« آقای عبدی ،کدام خفت ورزی؟ | صفحه اصلي | نقدی بر لایحه نظام جامع انتخابات1 »

به یاد اکبر محمدی

mohammadi.bmp
دستگیری و محکومیت اکبر و منوچهر محمدی کاری غیرعادلانه بود که همواره در کارنامه دستگاه قضائی بعنوان برگه سیاهی باقی ماند اما مرگ اکبر محمدی در پی اعتصاب غذایش مقوله ای جدا از پروسه دستگیری و محکومیتش محسوب می شود زیرا به توصیه پزشکان معالج زندان او باید در مرخصی نامحدود استعلاجی بسر می برد اما مأموران به ناگاه به منزلش در آمل ریختند و او را دستگیر و به تهران برگداندند. براستی رئیس دستگاه قضائی و وزیر اطلاعات دولت مهر ورزی باید پاسخگوی مرگ اکبر محمدی باشند.

خبر درگذشت اکبر محمدی در پی اعتصاب غذایش در زندان اوین برایم بسیار دردناک بود. طبق عادت روزانه صبح زود بعد از برخواستن از خواب رفتم کامپیوتر را روشن کردم و به سایتهای خبری سری زدم و با دیدن این خبر هولناک خشکم زد. واقعا نمی دانستم چه باید بگویم و چه باید بنویسم. جز افسوس و نفرین بر مسببین آن چه کاری از ما بر می آید. رادیو فردا مصاحبه پدرش ساعتی قبل از مرگ اکبر محمدی را پخش می کرد و من اشک در چشمانم حلقه می زد.
منوچهر و اکبر محمدی را سالها پیش از واقعه کوی دانشگاه می شناختم. از فعالترین افراد گروه آقای طبرزدی بود که یکی دو بار قبل از هجده تیر 78 به زندانهای کوتاه مدت افتاده بودند. در اوج واقعه کوی که تقریبا در بسیاری از صحنه ها حاضر بودم نیز ایندو برادر را می دیدم که مشغول شعار دادن هستند اما به دلیل کاراکتر شخصی آنقدر توانایی نداشتند که جمعیت را هدایت کنند یا برنامه ریز معترضین باشند. صرفا شعار دادن و همراهی با جمعیت هزاران دانشجوی خشمگین نهایت کاری بود که محمدی ها انجام می دادند. فیلمهایی که بعدا از نشست منوچهر محمدی با سلطنت طلبان مقیم آمریکا از صدا و سیما پخش شد بیشتر به طنز شباهت داشت تا واقعیت. یعنی کسانی که با این دو نفر آشنایی از نزدیک داشتند نیک می دانستند که در آن اندازه ها نبودند که بتوانند یک جنبشی را براه بیاندازند و آنرا هدایت کنند. بی تردید جریان آقای طبرزدی طرفدارانی در میان دانشجویان پیدا کرده بود اما نه تعداد ایشان آنقدر زیاد بود و نه انسجام و تشکیلات منظمی داشتند تا بتوانند کاری از پیش ببرند.
در هر صورت دستگیری و محکومیت اکبر و منوچهر محمدی کاری غیر منصفانه و غیرعادلانه بود که همواره در کارنامه دستگاه قضائی بعنوان برگه سیاهی باقی ماند اما مرگ اکبر محمدی در پی اعتصاب غذایش مقوله ای جدا از پروسه دستگیری و محکومیتش محسوب می شود زیرا به توصیه پزشکان معالج زندان او باید در مرخصی نامحدود استعلاجی بسر می برد اما مأموران به ناگاه به منزلش در آمل ریختند و او را دستگیر و به تهران برگداندند. براستی رئیس دستگاه قضائی و وزیر اطلاعات دولت مهر ورزی باید پاسخگوی مرگ اکبر محمدی باشند. مجلس باید از وزیر اطلاعات سئوال کند که چرا علیرغم تجویز پزشک ایشان او را به زندان برگداندند و نیز رئیس قوه قضائیه باید بد رفتاری و عدم رسیدگی به خواست قانونی زندانی را پاسخگو باشند.
به نظرم کارزار مدافعین حقوق بشر با مرگ مظلومانه اکبر محمدی وارد مرحله جدیدی خواهد شد. باید فعالان حقوق بشر بویژه مدافعین حقوق زندانیان سیاسی و عقیدتی با اعتراض گسترده فریاد مظلومیت اکبر محمدی و دیگر زندانیانی که شاید بعد از اکبر دچار این فاجعه شوند را به گوش مردم ایران و مجامع بین المللی حقوق بشر برسانند. درادامه مناسب دیدم اطلاعیه زندانیان سیاسی در محکومیت مرگ اکبر محمدی را بیاورم؛
****
اکبر محمدی دانشجویی زندانی در سال 78 بازداشت گردید و دربازداشتگاه توحید بدترین شکنجه های جسمی و روحی را تحمل کرد و از این رو بود که به اسطوره مقاومت شناخته شد و پس از آن به دلیل همین شکنجه ها از ناحیه‌ی کمر دچار بیماری حاد گردید به طوری که پزشکان در داخل کشور احتمال بهدودی وی را منتفی دانستند.
پس از اینکه با گذراندن چند سال حبس، پزشکی قانونی اعلام کرد که اکبر محمدی توانایی ادامه حبس در زندان را ندارد و میبایست از زندان آزاد شود. اکبر محمدی به مرخصی نامحدود استعلاجی فرستاده شد اما علی رغم آگاهی مسئولین بر وضعیت جسمانی اکبر محمدی که خود عاملین آن بودند، حدود 2 ماه پیش او را در منزلش در آمل بازداشت کردند و در کمال ناباوری به زندان بازگرداندند. اکنون باید سران رژیم پاسخ دهند که چه کسی مسئول بازگرداندن وی به زندان است؟
پس از آن اکبر محمدی با نوشتن نامه ای به رئیس زندان خواهان آزادی خود شد و اعلام کرد در صورت عدم توجه به خواسته هایش دست به اعتصاب غذا خواهد زد. اما مسئولین زندان نیز بی توجه به وضعیت او تنها به تهدیش بسنده کردند که اگر اعتصاب کند به سلول انفرادی منتقل خواهد شد. و اکبر محمدی از روز 1 مرداد ناچار دست به اعتصاب غذا زد.
هنگامی که پس از 5 روز دچار تشنج گردید و به بهداری منتقل شد در آنجا نیز به دستور رئیس زندان او را با زنجیر به تخت بستند و در هنگام بازدید نمایندگان حکومت از زندان ، دهان او را نیز چسب زدند تا صدایی از او به گوش کسی نرسد. و در حالی که گفته میشد اکبر، شب گذشته دچار سکته خفیف قلبی شده بود او را به بند 350 بازگرداندند، در شرایطی که از ناحیه قلب به شدت احساس ناراحتی میکرد. و بالاخره جسم بیمار او بیش از این تاب نیاورد و شب گذشته در بند 350 زندان اوین، محلی که 7 سال از عمرش را تنها به خاطر آزادیخواهی در آن سپری کرده بود، دچار ایست قلبی شد و درگذشت.
ما زندانیان سیاسی و همبندان وی در نهایت اندوه، این ضایعه را به خانواده اکبر محمدی و به خصوص به همرزممان منوچهر محمدی تسلیت میگوییم و اعلام میکنیم اگر چه اکبر محمدی پس از 7 سال دیشب درگذشت، اما او جاودانه شد و کسانی که عامل بازگشت اکبر محمدی به زندان بودند اکنون باید پاسخگو باشند.
و همچنین تاکید میکنیم ، اکبر وصیت کرده بود در عزای او لباس سیاه نپوشید و عزاداری نکنید، ما نیز توصیه میکنیم در عزای اکبر شمعی روشن کنید.
و خطاب به مجامع حقوق بشر اعلام میکنیم که پیش از این با نوشتن نامه ای در مورد وضعیت نابسامان اکبر محمدی هشدار داه بودیم، و گفتیم که اگر به وضعیت او رسیدگی نشود ، زهرا کاظمی دیگری خواهد بود اما دریغ که هیچ ارگان و یا نهادی در این رابطه اقدامی نکرد و فاجعه اتفاق افتاد.

اسامی زندانیان سیاسی:

1. حشمت ا... طبرزدی
2. دکتر ناصر زرافشان
3. بیناداراب زند
4. احمد باطبی
5. بهروز جاوید تهرانی
6. محمدرضا خوانساری
7. مهرداد لهراسبی
8. ارژنگ داوودی
9. خالد هردانی
10. امیر حشمت ساران
11. ولی ا... فیض مهدوی
12. اسد شقاقی
13. خلیل شالچی
14. افشین باایمانی
15. سیامک پورزند
16. هاشم شاهین نیا
17. شاهین آریا نژاد
18. شهرام پور منصوری
19. جعفر اقدامی
20. محمدرضا رجبی
21. حیدرقلی سلطانی
22. محمد نیکبخت
23. ناصر خیراللهی
24. ابراهیم مؤمنی
25. حجت بختیاری
۲۶. فرهنگ پورمنصوری
۲۷. حمیدرضا محمدی
۲۸. اسماعیل جمشیدی
۲۹. مانا نیستانی
۳۰.آرش سیگارچی

Comments

رسانه ها و فعالان حقوق بشر باید به خونخواهی این جوان مظلوم حاکمان را مورد سئوال و بازخواست قرار دهند. سرنوشت همه کسانی که نخواهند سر فرود بیاورند همین خواهد بود پس باید رکود و رخوت را کنار گذاشت و فریاد کرد.

Salam Seraj jan !
khabar e gham-angizi bood, omid daram ke safarash, "ghoghnoos-var" akhgari shavad o rouzani goshayad bar aseman e Iran, asemani tarik, ama por-fereshteh....

آفرين

من هم به نوبه خود این اتفاق دردآور را به خانواده آن مرحوم و شما و همه ایرانیان آزادیخواه تسلیت می گویم. درد و دریغ از اینکه اکبر محمدی جان بر سر ساده ترین حقوق شهروندی یعنی آزادی نظر و عقیده سیاسی گذاشت و امید که این جان پاک تلنگری بر ارواح خفته مردم و وجدان نداشته حاکمیت باشد و دیگر شاهد این قبیل وقایع تلخ نباشیم.
و سید عزیز گاه با خودم می گویم که سکوت آیا راه حل مناسبی در مقابل این همه بیشرمی و نامردمی نیست سکوتی که البته به خشم منتهی شود نه سکوت بیخبرانه و از تو می پرسم که آیا کورسوی امیدی هست و سفینه نجاتی یا این تشنگان قدرت که پنجه درافکنده اند بر جانها و امیدهای امروز و فردای یک ملت را نمی توان به سادگی از اریکه قدرت به صحنه دموکراسی کشاند
به امید آزادی
سراج : دوست گرامی همیشه روزنه امید برای رسیدن به وضع بهتر وجود دارد مهم آنست که به آن ایمان داشته باشیم و سستی به خود راه ندهیم.

فوق العاده بود.نظرم رو هم که میدونی

آفرین به شما که از این جوان بی پناه بدبخت یاد کردید. من هم یک چیزهایی در اینباره نوشتم:"
http://www.yaghyemaghmoom.blogfa.com

خدا ما را بیامرزد که بر این همه, تنها نظاره گریم...

سلام .
وقتی حتی توی خلوت فکر آزادی قفس بود / گفتنی ها رو می گفتیم اگه فرصت یه نفس بود
به صلیب صدا / مصلوبم ای دوست . تو گمان مبری مغلوبم ای دوست

Be yaade Akbar Mohamadi, ostooreh mobaarezeh jonbeshe daaneshjooii
به یاد اکبر محمدی اسطوره مقاومت جنبش دانشجویی ایران
Kaveh

خدا دشمنان اسلام و انقلاب را نابود کند.انشاالله.