« نامه زید آبادی و چند نکته | صفحه اصلي | تحلیلی بر نتایج اولین دور انتخابات ریاست جمهوری فرانسه »

درسهایی از ماجرای ملوانان

کسی پیدا نشد به آقای احمدی نژاد بگوید حالا که این ملوانان متجاوز بخت برگشته را دارید آزاد می کنید ملاقات رئیس جمهور کشور با این سربازان ساده و دون پایه چه توجیهی می تواند داشته باشد؟ نه از آن تندروی ها و نه از این مهر و محبت زیادی و غیر متعارف. شاید هم آقای احمدی نژاد از این که به هر قیمتی روی آنتهای جهانی برود استقبال می کند ولو این روی آنتن رفتن به قیمت ملاقات با ملوانان دون پایه انگلیسی باشد.

ماجرای دست گیری ملوانان انگلیسی به اتهام ورود غیر قانونی به آبهای ایران دستمایه یکی از جنجالهای سیاسی در روزها و هفته های اخیر شده است.
رسانه های غربی در این ایام به بررسی ابعاد ماجرا از منظر افراد و کارشناسان مختلف پرداختند و اکثراً ایران را به خاطر این اقدام نکوهش کردند.
به نظر اینجانب در واقع داستان دارای دو بعد جداگانه می باشد که هر کدام باید مستقل از دیگری بررسی شود. اول آنکه آیا اساساً ملوانان انگلیسی وارد آبهای ابران شده بودند یا نه؟ در واقع این بخش کم اهمیت ماجرا بود زیرا اگر وارد شده بودند (مثل دفعه قبل که پذیرفتند وارد شده بودند) و یا وارد نشده بودند آنچنانکه تصاویر و اسناد ارائه شده از سوی وزارت دفاع انگلیس نشان می داد نحوه مواجهه با این تخلف واقعی یا احتمالی با آنچه اتفاق افتاد از زمین تا آسمان فاصله داشت.
بحران اعتماد که یکی ازبحرانهای گریبانگیر دولت احمدی نژاد می باشد مانع از این می شود که افکار عمومی ایرانیان و غیر ایرانیان ادعاهای طرح شده از سوی مقامات سیاسی و نظامی ایرانی را باور نمایند اما در هر صورت شواهد و قرائن حکایت از این دارد که نیروهای مرزبان سپاهی مستقر در محل ، در آبهای عراق این ملوانان را دستگیر کرده اند . از سوی دیگر و با توجه به بحرانهای پی در پی در خاک عراق ، انگلیسی ها انگیزه ای برای ورود غیر قانونی به خاک ایران ندارند و حتّی با قصد جاسوسی هم که از سوی برخی محافل اقتدارگرایان مطرح شد ، با لباس نظامی و سلاح و بصورت آشکار کسی برای جاسوسی به مرزهای یک کشور دیگر وارد نمی شود.
البته نباید از ذهن دور داشت که ای بسا مأموریت تحقیقات در خصوص نحوه قاچاق سلاح به شبه نظامیان شیعه عراقی در برنامه کاری گشتی های مذکور بوده و همچنان نیز باشد اما این به معنی جاسوسی نیست بلکه از وظایف قانونی ایشان می باشد که از سوی سازمان ملل به آنها واگذار شده است.
بعد دوم داستان که به نظر اینجانب دارای اهمیت بیشتری می باشد نحوه مواجهه جمهوری اسلامی با آن بود. از یک سو چهره های ایدئولوژیک وابسته به دستگاه برای تظاهرات به جلوی وزارت خارجه کشانده می شوند و خواهان اعدام و محاکمه این ملوانان می شوند و همزمان لحن مقامات و سخنگویان رسمی دولت درابتدای کار حکایت از برخوردی تند و مواجهه ای توأم با عکس العمل انقلابی داشت . تا اینجای کار و بویژه بعد از آنکه نوید آزادی ملوان زن داده و بلافاصله پس گرفته شد همه چیز حکایت از ضرباهنگ تند قضایا داشت.
اولتیماتوم انگلیس مبنی بر مهلت 48 ساعته برای آزاد سازی ملوانان نزد برخی بازی با آتش محسوب می شد اما بعد از 24 ساعت آزادی این ملوانان نشان داد که این دولت اصولگرای سخت سر در جاهایی چنان از آن سوی پشت بام می افتد که حامیان تندرو و طرفداران بهبود روابط با غرب هر دو دچار شگفتی و حیرت می شوند.
برخلاف آنچه که توسط تریبونهای رسمی جمهوری اسلامی ایران تبلیغ کردند آزادی ملوانان بعد از تهدید تونی بلر بی شک حکایت از عقب نشینی ایران داشت. اینکه احمدی نژاد میلاد پیامبر را بهانه آزادی این ملوانان دانست چیزی بیش از توجیه شرعی دادن به کار نبود چیزی که در این 27 سال بعد از انقلاب تقریبا تمام مسئولان جمهوری اسلامی به آن عادت کرده اند ، خرج کردن از کیسه دین و پوشاندن لباس آسمانی، دینی و ایدئولوژیک به اقدامات سیاسی ساده و زمینی .
بخش بسیار غیر قابل قبول و نازیبای داستان زمانی بود که دستگاه تبلیغاتی جمهوری اسلامی اقدام به پخش تصاویری از اعترافات این ملوانان دائر بر بیان خطای خودشان مبنی بر ورود غیرقانونی به آبهای ایران نمود کاری که برای بیننده غربی تداعی کننده اقدامات گروههای تروریستی در پخش تصاویر شهروندان غربی به گروگان گرفته شده بود. هر چند نه در داخل و نه در خارج کمتر انسان اهل بصیرتی یافت می شود که به این نمایش از پیش طراحی شده اعتماد نماید اما روشهای استالینی اعتراف گیری و پخش آن همچنان یکی از ابزارهای فشار حاکمان در جمهوری اسلامی محسوب می شود.
نکته نازیبای دیگر در بعد دوم (مواجهه با ماجرا) تئاتری بود که در روز آزادی ملوانان به روی صحنه رفت. یکباره پس از خط و نشان کشیدن برای انگلیسی ها پرده بالا رفت و نمایشی به اجرا درآمد که گویی این ملوانان هرگزهمان متجاوزان مستحق اعدام نیستند بلکه میهمانان عالیرتبه ای هستند که از نظر شأن و مقام در سطح رئیس جمهور ایران هستند که برای بدرقه ایشان چنین مقام بلند پایه ای باید حضور بیابد!!
کسی پیدا نشد به آقای احمدی نژاد بگوید حالا که این ملوانان متجاوز بخت برگشته را دارید آزاد می کنید ملاقات رئیس جمهور کشور با این سربازان ساده و دون پایه چه توجیهی می تواند داشته باشد؟ نه از آن تندروی ها و نه از این مهر و محبت زیادی و غیر متعارف. شاید هم آقای احمدی نژاد از این که به هر قیمتی روی آنتهای جهانی برود استقبال می کند ولو این روی آنتن رفتن به قیمت ملاقات با ملوانان دون پایه انگلیسی شود.
بار دیگر احمدی نژاد نشان داد کفایت لازم برای حل یکی دیگر از بحرانهای سیاسی کشور را ندارد و اگر نبود فشارهای وارده از سوی دیگر مقامات بلند پایه برای آزادی زود و سریع ملوانان بحران مذکور وارد مراحل لاینحلی می شد.

Comments

این تنکیو تنکیو گفتن احمدی نژاد خیلی مسخره بود. انصافاً جلوی ملوانان در قامت یک رئیس جمهور ظاهر نشد.

Aghayeh khabarnegar batajrobeh, dar mored in khabar shoma lazem midanam 2 nokteh ra yadavar
shavam:
1) Aya fekr nemikardid agar dar tahlil khod tahlilhayeh digaran ra tekrar nemikardid aghalan shayad arzesh khandan midasht.
2)Dar mored jostejouyeh shoma behdonbal adame ahle basirat bayad arz konam keh agar khodetan ra dar in zomreh afrad mipendarid, bad nist bedanid hich ensan bibasirati niz conferance matbouati dar englis ra ham jedi nagerefteh ast. Avalin soali keh az souyeh har fard matrah mishavad in ast keh agar englis hagh dasht, pas chera pas az residan malavanam beh foroudgah alaraghme hozour khabarnegaran barayeh mosahebeh mostaghim va fori ba malavanan in ejazeh ra nadad va pas az yek rouz yek conferans namayeshi ba khat dehi ghabli bargozar kard? In conferans bishtar namayeshi boud ya mal ma?
سراج : آقا یا خانم دانشجوی عزیز لطفاً اول فونت فارسی را در رایانه خود نصب کنید و از کیبورد با برچسب فارسی استفاده فرمایید که خواننده از خواندن نوشته شما خسته نشوند. به دلیل آنکه از موضعی بسیار ایدئولوژیک با انتقاد اینجانب برخورد کردید متأسفم و ترجیح می دهم قضاوت را به خوانندگان بسپارم

سلام
در خصوص مورد اول یعنی ورود یا عدم ورود ملوانان به حریم آب های ایران حداقل ای که خود بلر رسما اعلام کرد را ملاک قرار دهید که گفتند تعیین دقیق مرز در محل مناقشه آسان نیست. بعبارت دیگر که محل مربوطه دقیقا عراق هم نیست؟؟؟ هر چند به برداشت من بدون تردید محل درگیری در حریم آبهای ایران بوده البته نه در عمق ای زیاد. لطفا اینقدر در بیان واقعت ها ساده انگاری نفرمائید و خدای نکرده مصالح ملی را فدای پروژه های سیاسی نکنیم که این همان خلط نادرست مربوط به مورد دوم موضوع انتقاد است
خدایا در هر حال راهنما و پشتیبان ایرانیان دلسوز و خدمتگزاران جمهوری اسلامی باشد.

بلر هیچگاه چنین حرفی نزد از خودت در نیاور آقای ا.ن.ا واقعیت آن چیزی نیست که احمدی نژاد می گوید شاید لزوماً آنی نباشد که غربی ها می گویند اما ما از این رژیم جز دروغ نشنیده ایم. بحران اعتماد جدی است من به نویسنده حق می دهم.

بسم الله الرحمان الرحیم. سلام!
برادرت مشغول است به این که فردی اسلام ستیز را بقبولاند «عقل در قرآن واقعاً عقل است». چنین چیزی. به هر حال بحثهای شیرین و جذابی است.
کدام «شواهد و قرائن؟»
«اصولگرا» و «اصلاح طلب» الفاظی هستند الکی. چه خاتمی ملوانها را آزاد می کرد و چه احمدی نژاد، چه بسا به امر و نظر رهبر باشد.
شاید بهتر بود صفت «دون پایه» را به کار نبری.
مقاله ی قبلت را هم ذخیره کردم بخوانم.
قربانت.
سراج : جناب سید محمدی از اینکه باز هم به مطالب ابن سایت توجه دارید متشکرم. در اینکه الفاظ اصولگرا و اصلاح طلب الکی هستند با شما موافق نیستم.
منظور از دون پایه این بود که ایشان در ردیف سرباز صفر محسوب می شدند نه بیشتر.
متشکرم

سلام و آرزوی سلامتی . . . یه چیزی میخوام بگم شنیدی که میگن و لا علی ال. . . حرج ؟ حالا شما بیا و از این بنده ی . . . خدا دست بردار بابا . . . بیا و مبناتو بذار روی اینکه قرار نیست اصلا این بنده ی . . . خدا کار درستی مرتکب بشه . . . در واقع درست مرتکب شدنش خلاف واقع و انتظاره نه خطا مرتکب شدنش . . . اینو
تجربه ی این مدت داره نشون میده نه فقط یک بغض سیاسی و تحلیل طنز گونه

بسم الله
عرض سلام و ادب ...
وبلاگ دانشجویی "هفت حرف" از روز شنبه شروع به کار کرده است ...
"هفت حرف" متشکل از هفت موضوع متنوع اندیشه ، هنری ، اقتصادی ، سیاسی ، ادبی ، اجتماعی و حقوقی است که در هفت روز هفته به صورت هر روز یک موضوع به روز می شود و از ده نویسنده برای نگارش مطالب بهره می گیرد که این جدای از هیئت تحریریه آزاد آن است ...
در ضمن "هفت حرف" بخش های دیگری از جمله سرمقاله ، هفت خبر (اخبار روز سایت های دیگر) و هفت لینک (بخش پیوندهای وبلاگ) دارد که مورد اخیر نیز به صورت موضوعی مجزا و معین شده است و در صورت تمایل شما به گذاشتن لینکتان در وبلاگ ، این امر قابل بررسی می باشد...
رعایت این نکته لازم است که دوستانی که تمایل به لینک شدن در "هفت حرف" دارند ، بهتر است ذکر کنند که وبلاگ شان مرتبط با کدام یک از زمینه های سیاسی، اجتماعی، اندیشه، اقتصادی، حقوقی، ادبی، هنری است و در صورت چند موضوعه بودن وبلاگ،خود تمایل دارند لینک وبلاگشان در کدام بخش گذاشته شود .
مضافا اینکه کسانی که می خواهند از بخش "نویسنده مهمان" وبلاگ استفاده کنند ، می توانند مطلب ابتدایی خود را برای پست الکترونیک وبلاگ (haftharf@yahoo.com) بفرستند تا ضمن آشنایی متقابل ، امکان همکاری های متعاقب فراهم گردد.
"هفت حرف" از همین ابتدا بر آن است تا تمامی تلاش خود را برای کسب نظر همه علاقه مندان انجام دهد و از همین رو خواهشمند است که شما "هفت حرف" را از نظرات خویش بی بهره نگذارید ...
با تشکر ...
هفت حرف

بسم الله الرحمان الرحیم. سلام!
با این که «چه خاتمی ملوانها را آزاد می کرد و چه احمدی نژاد، چه بسا به امر و نظر رهبر باشد» موافقی یا مخالفی؟
نامه ی زید آبادی منبع ندارد؟ منبعی که شما این نامه را نقل کردی، چیست؟ کجاست؟ شایسته نیست منبع اعلام کنی؟
قربانت.
سراج : بحث من اصلا ربطی به این مسئله نداشت و ای بسا این سئوال در حاشیه موضوع قرار می گرفت و نه در متن آن.
نامه زیدآبادی در بسیاری سایتها انتشار یافته از جمله ادوار نیوز ، گویانیوز و پیک ایران و... گمان می کردم نیازی به ذکر منبع نباشد.

بسيار مسخره است وقت گير و بي مورد برويد يك كار مفيد انجام دهيد
سراج : از نظر بامورد و مفیدتان متشکرم

سلام . . . هم سري به من بزن و هم در مورد انتخابات اخير فرانسه اگر وقت كردي تحليلي بنويس . . . ممنون