پیام انتخاب هاشمی
ضربه ای که هاشمی از اصلاح طلبان در انتخابات مجلس ششم خورد به اندازه ضربه ای نبود که او در مرحله دوم انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری از نواقتدارگرایان خورد. از آن تاریخ زاویه هاشمی با اقتدارگرایان هر روز بیشتر شد. حجم سنگین تخریب هاشمی که از سوی همسر سخنگوی دولت نهم صورت می گرفت حاکی از عمق کینه و دشمنی جریان نو اقتدارگرای احمدی نژاد از او بود. متقابلا هاشمی نیز در عین محافظه کاری مخصوص خودش و استفاده از تعابیر نه چندان صریح به انتقادات ریز و درشت از عملکرد دولت و شخص رئیس جمهور می پرداخت.
این یادداشت توسط ادوار نیوز نیز منتشر شده است
انتخاب هاشمی رفسنجانی به ریاست مجلس خبرگان رهبری از اهمیت زیادی برخوردار می باشد. پس از شکست نسبی نواقتدارگرایان حاکم در دو انتخابات شوراها و خبرگان رهبری این سومین شکست ایشان محسوب می شود. البته نباید تفاوت رأی کم (7 رأی) میان هاشمی و جنتی ارزش این پیروزی را کم نماید اما باید به تحلیل این واقعه از ابعاد گوناگون پرداخت.
همانطور که گفته اند و نوشته اند هاشمی رفسنجانی شناسنامه جمهوری اسلامی محسوب می شود و شخصیت او دارای ویژگیهایی است که خوب یا بد نمی توان او را نادیده گرفت. زمانی در مصدر ریاست مجلس خط میانه را دنبال می کرد ، هنگامیکه رییس جمهور شد به راست پیچید و معین و خاتمی و نوری را نتوانست در کابینه دوم خود حفظ کند و لیست همکاران خود را با نظر سران راست بست و در بسته کردن فضای سیاسی و مطبوعاتی همگام با اقتدارگرایان آنزمان عمل نمود و چپ آنزمان را مزاحم برنامه های خود می دانست . زمانی هم در مصدر مجمع تشخیص مصلحت باز به خط میانه تمایل نشان داد و از راست روی پرهیز نمود اما حتی اینقدر جرئت نکرد از کرباسچی شهردار پرآوازه و سمبل سازندگی اش به اندازه جملاتی ساده در نماز جمعه دفاع کند و هنگامیکه چند نفر معترضانه برخواستند و فریاد "مرگ بر غارتگر بیت المال" را سردادند هاشمی جمله خود را ناتمام گذاشت و حرفش را عوض کرد.پیش از آن هاشمی در برابر حملات تندروهای نزدیک به اقتدارگریان که اقدامات دخترش فائزه را مغایر دستورات اسلامی می دانستند نیز سکوت پیشه کرد. به همین دلیل بود که برخی اعتقاد داشته و دارند که هاشمی فرد قابل اتّکایی نیست و برای او حفظ خودش مهمتر از حتی نزدیکترین افرادش می باشد.
هاشمی در دوران اصلاحات این شانس را یافت که مورد حمله امثال گنجی قرار گیرد تا دوباره حساب خود را از اصلاح طلبان جدا کند و خواسته یا ناخواسته به سمت راست اقتدارگرا هول داده شود و از این بحران نیز سالم عبور نماید و به حفظ خویش بپردازد.
در آستانه انتخابات نهمین دوره ریاست جموری بود که هاشمی برای اولین بار رودروی راست اقتدارگرا قرار گرفت. این رویارویی زمانی تشدید شد که در آخرین روزهای پیش از مرحله اول اخذ رأی ، سازمان تصمیم گیر از میان چندین نامزد اقتدارگرا محمود احمدی نژاد را برای احراز پست ریاست جمهوری برگزید وبا این انتخاب و اعلام آن به زیر مجموعه های شهری و روستایی عملاً جریان نو اقتدارگرایی نظامی-امنیتی ها نیز در کشور شکل گرفت.
هاشمی پیش از انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری یکبار طعم شکست را در انتخابات ششمین دوره مجلس شورای اسلامی چشیده بود اما این شکست منجر به خروج او از دنیای سیاست و گوشه نشینی نشده بود زیرا اساساً هاشمی برای خود نقشی پایان ناپذیر قائل است که در صورت بروز چندین شکست نیز نمی تواند دلیلی برای بازنشسته شدن او از فعالیتهای سیاسی اش باشد و درست به همین دلیل است که سیاسیون ایرانی او را مردی برای تمام فصول می دانند.
ضربه ای که هاشمی از اصلاح طلبان در انتخابات مجلس ششم خورد به اندازه ضربه ای نبود که او در مرحله دوم انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری از نواقتدارگرایان خورد. از آن تاریخ زاویه هاشمی با اقتدارگرایان هر روز بیشتر شد. حجم سنگین تخریب هاشمی که از سوی خانم فاطمه رجبی همسر سخنگوی دولت نهم صورت می گرفت حاکی از عمق کینه و دشمنی جریان نو اقتدارگرای احمدی نژاد از او بود. متقابلاً هاشمی نیز در عین محافظه کاری مخصوص خودش و استفاده از تعابیر نه چندان صریح به انتقادات ریز و درشت از عملکرد دولت و شخص رئیس جمهور می پرداخت. توصیه به تدبیر و پرهیز از ماجراجویی و حرکت در راستای تنش زدایی رادیکالترین کلماتی بود که هاشمی در نقد دولت نهم بکار برد.
پیام انتخاب هاشمی در نخستین گام این است که ؛ رهبری نظام جمهوری اسلامی که به دنبال بسط و گسترش قدرت مطلقه خویش است خواسته یا ناخواسته با یک قدرت رو به رشد دیگری مواجه شده که لزوماً تبعیت مطلق از او ندارد. این تحدید نسبی قدرت مطلقه رهبری نظام فی نفسه مسئله میمونی است که امیدواریم برکات آن در جامعه به مرور مشاهده شود.
دومین پیام این انتخاب خطاب به مصباح یزدی و احمدی نژاد می باشد. این جریان که دو شکست در کارنامه خود ثبت نموده اند بسیار امیدوار بودند در انتخاب هیأت رییس و رییسه مجلس خبرگان که شأنی بالاتر از رهبری دارد( هرچند این شأن بیشتر سمبلیک می باشد) دست بالا را داشته باشند اما عملا تلاشهای مستمر لابی های آنها منجر به شکست شد و احمد جنتی نامزد نواقتدارگرایان مغلوب شد. این شکست می تواند برای تضعیف روحیه این جریان سیاسی در آستانه انتخابات مجلس هشتم مؤثر باشد.
اصلاح طلبان سومین مخاطب پیام این انتخاب می باشند. بی تعارف باید گفت که پیروزی هاشمی مستقیما به معنی پیروزی اصلاح طلبان نیست. اصلاح طلبان نباید آنرا به حساب خود بگذارند البته بی شک شکست نواقتدارگرایان به نفع جبهه مخالفین دولت نهم می باشد اما این به معنی آن نیست که هاشمی اصلاح طلب است و با پیروزی او این طیف به یک پیروزی دست یافته است و با تبلیغ این پیروزی زمینه پیروزیهای بعدی را فراهم نمایند. ایشان باید صادقانه با طرفداران خود برخورد نمایند.
خود هاشمی نیز مخاطب نهایی انتخاب خودش می باشد. پس از بد اقبالی او در دو انتخابات مجلس ششم و ریاست جمهوری نهم مجددا در انتخابات مجلس خبرگان با رأی اول مردم استان تهران عازم مجلس خبرگانی شد که مردم در این سالهای بعد از انقلاب غیر از یکبار( انتخاب رهبری بعد از ارتحال آیت الله خمینی) اثر وجودی و فایده ملموسی از آن ندیده بودند و رأی مردم به هاشمی و نیز انتخاب او به ریاست خبرگان در واقع رأی منفی به تفکر نواقتدارگرایی و اندیشه اسلام خشن و ارتجاعی مصباح و یارانش بود. هاشمی فرد با هوش و زیرکی است و بعید می دانم نفهمیده باشد که ایران اگر بر اساس اندیشه مصباح و مصباحیان اداره شود خیر و سعادتی در انتظار مردم ایران نخواهد بود و به همین دلیل باید پیام این انتخاب را بگیرد و با جرئت و شجاعت لازم و در عین حال با تدبیر و دور اندیشی مانع از گسترش قدرت و نفوذ این جریان شود.
Comments
هی غزل
یادت هست !؟
آب پایم را سنگ می زد!
من بودم و تو ...!
نارون
یادگار خالی دستان پدر.
من بودم تو ...!
مادر .
باد دستانی پراز آینه
که تو درابدیت آن موهایت را شانه می زدی.
هی غزل یادت هست!؟
Posted by: داود یاراحمدی | septembre 7, 2007 5:43 PM
سلام، یادداشت زیبائی بود. فرصت نمودید این اشتباه
چاپی را هم اصلاح کنید:«تبعیت» به جای «طبعیت»
سراج : با سپاس از شما
Posted by: نیستانی | septembre 8, 2007 3:39 AM
آقاي هاشمي به گفته خودش سرباز انقلاب است و هرجا كه انقلاب نياز داشته باشد به خدمتگزاري مشغول خواهد شدو اگر او مي خواست با اين برد و باخت هاكه در عالم سياست معمول است پا پس بكشد كه سياستمدار نبود تا چه رسد كه عنوان باهوش بودن را نيز يدك بكشد.
به هرحال به نظر مي رسد با توجه به تشريفاتي بودن مجلس خبرگان تاثير گذاري او بسيار كم رنگ باشد
Posted by: نعيمي | septembre 8, 2007 10:43 AM
برادر سراج مثل همیشه لذت بخشه خوندن مطالب شما .فقط یه نکته ای این اقای جنتی احمد اسمشه نه علی، علی پسر جنتی خودش از طرفدارانه هاشمی تو وزارت کشور بود و سفیر ایران در کویت.بنابراین این رو هم اصلاح کنید.من یه مطلبی رو هم توی وبلاگم همین جوری نوشتم در مورد اقای جنتی بد نیست یه
سری بهش بزنید ظاهرا استقبال زیادی ازش شد که واقعا منو شگفت زده کرد
سراج : هادی جان متشکرم از تذکر بجایت بله این آقای علی جنتی مدتی هم استاندار ما (خراسان) بود و خوب او را می شناسم.
Posted by: هادی | septembre 12, 2007 2:10 PM
با سلام
امید داریم که هاشمی بتواند گذشته خود را جبران کند و واقعا نشان دهد که با سلطه طلبان و زیاده خواهان مخالف و موافقت با دمکراسی دارد. در غیر اینصورت وی را باید در راستای قدرت طلبان و زیاده خواهان برای همیشه دانست
Posted by: محمد زاده | septembre 17, 2007 3:52 PM