اکنون زير بيرق استعمار اين آخوندهاي رياکار. اي نابکاران چرا دست از سر ملت بر نميداريد مگر همين شما نبوديد که هنگامه انقلاب ميگفتيد ما حکومت نمي خواهيم ما منسب نمي خواهيم پس چرا هم اکنون بر صندلي هاي رياست چسبيده ايد اي نابکاران مگر اين ملت نبودند که شعار ميدادند استقلال آزادي کجا رفت وعده هايتان چه شد آن آزادي هاي که ميخواستيد به ملت بدهيد مگر شما نميگفتيد که ايران بهشت خواهد شد همه چيز ارزان خواهد بود عدالت برقرار ميشود .کجايند آنها که آن زمان ندا ميدادند زندگي بهتر در گرو فرزندان بيشتر است ببينيد چه بر سر ايران آورده ايد فرزندان ايران با اين آينده مبهم چه کنند نه شغلي ،نه سرمايه اي، نه توان ازدواج داريم پس ما چه کنيم اي سرمايه داران اي آقازاده ها و اي کساني که در اين و آن اوضاع وانفسا راه صد ساله را يک شبه پيموده ايد .ايران کشور رانت خواري. کيست که اين را نداند افرادي را ميشناسم که پول توجيبي يک روز فرزندان تن پرورشان به اندازه درآمد يک ساله برخي خانواده هاست چه شد پس آن عدالت علي ، علي کجاست که ببيند چه بر سر ملت پيروش آورده ايد. مگر اسلام نميگويد ((لا اکراه في الدين)) پس چرا از دستور دين پيروي ميکنيد چرا اکثريت بايد فدا شوند براي آن رياکاران آخر چرا.کيست که نداند ايران تبديل به يکي از فاسدترين کشورهاي دنيا شده است زير نقاب اسلام. کيست که نداند.تمام فرزندان ايران به خاطر سياست هاي نابجاي شما عقده اي شده اند . تمام فکرو ذکر همه شده است سکس ميدانيد چرا؟ امکان ازدواج ندارند يا اکرهم دارند ميترسند از اين ازدواج ميترسند همسرشان مانند خودشان مفسد از کار درآيد آنگاه چه کنند.....آن گاه از جونان انتظار دارد که پاک باشند .اي دولتمداران ايران چرا به فکر جوانان نيستيد چرا ميخواهيد به جاي درمان بر روي زخم سرپوش بگذاريد تا به کي ميتوان واقعيات را مخفي کرد چرا نميگذاريد هرکس راه خود را انتخاب کند برخي حجاب را دوست ندارند چرا با زور روسري بر سر ملت ميکنيد اگر هرکس آزاد باشد به راحتي ميتوان عقيده افراد را شناخت آن وقت پسران به تمام دختران به چشم هرزه نگاه نميکنند چه بسيار دختران پاکي که روزانه قرباني ميشوند فقط به خاطر کارهاي شما اي نابکاران چه بسيار اتومبيل هايي که روزانه جلوي پاي دختراني که منتظر تاکسي ايستاده اند ترمز ميکنند مطمئن باشيد که اکثر اين دختران پاکند اما در اين زمانه غلط ترو خشک به پاي هم ميسوزند آخر آن جوان از کجا بايد بفهمد که براي ارضاي نيازهاي جنسي خود جلوي پاي يک هرزه ايستاده است يا يک فرشته نجيب آن جوان چه طور ميخواهد خود را ارضا کند مگر به جز اين در اين مملکت راه ديگري هم هست تازه آن نوع ارضا هم با هزار ترس و لرز ممکن است اگر مکان هايي جهت آشنايي افراد براي سکس موجود باشد مطمئن باشيد که به مقدار زيادي از مزاحمت هاي خياباني کاسته خواهد شد اما کدام يک از آن آخوندها ميگذارند همانهايي که جلوي حضور بانوان را در ورزشگاهها ميگيرند چطور اجازه خواهند داد .نقض حقوق بشر که تنها شکنجه نيست اين خود نمونه بارزي است براي اين امر.تاريخ بارها ثابت کرده است که هيچ گاه نميتوان ملت ايران را به زور به انجام کاري واداشت آن از رژيم پهلوي که ميخواست يه زور چادر از سر ملت بردارد و اين از رژيم آخوندي که دارد به زور چادر بر سر ملت ميگذارد آخر تا به کي اجبار و تزوير. و اين از دولت احمدي نژاد که هيچ نميفهمد .آخر اين مرد از کجا آمده از پشت کدام کوه سربراورده است؟ چه سياست هاي غلط اقتصادي است که اين نفهم در پيش گرفته .نمونه بارز همين تعرفه هاي عجيب گمرکي است که بر کالاهاي وارداتي اعمال ميکند از کيف و کفش و گوشت و ميوه گرفته تا گوشي مبايل که باعث شده قيمت اين کالاها به طرز وحشتناکي افزايش پيدا کند مگر همين آدم نبود که شعار حمايت از قشر آسيب پذيز ايران را سر ميداد اين فرد حتي قادر نيست دماغ خود بالا بکشد چه برسد به رياست جمهوري .اين آدم ميدانيد چه کرد؟ خودش قانون ورود بانوان به ورزشگاهها را گذاشت وسپس خود با ارسال نامه هايي به آخوندهاي کله گنده (آيت الله ها) از ايشان خواست که با قانون مذکور مخالفت کنند ميدانيد چرا تمام اين کارها را براي جلب توجه و درواقع حمايت ظاهري از زنان انجام داد و سپس خود همانطور که جريان ورود زنان به ورزشگاهها را سبب شده بود خود نيز جلوي وقوع آن راگرفت هيچ ميدانيد در جريان همين ماجراي تعرفه هاي جديد گمرکي چه اشخاصي صاحب ثروتهاي بادآورده شدند همانهايي که قبل از تصويب اين قانون چندين برابر معمول واردات کرده بودند و حالا همان کالاها رابه چند برابر قيمت واقعي ميفروشند اين کار فقط ازطريق رانت امکان پذير است . هيچ ميدانيد همين خودروي پرايد در کشورهاي همسايه به چه قيمتي به فروش ميرسد با قيمتي حدود نصف قيمت ايران .از اين کثافت کاري هاي اقتصادي تا بخواهيد در ايران موجود است .آخر اينها تا به کي ميخواهند خون ملت را در شيشه بريزند تا به کي. اي ايران چرا خوابي برخيز که الان نه هنگام خواب نيست
Posted by: azad | juillet 14, 2006 11:07 AM
آقای صاحب وبلاگ لطفا حد و حدود خودتان را بدانید و از انتشار مطالب ضد انقلابی پرهیز کنید، گمان مبرید که چون خارج کشور هستید هرچه دلتان خواست می توانید بنویسید. این کامنتها هم به پای شما نوشته می شود.
سراج : ما گوشمان از این تهدیدها پر است. خیلی آدم نترس و شجاعی نیستم اما پوست کلفتر از آن هستم که با این تهدیدهای تو خالی جا بزنم.
Posted by: موسی پور | juillet 24, 2006 2:07 AM
یک فکری به حال خود بکن تو نه خمینی راشناخته ای نه فرزندش احمد نه خامنه ای را ونه حتی خودرا.
Posted by: فرزندایران | novembre 19, 2006 1:57 PM