ابعاد تازه ای از ناامنی در عراق
یک کارمند عرب سنی که توسط سفارت آمریکا برای طی یک دوره آموزشی به آمریکا فرستاده شده بود ترجیح داد که به خانواده اش بگوید در اردن برای کار بسر می برد. فقط چهار نفر از نه پرسنل عراقی که در بخش ارتباطات خارجی سفارت کار می کنند به خانواده های خود گفته اند که در سفارت آمریکا مشغول به کار هستند.
ترجمه نامه محرمانه ذلمی خلیل زاد به خانم رایس امروز در روزنامه حیات نو نیز منتشر شد
پس از انتشار نامه محرمانه ذلمی خلیل زاد سفیر آمریکا در عراق خطاب به خانم رایس وزیر امور خارجه این کشور ابعاد تازه ای از وضعیت ناامنی در عراق تحت اشغال آمریکایی ها آشکار گردید. روزنامه ایندپندنت چاپ لندن ضمن انتشار متن کامل این نامه به تجزیه و تحلیل محتوای این نامه پرداخته است. بخشی از این نامه ابتدا توسط واشنگتن پست منتشر شد اما متن کامل آن همراه با تجزیه و تحلیل اولین بار توسط روزنامه انگلیسی ایندپندنت در معرض دید عموم قرار گرفت. پاتریک کوک بورن تحلیلگر و روزنامه نگار ایندپندنت می نویسد: ذلمی خلیل زاد سفیر آمریکا در عراق با نوشتن نامه ای محرمانه در تاریخ 6 ژوئن به وزیر امور خارجه آمریکا تحت عنوان " قحطی و نا امنی با 46 درجه گرما در سایه" به ترسیم وضعیت وخیم عراق گرفتار در چنگال باندهای شبه نظامی پرداخته است.
این تحلیلگر می افزاید : نامه مذکور محدوده بسیار کوچک قدرت و نفوذ آمریکایی ها و دولت عراق را در برقراری امنیت بویژه در شهر بغداد به نمایش می گذارد. بی تردید این نامه یک سند بی سابقه و کم نظیر در خصوص ترسیم وضعیت عراق بعد از سقوط صدام می باشد که فرصت انتشار عمومی را یافته است.
در نامه سفیر آمریکا با به وضعیت بسیار سخت پرسنل سفارت علی الخصوص نه نفر از کارمندان عراقی سفارت که در بخش ارتباطات خارجی سفارت آمریکا مشغول می باشند اشاره شده است. این نامه جامعه ای ترسیم می کند که مملو از انحطاط است. خلیل زاد در تلاش است تا در این نامه ذهن بوش و بلر که اعتقاد دارند رسانه های ناامنی در عراق را بزرگ نمایی می کنند را اصلاح نماید.
تحلیلگر ایندپندنت می نویسد؛ با خواندن نامه سفیر آمریکا متوجه می شویم چرا کارمندان سفارت آمریکا علیرغم کار در محدوده سبز ترور می شوند.
ذیلا خلاصه ای از نامه مفصل خلیل زاد تقدیم می گردد:
حقوق زنان
خلیل زاد در بخشی از نامه خود می نویسد که: عدم پوشیدن حجاب اسلامی بیش از پیش برای بانوان در محلات سنی و شیعه نشین خطرناک شده است. همچنین افراطیون به خانمهایی که رانندگی می کنند نیز توصیه می نمایند که دست از این کار بکشند. حتی در برخی محلات به خانمها توصیه می شود که صورتهای خود را بپوشانند و از تلفن همراه استفاده نکنند. در دو ماه گذشته تهدیدهای پیاپی برای خانمها یی که این توصیه ها و یا بهتر بگویم این دستورات را نادیده می انگارند تشدید شده است. در این رابطه خلیل زاد می نویسد : یکی از خانمهای عراقی شیعه همکار در سفارت که دوست می دارد همچون غربیها لباس بپوشد اما از اواسط ماه می بدلیل فشارها و تهدیدهایی که در محله خودش دریافت کرده مجبور به استفاده از حجاب اسلامی شده است. یک خانم کارمند سنی دیگر سفارت که هر روز با یک تاکسی مشخصی به محدوده سبز می آمد ، راننده تاکسی اعلام کرده در صورتیکه که خانم مذکور از حجاب اسلامی استفاده نکند وی را دیگر به محل کارش انتقال نخواهد داد. این کارمند نهایتا مجبور شد از عبای مخصوص زنان عراقی برای پوشاندن سر بدن و حتی تا پاهایش خودش استفاده کند.
در نامه خلیل زاد از قول کارمندان سفارت آمریکا نقل شده که در برخی وزاتخانه های عراق بویژه در وزارت حمل و نقل که تحت نفوذ طرفداران مقتدی صدر رهبر شیعه ضد آمریکایی می باشد کارمندان زن مجبور به پوشیدن حجاب اسلامی هستند.
محدودیت پوشش
محدودیت پوشش در عراق به خانمها ختم نمی شود و آقایان را نیز در بر می گیرد. این مقررات نا نوشته اما سخت لازم المراعات در عرصه جامعه شامل ممنوعیت پوشیدن شرت برای مردان نیز می شود. همچنین کوکانی که در کوچه و خیابان بازی می کنند نیز نمی توانند شورت به پا کنند علیرغم دمای 46 درجه سانتیگراد آنهم در سایه.
کارمندان سفارت در هر شش ساعت فقط یک ساعت برق داشته اند. اهالی یک محله در بغداد موسوم به باب المعاتام از یک ماه پیش فاقد برق هستند اما ساختمانی که منزل یکی از وزرای جدید عراق در آن واقع شده است در همان محله از زمان انتخاب ایشان به وزارت 24 ساعت از جریان برق بهره مند است.
ناامنی پرسنل
همچنانکه در نامه خلیل زاد دیده می شود بدلیل غیر محبوب بودن آمریکایی ها در عراق، عراقیهایی که برای آمریکایی ها کار می کنند جرئت ندارند حتی به خانواده های خود بگویند کجا کار می کنند. یک کارمند عرب سنی که توسط سفارت آمریکا برای طی یک دوره آموزشی به آمریکا فرستاده شده بود ترجیح داد که به خانواده اش بگوید در اردن برای کار بسر می برد. فقط چهار نفر از نه پرسنل عراقی که در بخش ارتباطات خارجی سفارت کار می کنند به خانواده های خود گفته اند که در سفارت آمریکا مشغول به کار هستند. پرسنل عراقی سفارت هنگامیکه از خارج به داخل سفارت تماس می گیرند به زبان عربی صحبت می کنند و می گویند جرئت ندارند به راحتی انگلیسی صحبت کنند.
خلیل زاد در ادامه می افزاید: بکار گیری پرسنل در وی کند یا ایام تعطیلات مذهبی غیر ممکن است زیرا پوشش پرسنل را از بین می برد. بسیاری از پرسنل محلی سفارت از بردن تلفن همراه آمریکایی خود به منزل امتناع می ورزند زیرا اعتقاد دارند که احتمال دارد مورد سوء ظن واقع شوند. و از سوی دیگر در صورت ربوده شدن نام و شماره تلفن دوستان و همکارانشان بدست آدم ربایان خواهد افتاد. حدود شش ماه است که برای کنفرانس مطبوعاتی و تلویزیونی فردی را برای ترجمه پیدا نکرده ایم که حاضر باشد جلوی دوربینها و انظار ظاهر شود.
به همین دلیل یکی از کارمندان سفارت آمریکا از مسئولان سفارت درخواست کارت خبرنگاری می نماید زیرا وی می گوید ؛ هربار که سربازان عراقی کارت مرا می بینند با صدای بلند می گویند "سفارت آمریکا" که با این واکنش رهگذران و افراد منتظر برای عبور از پست بازرسی برمی گردند و با نگاه مخصوصی مرا می نگرند و این برای امنیت من و خانواده ام بسیار خطرناک است.
یک کارمند دیگر عراقی زندگی خارج از محدوده سبز را سخت و غیر قابل تحمل تصویر نموده است. وی ترجیح داده است که اعضای خانواده خود را به خارج از عراق گسیل نماید.
جالب آنکه خلیل زاد در این نامه خود به وزیر خارجه آمریکا اعلام می نماید که در سفارت اقداماتی در خصوص امحاء نام و مشخصات پرسنل و خانواده های وابسته به ایشان را آغاز نموده زیرا بیم آن می رود که سفارت به اشغال در بیاید.
قحطی و کمبود
نامه سفیر آمریکا آنگاه به میزان قحطی و کمبودهای شدید اقتصادی در عراق اشاره دارد و می نویسد: کمبود شدید سوخت یکی از مشکلات روزمره عراقی ها است. علیرغم کمبود شدید بنزین و با آنکه قیمت رسمی هر لیتر 250دینار می باشد ، براحتی می توان با قیمت 1000 دینار در هر لیتر بنزین را از بازار سیاه خریداری نمود. در خصوص گرانی مواد غذایی نیز بسیاری از مردم گلایه مند هستند.
آدم ربایی و تهدید
یکی از کامندان سفارت تأیید کرد که برادر خانمش را ربوده بودند. این مرد نهایتا آزاد شد اما این حادثه ضربه روحی بزرگی به او و خانواده اش وارد آورد. یک کارمند زن کرد سنی سفارت نیز تهدید به مرگ را از سوی افراد ناشناسی دریافت کرده است. او با گرفتن یک مرخصی بلند مدت به همراه خانواده اش به خارج از عراق مسافرت نموده است.
تنش مذهبی در درون خانواده ها
دربرخی خانواده ها از جمله تعدادی از پرسنل سفارت کشمکش و تنشهایی گزارش شده است. یک خانم شیعه کارمند سفارت اواخر ماه می گزارش می داد که نمی تواند با به اخبار تلویزیون نگاه کند زیرا مادرش که سنی مذهب است کلیه نارسایی ها را به گردن دولت شیعه عراق می اندازد و مرتب با او به بحث و جدل می پردازد. بسیاری از اعضای خانواده این کارمند به خارج از عراق مهاجرت کرده اند.
بعضا در خیابانها و معابر نیز این کشمکش لفظی بین شیعیان و سنی مذهب ها به عینا مشاهده می شود.
نتیجه گیری
سفیر آمریکا در پایان نتیجه گیری می کند که پرسنل سفارت به رفتار حرفه ای خود در مواجهه با خطرات و تهدیدها ادامه می دهند اما تنش و ناامنی کاملا قابل درک و محسوس است. وی از وزیر خارجه می خواهد با تکیه بر این اطلاعات و انتقال آن به رئیس جمهور گمان نبرند که رسانه ها و در خبرنگاران در زمینه وضعیت عراق غلو می نمایند.
* این مقاله را از هفته نامه فرانسوی کوریه انترناسیونال ترجمه کردم که حیات نو خلاصه آنرا منتشر نمود. این هفته نامه به بازانتشار مهمترین مقالات سیاسی در مطبوعات جهان طی هفته جاری می پردازد.
Comments
درود برآقای میردامادی
وبلاگ جالبی دارید. متاسفانه تروریسم خطری است که امنیت دنیا را تهدید می کند وشاید نیازبه یک جنبش صلح جهانی برای رفع این مصیبت باشد.
Posted by: مسعود | juillet 6, 2006 6:35 PM
جناب اقای میردامادی
همانطور که اقای مسعود بیان داشته است تروریسم خطری است که امنیت دنیا را تهدید می کند سوال من این است آیا در ایران برای مبارزه با تروریسم اقدامی شده است ؟ البته تو در فرانسه زندگی می کنی شاید از اخبار داخل خبری نداری نکته دیگر این است که می بایست از یادم نرود به همت امریکاییها بجای صدام حسین هم اکنون یک کرد رییس جمهوری عراق و یک شیعه طرفدار ایران نخست وزیر و رییس مجلس نیز همچنین برای این مطالب چه پاسخی داریم
موفق باشید
Posted by: بی نام | juillet 7, 2006 3:39 PM
به یاد 18 تیر
عباس عبدی: دانشجويان با توجه به ظرفيتها و موقعيتشان رفتار کردند،
عباس عبدی از فعالان سياسی گفت: ما از حادثه ۱۸ تير درس نگرفتيم، خصوصا آقای خاتمی، ايشان همواره برای پرهيز از تشنج سکوت میکردند و همين سکوت تشنج را بيشتر میکرد.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری دانشجويان ايران(ايسنا) وی که در مراسم سالگرد ۱۸ تير سخنرانی میکرد در نقد سخنران قبلی اين مراسم که عليرضا علویتبار بود، اظهار داشت: برخلاف ايشان اعتقاد ندارم که دانشجويان در اين حادثه مقصر بودند. معتقدم که آنها با توجه به ظرفيتها و موقعيتشان غير از اين نمیتوانستند رفتار کنند و ما بيش از اين نبايد از آنها توقع داشته باشيم.
وی تاکيد کرد: خطايی که آن موقع انجام شد، اين بود که مقابل تندرویها اقدامی صورت نگرفت.
عبدی در ادامه با اشاره به عملکرد خاتمی در مقطع زمانی ۱۸ تير اعتقاد خود را اينگونه بيان کرد: معتقدم که ايشان اگر چه سياست پرهيز از تشنج را داشت، اما با سرعت بيشتر به سمت تشنج پيش رفت. همين مصداق در مورد سياستهای دولتی که برنامههای مبارزه با فقر را پيگيری میکند پيش افتاده است؛ يعنی با سرعت بيشتری به سوی فقر پيش میروند.
وی در ادامهی ارائهی تحليلهای خود به روز ۱۹ تير آن سال اشاره و تاکيد کرد: من اين حادثه را نه بعد از گذشت ۷ سال بلکه فردای آن روز تحليل میکنم. ما همان موقع نيز گفتيم که اين بساط را هرچه سريعتر جمع کنند و آن را خاتمه دهند و تنها کسی که میتوانست اين کار را انجام دهد شخص خاتمی بود. اين در حالی است که ايشان چنين کاری نکردند و راه حلی ديگر را پيش گرفتند، جمع کردن آن قضايا بسيار ساده بود؛ ايشان میتوانستند به دانشجويان بگويند که تعهد میکنند با عاملين اين قضيه برخورد میکنند و تعهد خود را مشروط بقای خود میکردند. در ادامه اگر دانشجويان نيز گوش نمیکردند با آنها برخورد میکردند که متاسفانه اين نشد و آن فاجعه پيش آمد.
وی در مورد احکام صادر شده درباره ۱۸ تير نيز گفت: از حادثه ۱۸ تير بدتر، احکامی بود که بعد از آن صادر شد، چراکه بالاخره در همه جای دنيا چنين اتفاقاتی پيش میآيد. پليس و ساير نيروها عصبانی میشوند و چنين اقداماتی را انجام میدهند اما احکامی که بعد از آن صادر شد به مراتب از آن حادثه بدتر است.
Posted by: یک دانشجو | juillet 9, 2006 1:57 AM