بررسی نقض حقوق دانشجویان
کمیته های انضباطی دانشجویی نقش محوریی در برخورد با فعالان دانشجویی دارند. در مقاطعی این کمیته ها بر روی روابط دختر و پسر در دانشگاهها حساس بودند اما اخیرا بیشتر بر روی فعالان دانشجویی و مرکزیت تشکلهای دانشجویی حساس هستند. آئین نامه و دستورالعملی که کمیته های انضباطی مستند برخورد با دانشجویان قرار می دهند مصداق بارز نقض حقوق بشر می باشد.
بمناسبت روز جهانی حقوق بشر انجمن گفتگو و دموکراسی با برپایی جلسه ای از آقایان حسین باستانی ، حسن مکارمی ،صادق کارگر و خانم نوشابه امیری و اینجانب دعوت نمود تا در خصوص وضعیت حقوق بشر در ایران از منظر روزنامه نگاری ، کارگری ، حقوقی ، زنان و دانشجویی بپردازیم.
خلاصه ای از سخنرانی خود را در اینجا برای اطلاع عموم دانشجویان و علاقه مندان منتشر می نمایم.
این جلسه روز شنبه نهم دسامبر در محل دانشگاه سنت دنی (پاریس هشت ) برگزار شد.
" بررسی نقض حقوق بشر در خصوص دانشجویان و دانشگاهیان ایران"
1- ماهیت جنبش دانشجویی
بطور کلی در دانشجو سه عنصر ؛ جوانی ، علم آموزی و نقاد بودن (چون و چرا کردن) بارز است.
1-1 اکثریت بالای دانشجویان تا قبل از سن بیست سالگی وارد دانشگاه می شوند و به همین دلیل جوانی رادیکال و غیر محاسبه گر هستند. از سوی دیگر به دلیل تجرد و عدم دلبستگیهای مادی ، خانوادگی و نداشتن طمع به پستهای سیاسی و اداری حق طلب و صریح گو هستند.
1-2 خاصیت اصلی ارتباط با محیط علم و دانش این است که جوان دانشجو در محیطی گام گذاشته تا بیاموزد و تازه می فهمد هرآنچه در مدرسه و دبیرستان آموخته در برابر آنچه هنوز باید بیاموزد قطره ای در برابر دریا بوده است.
محیط دانشگاه به او می آموزد به استاد احترام بگذارد و به او همچون یک مدل یا مرجع بنگرد و تا می تواند از استاد و معلم دانشگاهی خود بهره ببرد.
1-3مهمترین عنصر در دانشجو چون و چرا کردن است که دانشگاه در اولین گامها به دانشجوی جوان از راه رسیده می آموزد. دانشجو می آموزد همه چیز را در بوته نقد گذاشته و عقل چکش خورده در فرایند شکل گیری علوم و دانش بشری را ملاک قرار دهد.
2- جنبش دانشجویی پارادوکس حزب- تشکل
2-1 به علت نبود یا کمبود احزاب سیاسی پایدار و ریشه دار در ایران ، دو نهاد دانشگاه (تشکلهای دانشجویی) و مطبوعات بار زمین مانده را بر دوش می کشند. البته در این میان تشکلهای دانشجویی بیش از مطبوعات در عرصه عمومی جامعه این نقش را بر عهده دارند و مطبوعات به دلیل آنکه فرهنگ روزنامه خوانی و مطالعه مجله و روزنامه حتی در شهرهای بزرگ نیز خیلی جا افتاده نیست کمتر این بار را بر عهده دارند.
2-2 به دلیل تفاوت کارکردی و ساختاری تشکلهای دانشجویی و کار حزبی یک پارادوکس مهمی در این میان پدیدار می شود. آیا تشکلهای دانشجویی حزب هستند یا نه؟ آیا این تشکلها باید مثلا در هنگام انتخاباتهای مختلف لزوما همچون احزاب سیاسی از نامزد یا نامزدهایی حمایت کنند و یا در ائتلافهای سیاسی وارد شوند؟ برخی معتقدند چون این تشکلها بجای احزاب سیاسی نقش آفرینی می کنند در نتیجه باید در اینگونه فعالیتهای سیاسی نیز حاضر شوند.
اما برخی اعتقاد دارند که چون تشکلهای دانشجویی ماهیتا سیال هستند و بدنه این تشکلها حد اکثر چهار یا پنج سال بیشتر در دانشگاه نمی ماند و در صورتیکه خیلی سیاسی باشند نیز فعالیت خودشان را از سال دوم آغاز می کنند در نتیجه نمی توان توقع داشت که بدنه و مرکزیت این تشکل به دلیل سیالیت بتوانند همچون اعضاء و کادرهای یک حزب سیاسی حتی نوپا نقش آفرینی کنند.
2-3 به دلیل سیال بودن تشکلهای دانشجویی طبعا جهت گیری، ایدئولوژی و آرمانهای بدنه و مرکزیت این تشکلها نیز دستخوش تغییرات بعضا زیادی می شود. البته این جهت گیریهای سیاسی و اجتماعی و حتی فرهنگی تأثیر پذیر از فضای عمومی جامعه و بعضا احزاب سیاسی و نخبه گان جامعه می باشد. در مقطعی این تشکلها استکبار ستیز می شوند در مقطعی استبداد ستیز می شوند.
3- سیر تحول تاریخی جنبش بعد از انقلاب اسلامی
تاریخچه جنبش دانشجویی بی شک بعد از پیروزی انقلاب اسلامی با اشغال سفارت آمریکا در ایران پیوند عمیقی خورده است.
3-1 بعد از انقلاب فرهنگی و قلع و قمع شاخه های دانشجویی احزاب سیاسی چپ و بطور کلی منتقد نظام جموری اسلامی در دانشگاهها تا سال 1369 یعنی یکسال بعد از درگذشت بنیانگذار جمهوری اسلامی آیت الله خمینی در دانشگاههای کشور تنها تشکلی که اجازه ظهور و فعالیت را داشت انجمنهای اسلامی دانشجویان عضو اتحادیه موسوم به دفتر تحکیم وحدت بودند که اکثریت اعضای آنها دارای گرایشات سیاسی چپ اسلامی بودند.
3-2 بعد از انتخابات مجلس سوم در سال 1366 شکاف در میان نیروهای طرفدار انقلاب اسلامی بوجود آمد و پس از شکل گیری مجمع روحانیون مبارز که انشعابی از جامعه روحانیت مبارز بود جناح موسوم به چپ اسلامی ظهور و بروز آشکارتری پیدا نمود.
3-3 جریان سیاسی موسوم به راست یا اقتدارگرا در سال 1369 تشکلی به نام جامعه اسلامی دانشجویان را به دانشگاه تزریق نمود اما این تشکل به هیچ وجه دارای پایگاه دانشجویی نبود. در اواسط دوره ریاست جمهوری آقای هاشمی ( به خاطر ندارم دقیقا در چه سالی بود) آقای هاشمی رفسنجانی نیز به دلیل آنکه دفتر تحکیم وحدت در مسیر مخالفت با ایشان و نقد مواضع سیاسی و عملکرد دولت ایشان حرکت می کرد " اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویی و فارغ التحصیلان " را به رهبری آقای طبرزدی راه انداخت که در آن مقطع راست افراطی محسوب می شدند و" نشریه پیام دانشجوی بسیجی" را منتشر می کردند و برای اولین بار عنوان آیت الله هاشمی و امام خامنه ای را آنها در نشریه خودشان مطرح کردند.
3-4 برخورد با تشکلهای دانشجویی و تضییع حقوق دانشجویان عضو تشکلهای دانشجویی و فعال از زمان وزارت دکتر هاشمی گلپایگانی وزیر علوم آقای هاشمی رفسنجانی شروع شد.
آقای هاشمی در کابینه دوم خودش سه وزیر چپ آقای دکتر مصطفی معین ، سید محمد خاتمی و عبدالله نوری را نتوانست نگه دارد و بجای ایشان راستترین آدمها یعنی آقایان هاشمی گلپایگانی ، میرسلیم و بشارتی را به مجلس معرفی کرد.
3-5 در این مقطع و برای اولین بار انجمنهای اسلامی از سوی حاکمیت مغضوب واقع شدند و از نظر پشتیبانی اداری و مالی و سیاسی در محاصره قرار گرفتند و این البته باعث برکت شد و جنبش دانشجویی استقلال از حاکمیت را تجربه نمود و همین استقلال و پایمردی بود که باعث شد این جنبش در پیروزی بزرگ دوم خرداد 76 نقش محوری و پیشرویی پیدا کند.
4- نقض حقوق دانشجویان و دانشگاهیان
نقض حقوق دانشجویان و اساتید در این مقطع بطور مشخص با تدوین دو آئین نامه آغاز شد. آئین نامه تشکلهای اسلامی دانشجویان و آئین نامه بازنشسته کردن اساتید.
4-1 در آئین نامه تشکلهای اسلامی دانشجویان هیأت نظارتی برای تحت کنترل قرار دادن عملکرد تشکلهای دانشجویی در نظر گرفته شد که عملا آزادی عمل را از فعالیتهای دانشجویی سلب می نمود.
در این ائین نامه تشکلهای دانشجویی باید حتما از یک شورای سه نفره شامل رئیس یا نماینده رئیس دانشگاه ، نماینده رهبری در دانشگاه و نماینده وزیر علوم بود پروانه فعالیت خود را اخذ می نمود. حتی تشکلهای قدیمی نیز موظف شدند که این مرحله را طی نمایند.
ترکیب این هیأت در زمان وزارت فوق الذکر بگونه ای تنظیم شد که فعالیت تشکلهای دانشجویی منتقد حاکمیت یا بهتر بگوئیم منتقد دولت وقت محدود و در مقابل تشکلهای وابسته و بطور مشخص بسیج دانشجویی در دانشگاه تقویت شوند.
سرنوشت این آئین نامه در دولت اصلاح طلبان آنچنان تغییر ننمود و فقط با اضافه کردن دو کرسی از تشکلهای دانشجویی سعی شد کمی دموکرات تر شود.
4-2 آئین نامه بازنشسته نمودن اساتید نیز در واقع همچون چماقی برای حذف اساتید منتقد می باشد. در دوره مذکور بسیاری از اساتید مخالف با استناد به این آئین نامه که البته مصوب هیأت دولت نیز بود بازنشسته شدند هر چند دکتر معین در دولت آقای خاتمی تمامی آن اساتید را مجددا دعوت بکار نمود ام متأسفانه آئین نامه مذکور ملغی نگردید و همچون مقررات معلق و غیر قابل اجرا در دولت اصلاحات درآمد اما در دولت نهم مجددا با استفاده از آن به قلع و قمع اساتید می پردازند.
4-3 حتی اخیرا شورای عالی انقلاب فرهنگی به رؤسای دانشگاهها این اختیار را داده است در صورت صلاحدید ایشان و بدون طی مراحل اداری رئیس دانشگاه می تواند یک استاد را اخراج کند!
4- 4 کمیته های انضباطی دانشجویی نقش محوریی در برخورد با فعالان دانشجویی دارند. در مقاطعی این کمیته ها بر روی روابط دختر و پسر در دانشگاهها حساس بودند اما اخیرا بیشتر بر روی فعالان دانشجویی و مرکزیت تشکلهای دانشجویی حساس هستند. آئین نامه و دستورالعملی که کمیته های انضباطی مستند برخورد با دانشجویان قرار می دهند مصداق بارز نقض حقوق بشر می باشد.
4-5 اداره حراست در دانشگاهها دیگر نهادی است که در راستای کنترل فعالیتهای دانشجویی و نقض حقوق دانشجویان در برخی از دانشگاهها عمل می کند. این اداره که در واقع نماینده وزارت اطلاعات در دانشگاهها می باشد مرجع اصلی صدور مجوز برای کلیه برنامه های سیاسی تشکلهای دانشجویی می باشد.
4-6 نهاد نمایندگی رهبری در دانشگاهها نهاد زیر مجموعه شورای نمایندگان رهبری است که با سازماندهی دانشجویان اقتدارگرا در دانشگاهها سعی در اخلال در برنامه های تشکلهای دانشجویی مستقل از حاکمیت می نمایند. عضویت مسئول این نهاد در هیأت سه نفر فوق الذکر موجب می شود که دست وی در محدود کردن فعالیتهای دانشجویی باز باشد.
این نهاد اخیرا با گسترش فعالیتهای خود در هر دانشکده اقدام به تأسیس دفتر و عضو گیری نموده است و همراه با بسیج و جامعه اسلامی بعضا به عنوان یک تشکل دانشجویی ظاهر می شود. اعضا و مسئولان این نهاد در دانشگاه در عزل و نصب رؤسای دانشگاهها ، دانشکده ها و حتی رؤسای گروههای آموزشی نقش برجسته ای دارند.
4-7 بسیج دانشجویی نهاد شبه نظامی در دانشگاههای کشور است که در واقع متشکل ترین پایگاه اقتدارگرایان در دانشگاهها می باشد. هرچند مسئولان یا بهتر بگوئیم فرماندهان این گروه شبه نظامی در مصاحبه اخیری که با ایسنا داشته اند بارها تأکید داشتند که بسیج دانشجویی را یک تشکل دانشجویی معرفی کنند اما کمتر کسی است که نداند بسیج دانشجویی یک نهاد شبه نظامی از بالا به پائین است که علیرغم آنکه نیروهای نظامی و شبه نظامی از دخالت در امور سیاسی منع شده اند ایشان در مسائل سیاسی دخالت می نمایند و در نقض حقوق دانشجویان توسط کمیته ها انضباطی و حراست نقش مستقیم دارند زیرا به عنوان نماینده دانشجویان در کمیته انضباطی رأی می دهند.
4-8 وضعیت نقض حقوق دانشجویان در ایران در حد فاصل زمانی اول آذر 1384 تا پایان آبان 1385 . با توجه به سانسور خبری حاکم بر مطبوعات ایران و عدم مصونیت فعالین حقوق بشری ، اجتماعی و سیاسی در ایران طبیعتا این گزارش دارای کمبودهایی می باشد و نمی تواند در بر گیرنده تمامی موارد نقص حقوق شهروندی دانشجویان در ایران باشد .
گزارش موجود را می توان در موارد ذیل جمع بندی کرد :
1. بازداشت دانشجویان 19 مورد
2. بازجویی از دانشجویان 12 مورد
3. احضار دانشجویان به دادگاه ها 45 مورد
4. دانشجویان محاکمه شده 24 مورد
5. احکام صادره شده توسط دادگاه ها 28 مورد
6. احضار به کمیته های انضباطی 142 مورد
7. احکام صادره شده توسط کمیته های انضباطی 82 مورد
8. دانشجویان اخراج از دانشگاه 22 مورد
9. نشریات دانشجویی توقیف شده 32 مورد
Comments
"به نام خدا"هیج کدام یک ازحرفهایتان راقبول ندارم.دانشجوهستم ونسل سومی وبرخلاف فکر شماهاعاقل.
Posted by: Anonymous | janvier 7, 2007 12:47 AM