« کنگره حزب UMP | صفحه اصلي | بزرگداشت ابه پیر »

درگذشت یک عزیز

seyyed%20mohammad.JPG

انسان بسیار رک و صریحی بود و در برخی موارد اطرافیانش از این صراحت عریان او آزرده می شدند و یه جورهایی شبیه رفتار این اروپایی ها بود که از تعارفات بعضا کسل کننده ما ایرانی ها بی بهره اند. خدا بیامرز حتی در برخورد با برخی به اصطلاح بزرگان هم رعایت شأن و شئون ایشانرا نمی نمود و انتقادات صریح خود را بی پرده بیان می نمود به همین دلیل ایشان سعی می کردند کمتر او را ببینند.

دیشب از طریق یک همشهری که هر روز مشتری صفحه ترحیم روزنامه خراسان است با خبر شدم عمویم به رحمت ایزدی رفته است.
اساسا دریافت خبر فوت عزیزان و بویژه اعضای فامیل نزدیک در غربت خیلی سخت است اما در طول این چند سال فوت دایی ، پدربزرگ و دیگر وابستگان دور و نزدیک خود و همسرم را تجربه کردم و تلخی آنرا چشیدم.
مرحوم سید محمد میردامادی عموی بزرگ من بود 82 سال داشت و از پدر من بزرگتر و در عین حال نسبتا سالم بود.
دو سال و نیم پیش که به ایران سفر کردم به دیدارش رفتم و دیدم مثل همیشه از روحیه خوبی برخوردار است . بطور کلی آدم بگو و بخندی بود و خدا بیامرز اخلاق خوبی داشت اما نه لزوما با همسر مرحومه اش که شش ماه پیش از خودش دار فانی را وداع کرد.
مرحوم سید محمد میردامادی در انقلاب مسجد گوهرشاد موسوم به واقعه کشف حجاب کودک 10 ساله ای بود که خود شخصا شاهد کشتار مردم بدست سربازان قزاق رضا شاه در حرم مطهر امام رضا (ع) بود و آن حوادث را برای ما تعریف می کرد. در جوانی به اصرار و اجبار زیاد پدر بزرگ مرحومم که از روحانیون بلند مرتبه مشهد بوده است وارد حوزه علمیه می شود و کسوت روحانیت را بر می گزیند. هنگامیکه برای تحصیلات دینی به حوزه علمیه قم می رود در منزل آیت الله سید صدر الدین صدر سکونت می یابد(آیت الله صدر پدر امام موسی صدر با پدر بزرگم آیت الله سید هاشم میردامادی نجف آبادی برادر خوانده بودند) و با امام موسی صدر و برادرانش آقا علی و آقا رضا صدر بسیاردوست و مأنوس می شود.
آنمرحوم مدتی هم به نجف اشرف می رود و با مرحوم نواب صفوی همدرس و هم مباحثه می شود اما بعد از فوت پدر بزرگم و ازدواجش همچون سایر برادرانش از جمله پدرم از این لباس خارج و راهی کسب و کار می شود و بدلیل آنکه به کارهای فنی علاقه مند بوده است مغازه تعمیر و فروش تلفن به نام تلفنسرا در کوچه موسوم به تلفنخانه مشهد براه می اندازد.
مرحوم البته در دوره کوتاهی که روحانی بوده مدتی هم در یک دبستان معلم بوده است اما خیلی زود از این کسوت بیرون می آید و راه دیگری را در پیش می گیرد.
علیرغم کنار گذاشتن لباس روحانیت اما تار و پود فکری حاکم بر اندیشه اش بی تردید یک اسلام سنتی بشدت کهن بود. بطور مثال همیشه به روحانیونی که موهایشان از زیر عمامه شان بیرون می آید بد و بیراه می گفت و اعتقاد داشت آخوند نباید لباده* بپوشد و اینها برای آخوند سوسول بازی است.
عموی مرحومم در سالهای اخیر و پس از آنکه بازنشسته شده بود به طب گیاهی روی آورده بود و در اطاقش قوطی هایی از انواع و اقسام ادویه و گیاهان دارویی را جمع کرده بود و کتب مربوط به این رشته را خوانده بود و نسبت به اثرات این گیاهان بسیار معتقد بود.
انسان بسیار رک و صریحی بود و در برخی موارد اطرافیانش از این صراحت عریان او آزرده می شدند و یه جورهایی شبیه رفتار این اروپایی ها بود که از تعارفات بعضا کسل کننده ما ایرانی ها بی بهره اند. خدا بیامرز حتی در برخورد با برخی به اصطلاح بزرگان هم رعایت شأن و شئون ایشانرا نمی نمود و انتقادات صریح خود را بی پرده بیان می نمود به همین دلیل ایشان سعی می کردند کمتر او را ببینند.
از دیگر خصائل نیکوی مرحوم عمویم سخاوت و بزرگ منشی ایشان بود. در دوره جوانی به سفارش پدر بزرگم مواد غذائی تهیه می کرد و به درب منازل افراد کم بضاعت فامیل می رساند. همچنین در امور فنی مهارت زیادی داشت خصوصا نجاری لوله کشی ،تأسیسات مرکزی ،تعمیر تجهیزات برقی و بویژه تلفن و مخابرات که تخصص اصلی اش بود. هنگامیکه خیلی سال پیش آلمانی ها برای اولین بار طرح کابل کشی مشهد جهت راه اندازی سیستم تلفن و مخابرات مرکزی رابر عهده گرفتند مرحوم سید محمد میردامادی از جمله افراد فعال در آن طرح در کنار مهندسین آلمانی بوده است. آلمانی ها بعد از اتمام کار بقدری از مهارت و تلاش آنمرحوم راضی بودند که دیپلم افتخار کارگر ماهر نمونه به او دادند.
تا همین اواخر با دوچرخه اش تردد می کرد و هیچوقت رانندگی اتومبیل نکرده یا حد اقل من به خاطر ندارم. علاقه زیادی داشت با مادر من ترکی صحبت کند و به این ترکی حرف زدنش خیلی می بالید. کمی هم عربی بلد بود زیرا پدر بزرگم بزرگ شده نجف اشرف بوده و از ایشان یاد گرفته بود.
خاطرات زیادی از شوخی ها و طبع لطیفش در ذهنم زنده می شود بخصوص وقتی پیش از آمدن به فرانسه برای خداحافظی پیشش رفتم و نصایحی که به من کرد و تأکید کرد اصالت خودت را فراموش نکنی و همیشه یک ایرانی مسلمان باقی بمان و ...
خدایش بیامرزد
* لباده نوعی لباس روحانیت است که از قبا شیکتر محسوب می شود و روحانیون امروزی بیشتر می پوشند و فرق آن با قبا که پوشش اکثر روحانیون شیعه می باشد در شکل ظاهری آن و نحوه بسته شدن آندو می باشد. قبا با دکمه در جلوی شکم بسته می شود اما در لباده غالبا دکمه وجود ندارد و یک لایه بر روی لایه دیگری قرار می گیرد.

Comments

Seraj jaan,
dargozasht e amooye shomaa ro tasliyat migam. omidvaaram baa yaad-aavari va anjaam e aamookhtehaaye nik e ishaan, yaad e u raa geraami bedaarid. shaadi o tandorosti baraaye shomaa doost e khoobam aarezoomandam...
سراج : حسین جان خیلی متشکرم

با سلام خدمت دوست عزيزم!
درگذشت عموي محترمتان را تسليت مي گويم!خدمت حضرت ابوي هم عرض تسليتم را بگوئيد(شماره تلفنشان را گم كرده ام و گرنه زنگ مي زدم).
به ويژگي مهمي اشاره كرديد كه در خانوادهء ميردامادي(انقدر كه من شناختم) در مشهد زياد شنيده ام!اينكه اصالت و شرافت انها مقدم بر قدرت حاكمه بود!
مستحضريد كه بسياري از خانواده هاي حكمرانان در اين مملكت براي رسيدن به الاف و الوف در برابر قدرت مجيزها گفته اند و در برابر رعيت تكبرها و تبختر ها ورزيده اند و شرافتي و هويتي و منزلتي و ارزشي جز وابستگي به قدرت حاكم نداشته اند!به قول ال-پاچينو در فيلم "شهرداري "كه به معاونش مي گويد: تو بدون قدرت كسي نيستي كه به حسابت بياورند.
اما ان قدر كه من در مشهد فهميدم و دانستم خانوادهء شما به خصوص حضرت ابوي گرامي نمونه بارز يك انسان ازاده به تمام معنا بودند و هستند و نه تنها از ارتباط نسبي شان با قدرت بهره اي نبرده و نمي برند كه مي دانم رسالت مدار سختي هائي هم شده اند!
عموي مرحومتان هم انگونه كه فرموده ايد چنين بوده است!
روانش شاد.
سراج : دوست گرامی جناب آقای دکتر حسین غیاثی از بذل محبتتان متشکرم. خداوند رفته گان شما را نیز مشمول رحمت قرار دهد.

محمد عزیز سلام
در گذشت عموی عزیزت را به تو ، خانواده و به خصوص پدر عزیز و محترمت تسلیت می گویم.خداوند ایشان را رحمت فرماید. دوست وبرادرت محمد.

سلام آقای میردامادی
من هم به شما تسلیت عرض نموده و آرزوی سلامتی برای شما و خانواده محترمتان دارم .
سراج : متشکرم جناب مرادی عزیز

salam
khoda rahmat konad ishan ra
سراج : متشکرم جناب عبدلی

انشالله خداوند رحمت کناد، هم ایشان و هم ما را!ـ
پایتده باشید.

سلام
درگذشت عموی گرامی ات را تسلیت میگم.
از خداوند برای آن مرحوم رحمت و غفران الهی و برای شما و سایر بازماندگان صبر و سلامتی مسئلت دارم.

سلام
براي ايشان مغفرت خداوندي و براي جنابعالي سلامتي آرزومندم.
سراج : متشکرم

جناب میردامادی
درگذشت عوی گرامیتان را تسلیت می گویم.
سراج : متشکرم

سلام و درود خدا بر بندگان صالحش
فقدان عزیز از دست رفته شمادر ایام شهادت سرور شهیدان آقا ابا عبدالله ،علیه السلام ، ما را هم محزون ساخت و یقین داریم سلامهاو زیاراتی که ایشان به ساحت آقا علی ابن موسی الرضا، علیه السلام ، داشته اند بهترین سرمایه ایشان در حشر خواهد بود و حاشا از کرم ولایت علوی ورضوی .
غفران وحشر با ابرار و اچدادشان را برای آن فقید سعید و صبر و تسلی را برای بازماندگان وبویژه برای شما از حضرت احدیت خواستارم.ما را هم شریک ماتم خویش بدانید.
سراج : جناب وحیدی از اظهار لطف شما متشکرم

سلام آقای میردامادی
درگذشت عموی محترمتان را تسلیت می گویم.
از خداوند برای آن مرحوم رحمت و غفران الهی و برای شما و سایر بازماندگان
صبر و سلامتی مسئلت دارم
سراج : با سپاس از لطف و محبت شما جناب آقای قائمی

Cher Mohammad
Nous vous exprimons toute notre sypmathie et vous prions d'agréer nos plus vives et plus sincères condoléances.
seraj: merci cher ami

cher Seraj
c'est avec regret que j'ai appris le décès de votre oncle paternel.c'est le chemin de la vie, tout le monde passe par là.
je vous présente toutes mes sincères condoléances. je suis de tout coeur avec vous.
seraj : merci cher M.saedi

با عرض سلام و تسلیت خدمت شما وخانواده محترم .
از خداوند برای آن مرحوم رحمت و غفران الهی مسلت دارم وبرای شما سلامتی وسربلندی .
ما را هم شریک غم خویش بدانید.
التماس دعا
سراج : متشکرم آقا سعید

Seraj Jan, Salaam,
omidvaram ke avalan khob bashi, va sanian az shenidaneh in khabar, besyar narahat shodam, in zaye'eh ra be shoma va khandaneh mohtaram mirdamadi tasliat arz mikonam, ghorbanat.
سراج : متشکرم اما من بچه محل زیاد دارم شما کدامیک از ایشان هستید؟

امير جان تسليت مي گويم.
اميدوارم روح عموي تازه گذشته در اين ايام عزيز و با عظمت با پاكان و بزرگان محشور شود.
سراج : خیلی متشکرم مجید جان

سلام آقا امير
منم مصيبت وارده رو به شما وساير اعضاي فاميل بزرگ ميردامادي تسليت مي گويم. اميدوارم هرچي خاك اون مرحومه عمرشما وخانواده باشه.
سراج : خیلی ممنون رضا جان

با سلام و عرض تسلیت امیدوارم فضائل نیک آن مرحوم در وجود همگان باشد ما را هم دعا کن سید عزیز

Cher ami
Veuillez recevoir mes condoléances les plus sincères
Je comprends combien cela peut être éprouvant de perdre un être cher surtout lorsque l'on est loin de son pays et des siens.
Rappelez vous, j'ai moi même perdu mes deux frères il y a presque 2 ans dans la mosquée Ark de Téhéran
Faites aussi une prière pour eux le 14 février
سراج : دوست گرامی جناب معزالدین مجابی از پیام شما متشکرم.
خداوند برادران شما را هم رحمت کند.
پیروز و سربلند باشید

سلام سید عزیز روح ایشان قرین رحمت الهی باشد . توفیق و درک معرفت عالیه انسانی و روز افزون را برایتان آرزومندم
خانوم و متین جان را سلام برسانید
سراج : سلام جعفر جان ، از اظهار لطف و محبتت متشکرم شما هم خانم و اخوی را سلام برسانید.

seraj jan salam ; az dargozasht e marhom e amoo besyar moteassef shodam , va b e shoma va khanevadeye mohtaram tasliat arz mikonam .
omidvaram ke baghaye omre bazmandegan bashad.
سراج : علیرضا جان متشکرم ، با تشکر از اظهار لطف شما. به خانم سلام برسانید

سلام
آقای میردامادی
درگذشت عموی بزرگوارتان را تسلیت می گویم
سراج : متشکرم