« رئیس جمهور فرهیخته و دانشمند شانزده ساله! | صفحه اصلي | یک خبر و چند اشکال »

تعطیلی بازتاب و خبرنگار ارزشی

فؤاد صادقی مدیر سابق این سایت از فرماندهان بسیج دانشجویی در دانشگاه امیر کبیر(پلی تکنیک تهران) بود که در راستای تقابل با انجمن اسلامی دانشجویان این دانشگاه که از جمله پیشگامان جنبش دانشجویی ایران می باشد از هیچ اقدامی دریغ نمی نمود. اما علیرغم گرایشات غالباً افراطی گردانندگان این سایت و علیرغم راست رویهای تا حدی غیر اخلاقی و کیهان گونه ایشان باید در مواردی هم از اطلاع رسانی و نقادی های دلسوزانه ایشان تقدیر و تشکر کرد.

اعلام غیرقانونی بودن سایت اصولگرای بازتاب از سوی وزارت ارشاد آخرین نمونه از مهرورزی دولت احمدی نژاد می باشد که به نوبه خودم آنرا محکوم می نمایم. اما اینبار این مهرورزی شاید با دفعات قبل متفاوت باشد.
بازتاب یک سایت اصولگرای پرخواننده ای است که با حمایت محسن رضایی و جمعی از نیروهای وابسته به جریان راست اقتدارگرا اداره می شود. از سوی دیگر ریشه هایی در بخشهای غیر احمدی نژادی اقتدارگرایان دارد که از پشتیبانی تمام عیار ایشان دست برنمی دارند که نمونه بارز آن نامه نمایندگان مجلس در اعتراض به توقیف این سایت می باشد.
فؤاد صادقی مدیر سابق این سایت از فرماندهان بسیج دانشجویی در دانشگاه امیر کبیر(پلی تکنیک تهران) بود که در راستای تقابل با انجمن اسلامی دانشجویان این دانشگاه که از جمله پیشگامان جنبش دانشجویی ایران می باشد از هیچ اقدامی دریغ نمی نمود.
اما علیرغم گرایشات غالباً افراطی گردانندگان این سایت و علیرغم راست رویهای تا حدی غیر اخلاقی و کیهان گونه ایشان باید در مواردی هم از اطلاع رسانی و نقادی های دلسوزانه ایشان تقدیر و تشکر کرد. بی شک بدور از انصاف است که فقط به ستیز بازتابیان با اصلاح طلبان بپردازیم اما انتقادات تا حد زیادی ملایم ایشان خطاب به احمدی نژاد و وزرای دولت مهرورزی را نادیده بگیرم. به این انتقادات باید مخالفت با برپایی کنفرانس فضاحت بار هولوکاست در تهران و آنهم توسط وزارت خارجه را نیز در کارنامه منجر به توقیف این سایت افزود.
امروز دیدم خبرنگار ارزشی این سایت در پاریس که اتفاقا با اینجانب و گرایشات فکری-سیاسی ام بسیار خصومت دارد مصاحبه خوبی کرده و حرفهای اصلاح طلبانه ای را بیان کرده است که برخود لازم دانستم از بخشهای زیادی از مطالب مطروحه در این مصاحبه دفاع و متعاقباً تشکر نمایم.
اما سخن اینجانب با این خبرنگار محترم و ارزشی این است که اساسا نواقتدارگرایان حاکم در دولت احمدی نژاد اعتقادی به اطلاع رسانی نقادانه ندارند و درست به همین دلیل سایت بازتابی که جز همکاری و حمایت از دولت و اندک انتقادی از ایشان چیزی در کارنامه خود ندارد نیز به محاق توقیف برده می شود وای به دگر اندیشان و اصلاح طلبان و روشنفکران این مرز و بوم که سخن در باب ایشان سخت و دشوار می باشد.
جناب ایمانی عزیز و سایر دست اندرکاران سایت اصولگرای بازتاب حال که صابون فیلترینگ و توقیف به تنشان خورده است درد سایتها و وبلاگهای فیلتر شده را خوب می فهمند و از سوی دیگر قدر وزارت ارشاد اصلاح طلبان را می دانند که از منتقدین خود استقبال می کرد حال آنکه صفار هرندی معاون سابق حسین شریعتمدار در کیهان به تلافی مقاله "از صفار تا فتاح" دست به توقیف این سایت می زند یعنی درست برخوردی جهت اثبات تمامیت خواهی مهرورزان حاکم در دولت نهم.
اگر در دایره تنگ دولت و وزارت ارشاد بازتاب اصولگرا اجازه فعالیت نداشته باشد پس دیگر در این مملکت چه کس یا کسانی اجازه فعالیت اطلاع رسانی خواهند داشت؟ براستی چرا این تعریف قانونی و غیر قانونی ، مجاز و غیر مجاز چنین تنگ و تنگتر از دوران اصلاح طلبان شده است؟ مگر قرار نبود که مهرورزی با بندگان خدا سرلوحه این دولت باشد ، پس چه شد؟ آیا بازتابی ها بندگان خدا نیستند؟
اینجانب که غالبا بیش از هشتاد درصد با جناب ایمانی اختلاف نظر دارم اما برای ایشان احترام خاصی قائلم ، تصدیق می کنم که ایشان نه تنها در این پاریس و فرانسه حتی در کل اروپا مخلصترین نیروی وفادار به جمهوری اسلامی با قرائت اقتدارگرایانه و معتقدترین فرد به ولایت مطلقه فقیه و شخص رهبری کنونی می باشد ، آیا این کافی نیست؟ مسئولان مرکزی این سایت هم کم و بیش مثل این خبرنگار ارزشی هستند و در اخلاص و اعتقاد به نظام جمهوری اسلامی و ولایت مطلقه فقیه چیزی کمتر از خبرنگار پاریسیشان نیستند پس اشکال کار کجا است؟
همانطور که اشاره ای کردم صرف اخلاص و اعتقاد تمام و کمال به نظام و رهبری برای اقتدارگرایان حاکم کافی نیست بلکه باید در راستای آنچه که تقویت نظام [بخوانید تقویت حاکمان در دولت و رهبری] خوانده می شود حرکت نمایند و مبادا ذره ای و فقط اندکی زبان به انتقاد و مخالفت با دولت و رئیس جمهور محترم گشوده و مطلبی ، مقاله ای ، خبری یا گزارشی انتشار داده شود.
نوع نگاه و قضاوت تیپ فکری افرادی همچون احمدی نژاد و صفار هرندی به اصحاب رسانه ها نگاهی امنیتی و نظامی است که کوچکترین چون و چرایی را تحمل نمی نمایند و در هنگام قضاوت هرگز نمی اندیشند که این سایت یا رسانه چقدر به دولت و جریان فکری وابسته به آن خدمت کرده و چه میزان ناجوانمردانه مخالفان و منتقدان این دولت را مورد هجوم و تخریب قرار داده [حتی جوابیه افرادی که در جهت تقویت حزب حاکم در دولت آبروی ایشانرا برده شده را هم انتشار نداده است ] بلکه به این می اندیشند که این سایت نباید در کوچکترین موارد نیز سازی جدای از ساز دولت سر دهد. به تعبیر ساده تر وزارت ارشاد رسانه ای را خودی می داند که همواره خودی باشد نه آنکه در نود و هشت درصد موارد خودی باشد و دو درصد با نوای انتقاد و مخالفت که در فرهنگ کیهانی "غیر خودی" ، "صدای دشمن" یا "سخن قلم بدستان مزدور" خوانده می شود همنوا شوند.
بازتاب باید درس بزرگی از این مواجهه مهرورزان بگیرد و راه خود را از اقتدارگرایان حاکم جدا کند و تقوای بیشتری را در اخبار و گزارشات خودش بویژه در خصوص ورود به حوزه زندگی شخصی افراد حتی مخالفان و معاندان نظام جمهوری اسلامی اعمال نماید.
بی تردید می توان هم به نظام جمهوری اسلامی معتقد بود و هم عملکرد دولت را به بوته نقد کشاند. بازتاب باید سعی کند میدان را خالی نکند اما در روشها و باورهای خود تجدید نظر کند از انتقاد عریان و بدون ملاحظه رئیس جمهور و وزراء دریغ نورزد و به اطلاع رسانی شفاف و فارغ از پیش داوری بپردازد.
برای این سایت و خبرنگار ارزشی آن در پاریس آرزوی موفقیت دارم.

Comments

آقای میردامادی ، فارغ از موضوع یادداشت شما این آقای ایمانی انسان شریفی است و به نظر می رسد دلسوز هم باشد اما خبرنگار باید خوش برخورد و گرم و گیرا باشد اما این برادر را نمی شود با یک من عسل هم خورد. در ثانی فقط در جلسات سفارت حاضر می شود و در هیچ جلسه دیگری دیده نمی شود، خبرنگار باید همه جا حاضر باشد. به هر حال من ایشان را علیرغم نچسبی اش دوست می دارم.

جايزه هلمن - همت و آقاي علي افشاري
در " طنز كاظم "

با نام و ياد خدا
همانطور كه به دوست عزيزم آقاسعيد قول داده بودم جوابي مختصر به تحليل آقاي ميردامادي در مورد مسدود شدن سايت بازتاب و خبرنگار آن در پاريس نوشتم كه اميدوارم باعث رفع بعضي از ابهامات مطرح شده باشد.
در اينجا سعي خواهم كرد در دو بخش يكي براي ميردامادي خبرنگار و يكي هم براي آقاي ميردامادي مطالبي را مطرح كنم تا شايد با رفع اشكال ها و اتهامات فضا كمي روشنتر شود.
آقاي ميردامادي تحليل شما بيشتر به متن سخنراني براي يك متينگ سياسي شباهت دارد. شما از بدو تحليل خود شروع به شعار هاي كليشه اي تاريخ مصرف تمام شده كرده ايد اين شعارها حتي مورد استفاده بزرگان بعضي از جناحهاي سياسي افراطي هم قرار نمي گيرد و تكرار آن از طرف يك روزنامه نگار بدور از انتظار است .شما از ابتداي مطلب خود با متهم كردن افراد و دادن القاب دلخواه درنظر داريد مخاطبان هم مثل شما فكر كنند واين با حرفه روزنامه نگاري كه بي طرفي و عينيت گرائي محور اصلي آن است همخواني ندارد..
شما مدعي هستيد كه آقاي فواد صادقي را مي شناسيد و از او شخصيتي مي سازيد كه براي مخاطبان شما هيج وسيله اي براي شناخت چنين شخصيتي بجز حرفهاي شما وجود ندارد. .شما در همين راستا ا پايگاه بازتاب را وابسته به نيروهاي وابسته به راست اقتدارگراو .....غالبا افراطي و غير اخلاقي و... معرفي مي كنيد.
شما يك روزنامه نگار هستيد و بايد بهتر از هر كسي بدانيد كه يك تحليل با نوشتن مطلب در دفتر خاطرات متفاوت است و براي يك تحليل، هم بايد مخاطبان را محترم شمرد و هم اين كه براي متقاعد كردن آنها حداقل ادله اي آورد.
آشنائي اندكي كه بنده با كارگزاران سايت بازتاب بوژيره آقاي صادقي دارم هيج كدام از تعريفهاي شما را مطابق با واقعيت نمي بينم و مطمئنم كه شما در برداشتتان اشتباه مي كنيد انتقادات زيادي به دوستان در بازتاب وجود دارد ولي متاسفانه هيج كدام از انتقادات شما را وارد نمي بينم
در بازتاب دوستان سه محور كاري را براي خود تعيين كرده بودند : منافع ملي ، ارزشهاي اسلامي، ارائه آنچه كه هست نه آنجه كه مي خواهند باشد البته تا رسيدن به سه موضوع ياد شده فاصله زيادي باقي مانده است و آنهم نه بخاطر تنگ نظري دولت مردان بلكه بخاطر فرهنگ حاكم در جامعه ماست كه دولت مردان هم برخواسته از همين فرهنگ هستند . اگر هم استقبالي از طرف افكار عمومي از اين سايت بود شايد بخاطر همين ويژه گي بود دوستان بخوبي نشان دادند كه هم مي توان طرفدار دولت بود و هم از آن انتقاد كرد ، هم مي توان با اصولگرایان بود و هم از آنها انتقاد كرد ، هم مي توان با اصلاحطبان بود وهم از آنها انتقاد كرد .بعقيده بنده مشكل اساسي كشور ما ، در زمينه اطلاع رساني بيشتر يك مشكل فرهنگي اجتماعي است
در كشور ما خبرنگاران واصحاب رسانه بيشتر مي خواهند كار سياست مداران را انجام دهند و سياست مداران و طيف هاي سياسي هم براي فرار از مسئوليت بيشتر سخنراني و گزارشگري مي كنند همين تحليل آقاي ميردامادي نمونه بارز آن است.
اما سخن بنده با آقاي ميردامادي : شما نوشته ايد كه بنده با شما بسيار خصومت دارم .بنده نمي دانم شما چگونه به چنين نتيجه اي رسيده ايد؟ و اين براي شما كه جواني پركار و پر استعداد هستيد مي تواند در طولاني مدت بسيار مخرب باشد .تا آنجا كه از خود خبر دارم هيج خصومتي در دل از شما سراغ ندارم .البته اگر تفاوت برداشت افراد در مورد مسائل سياسي و اجتماعي براي شما بمعني خصومت باشد اينرا بايد با مراجعه به فرهنگ لغات اصلاح كنيد و از آنجا كه منادي اصلاح طلبي هستيد اين كاربراي شما نبايد خيلي سخت باشد .بنده با دو مورد از كارهاي شما مخالف بودم كه يكي مربوط به پرچم شير و خورشيد بود و يكي ديگر كه در اينجا صلاح نمي دانم از آن ياد كنم.آيا مخالفت با دو نخ از كارها شما معني خصومت بسياربا شما را دارد؟
عجيب است چراشما فكر مي كنيد هر كس كه باشما نبود حتما بر عليه شماست؟
دوستي در بخش نظرات نوشته اند كه با يك من عسل هم نمي توان اين موجود را خورد خدمت اين دوست عزيز عرض كنم كه اين ايراد شمانسبت به بنده كاملا وارد است و اينرا شما بحساب كسالتي بگذاريد كه مدت دوسالي است كه عارض ما شده است ولي در مورد كار خبر و خبرنگاري بايد بگويم كه اين كار نياز به وقت و امكانات مادي حداقلي دارد كه بنده از آن بي بهره مي باشم واگر كار كوچكي هراز چند وقت از حقير در اينجا و آنجا ديده مي شود بيشتر بخاطر عدم انجام وظيفه دوستان خبرنگار مامور در اين ديارمي باشد كه بيشتر تاريخ حراج ها رادر فرانسه بيشتر از مسائل حياتي ديگر مرتبط با افكار عمومي دراين اينجا دنبال مي كنند .
شاهد اين مدعا هم مقايسه كار يك خبرنگار خبرگزاري فرانسه در ايران و وجود نزديك به ده خبرنگار رسمي و نيمه رسمي وطني در فرانسه مي باشد آن خبرنگار 18 تير را با انجام گزارش و مصاحبه نه تنها به فرانسه بلكه بدنيا مخابره كرد و خبرنگاران ما بعداز سه هفته بلوا در فرانسه، در اخبار ناقص بريده شده از رسانه هاي فرانسوي علت اين بلوا را كشته شدن دو سياه پوست از اراذل اوباش مخابره مي كردند
علي
سراج : جناب ایمانی قصد پاسخگویی مورد به مورد ندارم اما لازم می دانم به نکاتی اشاره نمایم.
همانطور که نوشتم نگاهم به بازتاب سیاه و سفید نیست اما نمی توانم تهمت زدنهای کیهانگونه این سایت به افراد را فراموش کنم. در بسیاری موارد حتی پاسخ افراد قربانی این سایت هم انتشار نمی یابد. حتی یک مورد آن توسط خود شما و در خصوص آقای صادق خرازی بود که واقعاً کاری غیر اخلاقی و بدور از رسالت واقعی کار اطلاع رسانی محسوب می شد.
در بسیاری موارد حتی از انتشار کامنتهای کمی انتقاد آمیز هم امتناع می نمایند .
در خصوص آقای صادقی به شما حق می دهم به علت اقامت طولانی در دیار غربت سوابق افراد را در ایران ندانید اما اینجانب حد فاصل سالهای 1374 تا 1380 در جریان مستقیم و غیر مستقیم فعالیتهای جنبش دانشجویی بوده ام و نیک به خاطر دارم چه کسی در راستای چه جریانی قدم برمی داشت، اگر قبول ندارید از فعالان دانشگاه ایشان بپرسید.
البته شخصا خودم را یک روزنامه نگار بی خط و ربط نمی دانم و در واقع برای خودم به قول فرانسوی ها دو کاسکت قائل هستم ، کاسکت روزنامه نگاری و اطلاع رسانی و کاسکت اصلاح طلبی و دفاع از منافع ملی .در بعضی موارد این دو نقش با هم مخلوط می شود همانطور که در کار سایت مطبوع شما (خلط میان اطلاع رسانی و اصولگرایی )هم چنین می باشد و اگر خواستید موارد آنرا به شما نشان خواهم داد.
جناب ایمانی ، اینکه صابون مهرورزی آقایان به تن شما خورده و باید قدر اصلاح طلبان را دروزارت ارشاد دولت سابق بدانید سخنرانی و شعار تاریخ مصرف گذشته است یا واقعیتی که وجدان شما هم به آن گواهی می دهد؟
در خصوص گزارش آنچه که هست نه آنچه که باید باشد جنابعالی عملا در تجمع تروکادرو چنین نکردید و واقعیت را آنچنان که آرزو داشتید تصویر نمودید نه آنچنانکه بود. خود شما نیک به خاطر دارید که تعداد و اندازه پرچمهای شیر و خورشید در آن تجمع نسبت به پرچمهای جمهوری اسلامی در اندازه آچهار بسیار چشمگیرتر بود. تعداد شرکت کنندگان را هم بنده با تکیه بر شمارش تک تک افراد منتشر کردم اما شما بر اساس ایدئولوژی خود خبررسانی کردید.
اینجانب حتی زمانیکه از دولت جمهوری اسلامی ارتزاق می کردم اندیشه و قلمم را در اختیار حکومت قرار ندادم و استقلال فکری وسیاسی خودم را نشان دادم .
اما اینکه نوشته اید با من خصومتی ندارید ان شاء الله که چنین است و ما به عنوان دو برادر دینی باید با هم چنین باشیم و غیر از این متصور نیست اما قرائنی داشتم که چنین ادعایی را اثبات نمی نمود که بماند برای یک گفتگوی حضوری.
ضمنا ً برای جنابعالی آرزوی صحت و سلامتی و موفقیت در امر اطلاع رسانی دارم.

خوب شد این بازتابی ها را بیشتر شناختیم. آقای اصلاح طلب، آقای خبرنگار بازتاب اروپا نشین همه تون سر و ته یک کرباس هستید ما بچه حزب اللهی ها خوشحالیم که سایت بازتاب را بستند چون شما هم مثل این اصلاح طلبان بی دین و لائیک خائن به ولایت هستید.اصلا شاید هم تعطیلی این سایت تفرقه افکن به دستور خود آقا باشد.

آقای بازتابی من آقای صادقی را خوب می شناسم. ایشان سابقاً به این اندازه اهل اطلاع رسانی و از این شعارهای مدرن نبود. جلسات دکتر سروش را بهم می زد و یه پا گروه فشار بود. خوب حالا سر عقل آمده اشکالی ندارد اما گذشته را نمی توانیم به این راحتی فراموش کنیم.

ُسلام آقای میردامادی
قصد کوبیدن خبر نگار بازتاب در پاریس را ندارم ولی این درد آور است که سایتی ادعای اصولگرایی می کند و نسنجیده بر علیه افراد گزارش می دهد؛ نمونه های آن فقط از پاریس که نمی دانم چرا زیاد است:!!!ـ
خبر های دروغ پیرامون
«اخذ بورس تندروهای تحکیم برای تحصیل در پاریس»
«مطالب کذب پیرامون سرپرست قبلی دانشجویان فرانسه»
انتشار مطالبی درباره کاردار سابق سفارت همراه با یک عکس و ایجاد شبهه»
کاش شما هم مطلبی که درباره آقای خرازی اشاره کرده بودید اضافه کنید تا کلکسیون کامل شود. هرچند که فکر کنم زیاد باشد!