مهرورزی با "شرق"
روزنامه شرق در عرصه بین المللی نیز جای خود را باز کرده بود. هفته نامه فرانسوی کوریه انترناسیونال که نشریه ای معتبر در زمینه مسائل دیپلوماتیک می باشد مرتب مقالات و یادداشتهای این روزنامه را ترجمه و منتشر می نمود.یک نشریه بین المللی وجدید الولاده دیگر به نام فروم انترناسیونال نیز روزنامه شرق را به عنوان یکی از منابع معتبر خود از میان دهها روزنامه ایرانی برگزیده بود. این نشریه بر پایه روش کوریه مطالب اکثر روزنامه های معتبر دنیا را ترجمه و باز انتشار می نماید.
پس از نامه دکتر غلامحسین الهام رئیس دفتر رئیس جمهور و سخنگوی دولت به سعید مرتضوی دادستان انقلاب تهران، انتظار می رفت که موج جدیدی از برخورد با مطبوعات مستقل توسط دستگاه قضائی آغاز شود اما گمان نمی رفت این قلع و قمع توسط هیأت نظارت بر مطبوعات وزارت ارشاد دولت عملیاتی شود.
هرچند احمدی نژاد در آخرین کنفرانس مطبوعاتی اش نامه الهام را غیر جدی جلوه داد اما حالا آشکارتر شد که دولت مهرورزی تا آنجا که بتواند سعی در بسته نمودن فضای مطبوعاتی کشور دارد. البته این اقدام بیشتر با سوابق اقتدارگرایانه و آزادی ستیزانه محمود احمدی نژاد و صفار هرندی و همفکرانشان همخوانی دارد تا شعارهای مردم فریبانه رئیس جمهور هنگام مبارزات انتخاباتی و یا در خلال کنفرانسهای مطبوعاتی.
شواهد و قرائن حکایت از آن دارد که وزارت ارشاد دولت مهرورزی تلاش دارد تا به کمک دستگاه قضائی بیاید و بار سنگین قلع و قمع مطبوعات را از روی دوش مرتضوی و عواملش بر دارد و خود این وظیفه را برعهده بگیرد. این مهرورزی دولت با قوه قضائیه درست در راستای مهرورزی با شورای نگهبان در ارائه لایحه نظام جامع انتخابات است که هدف از تهیه آن انتقال بار سنگین رد صلاحیتها از شورای نگهبان به وزارت کشور بود.
پیام دیگر تعطیلی روزنامه شرق خطاب به آقای هاشمی رفسنجانی بود. همانطور که همه می دانند روزنامه شرق یک روزنامه نزدیک به کارگزاران بود تا اصلاح طلبان. حضور مهندس محمد عطریانفر عضو برجسته شواری مرکزی کارگزاران سازندگی در مدیریت نه چندان روی صحنه این روزنامه باعث شده بود این نشریه به مواضع هاشمی رفسنجانی و همفکران او بسیار نزدیک بشود. هرچند حزب کارگزاران دارای ارگان مستقلی هست که آراء ایشانرا رسما منتشر می نماید اما این روزنامه نیز بی شک با حلقه مرکزی طرفداران هاشمی و کارگزاران قرابتهای زیادی داشت هر چند سخن اصلاح طلبان نیز لابلای مطالب این روزنامه فرصت انتشار می یافت. وزارت ارشاد دولت عامدانه یک بازوی تبلیغی هاشمی را قطع کرده و با بهانه قرار دادن یک کاریکاتور و عدم تعویض مدیر مسئول یک روزنامه پر تیتراژ و نسبتا حرفه ای را از گردونه خارج کردند تا پیامی به هاشمی بدهند که دولت در اختیار مصباح یزدی و مریدان او است همانهایی که سخنرانی او را بهم ریختند و تلاش می کنند او را از داوطلب شدن برای انتخابات خبرگان بازدارند و رفته رفته زمینه بازنشستگی نه چندان محترمانه او را فراهم نمایند.
از مدیر مسئول نه چندان معروف این روزنامه توقیف شده که بگذریم نام محمد قوچانی بعنوان سر دبیر جوان و خوش استعداد این روزنامه جلب توجه می کند. محمد قوچانی که علیرغم فامیلش اصلا اهل خراسان ما نیست و ظاهرا والدینش اهل گیلان هستند و خودش بزرگ شده تهران است در دانشگاه آزاد اسلامی تهران تحصیل کرده و چند سالی کارشناس سیاسی وزارت کشور در زمان آقایان عبدالله نوری و موسوی لاری بود. قوچانی از استعداد بالایی در روزنامه نویسی برخوردار است و مطالعات نسبتا خوبی در زمینه تاریخ معاصر ایران دارد. در جریان اوج گرفتن رونق مطبوعات اصلاح گرا وی مدتی نیز به زندان افتاد و طعم عدالت آقای سعید مرتضوی را چشید و بعد از آنکه توبه نامه ای از او انتشار یافت آزاد شد و مدتی سر و صدایی از او به گوش نمی رسید تا آنکه آقای محمد عطریانفر از او و جمعی از روزنامه نویسهای جوان و خوش استعداد در روزنامه همشهری استفاده نمود. روزنامه شرق در واقع پس از استقرار اقتدارگرایان در شهرداری و تصرف روزنامه همشهری توسط ایشان متولد شد و الحق که منشأ کارهای روزنامه نگاری ارزشمندی در طول سه سال انتشار خود شد.
روزنامه شرق در عرصه بین المللی نیز جای خود را باز کرده بود. هفته نامه فرانسوی کوریه انترناسیونال که نشریه ای معتبر در زمینه مسائل دیپلوماتیک می باشد مرتب مقالات و یادداشتهای این روزنامه را ترجمه و منتشر می نمود.یک نشریه بین المللی وجدید الولاده دیگر به نام فروم انترناسیونال نیز روزنامه شرق را به عنوان یکی از منابع معتبر خود از میان دهها روزنامه ایرانی برگزیده بود. این نشریه بر پایه روش کوریه مطالب اکثر روزنامه های معتبر دنیا را ترجمه و باز انتشار می نماید.
با انتشار ویژه نامه های فرهنگی متعدد و متنوع ، این روزنامه در حوزه تولید فکر و اندیشه ایرانی جای وسیعی را به خود اختصاص داد و ای بسا کینه مهرورزان دولت احمدی نژاد از این باب نیز برانگیخته شده باشد. اینکه روزنامه ای مرتب آراء و اندیشه های امثال دکتر سروش و دکتر کدیور و سایر نام آوران حوزه روشنفکری دینی را منتشر نماید و بنیانهای فکری اقتدارگرایان حاکم علی الخصوص افکار مصباح یزدی و شاگردان و هوادارانش را به چالش بکشاند در دراز مدت برای ایشان قابل تحمل نبود و این توقیف کاملا پیش بینی می شد.
برآیند حرکت دولت احمدی نژاد در یکسال گذشته حکایت از آن دارد که فضای سیاسی و مطبوعاتی به مراتب بسته و بسته تر شده و نقش دولت در تحدید آزادیهای مطبوعاتی و سیاسی به مرور از نقش قوه قضائیه برجسته تر خواهد شد.
Comments
آن که دانست زبان بست
وان که می گفت ندانست
Posted by: Anonymous | septembre 13, 2006 1:50 AM
فکر میکنم سازش در مسئله هسته ای ملاقات هاشمی ثمره با شیراک یعنی عدم شفافیت در سیاست خارجی با قول قرارهای پشت پرده ضرورتا فضای خفقان میطلبد تا بتوان پذیرش تعلیق را پیروزی درخشانشان در بوق منابر به خورد ملت بدهند
Posted by: فرزین | septembre 13, 2006 3:54 AM
این دیگه کار اونا شده.اول حیات نو رو بستن.همه ی این روزنامه ها در ایران پر تیراژ ترین بودند.اما...
موفق باشید
Posted by: جواد حسینی | septembre 13, 2006 2:39 PM
مطلب خوبی بود اما ننوشتید که این آقای قوچانی جوان چرا آن توبه نامه را نوشت و برای اقتدارگرایان در آن مقطع خوراک درست کرد؟ بعید می دانم یک دهم فشارهایی که مثلا بر سر وبلاگ نویسان آوردند سر ایشان آورده باشند. بجای قهرمان سازی بهتر است آدمها را در حد خودشان تعریف کنید.
Posted by: کیوان | septembre 13, 2006 3:46 PM
آقای عباس سلیمی نمین ضمن تأیید توقیف روزنامه شرق گفته که این روزنامه به استهزاء رئیس جمهور پرداخته است حال آنکه نشریات همسو با ایشان نه تنها بارها رئیس جمهور سابق آقای خاتمی را استهزاء کردند بلکه به فحاشی به رئیس جمهور سابق نیز پرداختند و هرگز توقیف هم نشدند. ضمنا این عباس آقا که قبلا در دوران دانشجویی اش به دلیل اقدامات تروریستی از لندن اخراج شده است یک وام کلان از وزارت ارشاد زمان مهاجرانی گرفت که روزنامه راه بیاندازد که نه روزنامه راه انداخت و نه وام را پس داد.
Posted by: موسی پور | septembre 13, 2006 8:11 PM
جالب تر از همه لیست تخلفاتیه که هیات نظارت برای شرق ردیف کرده
http://www.isna.ir/Main/NewsView.aspx?ID=News-787579
Posted by: تلفنچی | septembre 14, 2006 2:46 AM
تصور می کنم این داستان کاملا در ارتباط با پرونده هسته ای ایران و نقشی است که شرق با محافظه کاری تلاش می کرد ایفا کند یعنی نوعی القا واقع بینی به مردم دقیقا در مقابل اطلاع رسانی به شدت دروغین رسانه های رسمی که مدام تاکید می کنند دنیا نمی خواهد ایران پزشکی هسته ای داشته باشد برق اتمی و...
Posted by: نیما | septembre 14, 2006 12:06 PM
تفکر و اندیشه را نمی توان بامشت اهنین پاسخ داد.این اقدامات دولت احمدی نژاد تف سربالاست .خورشید همیشه پشت ابر نمی ماندبه اینده امیدوار باشید.
Posted by: اله نظر صفدری | septembre 15, 2006 7:52 PM
شیخنا میردامادی
این رشته بستن مطبوعات به قول حجاریان موج سوم است که موج اول ان در سال 60 بود موج دوم ان دور ه اصلاحات که پرونده عظیم و بزرگ و سترک اصلاحات را تکمیل کرد از شما سوال می کنم شما که از نزدیکان اصلاح طلبان هستی و سنگ آنان را به سینه می زنی بپرسم اقای محمد خاتمی در رابطه با بستن روزنامه های دوره اصلاحات چه اقدامی کرد بجز جند نامه به حرف زدن در دفاع از آزادی مطبوعات (البته به نظر شما همین هم از ایشان زیاد است) به هر حال این اقدامات اخیر که موج سوم نام دارد نتیجه اقدامات اصلاح طلبان بوده است راستی در جریان موج اول اقای حجاریان نگفته اند چه کسانی دست اندرکار بودند البته سن شما اجازه نمی دهد که در این خصوص اظهار نظر کنید ولی خود حجاریان و ... در راس کار نبودند ؟؟؟؟؟؟؟
Posted by: Anonymous | septembre 23, 2006 8:36 AM
مرسی اززحماتتون
Posted by: Anonymous | février 9, 2007 8:34 PM
باحال
Posted by: با حال | février 18, 2007 3:36 PM
بسیار بسیار بد بود
سراج : به چه دلیل؟
Posted by: Anonymous | mars 4, 2007 6:44 PM
بد نبود به دردمون خورد
یا حق
Posted by: محمد | mars 8, 2007 5:58 PM
من کاریکاتور می خواستم نه یک مشت حرف !
سراج : منظورتان را نمی فهمم
Posted by: Anonymous | mars 10, 2007 11:15 PM