« کدام رشته پولسازتر؟ | صفحه اصلي | نامه سرگشاده ۵۵۰ فعال سياسی به رييس قوه قضائيه »

زنان مدرن ، زنان مرتجع

در این فیلم از یک سو زنان ایرانی محجبه و با ظواهری ایدئولوژیک که تعدادشان هم زیاد است به دفاع از اسلام و جمهوری اسلامی و از سوی دیگر زنانی غیر محجبه و البته باز هم ایرانی به نقد عملکرد جمهوری اسلامی در زمینه تساوی حقوق زن و مرد می پردازند و در این میان سایر زنان اروپایی و آسیایی نظاره گر این محاجّه هستند. در میان گروه زنان مسلمان چهرهای شاخصی همچون سهیلا جلودارزاده ، اعظم طالقانی ، محبوبه عباسقلی زاده ، چند نماینده مجلس و استاد دانشگاه نیز دیده می شدند. گروه دوم انتقادات خودشانرا فراتر از آن برده و به اصل اسلام و فقه مربوطه که به زعم ایشان تعدد زوجات و عدم تساوی حقوقی و جزایی را میان زن و مرد تجویز می نماید نیز اعتراض می نمودند.

"زنان مدرن زنان مرتجع " نام فیلم مستندی بود که دیشب در فستیوال هنر در تبعید دیدم. فستیوال هنر در تبعید به همّت آقای جواد دادستان و جمعی از هنرمندان ایرانی مقیم اروپا و آمریکا چند سالی است که محمل خوبی برای هنرمندان ایرانی که کارهایشان خارج از استانداردهای جمهوری اسلامی است و اجازه به نمایش در آمدن کارهایشان در داخل داده نمی شود فراهم نموده است.
این فیلم حاصل کار خانم جمیله ندایی فیلمسازایرانی مقیم پاریس می باشد و در واقع یک مستند در خصوص وضعیت زن ایرانی است اما این بررسی در خلال به تصویر کشیدن یک مناظره کلامی میان جمعی از زنان ایرانی عضو انجمنهای غیر دولتی در یک اجلاس در شهر پکن در سال 1995 می باشد.
در این فیلم از یک سو زنان ایرانی محجبه و با ظواهری ایدئولوژیک که تعدادشان هم زیاد است به دفاع از اسلام و جمهوری اسلامی و از سوی دیگر زنانی غیر محجبه و البته باز هم ایرانی به نقد عملکرد جمهوری اسلامی در زمینه تساوی حقوق زن و مرد می پردازند و در این میان سایر زنان اروپایی و آسیایی نظاره گر این محاجّه هستند. در میان گروه زنان مسلمان چهرهای شاخصی همچون سهیلا جلودارزاده ، اعظم طالقانی ، محبوبه عباسقلی زاده ، چند نماینده مجلس و استاد دانشگاه نیز دیده می شدند. گروه دوم انتقادات خودشانرا فراتر از آن برده و به اصل اسلام و فقه مربوطه که به زعم ایشان تعدد زوجات و عدم تساوی حقوقی و جزایی را میان زن و مرد تجویز می نماید نیز اعتراض می نمودند.
سخنان زنان مسلمان نیز بگونه ای انتخاب شده بود که نامبردگان با تعدد زوجات موافقند و از نقض حقوق زنان دفاع می کنند و قائل به تساوی حقوق زن و مرد نیستند و اساساً فیلم ساز سعی داشت در سرتاسر این فیلم القاء نماید که زن مسلمان زن مرتجع و زنان لائیک مدرن هستند و در دفاع از حقوق زنان ، زنان مسلمان نمی توانند به دلیل اعتقاد به اسلام حرف از برابری حقوق زن و مرد بزنند و مثلاً با سنگسار مخالفت کنند یا با تبعیض هایی نظیر حق ارث و شهادت و غیره مخالفت نمایند زیرا این موارد از اسلام مستفاد می شود و مسلمانان در این مبنا گیر دارند و نمی توانند وارد این میدان بشوند.
در این فیلم صرفاً بخشهایی از حرفهای بی ربط و حقیقتاً غیر منطقی زنان مسلمان که اعتراضات زنان لائیک را برخواسته از تبلیغات غربیها می دانستند و یا سخن خانم بسیار محجبه ای که می گفت جمهوری اسلامی برای مشکلات سیاسی و اجتماعی تمام کشورهای دنیا راه حل دارد پخش شد.
پس از نمایش فیلم خانمی که از طرف" انجمن زنان ضد سنگسار" در این فستیوال حاضر شده بود به ایراد سخن پرداخت و القائات فیلمساز را تکرار نمود. جالبتر آنکه این خانم محترمه به دسته بندی زنان در مقطع کنونی پرداخت و گفت: زنانی که در فیلم دیدید امروز تغییر یافته اند. زنان ایدئولوژیک و مسلمان امروز قائل به فمینیزم اسلامی شده اند و در پی قرائتی ملایمتری از اسلام هستند. خانم محبوبه عباسقلی زاده که اتفاقاً در فیلم نیز دیده می شد امروز خود در زندان بسر می برد[جالب آنکه سخنران هیچ اظهار تأسفی از اینکه ایشان در زندان می باشد ننمود] و از سوی دیگر آن دسته از زنان لائیک نیز از مبارزه برای آزادی زنان در سنگر لائیسیته خسته شده اند و به این زنان رفرمیست نزدیک شده اند.
نماینده "انجمن زنان ضد سنگسار" آنگاه به نقد حرکت موسوم به "کمپین یک میلیون امضاء" پرداخت و آنرا منسوب به رژیم جمهوری اسلامی دانست! وی مدعی شد به علت آنکه در کلیات این طرح آمده است که این زنان می خواهند صرفاً در چارچوب اسلام به رفع تبعیض از حقوق زنان بپردازند در نتیجه حرکت ایشان راه به جایی نمی برد و ایشان صرفا ً خواهند توانست در میزان فرو بردن زن و مرد در خاک هنگام سنگسار برابری ایجاد نمایند!! [در فقه جعفری زنان در هنگام رجم تا سینه در خاک و مردان تا کمر در خاک فرو برده می شوند] از این گذشته سخنران مدعی شد این حرکت به دلیل آنکه مورد حمایت جبهه مشارکت که از دید ایشان بخشی از حاکمیت آخوندی هستند می باشد در واقع نقشه جمهوری اسلامی برای به انحراف کشاندن جنبش زنان می باشد. وی در ردّ جبهه مشارکت استدلال بسیار محکمی ارائه نمود و گفت این همان حزبی که زهرا اشراقی نوه خمینی در آن فعالیت می نماید!! ظاهراً دفاع از حقوق زنان ملک طلق این زنان لائیک می باشد و زهرا اشراقی فقط به دلیل آنکه نوه خمینی است و مسلمان و محجبه چنین حقی را ندارد.
سخنران محترمه در پایان از زنان غربی خواست به حمایت از این حرکت زنان در داخل ایران نپردازند و آنرا دسیسه رژیم اسلامی دانست.
اینجانب که معمولاً در جلسات اپوزسیون حاضر می شوم اما کمتر اظهار نظر می نمایم ، اینبار سکوت را جایز نشماردم و احساس کردم زحمات زنان آزاده ای همچون خانمها شادی صدر و محبوبه عباسقلی زاده و سایرین نادیده گرفته شده است و نسبت به سخنان غیر منصفانه این خانم اعتراض نمودم و گفتم : ظاهراً در نگاه شما و خانم ندایی زنان مسلمان نمی توانند مدافع حقوقشان باشند و این تنها شما زنان لائیک هستید که اجازه دارید این پرچم را بر دوش بکشید از سوی دیگر وقتی خانمها سیمین بهبهانی و شیرین عبادی و بسیاری از زنان بزرگ و ارزشمند و آزادی خواه ایرانی که لزوماً هم مسلمانان معتقدی نیستند از این حرکت دفاع کرده اند در نتیجه نمی توان این کمپین را متهم به حکومتی بودن نمود. ضمناً با برداشتی که از سخنان ایشان می شد نمی بایست از زندانی شدن خانم محبوبه عباسقلی زاده و سایر زنان مسلمان فعال در داخل ایران ناراحت بود و حتی ابراز تأسف خشک و خالی نمود.
در پاسخ به اعتراض من خانم مذکور فصل طولانی از معایب این طرح گفت و اضافه نمود که ایشان طی یک بیانیه ای زندانی شدن این خانمها را محکوم کرده اند [ اما اینجا چون فرانسوی ها هم حضور داشتند و مطالب ترجمه می شد قبل از اعتراض من اینکار را نکردند] و نیز تکرار مدعیات خالی از استدلال عقل پسند سابق.
در راه بازگشت به منزل و در حین رانندگی سخت در این فکر فرو رفتم که این بخش از اپوزسیون مدعی لائیسیته که به دلیل اقامت بیش از ربع قرن درغربت دچار توهمّات شده اند در واقع بیشترین خدمت را به جریان فکری احمدی نژاد می نمایند.
جریان راست اقتدارگرا ترجیح می دهد در برابرش یک جریان لائیک و دین ستیز باشد تا یک جریان دموکرات اما در عین حال اسلامگرا و دین باور زیرا این جماعت از واقعیت جامعه ایرانی بدور می باشند و با حرفهای انتزاعی و غیر واقع بینانه احساسات مذهبی مردم مسلمان که بی شک هنوز اکثریت جامعه ایرانی را تشکیل می دهند را تحریک می نمایند و عملاً به دلیل آنکه ایشان خواه نا خواه وابسته به جبهه دموکراسی خواهی می باشند مردم به تقابل با این جریان می رسند و در نتیجه سرکوب ایشان از سوی حاکمیت هم توجیه مردمی پیدا می کند هم توجیه شرعی و احیاناً قانونی.
درست به همین دلیل است که اقتدارگرایان حاکم در قوه قضائیه و دستگاههای امنیتی اطلاعاتی سعی می کنند در روند مهاجرت و یا گریز برخی از فعالان سیاسی و منتقدین و حتی زندانیان سیاسی [و نه امثال شهرام جزایری] تسهیل نمایند و از سوی دیگر مانع بازگشت این دسته از افراد به کشور می شوند زیرا بودن برخی از ایشان در خارج کشور به نفع جریان اقتدارگرا می باشد.
غرق در این افکار بودم که فهمیدم چراغ قرمز تولبیاک را رد کرده ام اما خوشبختانه در آن ساعت از شب پلیسی نبود که برگه نود و یک یورویی جریمه را بدستم بدهد .

Comments

آقا شما خود تو ناراحت نکن این جماعت از حسادت این حرفها را می زنند . روزی نان این را می خوردند که دارند از حقوق زنان دفاع می کنند حالا دنیا می بیند این مبارزه در داخل ایران توسط زنان مبارز و بی ادعایی در جریان است که بیشترین هزینه را می دهند و کمترین بهره ای که نمی برند هیچ، نا امنی و زندان و غیره را هم باید بکشند.

خبر آزادی خانمها شادی صدر و محبوبه عباسقلی زاده را به شما که نامتان در طومار حمایتی از ایشان بود نیز تبریک می گم. مبارزه جدی در ایران است باید بر اساس ظرفیتهای داخل پیش رفت.

با سلام. لینک وبلاگ شما به **لیست وبلاگهای فارسی ایرانیان خارج از کشور** هم در قسمت عمومی و هم خاص کشورها اضافه شد. نهایت سعی این بوده است که این لیست, صحیح, کامل, به روز و عاری از هرگونه سلیقه شخصی باشد. کنترل شما خطای احتمالی را چه در نام وبلاگ و چه در کشور محل سکونت از بین میبرد. هر گونه نظر و راهنمائی شما مغتنم و ارزشمند بوده و در ضمن چنانچه این لیست را مفید و قابل ارائه به بازدید کنندگان یافتید به آن لینک بدهید. هر روزتان نوروز, نوروزتان پیروز.

http://300themovie.info/ http://300themovie.info/
http://300themovie.info/
فیلم 300
سراج : بزودی مطلبی در این خصوص خواهم نوشت

با سلام ارزوی پیروزی شما در راهی که انتخاب کرده ایدرادارم.من علاقه مند به دیدن فیلم مذکورشدم لطفابرای دیدن ان من راراهنمائی بفرمائید . پیروز باشید
سراج : نمی دانم چگونه می شود این فیلم را تهیه کرد. سعی می کنم خانم ندایی را پیدا کنم و از ایشان بپرسم.

به نام خدا
آقا این زنان مدرن غرب چه گلی به سر جوامع و کشورهاشان زدند که زنان ما هم این راه را دنبال کنند؟

شما که فرق بین لاییک و دین ستیز نمی گذارید هم چندان فرقی با احمدی نژاد یا این رادیکال های خارج نشین ندارید.
سراج : قضاوت شما مقرون به صحت نیست. بین لائیک و دین ستیز قطعاً فرق زیادی است اما متأسفانه بسیاری از کسانی که ادعای لائیک بودن دارند رفتارشان دین ستیزانه است.

شما در مطلبتان لاییک و دین ستیز رو تو یک کاسه کردین,در ضمن بزرگ ترین دین ستیزان کسانی هستند که به اسم دین و خدا سلطنت و تجارت می کنند. دیگر با وجود تند رو های مذهبی نیازی به دین ستیز برای نابودی دین دردل مردم نیست و این روند به سرعت جه بخواهید چه نخواهید پیش می رود.در ضمن ساخت یک فیلم انتقادی یا جهت گیری برخلاف یک جریان اصلاحگرا مصداق دین ستیزی نیست.بر عکس همه باید بیاموزیم که حرف های هم را بدون پیش داوری گوش کنیم.در ایران مثل کشور های دیگر هم جریان دین ستیز وجود دارد هم جریان بنیاد گرای مذهبی,این عجیب نیست,مهم این که بتونیم با هم زندگی کنیم. یک جریان دموکراتیک و لاییک بیشتر از یک جریان مذهبی یا دین ستیز می تونه ضامن سلامت فکری و حتی مذهبی جامعه باشه.
سراج : اتفاقاً شاهد از غیب رسید و شما که مدعی لائیسیته هستید و مدعی هستید باید بدون پیش داوری حرف هم را گوش کنیم و بتوانیم در کنار هم زندگی کنیم . در کامنت قبلی مرا به عنوان یک مسلمان و مذهبی در ردیف احمدی نژاد و سایر رادیکالها آوردید و بین جریان اسلامگرای روشنفکر و نوگرا و اسلامگرای رادیکال و بنیادگرا تفاوت قائل نشدید. چگونه می خواهید از پیشداوری پرهیز نمایید وقتی که در این فیلم هر زن مسلمانی اعم از سنتی و نوگرا متهم به ارتجاع می شوند؟ چگونه می خواهید در کنار زن مسلمان به مدارا و احترام زندگی کنید حال آنکه برای او و اندیشه اش ارزشی قائل نباشید و او را مرتجع بنامید؟ اگر این معنی لائیسیته است ما خواهان آن نیستیم.

برای شناخت لاییسیته بهتر است به کتب مراجعه کنید.من شما را نمی شناسم اما کسی را که لاییسیته را بادین ستیزی یکسان می آورد را با عرض پوزش روشنفکر نمی دانم. امّا من آن فیلم را ندیده ام و آن خانم را هم اسم نبرده اید,نمی شناسم اما اگر این گونه که می گوئید بوده,کم لطفی کرده اند.
سراج : من دین ستیزی را با لائیسیته یکی نگرفتم بلکه این نوع برداشت که در فیلم بود را نقد کردم. خیلی هم نگران نیستم که کسی مرا روشنفکر بداند یا نداند مهم این است که من خودم را جزو روشنفکران دینی می دانم. اسم آن خانم اصلاً اهمیتی ندارد و شناخت من و شما هم از هم تأثیری در اصل قضیه ندارد. به هرحال از اینکه به این وبلاگ سر زدید و نظراتتان را نوشتید از شما متشکرم.

سلام و درود بر شما؛
روشنفکر دینی دیگر چه صیغه ایست؟ روشنفکری جنبشی علیه حاکمیت مذهب بر حریم عمومی جامعه بود، این دو پارادوکسیکال هستند و نمی توانند با هم جمع شوند.
سراج : این تعریف شما از روشنفکری مطلق نیست و برخی تعاریف دیگری دارند.