تحلیلی بر نامه محرمانه آیت الله خمینی
اما نفس انتشار نامه محرمانه بنیانگذار جمهوری اسلامی از سوی هاشمی رفسنجانی حکایت از رو کردن یک برگ برنده نادیده از سوی او و در مقابل رقبای سیاسی این پیر دیر سیاست دارد. هاشمی با رو کردن این نامه به رقبای سیاسی خود بویژه به منتقدان اقتدارگرای خود نشان داد که در آستین اسنادی را دارد که هیچ کس آنرا در اختیار ندارد. فرمانده وقت سپاه قصد داشت با فرافکنی مسئله پایان جنگ را به هاشمی نسبت بدهد اما با انتشار این سند معلوم شد که نامه او و سایر عوامل باعث شده که آیت الله خمینی تن به قبول آتش بس بدهد و گوش به شعارهای توخالی او نداده و حرف عقلای کشور را ترجیح دهد
انتشار نامه محرمانه آیت الله خمینی مبنی بر دلائل قبول قطعنامه 598 و آتش بس بحثهای زیادی را در محافل سیاسی دامن زده است. محتوای نامه و نفس عمل آقای هاشمی رفسنجانی در انتشار آن پس از هجده سال آنهم در پاسخ به اظهارات محسن رضایی فرمانده وقت سپاه ، حاوی پیامهای زیادی است که در این نوشتار سعی می نمایم به بخشی از آنها بپردازم. محتوای این نامه علیرغم تبلیغات رسمی صورت گرفته در این سالها حکایت از عدم پیروزیهای رزمندگان در سالهای آخر جنگ دارد .البته اکثر کسانیکه در سه سال آخر جنگ در جبهه ها حضور داشتند کم و بیش این حرف رهبر فقید انقلاب را تأیید می نمایند و هرگز تبلیغات رسمی مبنی بر پیروزی در تمامی جبهه ها را باور نمی نمایند اما با انتشار این نامه دیگر جای هیچ شک و تردیدی باقی نمی ماند. در نامه مذکور عامل شکست یا به تعبیر نگارنده عدم دستیابی به پیروزی زودرس عبارتست از : شرق و غرب سلاحهای پیشرفته در اختیار صدام قرار داده اند ،امکانات مالی و نظامی جوابگوی تداوم نبرد نیست، مردم از رفتن به جبهه امتناع می ورزند و ...
نکته جالب در نامه رهبر فقید انقلاب آنست که ایشان جنگ طلبی فرمانده وقت سپاه علیرغم نبود امکانات و عدم امکان فراهم نمودن مطالبات تسلیحاتی و لجستیکی وی راحاکی از شعار زدگی او می داند . نکته حائز اهمیت دیگر آنکه آیت الله خمینی در قسمت پایانی نامه با ابراز نگرانی از نیروهای افراطی می فزاید: مواظب باشيد ممكن است افراد داغ و تند با شعارهاي انقلابي شما را از آنچه صلاح اسلام است دور كنند.
اما نفس انتشار نامه محرمانه بنیانگذار جمهوری اسلامی از سوی هاشمی رفسنجانی حکایت از رو کردن یک برگ برنده نادیده از سوی او و در مقابل رقبای سیاسی این پیر دیر سیاست دارد. هاشمی با رو کردن این نامه به رقبای سیاسی خود بویژه به منتقدان اقتدارگرای خود نشان داد که در آستین اسنادی را دارد که هیچ کس آنرا در اختیار ندارد. فرمانده وقت سپاه قصد داشت با فرافکنی مسئله پایان جنگ را به هاشمی نسبت بدهد اما با انتشار این سند معلوم شد که نامه او و سایر عوامل باعث شده که آیت الله خمینی تن به قبول آتش بس بدهد و گوش به شعارهای توخالی او نداده و حرف عقلای کشور را ترجیح دهد.
هرچند بسیاری از کارشناسان نظامی وطن پرست و در عین حال غیر وابسته به سپاه اعتقاد داشتند و دارند که پس از آزادسازی خرمشهر در عملیات بیت المقدس و دریافت اولین پیشنهاد صلح با پادرمیانی جنبش عدم تعهد باید جمهوری اسلامی تن به قبول صلح می داد و از تداوم جنگ و خونریزی و هدر دادن منابع مالی و انسانی جامعه ایران جلوگیری می نمود اما باز تا حدودی تداوم جنگ تا اواسط سال 62 توجیه پذیر بود زیرا کم و بیش پیروزیهای ریز و درشتی در عرصه های نبرد حاصل شده بود ولی از آن به بعد به دلائل مذکور در نامه آیت الله خمینی و سایر عللی که آنمرحوم اشاره ای به آن ننمودند از جمله بی تدبیری و بی کفایتی فرماندهان سپاه و ارتش در اداره جنگ و ناآشنایی ایشان با روشهای جنگ مدرن و تکیه بر روشهای جنگ پارتیزانی و صرفا کلاسیک شکست پشت سر شکست نصیب نیروهای ایرانی می شد و حاصلی جز خسارات عظیم انسانی و مالی عاید ممکلت نمی گردید.
در بعد خارجی نفس جنگ بین دو کشور مسلمان بسیار قدیمی برای دنیای غرب خوشایند می نمود و از حیث اقتصادی نیز بازار سلاح و مهمات دول اروپایی و حتی اسرائیلی بسیار پر رونق بود. برخی رزمندگان نیک به یاد دارند که بر روی قبضه برخی آرپی جی هفت ها آرم اسرائیل نقش بسته بود و وقتی مورد اعتراض بسیجی ها قرار می گرفت فرماندهان با توجیه آنکه سلاحهای مذکور خرید پیش از انقلاب و دوره شاه می باشد معترضین را موقتا ساکت می نمودند حال آنکه سلاح مذکور ساخت بعد از انقلاب بود و اساسا پیش از انقلاب چنین سلاحی تولید نمی شد.
Comments
این پاسخ کسانی است که می خواهند هاشمی را از صحنه بدر کنند.رضایی فکر کرده بود هرچه ببافد مردم باور می کنند.
Posted by: مانی | octobre 2, 2006 12:32 PM
با سلام
به نظر من بهتر بود از صفت امام (امام خمینی (ره))در نوشته خوداستفاده می کردید تا متن شما شباهت به متن کسانی نباشد که در زمان جنگ دررسانه های بیگانه بر علیه رزمندگان اسلام سخن می رانندند و در حال حاضر کاسه داغتر از آش مردم شدند
سراج : منطقی را بحث در الفاظ نیست اما در یک توضیح کوتاه می توان گفت که کلمه امام در فرهنگ مذهبی شیعه بار معنایی مشخصی دارد که طبعا مشمول همه رهبران سیاسی-مذهبی نمی شود. با این استدلال پس باید برای رهبر کنونی نیز کلمه امام را ذکر کرد حال آنکه این کار صورت نمی گیرد.
Posted by: بی نام | octobre 2, 2006 5:45 PM
سلام
به نظر من بهتر بود از صفت امام (امام خمینی (ره))در نوشته خوداستفاده می کردید تا متن شما شباهت به متن کسانی نباشد که در زمان جنگ دررسانه های بیگانه بر علیه رزمندگان اسلام سخن می رانندند و در حال حاضر کاسه داغتر از آش مردم شدند
سراج : منطقی را بحث در الفاظ نیست اما در یک توضیح کوتاه می توان گفت که کلمه امام در فرهنگ مذهبی شیعه بار معنایی مشخصی دارد که طبعا مشمول همه رهبران سیاسی-مذهبی نمی شود. با این استدلال پس باید برای رهبر کنونی نیز کلمه امام را ذکر کرد حال آنکه این کار صورت نمی گیرد.
--------------
من باهاتون مخالفم!چرا سعی نمی کنید حرف حق رو قبول کنید . شاعر می گه گر خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو
مردم از عشق و علاقه بود که امام خمینی رو امام مورد خطاب قرار می دادند. و چون که اکثر قریب اتفاق مردم امام خمینی رو دوست داشتتد و به ایشان عشق می ورزیدند و به خاطر همین امام خمینی رو امام و پیشوای خود می دانستند . همینطور که الان خیلی ها آقای خامنه ای رو امام خامنه ای می خوانند. اگر نمی خواهید بگید امام خمینی به صراحت اعلام کنید که دوست ندارید بگید امام ! به همین راحتی
این عنوان دیگه جا افتاده در مملکت ما !!!
طاعات و عباداتتون مورد قبول خدا قرار بگیرد ان شا الله
موفق و پبروز باشید
یا علی
Posted by: محمد | octobre 3, 2006 4:49 AM
به نظر من مهمترین بخش نامه ایت الله خمینی مربوط به قسمتی است که تاکید می کند من زهر را می نوشم و بخاطر همین جمله بود که جناح راست مملکتی از هاشمی رفسنجانی تا خزعلی و ... ان را مربوط به مقاومت ایت الله منتظری در برابر نزدیکان اقای خمینی دانسته و مدعی بودند که ایت الله منتظری زهر را به خورد وی داده است
موفق باشید
Posted by: بی نام | octobre 19, 2006 3:51 PM
الم يعلم بان الله يري
Posted by: asad | octobre 28, 2006 9:20 AM
خجالت بکش امام خمینی امامه چه دلتون بخواد چه نخواد
Posted by: مینا | janvier 22, 2007 11:18 AM
ایت الله منتظری فریاد نارسای اکثریت خاموش
Posted by: عیسی روح الامین | février 5, 2007 11:02 PM
حالا نگفتی امام چندمه ؟ کسی که اینهمه جوون رو به کام مرگ فرستاد/اعدام های اول انقلاب و سال 67 در زندان و ... حکومت استبدادی ولایت فقیه و ....
Posted by: saeed | février 18, 2007 12:50 PM
باعرض سلام به محضر انور فقیه عالیقدرجهان تشیع حاج حسینعلی منتظری .....اینجانب باتاملی عمیق برزندگانی وغصب خلافت حضرت علی ع بران شدم تا بدون افراط و تعصب احقاق حق شما نمایم
Posted by: احسان احسانی از شهرستان لنجان شهر چمگردان 21ساله | mars 30, 2007 9:15 PM