« پاسخ تاج زاده به کیهان | صفحه اصلي | فعالان سیاسی و دانشجویی : به بازداشتها خاتمه دهید »

کدام اهانت؟

kolombia.JPG
بی شک رفتار رییس دانشگاه کلمبیا رفتاری طبیعی بود که از نظر اینجانب نه توهین به ایران بود و نه توهین به ایرانی. از اینها گذشته توهین به احمدی نژاد هم نبود بلکه واکنشی طبیعی به رفتار او بود.احمدی نژاد بارها با حرفهایش به ایران و ایرانی اهانت کرده است و علیرغم انتشار حرفهایش در تیراژ بالا آنها را تکذیب کرده و باز فهم و شعور مخاطبانش را به بازی گرفته که اینرا می توان اهانت مضاعف نامید. سخنان او در خصوص آوردن نفت بر سر سفره مردم و داستان هاله نور در هنگام سخنرانی اش در سازمان ملل را میلیونها نفر خوانده و دیده اند اما او رسماً آنها را تکذیب نمود.

سخنرانی محمود احمدی نژاد در دانشگاه کلمبیا و حواشی قبل و بعد از آن بحث روز محافل سیاسی داخل و خارج ایران است. اینکه طبق معمول رئیس جمهور برگزیده شورای نگهبان و محافل امنیتی حرفهای عجیب و غریبی زده است کمتر مد نظر تحلیلگران داخلی قرار گرفته و اغلب سخنان رییس دانشگاه کلمیبا پیش از سخنرانی احمدی نژاد را مورد تقبیح قرار داده اند چرا که او به انتقاد از عملکرد غیر دموکراتیک و ضد حقوق بشر حاکمیت جمهوری اسلامی ایران پرداخته است.
حتی اصلاح طلبان و شخص آقای خاتمی نیز به انتقاد از رییس دانشگاه کلمبیا پرداخته اند و نگفته اند دروغهای شاخدار احمدی نژاد که موجب خنده و مضحکه دانشجویان دانشگاه نیز شده است اهانت به مردم ایران بود نه انتقاد رییس دانشگاه میزبان او که علیرغم فشارهای زیاد برای پاسداشت آزادی بیان تریبون را در اختیار او گذاشت و احمدی نژاد در کمال آزادی و امنیت و طیب خاطر به بیان نظراتش پرداخت کاری که قطعا هیچ یک از رؤسای دانشگاههای ما - حتی اگر بخواهند- نمی توانند در مورد رییس جمهور آمریکا بنمایند.
اینکه زنان در ایران آزادترین زنان در دنیا هستند اهانت آشکاری به زنان و کلیت مردم ایران بود نه آنچه رییس دانشگاه کلمبیا از رفتار دولت احمدی نژاد در واکنش به منتقدان و دگر اندیشان و همجنس گرایان به زبان جاری نمود.
احمدی نژاد گمان می برد با هر چه بالا بردن اندازه دروغگویی و کتمان حقایق و در عوض چهره ای خندان داشتن و تعظیم کردن و ادای آدمهای مهربان را در آوردن کار پیش می رود و در برابر دنیا می تواند چهره خود را بازسازی کند حال آنکه چنین نیست. غربیها هر روز بیش از پیش به کنه جامعه ما پی می برند و از طریق محصولات روزنامه نگاران و مستند سازانشان واقعیت بزک نشده ایران را می بینند. می توان این گزارشات را گزینش شده دانست اما واقعیت را هم مردم ایران و هم غرب نظاره گر خوب می داند.
بی شک رفتار رییس دانشگاه کلمبیا رفتاری طبیعی بود که از نظر اینجانب نه توهین به ایران بود و نه توهین به ایرانی. از اینها گذشته توهین به احمدی نژاد هم نبود بلکه واکنشی طبیعی به رفتار او بود.احمدی نژاد بارها با حرفهایش به ایران و ایرانی اهانت کرده است و علیرغم انتشار حرفهایش در تیراژ بالا آنها را تکذیب کرده و باز فهم و شعور مخاطبانش را به بازی گرفته که اینرا می توان اهانت مضاعف نامید. سخنان او در خصوص آوردن نفت بر سر سفره مردم و داستان هاله نور در هنگام سخنرانی اش در سازمان ملل را میلیونها نفر خوانده و دیده اند اما او رسماً آنها را تکذیب نمود. دروغگویی بدترین خصلت یک مقام عالی رتبه کشوری است که متأسفانه این مسئله در بسیاری از مسئولان نظام جمهوری اسلامی دیده می شود.
یکی از نمایندگان اصولگرای مجلس چندی پیش از دروغگویی معاون رییس جمهور سخن می گفت. وی- این نماینده مجلس - در اعتراض به این دروغگویی آشکار که اسناد و مدارک متقنی مبنی اثبات این دروغگویی نیز موجود می باشد از رییس جمهور سئوال نمود و او تعریف می کرد احمدی نژاد ضمن حضور در کمیسیون مربوطه مجلس به توجیه کار معاون خود پرداخت و دروغگویی او را رفع و رجوح نمود!
چنین رییس جمهوری که به اصول اخلاقی پایبندی ندارد و حتی نماینده ای که از حامیان او بوده رسماً اعلام می کند از اینکه به او رأی داده است پشیمان است نماینده واقعی مردم ایران نیست که انتقاد به او و یا حتی اهانت به او اهانت به مردم ایران باشد. از سوی دیگر ایرانیان مقیم غرب هر روز با واکنش تبعیض آمیز و اهانت آمیز غربیها که نتیجه رفتارغیر خردمندانه و تحریک آمیز احمدی نژاد و حامیانش است مواجه می شوند و دردسرهای آنرا متحمل می شوند حال آنکه مسببان این رفتارها آسوده و راحت و فارغ از هر گونه دغدغه ای به زندگی روزمره خود مشغولند.
متن کامل سخنان دکتر بولینگر رییس دانشگاه کلمبیا را اینجا بخوانید
وباز در همین زمینه این مطلب را هم بخوانید
نقطه نظر مسعود بهنود نیز در عین متفاوت بودن جالب و خواندنی است
یادداشت سید ابراهیم نبوی هم مثل همیشه خواندنی و دلنشین است آنرا اینجا حتماً بخوانید

Comments

سلام دوست عزیز
شنیده ام شما پناهنده شده اید آیا صحت دارد؟
سراج : بله صحت دارد سالها است که به درگاه حضرت باریتعالی پناهنده شده ام اما نه به هیچ دولتی به عنوان پناهنده سیاسی و امثال آن و هرگز هم نخواهم شد حتی اگر در رفت و آمد به ایران دچار مشکل شوم

آقای میردامادی دارد راه پناهندگی آبرومندانه را هموار می کند یعنی کاری که سازگارا و گنجی ها و... انجام دادند. اما این غربی ها خیلی بی وفا تر از آنی هستند که روشنفکری حتی داغ تر از خودشان را بهایی درست بدهند. حامد

من قبول ندارم حرفتان را شما مسايل داخلي و بين المللي را توي يك ترازو مي سنجيد ...احمدي نژاد با همه ي بدي ها و غيره ريس جمهور قانوني ايران و نماينده ملت ايران توهين از هر جا و هر تريبون توهين مستقيم به ايران وايراني است

حضرت اخوی گر چه با داوری شما در باب احمدی‌نزاد کاملا موافق ام اما با این جملات شما موافق نیستم:
«بی شک رفتار رییس دانشگاه کلمبیا رفتاری طبیعی بود که از نظر اینجانب نه توهین به ایران بود و نه توهین به ایرانی. از اینها گذشته توهین به احمدی نژاد هم نبود بلکه واکنشی طبیعی به رفتار او بود.»
کار رییس دانشگاه کلمبیا توهین بود گر چه محتوایی را که بیان کرده بود درست بود اما می‌توانست با ادبیاتی مودبانه همان مطالب را بیان کند.

خیلی جالب است. این آقای رییس جمهور انتصابی به خودش اجازه می دهد تا همه را دست بیندازد و راجع به ملت ایران دروغ سر هم کند و کشوری را به نابودی تهدید کند و فاجعه ای که این همه آدم هنوز عزادار آن هستند را کتمان کند. آنوقت به زعم دوستان رییس کلمبیا توهین کرده ولی احمدی نژاد مظلوم است. خیلی جالب است.

سلام
نمي دانستم اينقدر تهي شده اي-نه از آن فعاليت در دفتر تحكيم وحدت وحالا هم پشت پازدن به غرور خودت=اقاي ميردامادي:وادادگي هم تا اين اندازه. براي چون تو دوست متاسفم


بنام خدا:
صرف نظر از قضاوتهائی كه می توان در قبال یك رئیس جمهور داشت و او و برنامه ها و سیاستهای او را بطور كاملا دمكراتیك زیر سوال برد، اما قضاوت در زمینه یك پدیده خاص را، بخصوص درصورتیكه در تعامل با یك بازیگر خارجی مطرح می شود را بایستی در «قاعده بازی» ارزیابی كرد. این اصل كلی و عقلانی پذیرفته شده در تمام سیستم هاسی سیاسی می باشد. لذا ما عقلا و منطقا نمی توانیم بحث انتقاد ازآقای احمدی نژاد را به حادثه «دانشگاه كلمبیا» تعمیم دهیم، و این حادثه باید فی نفسه مورد تحلیل قرار گیرد.
در این باره بنظر می آید كه حادثه دانشگاه كلمبیا یك حادثه سازماندهی شده بود تا بر مبنای آن و طبق قاعده بازی ها، فرد آقای احمدی نژاد را در موقعیتی قرار دهند تا ایشان را مجبور به ترك سالن كرده، یا او را وادار كنند تا پاسخ اهانت و حملات را با همین صبغه و با لحنی عصبی، مهین و ... پاسخ دهد. در صورتیكه آقای احمدی نژاد سالن را ترك می كرد، دانشجویان احساس می كردند كه گفته های رئیس دانشگاه چنان صادقانه است كه رئیس جمهور نتوانسته از عهده آن بر آید و فرار را بر قرار ترجیح داده است. در برداشت
دوم، فرهنگ غنی، اخلاق محور و ارزش گرای ما بعنوان ام القرای كشورهای اسلامی و مبتنی بر مكتب اهل البیت (ع) زیر سوال می رفت و نه تنها غرب بلكه كشورهای اسلامی نیز از پاسخ های اهانت آمیز رئیس جمهور چنان می آشفتند كه محبوبیتی كه ایشان در این كشورها بدست آورده است از دست می داد.
اما آقای احمدی نژاد با پاسخ های متواضعانه و اخلاقی چنان رئیس دانشگاه و رسانه های غربی را بازی داد كه حتی روزنامه های لوموند، فیگارو، پاریزین، و روزنامه های دیگر و سایتهای خبری دیگر اذعان كردند كه آقای رئیس جمهور پیروز این بازی بوده است. علاوه بر این، پیام صلح ملت ایران بخوبی به دنیا ارائه شد. اما در ادامه تحلیل چند نكته عرض كنم:
۱. جنجالی بودن سفرهای آقای احمدی نژاد شاید تنها راه بهره برداری از رسانه ها در یك جنگ نابرابر رسانه ای باشد كه باید اذعان كرد كه ایشان بارها ذكاوت بالائی در این امر از خود نشان داده اند.
۲. بخش عظیمی از جنجالی شدن این سفرها و بخصوص سفر اخیر، به دوش رسانه های غربی می باشد. شواهد نشان می دهد برنامه طرح ریزی شده ای برای تحقیر ملت و رئیس جمهور ایران برنامه ریزی شده بود كه انصافا بنظر من هر بیننده صادقی شكست رسانه ای غرب در این حادثه را خواهد پذیرفت، همانطور كه خود رسانه ها بر این امر اذعان كرده اند.
۳. برای كسانی كه معتقدند آقای احمدی نژاد بایستی بهمان سبك رئیس دانشگاه سخن می گفت عرض كنم كه بنظر حقیر، در مكتبی كه پیامبرش خود را اتمام كننده مكارم اخلاق می دانند و پاسخ جاهلان و بی ادبان را با «سلام» دادن توصیه می كند و ائمه ما ائمه اخلاق و ارزشها می باشند، بهترین پاسخ ممكن به اهانتهای رئیس دانشگاه كلمبیا، همان روشی بوده كه آقای احمدی نژاد در پی گرفت. اثر كرامت اخلاقی و ادب را در این حادثه در عكس العمل حضار در جلسه می توان نگریست، هرچند كه رسانه ها بیهوده سعی كردند تا حد ممكن افكار عمومی را از اثرات سخنان رئیس جمهور برحذر دارند.
۴. نكته دیگر تحسین آزادی بیان در آمریكا، بجز در موارد استثنائی كه همگی ما از آنها آگاهیم و نقاط ضعف دمكراسی آمریكائی بحساب می آید و نشان دهنده اینست كه تابوها در هلج جوامع وجود دارند، می باشد. بیانات رئیس جمهور در آزادی بیان در ایران در این گستره البته اغراق بحساب می آید و ما نباید در دام این مسائل گرفتار شویم. مسئولان ما بجای اینكه ادعا كنند ایران كشور مطلقا دمكراتیك و ... است بهتر است علنا اعلام كنند كه محدودیتهای موجود در برخی از زمینه های سیاسی و اجتماعی از طبیعت متفاوت گرایش های فرهنگی، دینی، سیاسی و اجتماعی در ایران ناشی می شود كه با اصلاحاتی كه نیازمند زمان بیشتر است، می تواند مورد توافق اكثریت مردم قرار گیرد. ما برای توجیه خود نباید ادعاهائی را بكنیم كه مشكل ساز خواهند شد.
۵. در همین زمینه بحث وجود پدیده «همجنس گرائی» در ایران است كه مورد تكذیب آقای رئیس جمهور قرار گرفت، اگر چه جمله اول ایشان بد ترجمه شد ولی نهایتا جملات بعدی از اتخاذ موضع اشتباه توسط ایشان در این زمینه حاكی می كنند و می توان آنرا تنها نقطه ضعف رئیس جمهور در دانشگاه دانست. ایشان و مشاوران ایشان كه ممكن است عادتی به این گونه سوالات نداشته باشند، می توانستند پاسخی را ارائه كنند كه موجب خنده حضار نشود. مثلا اینكه نگرش جامعه ایران به پدیده همجنس گرایی می باشد، برخاسته از نگرش و قرائت دینی است و با این حال ایران تنها كشور اسلامیست كه حق تغییر جنسیت كه یكی از راههای دینی در حل بخشی از این مسئله است را برسمیت شناخته است.
۶. مسئله زنان در ایران نیز از می توانست به مسئله «روبه توسعه» معرفی شود كه دیدگاه دینی و مدرنتیه را باهم تركیب كرده و اصل و اساس هر جامعه كه خانواده است را مد نظر قرار داده است. از طرف دیگر ایران نیز می توانست از زبان رئیس جمهور به جایگاه و مسئله «زن در غرب» بطور كلی و آزادی زنان مسلمان در پوشش و ... در غرب را زیر سوال ببرد و از حالت انفعالی خارج شود، ضمن اینكه اعتراف شود كه جایگاه زن در ایران روز به روز رو به بهبود است و حتی در وضعیت فعلی در مقایسه با دیگر كشورهای اسلامی در مكان بسیار والائی قرار داریم.
۷. اما سخنی با آقای میردامادی: این دوست ما در تحلیل خود دچار چند مشكل بوده اند. اولا، ایشان تمام مسائل را باهمدگیر تحلیل كرده اند و از تحلیل موضوعی این حادثه طفره رفته است. دوم اینكه ایشان تحلیل خود را تحت تاثیر نگرش كلی سیاسی خود ارائه كرده كه این تحلیل را از ارزش علمی تهی كرده است. ثالثا این سید مانند بسیاری از سادات بزرگوار دیگر، ذاتا عصبی بوده و هست و خواهد بود و بسیاری از تحلیل های ایشان از روی تعصب و عصبیت ارائه می شود. چهارم اینكه، تحلیل آقای میردامادی چنان تند ارائه شده كه تحلیل دیگر دوستان را كه «پناهده شدن» و ... او را مطرح كرده اند را نیز تحت تاثیر روش خود ایشان قرار داده است و باید گفت كه طرح این اتهامات از طرف دیگر دوستان نه اخلاقی و نه قابل قبول است. اما از آنجائیكه اشتباه، باعث اشتباه دیگران می شود، طرح چنین مسائلی قابل پیش بینی می باشد. ۸. اگر طبق رای آقای میردامادی سخنان رئیس دانشگاه را اهانت ندانیم، كه ما شخصا می دانیم، بایستی عكس العمل هایی كه دوستان در پاسخ به تحلیل ایشان ارائه كرده اند را نیز غیر اخلاقی ندانیم. در حالیكه ملاك اخلاق و ادب و احترام ملاكهای جهانی بوده و مورد پذیرش همگان می باشد، تاحدیكه مسئولان دانشگاه كمبیا با معذرت خواهی نشان دادند كه واقعا پذیرفته اند كه رئیس دانشگاه توهین وار سخن گفته است. اضافه بر این سخنان رئیس دانشگاه عدلا و انصافا خالی از نكات آكادمیك و علمی بوده و در حد یك سخنرانی سیاست زده قابل تقلیل است. ایشان تلاش كرده كه سخنان رهبران سیاسی خود را از تریبون علمی توسعه دهد كه در چاهی افتاد كه خود برای رئیس جمهور آماده كرده بود. و بقول آقا یاسر، اخوی كوچكتر آقای میردامادی، ایشان می توانستند انتقادات خود را بشكل كاملا علمی و آكادمیك و در فضائی كاملا سالم و علمی ارائه كنند و خود را در حد یك قاری نامه تند و خشن كوچك نكنند. در واقع ایشان تمام راههای یك انتقاد سالم را برای ایشان هموار شده بود برای خود خراب كرد.
۹. آقای میردامای فراموش نكن كه ما در مقابل كشوری قرار داریم بحث می كنیم كه هم در داخل و هم در خارج چنان غیر مردمی شده است كه همه این مسائل را برای فرافكنی انجام میدهد. اگر شما اهل تحلیل هستید در كنار این تحلیل های خود، سیاستهای آمریكا نیز مورد نقد و ارزیابی قرار دهید، اگرچه شما با موافق بودن با جنگ آمریكا علیه عراق، مسئلولیت اخلاقی این حمایت را نیز باید بعهده بگیرید. جنگی كه نتیجه آن تا كنون كشته شدن بیش از پنجاه هزار بیگناه می باشد. چرا در تحلیل خود فقط به موضوعات خاصی اشاره می كند. تحلیل علمی و صادقانه تحلیلی است كه بتواند تمام جوانب امر را در بر بگیرد بدون اینكه نتیجه آن اتهام وارد شدن به تحلیل گر باشد. شما طوری تحلیل كرده اید كه خواننده ای كه شما را نمی شناسد برداشت می كند كه خدائی نكرده شما ... فكر كنم برخی نیز از انتقادات بعضا درست ولی عموما قابل بحث شما نیز بسیار خوشحال می شوند و نیازی نمی بینند كه برای تشتت فكری در داخل و خارج بودجه چندین میلیونی تصویب كنند!!!! اگر كمی همبستگی ملی داشته باشیم، حداقل از انتقادات غیر سازنده و تند و افراطی پرهیز خواهیم كرد، مگر اینه هدف ما نه ساختن بلكه تنها تخریب باشد. این مسئله در مورد بسیاری از دیگر افراد سیاسی در داخل و خارج و در تمام جناهها قابل تصدیق است.
در خاتمه عرض كنم كه بنظر من نتیجه كلی این مبحث اینست كه آمریكا و دانشگاه كملبیا بازنده اصلی ونهائی این بازی در حادثه دانشگها كلمبیا می باشند، امریكه مورد اذعان اغلب تحلیل گران قرار گرفته است. این را هم بگویم كه امیدوارم در كشور ما نیز آزادی بیان با حفظ تمام جوانب اجتماعی و اخلاقی و ... تا حدی گسترش یابد كه مخالفان و موافقان در امنیت كامل بتوانند در فضائی سالم و عادلانه نظرات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و ... را ارائه كنند، امریكه آقای احمدی نژاد دوست دارد آنرا به جهانیان ثابت كند.
از طولانی شدن بحث معذرت می خواهم و به آقای میردامای برادرانه توصیه كنم كه از تندروی و تحلیل های غیر علمی پرهیز كنند، چرا كه بین ما دانشجویان و افراد عادی بایستی تفاوت وجود داشته باشد: هل یستوی الذین یعلمون والذین لا یعلمون. با تندروی تنها باعث می شویم كه لحن مطلب حتی اگر صادقانه و صحیح هم باشد مورد انكار و طرد واقع شود.
باز هم معذرت از طولانی شدن بحث.
سید محمد سعید طاهری موسوی

می گویم آقای کروبی که رفتار رئیس دانشگاه را محکوم نکرد... کرد؟ من که در جایی ندیدم... جناب مستطاب خاتمی هم اگر سکوت می کرد مگر خلع لباسش می کردند؟ خجالت هم نمی کشد...

جناب موسوی چرا در مورد اظهارات آن نماینده مجلس که شما هم در جلسه مذکور حضور داشتید قلم نزدید؟ کامنت شما از اصل مطلب هم طولانی تر شد.

بنام خدا
اینجانب چون شخصا وبلاگ ندارم، بعضا از «روزنوشتها» ی دوستم جناب میردامادی برای ابراز عقیده استفاده می كنم و ایشان نیز بزرگورانه زحمت انعكاس نظراتم را می كشد. اما در جواب دوستی كه فرموده چرا در مورد جلسه با نمایندگان مجلس چیزی ننوشتم، علتش كاملا واضح است، اگر این دوست ما مطلب ما را كاملا خوانده باشند. چون در اینجا بحث موضوعی بود و فقط به «حادثه دانشگاه كلمبیا» پرداخته شد و اضافه بر این انتقاد من به خود آقای میردامادی هم همین بود كه ایشان همه مسائل را باهم مطرح می كنند تا از فرصت ایجاد شده برای انتقاد به رئیس جمهور استفاده كنند، انتقاداتی كه بسیاری از آنها را من نیز قبول دارم. اما در مورد طولانی بودن بحث، اولا من در آخر بحث معذرت خواهی كردم، ثانیا قاعده ابراز عقیده است، نه طولانی یا كوتاه بودن شرح. وقتی آقا سراج كه این صفحه مال ایشانست اشكالی نمی گیرد، چرا شما از این بحث ناراحتید؟
بازهم معذرت از جناب سراج
سراج : دوست گرامی جناب آقای سید سعید موسوی از اینکه اینجا را قابل دانستید برای انعکاس نظراتتان متشکرم از طولانی شدن مباحثتان نگران نباشید مقصود تضارب آراء و اندیشه ها است که با حضور دلسوزانی مثل شما این موضوع تحقق می یابد امید است این فضای گفتگو ادامه یابد. با سپاس مجدد

با سلام در همین امریکا و سازمان ملل و بسیاری از دانشگاهای جهان از رهبر انقلاب تا هاشمی و خاتمی و شهید معظم رجائی حاضر شده و از ملت و عظمت و مظلومیت ایران ممستدل و مستند نام بردهاند ولی توهینی با این صراحت نشنیده ایم معتقدم دلایل یا دلایل در جای دیگر است

محمود احمدی‌نژاد نماینده حکومت ایران و نشان دهنده چهره بدون نقاب آن است
کاری که تحریمیون در زمان انتخابات ریاست جمهوری می‌خواستند انجام دهند نشان دادن همین چهره بدون نقاب به خارجیانی بود که با زیرکی قصد داشتند بر آن چشم فروبندند.
اگر رییس دانشگاهی یا خبرنگاری در ایران قسمتی از حرفهای بالینگر را خطاب به احمدی نژاد می‌زد به عنوان یک چهره صادق و با شهامت مورد تقدیر قرار می‌گرفت اما "حس قبیله‌گی" ما سبب می‌شود که در برابر هر خارجی که حرف دل ما را می‌زند جبهه بگیریم و مخالفت کنیم.
اگر عقیده داریم که آقای احمدی‌نژاد شایسته دریافت این صفات و محتوای این خطابه نبود، می‌توانیم در کنار مهاجرانی و رفسنجانی به دفاع از "هم قبیله" خود برخیزیم ولی اگر خود عقیده دارید که او دیکتاتور و بی‌سواد است دیگر رنجیدن از سخنان رییس دانشگاه کلمبیا بی مورد است.
بگذارید رنجیدگی خاطر از آن کسانی باشد که با ریشخند تمسخر آمیز چشم در چشم خبرنگاران خارجی و در برابر ملیونها بیننده تلویزیونی ایران را آزادترین کشور دنیا و زنان را آزادترین زنان جهان می‌نامند و وجود زندانی سیاسی، اعدام سیاسی، تبعیض جنسی و مذهبی و نژادی و وجود اقلیت‌ها و همجنسگرایان را منکر می‌شوند و به شعور همه مخاطبان خود توهین می‌کنند.
خوب که نگاه کنی گفتار بالیگر ترجمه واضحی بود از آنچه احمدی نژاد می‌گوید و اگر توهینی به ملت ایران روا داشته شده هم از جانب خود اوست!

من همانهایی که احمد رضا گفت به علاوه آنکه وقتی رئیس جمهوری به شعور مردم خودش بی احترامی می کند نباید از دیگران توقع داشت احترام او را نگه دارند از قدیم گفته اند احترام امامزاده به متولی آن است.برنده این ماجرا هرکی باشد قطعا احمدی نژادی که مورد تمسخر بچه دانشجوهای آمریکایی واقع شد نبود.

نامه سرگشاده اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت به محمود احمدی نژاد
-----------------------
جناب آقای احمدی نژاد

با سلام

به عنوان منتخبان بزرگ ترین تشکل منتقد دانشجویی به شما سلام می نماییم تا به عهدی که با خود بسته ایم وفادار باشیم و بدی را برای هیچ کس نخواهیم. حتی اگر آن شخص رئیس دولتی باشد که در دانشگاه کلمبیا ازآزادی کم نظیر در ایران و از خوش رفتاری با منتقدان و دگر اندیشان بگوید و از آزادی زنان دم زند اما ماموران وزارت اطلاعتش ما را همین چند روز پیش در سلولهای انفرادی بند 209 زندان اوین به مدت یک ماه- حتی از افکارمان- بازخواست کرده باشند، مسئولین وزارت علومش درطی دو سال ریاست وی بر هیات دولت 43 تشکل منتقد دانشجویی اعم از شورای صنفی ،کانون فرهنگی وانجمن اسلامی را تعلیق یا منحل نموده باشند وبیش از 550 دانشجو را به جرم ابراز عقیده راهی کمیته انضباطی کرده باشند تا مجازات گردند و حتی اگر در این دو سال بیش از 70 تن از اعضا این اتحادیه بازداشت و بسیاری از دانشجویان منتقد ستاره دار و از حق تحصیل محروم واساتید برجسته اش به جرم دگر اندیشیدن اخراج شده باشند ودختران کشورش تنها به جرم دختر بودن از تحصیل باز مانده باشند، اگر بهای بذل و بخشش بی حسابش به کشورهای آمریکای جنوبی فقر و بیکاری برای مردمش و کسری بودجه دانشگاهها باشد و سخنان نسنجیده اش درمورد هولوکاست واقداماتش درعرصه بین الملل تحریم و محرومیت را برای مردم کشورش به ارمغان آورده باشد.
آری ما باز هم با سلام آغاز می نماییم که بارها گفته ایم سربلندی ایران و ایرانی را خواستاریم واز این روست که دموکراسی در ایران و صلح در جهان را دنبال می کنیم. هر چند بهای آن زندان و محرومیت از تحصیل باشد.
آقای احمدی نژاد! شما در دانشگاه کلمبیا ایران را یکی ازآزادترین کشورهای جهان خواندید و از توهین کنندگان خواستید به کشور ما بیایند و قول دادید با آنها رفتاری دوستانه داشته باشید. اما بد نیست بدانید بسیاری معتقدند جرم سه دانشجوی دربند امیرکبیر اعتراض به حضور شما در دانشگاه امیر کبیر بود و نشریات جعلی بها نه ای بود تامنتقدان را به مسلخ ببرند. بسیاری معتقدند تمام توان خویش را در راه سرکوب منتقدانت به کار بسته ای وزنان و معلمان و کارگران و روزنامه نگاران به جرم کمترین انتقادی به بدترین شیوه مجازت شده اند و . ..
شنیده ایم که به دانشگاه خواهی آمد. براستی اگر تمام سوالات و انتقادات و اعتراضهایمان را پاسخی هست، اجازه دهید درمیان آن همه میهمان گلچین شده که با خود به درون سالن خواهید آورد تنها یک نفر از اعضا شورای مرکزی این اتحادیه فردا به داخل سالن راه یابد و سوالات خود را از رییس دولت آزادترین کشور جهان! بپرسد.
ما فردا پاسختان را انتظار میکشیم. بی شک همگان به نظاره برخورد مردی با هموطنانش خواهند نشست که عالمیان را برای پرسشگری به کشور خود فرا می خواند. به خاطر داشته باشید که آیندگان خواهند نوشت وی با دانشجویان کشور خود چه کرد.
شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت
8 مهر 1386

با سلام
در مورد موضوع سخنراني رئيس جمهور دردانشگاه كلمبيا ، گفتني است كه در سايت دانشگاه كلمبيا بيانيه رئيس دانشگاه در 19 سپتامبر است كه اعلام كرده من در ابتدا مسائل هولوكاست ، زندانيان سياسي و فرقه بهائيت و...رامطرح خواهم كرد و درروز سخنراني كه 24 سپتامبر بود دقيقا همان موضوعات را در حضور رئيس جمهور بيان مي كند .

سلام دوست گرامی, نوشته ات بیشتر شبیه بیانیه سیاسی می ماند تا نقد رفتار سیاسی, کمی مطالعه کنید!
سراج : شما هم فرصت و حوصله داشتید مطالب لینک داده شده بعد از نوشته ام را نیز مطالعه کنید . با سپاس از شما

اگر توهين به احمدي نژاد توهين به ملت ايران باشد توهين به بوش هم توهين به ملت آمريكا است شگفتا كه مسئولان ايران بيشترين توهينها را به بوش انجام داده و ميگويند ما به مردم آمريكا احترام ميگذاريم همچنين در آمريكا مطبوعات هر روز چندين مطلب و كاريكاتور عليه بوش چاپ ميكنند ولي هيچكدام توهين به ملت آمريكا تلقي نميشود.
سراج : جناب بزمشاهی عزیز الحق که نکته درستی را اشاره کردید از نگاه آقایان احمدی نژاد که در مرحله اول با جابجا کردن آراء مردم به دور دوم راه یافت نماینده واقعی ملت است اما بوش چنین نیست و مستحق هر گونه اهانت می باشد.

جناب میردامادی عزیز
در اینکه پرزیدنت احمدی نژاد در بسیاری مواقع به شعور ملت توهین کرده با شما هم رایم. ولی این امر منحصر به ایشان نیست وجناب خاتمی رئیس جمهور مورد علاقه شما وبسیاری دیگر از دوستانتان نیز بارها وبارهابا ادعاهای کذبشان به ریش ملت خندیده اند. در هر صورت نحوه مواجهه احمدی نژاد با آمریکا را در این سفراز معدود نقاط قوت کارنامه وی میدانم،که از مواجهه زبونانه دوستان اصلاح طلب موفق تر بود.در هر صورت زندگی در پاریس بی شک بر مواضع آن جناب بی تاثیر نیست.
یا علی

تقریبا هیچ یک از اعضای هیات حاکمه ی امریکا از سخنان احمدی نژاد و آن چه شما آن را تحقیر ملت ایران شمرده اید ابراز خوش حالی یا لااقل رضایت نکرده اند! بسیار عجیب است که یک واقعه توسط شیطان و بزرگ و کوچک شکست تلقی می شود ولی از طرف شما پیروزی آنها اعلام می شود. ما که سر درنیاوردیم. لابد ما بازهم باید برویم بیشتر مطالعه کنیم!