« گنجینه های مکشوفه افغانستان | صفحه اصلي | فراخوان صلح خواهی ملت ایران »

دکتر پیروز مجتهد زاده:تهدیدات آمریکا علیه موجودیت ملّی ما است

در دولت آقای خاتمی اگر قرار بود که وزیر خارجه اش(البته وزیر خارجه اش از دید من اصلاً قابل بحث نیست) اگر قرار بود که وزیر خارجه اش و رئیس هیأت مذاکره کنندگانش مثل خودش عمل می کردند الان همه ملت ایران باید در خانقاه باشند(خنده ممتد)، باید توی کتابخانه باشند . آنها کار خودشانرا می کردند همین مسائل و نظرات ایشانرا بصورت دیپلماتیک و اجرائی در می آوردند و پیگیری می کردند و خطا هم زیاد بود و مشکلاتی هم برای خودشان درست می کردند. الان هم همان حالت را دارد اگر قرار باشد آقای لاریجانی هم برود سر میز مذاکره هم بگوید اسرائیل فلان خوب اوضاع بهم می ریزد این است که آنها ناچارند در پیگیری مسائل خودشان آن سیاستهای اصلی را بصورت قابل پیگیری در بیاورند. حرفهایی که زده می شود همه اش یکی است ، یکی خیلی تند و تیز و آشتی ناپذیر و یکی خیلی نرم و آرام و آشتی پذیر ، تفاوت هست اما تضاد نیست.

یکشنبه گذشته مصاحبه مفصلی با دکتر پیروز مجتهد زاده استاد ژئوپولیتیک دانشگاه تربیت مدرس و مقیم لندن پیرامون بحران هسته ای ایران و واکنشهای بین المللی انجام دادم که بزودی در حیات نو منتشر خواهد شد. در اینجا گوشه ای از این مصاحبه را می آورم و بعد از انتشار در حیات نو متن کامل آنرا در معرض استفاده خوانندگان محترم قرار خواهم داد.
...
حیات نو : سئوالی که مطرح می باشد این است که عده ای اعتقاد دارند رئیس هیأت مذاکره کننده ایران( آقای لاریجانی) در این گفتگوها با رئیس جمهور هماهنگی لازم را ندارند. برخی اعتقاد دارند آنچه که آقای احمدی نژاد می گوید با آنچه که لاریجانی و متکی می گوید در یک راستا نیست و ادبیات و گفتمانی متفاوت دارند و از یکسانی برخوردار نیستند آیا شما این تفاوت را می بینید یا نه؟
دکتر مجتهد زاده : نه ، آنهایی که این صحبت را می کنند الگوی تشخیصشان الگوی دولت قبلی است. در الگوی دولت قبلی آقای رئیس جمهور هیچ نظر خاصّی در خصوص روابط بین المللی نداشت. روابط بین المللی را یا مذاکره کنندگان مسئله هسته ای اداره می کردند یا وزیر خارجه بر اساس ابتکارات خودش. در دولت احمدی نژاد وضع فرق کرده است ، این الگو تغییر کرده است کسی که بیشترین بحث را در خصوص روابط خارجی می کند خود آقای احمدی نژاد است در دولت قبلی رئیس جمهور فقط اعلام کرد ما صلح طلب هستیم و آشتی پذیر هستیم و دنبال تنش زدایی در روابط خارجی هستیم و رفت پی کارش ، دیگر هر روز وارد جزئیات نمی شد که بوش و اسرائیل حمله کند بقیه کارها را زیر دستانش انجام می دادند و البته من خیلی ایراد دارم که اصلاً نمی پرسید که آقای وزیر خارجه شما دارید چه می کنید؟ او هر غلطی دلش می خواست می کرد. در دولت جدید بر عکس شده است بطور طبیعی آنهم نه بطور غیر طبیعی . متأسفانه بسیاری از سیاستمداران اسیر سیاست زدگی هستند و همه چیز را بر اساس شک و تردید نگاه می کنند و این بسیار طبیعی است. یعنی یک رئیس جمهوری جای یک رئیس جمهوری را گرفت که بسیار ملایم بود و این بسیار سخت گیر است و نمی توانیم ایراد بگیریم چرا سخت گیر است آن وقتی که موقع انتخابات بود اگر دوست نمی داشتید می خواستید رأی ندهید ، اکثریت رأی دادند و انتخاب شد و ما باید بپذیریم که ایشان انتخاب شده است دموکراسی یعنی این یعنی تحمل کردن.
حیات نو : در اینجا یکی از کاندیداهای ریاست جمهوری به نام آقای سارکوزی وقتی از ایشان در مورد احمدی نژاد و اینکه بصورت دموکراتیک انتخاب شد پرسیدند پاسخ داد که هیتلر هم دموکراتیک انتخاب شد.
دکتر مجتهد زاده : خوب که چی ؟ بله هیتلر هم دموکراتیک انتخاب شد. هیتلر را هیچ کس نمی تواند بگوید که نمی بایستی از طریق دموکراتیک انتخاب شود مشکل بعداً پیدا شد و نه قبلاً و باید به این افراد گفت اینقدر چرت نگوئید. هیتلر وقتی آن هیتلر منفی شد که سالها از انتخابش گذشته بود آنموقع که انتخاب می شد آدم دموکراتیکی بود و آنجور برنامه هایی نداشت و آن برنامه ها بعداً خودنمایی کردند شما نمی توانید سرزنش بکنید خود انتخابات را که بعداً چه اتفاقی می افتد اینها شعور سیاسی درستی ندارند، دارند اما به دلخواه خودشان مسائل را تجزیه و تحلیل می کنند تا به مقاصد خودشان برسند . اولاً عرض می کنم که بسیار آدمهای بی نزاکت و غیر دموکراتیکی هستند آنهایی که یک شخصی را با یک شخص دیگری مقایسه می کنند حالا می خواهد هر کسی با هر کسی باشد مقایسه کردن آقای احمدی نژاد با چرچیل هم کار بسیار خطا و غیر انسانی است مقایسه کردن ایشان با گاندی هم این حالت را دارد با هیتلر هم همین حالت را دارد.
حیات نو : با مصدق هم همین حالت را دارد.
دکتر مجتهد زاده : بله فرقی نمی کند. در سیاست داخلی هم یک عده سعی می کردند بگویند آقای خاتمی مصدق است. کی گفته؟ آقا مصدق آتش برپا می کرد این آقا به وزیرش هیچ نمی توانست بگوید. نه اینکه مصدق که آتش برپا می کرد خیلی خوب باشد از او هم کلی می توان ایراد گرفت.
حیات نو : در نتیجه شما بین گفتمان حاکم بر مواضع لاریجانی و احمدی نژاد تفاوتی نمی بینید؟
دکتر مجتهد زاده : تفاوت می بینم اما این تفاوت صوری است. یعنی متکی و لاریجانی وظائفی دارند که احمدی نژاد آن وظائف را ندارد ، نقشی دارند که احمدی نژاد آن نقش را ندارد. احمدی نژاد رئیس جمهور این دولت است که انتخاب شده و سیاستهای خاصی را قبل از انتخاب شدن اعلام و مطرح کرد وعده ای که علاقه مند به آن سیاستها بودند به ایشان رأی دادند. او سیاستهایی را از قبل اعلام کرد که حالا بد است ، خوب است ، تند یا کند است بحث دیگری است ، این سیاستها را اعلام کرد و دولتی هم دارد که در این دولت افراد وظائف خودشانرا دارند از جمله وزیر خارجه که رئیس دیپلماسی است و آقای لاریجانی هم رئیس هیأت مذاکره کنندگان و دبیر شورای امنیت ملی است. اینها وظائفشان دیپلماتیک است اینها وظیفه شان است که همان سیاستها را در قالبهای دیپلماتیک پیگیری بکنند . آقای احمدی نژاد خیلی سیاسی مطرح می کند نقطه نظراتش را و دیپلماتیک نیست و تفاوتش در این است. آنها وظیفه ندارند به همان صورت پیگیری بکنند .
حیات نو : آیا این یک نوع تقسیم کار است یا جایگاهشان این را اقتضا می کند؟
دکتر مجتهد زاده : نه دولت یعنی این، در همه دنیا اینگونه است. همین تونی بلر در بریتانیا می آید یک سلسله مزخرف می گوید اما وزیر خارجه اش یک جور دیگری آنرا پیگیری می کند ، خیلی ملایمتر و خیلی دیپلماتیک تر و با مرافقت و دوستی بیشتری همان مطلب را پیگیری می کند. او مجاز نیست مطلب دیگری را پیگیری بکند.
حیات نو: آنوقت ممکن نیست این دو یکدیگر را خنثی کنند؟
دکتر مجتهد زاده : ابداً ، مگر اینکه خصومت در کار باشد .
حیات نو : نتیجه این دو نوع بیان منجر به این می شود که در اوج بحران هسته ای، از سوی رئیس جمهور بحث هولوکاست و حفظ اسرائیل از نقشه دنیا مطرح می شود این نمی تواند تلاشهای دیپلماتیک لاریجانی را خنثی بکند؟
دکتر مجتهد زاده : این در پروسه کار است.
حیات نو : بطور مثال لاریجانی در سخنرانی خودش در کنفرانس مونیخ صراحتاً اعلام می کند ایران تهدیدی برای اسرائیل نمی باشد.
دکتر مجتهد زاده : ببینید در پروسه کار سیاست این تضادها خودنمایی می کنند و بطور طبیعی همدیگر را صاف می کنند ، همدیگر را خنثی می کنند اگر روال عادی باشد. اما اگر روال به این صورت باشد که رئیس دیپلماسی یا رئیس مذاکره کنندگان سیاستهای دیگری را برای خودش داشته باشد و پیگیری نماید در آنصورت دعوا خواهد بود که ظاهراً ما اینرا نداریم. ظاهراً در دولت آقای احمدی نژاد اگر چه زبان خودش و این حضرات فرق می کند ولی ما تضاد به آن معنی نمی بینیم که مثلاً آقای لاریجانی سیاستهای خاص خودش را یا سیاستهای گروه دیگری را بخواهد پیگیری بکند دو نقش است لاریجانی مذاکره کننده است و مذاکره کننده دعوا و کتک کاری ندارد و آن آقای رئیس جمهور سیاسی است ودعوا و کتک کاری دارد این آقا وظیفه اش این است که دعوا و کتک کاری را در امر مذاکره در پروسه مذاکره تعدیلش بکند بصورت فرمول دربیاورد که قابل بحث باشد در این پروسه است که اگر یک وقتی مثلاً فرض کنیم که یک مسئله حاشیه ای بسیار گنده بصورت مانع دارد در می آید باید بین خودشان حل کنند و بگویند آقا آرام بیا که خودش هم آرام شد دیگه فعلاً این هولوکاست را تعطیل کرده کارش را انجام داد ، جلسه را تشکیل داد و دیگه صحبتش را نمی کند و اسرائیل را هم نمی خواهد از روی نقشه دنیا بردارد و توضیح داد. سیاست اینگونه است بسیاری از دولتها هم به این شکل هستند. همه افراد به یک شکل فکر نمی کنند.
در دولت آقای خاتمی اگر قرار بود که وزیر خارجه اش(البته وزیر خارجه اش از دید من اصلاً قابل بحث نیست) اگر قرار بود که وزیر خارجه اش و رئیس هیأت مذاکره کنندگانش مثل خودش عمل می کردند الان همه ملت ایران باید در خانقاه باشند(خنده ممتد)، باید توی کتابخانه باشند . آنها کار خودشانرا می کردند همین مسائل و نظرات ایشانرا بصورت دیپلماتیک و اجرائی در می آوردند و پیگیری می کردند و خطا هم زیاد بود و مشکلاتی هم برای خودشان درست می کردند. الان هم همان حالت را دارد اگر قرار باشد آقای لاریجانی هم برود سر میز مذاکره هم بگوید اسرائیل فلان خوب اوضاع بهم می ریزد این است که آنها ناچارند در پیگیری مسائل خودشان آن سیاستهای اصلی را بصورت قابل پیگیری در بیاورند. حرفهایی که زده می شود همه اش یکی است ، یکی خیلی تند و تیز و آشتی ناپذیر و یکی خیلی نرم و آرام و آشتی پذیر ، تفاوت هست اما تضاد نیست.
----------
متن کامل این گفتگو را بعداً تقدیم خواهم کرد

Comments

آقا قطره چکّانی مطالب را درز می دهید.

از یک استاد دانشگاه بعید است اینگونه صحبت کند. من تصور می کردم وزینتر از این باشند اما خیلی از کلمات مناسب استفاده نکرده اند.

اردیبهشت امسال در همایش "فلسفه میان فرهنگی و عالم معاصر" سید محمد خاتمی رییس جمهور سابق کشورمان به عنوان رییس مرکز گفتگوی تمدن ها دعوت شده بود و سخنرانی اش اختصاص داشت به فلسفه میان فرهنگی و گفتگوی تمدن ها. آقای خاتمی دراین جمع که اساتید فلسفه ایرانی و غیر ایرانی و نیز دانشجویان رشته های مختلف حضور داشتند در ضمن صحبت هایش زمانی که خواست مثالی از دنیای سیاست بیاورد گفت :" می دانم که این مثال سیاسی دون شان جلسه و حاضرین آنست". دراین سخن حکمتی نهفته است که چند سالی است دغدغه ذهنی ام شده و خط مشی عملی ام قرار گرفته است...با سیاست دررویکرد فلسفی به روزم