« نامه سرگشاده دفتر تحکیم وحدت به اساتید و روشنفکران، | صفحه اصلي | مراسم بزرگداشت مرحوم فرهاد علمی »

سعید رضوی فقیه : در موسم انتخابات می توانیم برای دموکراسی روضه بخوانیم

IMG_7261%5B1%5D.JPGاگر این زور را داشتیم که رژیم به یک رفراندوم سراسری تن بدهد و رژیم هم دستانش را بالا ببرد و بگوید تسلیم شما هر رژیمی که می خواهید با هر قانون اساسی که می خواهید تعیین کنید در آنصورت می رفتیم و رفراندوم را برگذار می کردیم اما واقعیت این است که این انرژی را ما نداشتیم . تنها راهی که باقی می ماند این است که در روزنه های موجود تنفس بکنیم و در شکافهای موجود بازی بکنیم که یکی از شکافهای موجود که ای بسا تحت فشارهای بین المللی هم باشد همین انتخابات مجلس هشتم است که امید می رود نسبتاً آزادتر از انتخابات قبلی برگزار شود
قسمت اول این گزارش در روزنامه حیات نو انتشار یافت.
قسمت دوم این گزارش نیز در حیات نو منتشر شد

به دعوت انجمن گفتگو و دموکراسی روز شنبه جلسه بحث و گفتگویی با حضور آقایان دکتر سعید رضوی فقیه و سید سراج الدین میردامادی در محل سالن اجتماعات آژکا در پاریس دهم برپاگردید.
در این برنامه که جمعی از دانشجویان و ایرانیان حضور داشتند ابتدا دکتر جلال ایجادی به معرفی برنامه ها و بیان اهداف انجمن گفتگو و دموکراسی پرداخت. وی این انجمن را محلی آزاد برای تضارب افکار و اندیشه ها دانست. وی افزود : ما طی پنجاه نشستی که در این انجمن برگزار نموده ایم از همه سلایق و گرایشات سیاسی و عقیدتی برای سخنرانی و گفتگو دعوت بعمل آوردیم و این روش کار و اصول ما است. در کنار این گفتگوهای سیاسی از کارشناسان اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی که مرتبط با مطالعاتی در ایران بوده اند نیز برای طرح نظراتشان دعوت کرده ایم. علاوه بر این موضوعات ما به عنوان یک نو آوری در آخرین جلسه یک برنامه ادبی نیز برپا نمودیم.
آقای ایجادی آنگاه افزود : انجمن گفتگو و دموکراسی وابسته به هیچ حزب و گروه سیاسی نیست و افرادی که عضو این انجمن هستند به صفت شخصی و فردی عضو آن هستند و نه به نمایندگی از حزب یا گروه سیاسی. این انجمن برای حمایت از این حزب و یا آن حزب تشکیل نشده است و بر اساس منشوری که در سال 1999 به تصویب رسیده و کماکان از سوی اعضاء رعایت می شود به اصل آزادی و تضارب افکار پایبند است.
در ادامه برنامه ابتدا سید سراج الدین میردامادی به بیان گزارشی از وضعیت دانشجویان و تنگناهای فراروی فعالیتهای ایشان پرداخت و گفت : امروز جنبش دانشجویی به عنوان پیشروترین جریان در برابر تمامیت خواهی جریان حاکم در جمهوری اسلامی قربانی حملات اقتدارگرایان و سرکوب و نقض گسترده حقوق بشر می باشد.
در این راستا بازداشت دانشجویان ، احضار به کمیته های انضباطی ( که فلسفه وجودی ایشان این بود که تخلفات در داخل دانشگاه رسیدگی شود و پای دستگاه قضایی به داخل دانشگاه باز نشود اما متأسفانه با شروع بکار دولت نهم دستگاه قضائی و کمیته های انضباطی توأمان به برخورد با دانشجویان می پردازند ) و صدور احکام تعلیق از تحصیل ، اخراج از تحصیل دانشگاه پلی تکنیک و علامه طباطبایی نمونه بارز این برخوردها است.
میردامادی افزود : روند تعطیلی و اعلام انحلال انجمنهای اسلامی دانشجویان در دولت نهم روند صعودی بخود گرفت. در این راستا مدیران دانشگاهها به بهانه آیین نامه تشکلهای اسلامی اقدام به انحلال و بسته نموده دفاتر انجمنهای اسلامی می نمایند. بسیاری از این انجمنهای سابقه فعالیتشان به پیش از انقلاب بر می گردد و حتی در رژیم سابق نیز از فعالیت آنها جلوگیری نمی شد.
از سوی دیگر مدیران دانشگاهها بجای آنکه نقش پدرانه نسبت به تشکلهای دانشجویی داشته باشند به تقویت مالی و پشتیبانی سیاسی و اداری تشکلهای وابسته به اقتدارگرایان بویژه بسیج دانشجویی می پردازند. این اقدامات در جهت خنثی نمودن فعالیتهای جنبش دانشجویی و معرفی ایشان به عنوان نماینده واقعی دانشجویان ارزیابی می شود. از سوی دیگر این تشکلهای وابسته مأموریت دارند که در جهت برچیدن فعالیتهای انجمنهای اسلامی به بهانه های گوناگون مدیریت دانشگاهها را یاری نمایند. ماجرای طراحی و انتشار نشریات توهین آمیز در دانشگاه پلی تکنیک تهران از سوی بسیج دانشجویی نمونه بارز این دست اقدامات است. از سوی دیگر حاکمیت به دنبال این است که از تشکلهای دانشجویی در جهت تظاهراتهای خیابانی بویژه در برابر سفارت خانه های کشورهای غربی استفاده کند. این همان انتظاری است که رهبری نظام بارها از دانشجویان داشته که صرفا به مباحث خارجی و به اصطلاح استکبار ستیزی به پردازند و از نقد حاکمیت بپرهیزند. در واقع جنبش دانشجویی مورد پسند رهبری و دولت نهم و مجموعه اقتدارگرای نظام چیزی جز سیاهی لشگر در برابر سفارتخانه های دول غربی و روشنفکران داخلی نیست. این محدودیتها منحصر به آنچه ذکر آن گذشت نمی باشد و مدیران دانشگاهها با تصفیه اساتید منتقد از صدور مجوز برپایی جلسات سخنرانی چهرهای اصلاح طلب و منتقد حاکمیت در دانشگاهها و مراکز آموزش عالی نیز ممانعت می نمایند.
میردامادی در ادامه به تعریف کارکرد حزبی و کارکرد جنبشی پرداخت و گفت : درکارکرد حزبی بی شک غایت و هدف دستیابی به قدرت است ( که فی نفسه مذموم نیست ) اما در کارکرد جنبشی دستیبابی به قدرت غایت و هدف نیست بلکه دفاع از حقوق صنفی ارکان و اعضای آن جنبش هدف اصلی و اولویت کاری ایشان است. در جهت گیری جنبش کارگری ، جنبش زنان ، جنبش معلمان و جنبش دانشجویی و... دفاع از آنچه که حقوق نقض شده این اقشار می باشد اولویت دارد و اگر مرکزیت این جنبشها بجای دفاع از حقوق صنفی اعضای خودشان وارد بازی های حزبی شوند بی شک عقبه حمایتی خود را از دست می دهند.
میردامادی با طرح این پرسش که " نسبت این جنبشها با حاکمیت و احزاب چیست ؟ " گفت : در گام اول این جنبشها باید به عنوان سمبلها و نمادهای جامعه مدنی به نقد حاکمیت بپردازند. مهمترین و ملموسترین روش نقد حاکمیت دفاع از حقوق نقض شده اعضا و ارکان خود این جنبشها می باشد. در واقع نباید خود را از خانواده نظام بدانند بلکه با خود را متعلق به جامعه مدنی بدانند که لزوماً بر ضد حاکمیت نیست اما جزئی از آن نیز نمی تواند باشد که در آنصورت این دگردیسی ماهیت جنبشها را متحول نموده و از واقعیت به تصنّع دچار خواهند شد. درگام دوم برقراری ارتباط و همفکری با احزاب سیاسی همسو و نه لزوماً ائتلاف و یکصدایی با ایشان. این ارتباط و همسویی باید دو طرفه و متقابل باشد یعنی احزاب سیاسی مدعی دفاع از دانشجویان باید از حقوق نقض شده ایشان حمایت کنند و دانشجویان نیز در صورت نقض حقوق احزاب آنرا محکوم نمایند نه آنکه دانشجویان عمله احزاب باشند آنهم در مواقع لزوم بویژه در موسم انتخابات.
سخنران در خصوص نگاه احزاب به جنبش دانشجویی گفت : در مواجهه جنبش دانشجویی با احزاب باید دقت شود که نگاه احزاب به جریانات دانشجویی اصلاح شود . احزاب بطور کلی حتی احزاب اصلاح طلب ترجیح می دهند در میان جنبش دانشجویی پیاده نظامهایی داشته باشند تا اینکه خود رأساً یک شاخه دانشجویی برای احزاب خودشان براه بیاندازند.
میردامادی آنگاه به بررسی نقش جنبش دانشجویی در انتخاباتهای گذشته ( پس از انقلاب اسلامی ) پرداخت و گفت :
درانتخابات مجلس دوم و با آغاز شکل گیری جناحهای سیاسی درون نظام به مرور جنبش دانشجویی به رهبری دفتر تحکیم وحدت از لیست جریان موسوم به خط امام حمایت کردند که به پیروزی نسبی این لیست منجر شد هر چند هنوز انشعاب روحانیون مبارز از روحانیت مبارز اتفاق نیافتاده بود و بطور رسمی و علنی جناح چپ اسلامی ظهور وبروز نیافته بود. درانتخابات مجلس سوم و با شکل گیری مجمع روحانیون مبارز و با محوریت ایشان ، دفتر تحکیم وحدت نه تنها از مجمع و لیست جناح خط امام حمایت نمود بلکه به عنوان سهم خواهی تعدادی از کرسی های مجلس را در اختیار گرفت. آقایان اصغر زاده و بهزادیان سهمیه جنبش دانشجویی در مجلس بودند که در مقاطعی نیز به دفاع از دانشجویان می پرداختند.
درانتخابات مجلس چهارم با اجرای نظارت استصوابی شورای نگهبان عملاً بخش وسیعی از نیروهای متمایل به آرمانهای جنبش دانشجویی رد صلاحیت شدند و تحکیم وحدت در این انتخابات شرکت نکرد اما احزاب پراگماتیست خط امامی همچون سازمان مجاهدین انقلاب در آن مقطع به ارائه لیست پرداختند که منجر به شکست سنگین ایشان شد.
درانتخابات مجلس پنجم و با شکل گیری یک جریان سیاسی نوظهور به نام کارگزاران سازندگی ، ائتلافی میان خط امامی ها و کارگزاران صورت گرفت و علیرغم رد صلاحیتها ، یک اقلیت نسبتا قوی از این نیروها در مجلس شکل گرفت اما باز در اعتراض به رد صلاحیتها دفتر تحکیم از ارائه لیست انتخاباتی امتناع نمود.
انتخابات مجلس ششم که دومین انتخابات پس از رویداد انتخابات دوم خرداد ١٣٧٦ بود جنبش دانشجویی همراه با سایر احزاب اصلاح طلب لیست مشترکی ارائه نمودند که منجر به موفقیت ایشان شد. در این لیست از تهران و شهرستانهای نمایندگان جنبش دانشجویی موفق به ورود به مجلس شورای اسلامی شدند . برای اولین بار فراکسیون دانشجویی در مجلس تشکیل شد که در موارد زیادی از آرمانهای جنبش دانشجویی دفاع بحقی نمودند. سمبل این نمایندگان آقای مهندس سید علی اکبر موسوی خوئینی و خانم حقیقت جو بودند که از خود کارنامه موفقی برجای گذاشتند.
در انتخابات مجلس هفتم که تیغ تیز نظارت استصوابی رقابت واقعی در عرصه انتخابات را بی معنی نمود جنبش دانشجویی عملاً وارد این انتخابات نشد.
میردامادی در زمینه نقش جنبش دانشجویی در انتخاباتها چهار فرضیه را مطرح نمود و گفت : تجربه نشان داده که جنبش دانشجویی حتی در کارکرد جنبشی و منتقد حاکمیت نمی تواند نسبت به این رخداد مهم سیاسی در کشور بی تفاوت باشد. مشارکت دانشجویان نیز فقط و فقط حمایت از یک لیست انتخاباتی نیست. فرض اول ،ارائه لیست انتخاباتی مستقل یا ائتلاف و همسویی با دیگر احزاب سیاسی است آنچنانکه در انتخابات مجالس سوم و ششم شاهد بودیم. در فرض دوم می توان به تحریم و تقاضا از دانشجویان و مردم برای عدم مشارکت در انتخابات اشاره نمود که هنوز طی این هفت انتخابات و حتی در سایر شقوق انتخابات شاهد آن نبوده ایم. فرض سوم عبارتست ازحمایت ضمنی از یک لیست انتخاباتی بدون آنکه وارد یک ائتلاف انتخاباتی شوند آنچنانکه در انتخابات مجلس پنجم شاهد بودیم و فرض چهارم عدم ورود به مقوله انتخابات و صرفاً نظارت بر روند کلی انتخابات و نقد دستگاههای نظارتی و اجرایی (رد صلاحیتها و عدم سلامت شمارش نتایج آراء ) می باشد. من فکر می کنم جنبش دانشجویی باید بیشتر به فرض چهارم روی بیاورد و این با کارکرد جنبشی بیشتر همخوانی دارد.
میردامادی با اشاره به تجربه مجلس ششم گفت : در مجلس ششم قوی ترین نماینگان جنبش دانشجویی بعد از انقلاب را شاهد بودیم. تلاش آقایان موسوی خوئینی ، یوسفیان ، تاجرنیا ، دادفر ، سعیدی و خانم فاطمه حقیقت جو در دفاع از دانشجویان بیادماندنی بود. این نمایندگان از تریبون مجلس شورای اسلامی و ابزارهایی که در اختیار داشتند در دفاع از حقوق دانشجویان بسیار کوشا بودند. این تجربه نشان داد کمک دانشجویان جهت انتخاب نمایندگان آزاده و شجاع و ورود چنین افرادی به خانه ملت چقدر می تواند در راستای آرمانهای جنبش دانشجویی باشد.
از سوی دیگر موسم انتخابات بهانه ای برای طرح دیدگاهها نیز می تواند باشد بی شک جنبش دانشجویی باید از مقطع انتخابات به نحو احسن استفاده کند و دیدگاهها خود را مطرح نمایند. بسیاری از دیدگاههایی که در مواقع عادی اجازه عرض اندام پیدا نمی کند در مقطع انتخابات می تواند مطرح شود.
سخنران در پایان به عنوان نتیجه گیری بحث گفت : جنبش دانشجویی باید با دقت و هوشمندی بر روند انتخابات نظارت نماید و در صورت تکرار رد صلاحیتها به اعتراض گسترده بپردازد. هر رد صلاحیتی باید یک نقض حقوق بشر تلقی شود ( زیرا حق انتخاب یکی از ضروری ترین اصول حقوق بشر است) و شورای نگهبان از سوی مراجع بین المللی به عنوان ناقض حقوق بشر معرفی شود. همچنین دانشجویان می توانند با در اختیار قرار دادن تریبون به نامزدهای تأیید شده در داخل دانشگاهها و برپایی میزگردها جهت تبادل نظر و برخورد اندیشه ها تلاش نمایند.
آنگاه سعید رضوی فقیه دومین سخنران این نشست به ایراد سخن پرداخت .
سعید رضوی فقیه گفت : در برخورد با انتخابات مجلس هشتم باید شرائط خاص را در نظر گرفت و بر اساس آن تصمیم گیری نمود. اما اعتقاد دارم بحث درمورد جنبش دانشجویی و نقش آن در شرائط فعلی کشور ما دارای ابهام است و گاهی تعمداً به این ابهام دامن زده می شود. چون اینجا سخن از نقش جنبش دانشجویی در انتخاباتهای گذشته به میان آمد می خواهم این سئوال را مطرح کنم که این جنبش دانشجویی کی است؟ کدام تشکل و سازمان است ؟ هیأت مدیره ای که تصمیم می گیرد مثلاً جنبش دانشجویی این موضع را اتخاذ می کند ، یا از یک لیست حمایت بکند یا انتخابات را تحریم بکند کی است و از این هیأت مدیره از مجمع عمومی جامعه دانشجویی ایران چگونه رأی گرفته است ؟
دبیر اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان اروپا در ادامه گفت : من در مورد جنبش دانشجویی حد اقل در شرائط فعلی مسئله دارم . اینکه ما دفتر تحکیم وحدت و انجمنهای اسلامی دانشجویان را که در دانشگاهها فضا دارند ، دفتر دارند و اجازه فعالیت دارند ، اینها را گروههایی پیشرو ، مترقی و همراه با توده دانشجویی و همراه با یک جنبش اجتماعی اصلاح طلبانه بدانیم این یک حرف است و اینکه ما بیاییم عنوان جنبش دانشجویی را به عنوان یک جنبش اجتماعی که طبعاً باید تعریف خاص خودش را داشته باشد بر این تشکل دانشجویی اطلاق کنیم و یا بر یک گرایشها ، فراکسیونها و یا باندهایی در درون این تشکل این حرف دیگری است.
نه تنها آن تشکلهایی که تریبون دارند چه در داخل کشور و چه در خارج از کشور به این ابهام دامن می زنند بلکه برخی از گروههای سیاسی که از جریانات دانشجویی انتقاد می کنند و یا مورد انتقاد جریانات دانشجویی قرار می گیرند باز این ابهام را تکرار می کنند و به آن دامن می زنند و به نظر من یا اسیر جو سیاسی هستند و یا به هرحال می خواهند با دامن زدن به این ابهام از یک منافع سیاسی خاصی بهره مند شوند. فکر می کنم ما در مورد جنبش دانشجویی یک اسطوره یا افسانه ساخته ایم و سعی می کنیم از این اسطوره یا افسانه برای پیشبرد اهداف سیاسی خودمان که می تواند مقدس هم باشد استفاده بکنیم . اگر خاطرتان باشد در اوائل انقلاب برای برخی گروههای چپ کردستان یک منطقه قدسی بود ، قلب سرخ میهن بود . در مورد کرد ، خلق کرد ، جنبش خودمختاری طلبانه کردستان به نحوی بیمارگونه اغراق می شد و بنابر این یک حریمی درست می شد که کسی نمی توانست نزدیک آن بشود کسی نمی توانست این حریم را بشکند .
رضوی فقیه آنگاه با طرح این پرسش که " آیا واقعاً جنبش دانشجویی قلب سرخ جنبش دموکراسی خواهی معاصر ایران است ؟ " افزود : آیا واقعاً فعالان جنبش دانشجویی افرادی هستند که خطا نمی کنند و هیچ گاه دنبال منافع خود نیستند و همیشه در حال هزینه دادن هستند ؟ و بعد اینها چه کسانی هستند ؟ دامن زدن به این افسانه سازی ها و اسطوره پردازیها باعث شده ما از شناخت واقعیات موجود در ایران خودمان را محروم بکنیم و تا حدی سر بزنگاه دچار سردرگمی بشویم از اینکه یک جریان اجتماعی وجود ندارد که مثلاً یک جنبش اجتماعی را در ایران رهبری بکند یا بتواند تئوری بدهد و در شرائط خاصی تصمیم گیری بکند .
رضوی فقیه در ادامه با اشاره واقعه حمله به کوی دانشگاه تهران در هجدهم تیرماه 78 افزود : اگر این واقعه خوب تحلیل بشود و با واقعیتهای موجود تاریخی سر و کار داشته باشیم و نه با شعارها که " آمدند مغولوار و هجوم آوردند" که البته بخشی از آن هم واقعیت داشت شما می بینید در یک مقطعی تعدادی از دانشجوها یک حرکتی را شروع می کنند ولی بعد دچار سردرگمی می شوند برای تداوم این حرکت . یعنی سیستم تصمیم گیری در آن بخشی از دانشجویان که راهبری را بر عهده داشتند به شدت دچار اختلال می شود و دائماً در حال رایزنی بودند با جریانات مختلف سیاسی که چه کار باید بکنند و جریان را چگونه باید ادامه بدهند و چگونه سر و ته قضیه را هم بیاورند بنابر این جنبش دانشجویی – که البته من به این مفهوم اعتقاد ندارم – یا بهتر است بگویم تشکلهای دانشجویی و فعالان دانشجویی که تریبون داشتند و سر پلهای ارتباطی داشتند چه با حکومت و چه با احزاب سیاسی ، اینها در نوسان بودند از هجده تیر تا بیست و سه تیر یعنی از شعار برای سرنگون کردن حکومت تا راهپیمایی کردن در پاسخ به پیام رهبری . یعنی دانشجویانی که – بطور شخصی عرض می کنم – هجدهم نوزدهم و بیستم تیرماه جلوی کوی دانشگاه بلندگو بدست می گیرد و از دانشجویان می خواهد که شعار بدهند "فرمانده کل قوا پاسخگو پاسخگو " از مردم دعوت می کند که در راهپیمایی بیست و سه تیر هم شرکت بکنند ، این نشان دهنده این است که ما برای بخشی از فعالان دانشجویی خودمان یگ کاراکتر و نقشی را تعریف کرده ایم که او از عهده بازی کردن آن بر نمی آید این همان اسطوره سازی است. این است که اینها هزینه می دهند و احزاب سیاسی از پشت به اینها خنجر می زنند. حکومت از اینها انتقام می گیرد بخاطر ترس از کارکرد ایشان. استفاده از این ادبیات می تواند ما را ازمسیری که می رویم منحرف بنماید باید بیشتر واقع بین باشیم و بدانیم که دانشجویان قشری هستند که با توجه به سن وسالشان و با توجه به توامندیهای فکری و علمی شان و با توجه به گسترش دانش و علوم سیاسی و اجتماعی توانایی رهبری کردن یک جنبش سیاسی و اجتماعی را ندارند. اگر بخواهیم به این راه ادامه بدهیم ، روشنفکرانی که تولید کنند فکر هستند ، سیاستمدارانی که دانش سیاسی کافی دارند اینها را وادار بکینم تحت تأثیر و دنباله رو دانشجویان شوند که بارها این اتفاق افتاده است. آقای محمد رضا خاتمی که سهل است بزرگتر از او هم مجبور می شد ملاحظه دانشجویانی را بکند که نهایتاً دانش سیاسی شان را از خواندن مقالات روزنامه ها بدست آورده بودند . این حرف ممکن است کمی بی رحمی به نظر بیاید و یا منفی بافانه تلقی شود اما یک واقعیتی است. ما بخشی از ضرباتی که در جنبش اصلاحی خوردیم ناشی از این بود که برای دوستانی نقشی تعریف کردیم که آنها از عهده بازی کردن آن بر نمی آمدند در این زمینه نباید مبالغه بکنیم و باید واقع بین تر باشیم .
به نظر من حقانیت یک گزاره از استدلال و شواهد تقویت کننده اش بر می آید و نه از مظلومیت گزارش دهنده آن . اگر ما می خواهیم در مورد یک لیست انتخاباتی قضاوت بکنیم باید ببنیم چه منطقی پشت این خوابیده است و این تاکتیک یا استراتژی بر اساس چه شواهد و قرائنی و با اتّکاء به چه اصول و مقدمانی نتیجه گیری شده است؟ حالا می خواهد تحلیل سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی باشد که بالاخره دسترسی شان به اطلاعات بیشتر باشد و دانش و تجربه سیاسی شان بیشتر باشد یا تحلیل مشارکت باشد یا تحلیل ائتلاف ملی مذهبی ها باشد یا حتی یک گروه چپ مارکسیستی خارج از کشور باشد یا تحلیل یک گروه لیبرال یا مثلاً تحلیل کارگزاران باشد . آنچه که تعیین کننده است این نیست که این گروه یا حزب یا جریان چقدر نقش داشته اند و چقدر هزینه داده اند اینها عنصر ثانی است و به نظر من حتی در زمینه عینی سیاسی هم جنبش دانشجویی تأثیر چندانی نداشته است که ما فکر می کنیم یا بیان می کنیم .
من خیلی آشکار عرض می کنم دفتر تحکیم وحدت در انتخابات مجلس ششم لیست جداگانه ای داد که آن لیست شکست خورد. نباید فکر کنیم دانشجویان در پیروزی لیست اصلاح طلبان در انتخابات مجلس ششم تأثیر زیادی داشتند. شما اگر به اطلاعات دقیق مراجعه کنید خواهید دید که لیستی که در تهران پیروز شد به عنوان شاخص مهم ، لیست روزنامه نگاران است که لیست روزنامه های اصلاح طلب که البته این لیست هم توسط مدیران روزنامه های اصلاح طلب طی جلسات مفصلی تهیه شده بود. اعتماد جامعه ایران به روزنامه هایی مثل صبح امروز و اینها بود که لیست را پیروز انتخابات کرد. اگر شما به لیست اختصاصی دفتر تحکیم وحدت در آن ایام مراجعه کنید خواهید دید که لیست شکست خورده ای بود. پس ما نباید راه مبالغه را در پیش بگیریم. دفتر تحکیم وحدت و انجمنهای اسلامی تنها تشکیلاتی بودند که در دانشگاهها از امکانات دفتر و مکان برخوردار بودند و این تبعیضی بود در برابر تمام گروههایی که امکان فعالیت در فضای دانشگاه نداشتند. از نام انجمن اسلامی برخوردار بود و بخشی از نیروهای حکومت از آن حمایت می کردند . در نتیجه من معتقدم باید ابتدا ذهنمان را از این مفهوم خالی بکنیم و بعد بیاییم به بررسی وضع آن بپردازیم.
رضوی فقیه در خصوص رابطه احزاب و دانشجویان گفت : اینکه احزاب نیامدند شاخه دانشجویی بزنند به این دلیل بود که بر خلاف اول انقلاب امکان حضور احزاب سیاسی در دانشگاهها و بلند کردن تابلوی انجمنهای دانشجویی و شاخه های دانشجویی احزاب در دانشگاهها وجود نداشت. آیین نامه تشکلهای دانشجویی به تشکلهای خاصی اجازه فعالیت در دانشگاهها را می دهد تازه به آن آیین نامه هم کاملاً عمل نمی شود. بخشی از این تشکلها حاکمیت ساخته هستند مثل بسیج دانشجویی و جامعه اسلامی دانشجویان و بخشی هم که از قدیم بوده اند انجمنهای اسلامی دانشجویان هستند که مقاومت اندکی می کنند که این مقاومت رو به پایان است . لذا وقتی می خواهم در خصوص جنبش دانشجویی و مشارکت و دخالت آن در انتخابات مجلس هشتم می خواهم فکر کنم با خود می اندیشم که اساساً این جنبش کیست که بخواهد در این خصوص موضعگیری نماید. یک دفتر تحکیم وحدت وجود دارد که همین الان چندین فراکسیون دارد . دو تا از فراکسیونهای دفتر تحکیم وحدت اساساً در ترکیب شورای مرکزی کنونی حضور ندارند یعنی در انتخابات شرکت نکردند. همین فراکسیونی هم که موجود است با مشکلات متعددی مواجه است در ارتباط داشتن با بدنه دانشجویی در دانشگاهها . با این وصف چگونه می توانیم بگوییم موضع ایشان موضع جنبش دانشجویی است . یک میلیون و هفتصد هزار دانشجو در سراسر کشور وجود دارد گذشته از آنکه همان تشکلهای حاکمیت ساخته هم بخشهایی از جامعه دانشجویی را واقعاً نمایندگی می کنند حالا به هر دلیل یک کسری از جامعه دانشجویی دانشگاههای ایران را تشکیل می دهند . شما می بینید که در دفاتر بسیج دانشجویی هم رفت و آمد هست همانطور که در انجمنهای ما دانشجویان رفت و آمد می کردند و فعالیت می کردند.
لذا روی سخن من می تواند با دانشجویانی باشد که خواهان تغییرات مسالمت آمیز دموکراتیک در ایران هستند تا با جنبش دانشجویی . یعنی اگر دانشجویی و یا جریانات دانشجویی خواهان این است که به نحو مسالمت آمیزی در ایران تغییراتی بوجود بیاید و ساختار سیاسی کشور دموکراتیک تر بشود باید در برابر انتخابات مجلس هشتم متناسب با شرائط بگونه ای موضعگیری بکند که بیشتر با آن هدف و آرمانش سازگاری داشته باشد.
رضوی فقیه با ذکر آنکه " شرکت در انتخابات فی نفسه امر مطلوبی است " گفت : یکی از لوازم دموکراسی برگزاری انتخابات است حتّی این به عنوان یک تمرین می تواند برای ما مطرح باشد حتّی اگر به عنوان سوپاپ اطمینان برای رژیم حاکم هم مطرح باشد مفید است . و نیز در راستای آنکه هزینه دار بکنیم بستن فضای سیاسی جامعه ایران را. گذشته از این ما در دوران گذار بسر می بریم نباید فکر کنیم انتخابات در ایران مثل انتخابات در فرانسه یا سوئیس است و یا حتّی در ترکیه که یک سنت دموکراسی نیم بند ریشه داری دارد و من فکر می کنم نوع دموکراسی در ایران و ترکیه خیلی به هم شباهت دارد و از نوع شبه دموکراسی ها و دموکراسی های محدود و کنترل شده هستند اما به هرحال این سنتهای انتخاباتی و رقابتهای نیمه دموکراتیک پابرجا است اما در ایران حالت ثبات ندارد و در حال گذار و تغییر است. بنابر این شزکت در انتخابات هم باید بگونه دیگری تفسیر بشود.
شرکت در انتخابات در ایران معنی آن لزوماً این نیست که احزاب سیاسی و یا جریانات سیاسی برای تقسیم کیک قدرت با هم رقابت می کنند حد اقل از دوم خرداد به این طرف معنی شرکت در انتخابات به مفهوم رساندن پیام خاصی به حکومت بود در درون ساختار حکومت احزاب برای تقسیم قدرت مبارزه نمی کنند بلکه حاکمیت یا نظام سیاسی حاکم تقسیم می شود به دو بخش ، یکی آنانی که خواهان تغییر و تحول در درون این ساختار قدرت هستند و دوم کسانی که خواهان حفظ قدرت در وضع موجود هستند . انتخابات و شرکت در آن تعیین می کند موازنه قوا را در بین این دو گروه . رأی دادن به آقای خاتمی و یا رأی دادن به نمایندگان اصلاح طلب در مجلس ششم برای حاکمیت این پیام را داشت کسانی که خواهان تغییر و یا اصلاح ساختار سیاسی کشور هستند اینها این میزان حمایت و پشتوانه مردمی هم دارند . در این شرائط نباید بگوییم چون دانشجویان آرمانگرا هستند نباید وارد تقسیم قدرت بشوند زیرا اساساً تقسیم قدرتی نیست حتّی وقتی آن نمایندگان وارد مجلس ششم شدند قدرتی نداشتند و وقتی آقای خاتمی وارد کاخ ریاست جمهوری شد بهره ای از قدرت نبرد و در شرائط بسیار متزلزلی قرار داشت که هر آن ممکن بود سرنوشت بنی صدر برای او تکرار شود یا سرنوشت رجایی برای او پیش بیاید یعنی این پروژه ها در دستور کار بود کما اینکه بسیاری از اقتدارگرایان این بحث را مطرح می کردند . به نظر من اگر خاتمی هیچ هنری نداشت مگر اینکه توانست هشت سال رئیس جمهور این کشور باقی بماند بدون آنکه علیه او کودتا بکنند و یا او را سرنگون کنند توانست هنر سیاست ورزی خودش را نشان بدهند. این قدرتی نبود که بخواهد آنرا تصاحب بکند و جنبش دانشجویی بگوید ما هزینه دادیم شما از قدرت بهره گرفتید . در این شرائط انتخابات مجلس هشتم هم برای جنبش دانشجویی و هم برای سایر احزاب اصلاح طلب فرصت مناسبی است که یک گام جنبش اصلاحی و جنبش دموکراسی ایران را به پیش ببریم . مثل محرم و صفر برای روحانیون که روضه می خوانند و مردم را با دین آشنا می کنند و احساسات مذهبی را تحریک می کنند ما هم در موسم انتخابات می توانیم برای دموکراسی روضه بخوانیم ، برای حق رأی روضه بخوانیم و فضای جامعه را یک مقداری با دموکراسی بیشتر آشنا بکنیم . شما می بینید که در موسم هر انتخاباتی بحثهای سیاسی در همه محافل و جلسات بالا می گیرد.
سعید رضوی فقیه در ادامه با بیان اینکه دیگر جامعه ایران غیر از این راه دیگری برای گذار به دموکراسی ندارد افزود : تغییر ساختار سیاسی در ایران یا بصورت اصلاح آن از طریق مسالمت آمیز صورت می گیرد یا بصورت انقلاب و کودتا و یا خدای ناکرده حمله نظامی صورت بگیرد و یا فشارهای بین المللی آنقدر زیاد بشود که رژیم دستهای خودش را بالا ببرد و تن به اصلاح ساختار سیاسی و یا تن به رفراندم یا یک راه حل دیگر بدهد. من آینده هیچ یک از راههای ذکر شده را بجز راه اصلاحی مسالمت آمیز از درون را روشن نمی بینم. نه به فشارهای بین المللی خوش بین هستم و حتّی اعتقاد دارم که این فشارهای بین المللی اگر هم کارایی داشته باشد لزوماً به سمت و سوی مثبتی نخواهد رفت .
جریانات دانشجویی خوب است که انرژی خودشانرا در راستای موفقیت اصلاح طلبان و نیروی های ترقی خواه درایران بگذارند بلکه این انرژی جمع شده بتواند یک فضای باز و یک روزنه های بازی را در عرصه سیاسی باز تگه دارد برای گفتگو کردن ، تبادل اطلاعات و احیاناً تداوم همین جنبش اجتماعی تحول طلب و اصلاح طلب . باید برنامه هایی که می ریزیم با انرژی و توانمان تناسب داشته باشد سیاست هنر اجرای ممکنات است . ما نمی توانیم در مورد تغییر رژیم صحبت کنیم در حالیکه از حق ادامه تحصیل خودمان در فوق لیسانس بعد از قبولی در امتحان نمی توانیم دفاع بکنیم باید بین این ابزار و آن هدف یک تناسب معقولی برقرار باشد من به شدت منتقد آن دوستانی هستم که می گفتند " حالا این مجلس ششم نباشد چه اتفاقی می افتد؟" یا اینکه می گفتند : " خاتمی رئیس جمهور بود چه کار کرد؟ " سخن در این است که مجلس خالی نخواهد ماند و اگر ما تلاش نکنیم که امثال حسین انصاری راد به آن وارد شوند کسانی دیگر وارد آن خواهند شد ، اینها قانون خوب نمی توانستند تصویب کنند کسانی وارد مجلس می شوند که خواهند توانست قوانین بد تصویب کنند . ازاین تریبون گزارش بازداشتهای غیر قانونی توسط رئیس کمیسیون اصل نود که آقای حسین انصاری راد که یک مجتهد انقلابی و جا افتاده است قرائت شد اما وقتی این مجلس را از دست دادید دیگر نمی توانید امید داشته باشید اگر بصورت غیر قانونی در خیابان بازداشت شدید یا ربوده شدید کسی بیاد اطلاع انرا از طریق تریبون مجلس یا رادیوی مجلس که هر روز به سمع مردم می رسد به اطلاع عموم برساند اگر کسی مثل خاتمی نباشد دیگر وزارت اطلاعات از کنترل اصلاح طلبان در میاد . بخشی که از دانشجویان بازداشتی صورت می گرفت از سوی وزارت اطلاعات دولت خاتمی بود ولی الان وزارت اطلاعات ضمیمه می شود به همان اطلاعات موازی .
در خصوص ممانعت از تحصیل دانشجویان همین افرادی که روزی خاتمی و کروبی را زیر سئوال می بردند نزد خاتمی و کروبی رفتند که شاید ایندو بتوانند کاری انجام بدهند حال آنکه در زمان ریاست جمهوری و ریاست مجلس ایشان نمی توانستند کاری بکنند چه برسد به حالا . اگر این زور را داشتیم که رژیم به یک رفراندوم سراسری تن بدهد و رژیم هم دستانش را بالا ببرد و بگوید تسلیم شما هر رژیمی که می خواهید با هر قانون اساسی که می خواهید تعیین کنید در آنصورت می رفتیم و رفراندوم را برگذار می کردیم اما واقعیت این است که این انرژی را ما نداشتیم . تنها راهی که باقی می ماند این است که در روزنه های موجود تنفس بکنیم و در شکافهای موجود بازی بکنیم که یکی از شکافهای موجود که ای بسا تحت فشارهای بین المللی هم باشد همین انتخابات مجلس هشتم است که امید می رود نسبتاً آزادتر از انتخابات قبلی برگزار شود.
سعید رضوی فقیه آنگاه با اشاره به گزینه تحریم در انتخابات ضمن رد آن گفت : به نظر من اگر دانشجویان نمی خواهند در انتخابات از لیست اصلاح طلبان حمایت کنند بهتر است تحریم هم نکنند زیرا تحریم هم یک اکت سیاسی است که به نفع برخی احزاب سیاسی محسوب می شود. کسانیکه می گویند دانشجو نباید وارد زد و بند با احزاب سیاسی شود باید بدانند که تحریم انتخابات هم زد وبند با برخی احزاب سیاسی که انتخابات را تحریم کرده اند به حساب می آید و این یک کار مدنی محسوب نمی شود مگر اینکه بدانیم از تحریم این انتخابات نتیجه ای عاید ما می شود و برنامه خاصی برای بعد از تحریم داشته باشیم . تحریم های صورت گرفته توسط جریانهای دانشجویی هزینه های غیر قابل جبرانی را در بر داشت که به اقتصاد و فرهنگ و حتی به دانشگاههای کشور وارد شد و ما در برابر مردم و نسلهای آتی مسئولیت داریم .
وی در پایان گفت : اگر شورای نگهبان و اقتدارگرایان احتمال می دادند بعد از رد صلاحیت گسترده در انتخابات مجلس هفتم یک موج اعتراضی گسترده ای در جامعه شکل می گیرد آنها انعطاف بیشتری از خودشان نشان می دادند اما چون چنین موجی وجود نداشت آنها روی موضع سرسختانه خودشان ایستادند بنابر این نقش فعالان جنبش دانشجویی می تواند این باشد که با فشارهایی که در دانشگاه و سطح جامعه وارد می کنند ساختارها و نهادهای مربوطه را وادار بکنند تا انعطاف بیشتری در مقوله انتخابات از خودشان نشان بدهند.
سخنرانان در ادامه به پرسشهای شرکت کنندگان پاسخ دادند.

Comments

نمی دانم چرا یکدفعه این آقای رضوی فقیه اینجوری شده اند. دوست گرامی اگر جنبشی در کار نبود چرا اینهمه فشار و سرکوب از سوی دستگاههای امنیتی و قضایی اعمال می شود؟ شما خودتان یادتان رفته که با شخص خود شما چه کردند؟ مگر نه این بود که می خواستند شما را به عنوان یکی از چهره های این جنبش بشکنند. خیلی بی انصافی است اینگونه قضاوت کردن ، من برای شما متأسفم شاید برای همین بود که در انتخابات شوراهای تهران پنج هزارتا رأی آوردید.

با کمال تاسف باید بگویم بخشی از سخنان آقای سعید رضوی فقیه ،علاوه بر کج بودن در تحلیل ،واجد تحریف آشکار نسبت به وقایع تاریخی جنبش دانشجوئی خصوصا دفتر تحکیم وحدت بوده وناشی از دخالت دادن مشکلات واختلافات شخصی شان با پارهای از همدوره ای هایشان در تحکیم و به نوعی خودزنی است.از جمله تحریف ها ومطلب کذب شاخدارشان با عنوان شکست فهرست تحکیم در انتخابات مجلس ششم بویژه کاندیداهای اختصاصی است . در صورتی که اکثریت لیست و تمامی کاندیداهای اختصاص تحکیم با رای بالائی انتخاب شدند یعنی در تهران هر سه کاندیدای اختصاصی شان (علی اکبر موسوی خوئینی ،میثم سعیدی و احمد بورقانی) و در مشهد وشیراز هر دو کاندیدای اختصاصی شان (علی تاجرنیا و رضا یوسفیان) رای بسیار خوبی آوردند .ضمن اینکه اکثریت قاطع کاندیدا های مشترکشان نیز انتخاب شده و فراکسیون دانشجوئی با ترکیب اسامی بالا و خانم حقیقت جو عملکرد راضی کننده ای از نگاه دانشجویان از حیث دفاع از حقوقشان داشتند.

از اعترافات دیرهنگام و سر عقل آمدن جناب رضوی فقیه خوشحالم. معلوم است که آب و هوای پاریس می تواند عوارض مفیدی هم داشته باشد. البته افسوس که این آب و هوا نتوانسته اثری بر ذهن جناب میردامادی بگذارد و ایشان همچنان سرسختانه در اوهام دهه شصت دفتر تحکیم زیست می کنند.