« فعالان سیاسی و دانشجویی : به بازداشتها خاتمه دهید | صفحه اصلي | کیهان و جمهوری نهم ! »

قندهای متبرّک !

شخصاً برخورد متملقانه برخی از مسئولان و دانشگاهیان را با مقام رهبری دیده ام اما آنچه که برایم بیش از آن ناراحت کننده می باشد آن است که برای رهبری که انسانی معمولی وهمچون سایر انسانها است مقامی قدسی قائل شوند. تمجیدها و تملقهای رایج از ایشان ای بسا برای تقرب جویی کفایت کند اما وقتی سخن به تبرک نمودن چفیه و خوردن ته مانده بشقاب ایشان می رسد دیگر از مرز چاپلوسی و تملق به حماقت و عوامگرایی می رسد.

گاهی کارهایی از نخبگان و تحصیلکردگان جامعه ایرانی سر می زند که انسان را به تعجب وا می دارد.
اغلب گمان می شود اساتید دانشگاهها و نخبگان علمی که قاعدتاً رؤسای دانشگاهها باید گل سر سبد ایشان باشند سمبلی از فرهیختگی و خردمندی هستند اما دریغ که گاهی عوام تر از عوامترین اقشار مردم عمل می کنند .
گزارش دیدار اساتید دانشگاهها با رهبر انقلاب را در روزنامه کیهان خواندم و بسیار متأسف شدم. این تأسف نه از آن جهت بود که میزان بالایی از تملق و چاپلوسی برخی از دانشگاهیان و رؤسای دانشگاهها برای دستیابی بیشتر به رانت قدرت صورت گرفته بود بلکه به خاطر نکته ای بود که در انتهای گزارش آمده بود و مرا به فکر فرو برد.
شخصاً برخورد متملقانه برخی از مسئولان و دانشگاهیان را با مقام رهبری دیده ام اما آنچه که برایم بیش از آن ناراحت کننده می باشد آن است که برای رهبری که انسانی معمولی و همچون سایر انسانها است مقامی قدسی قائل شوند. تمجیدها و تملقهای رایج از ایشان ای بسا برای تقرب جویی کفایت کند اما وقتی سخن به تبرک نمودن چفیه و خوردن ته مانده بشقاب ایشان می رسد دیگر از مرز چاپلوسی و تملق به حماقت و عوامگرایی می رسد.
از این دست برخوردها را سالهای سال شاهد بودیم. ابتدا گروههای فشار و نیروهای موسوم به حزب اللهی اقدام به این کارها می نمودند ، سپس ویروس این عوامگرایی ها به دیگر اقشار و طبقات هم افتاد. هر چند نیک می دانم این افراد بسیار معدود هستند و نمی توان آمار زیادی را برای این قبیل افراد قائل شد اما وجود این اقلیت در میان مسئولان و دانشگاهیان ما بسیار زشت و نا پسند است.
به این قسمت از گزارش کیهان توجه کنید : "افطار تمام شده بود كه فرزند يكي از مسئولين آمد كنار سفره كوچك استاد(مقام رهبری) به پدرش چيزهايي گفت و پدر نيز در قندان توي سفره استاد را باز كرد و يك مشت قند ريخت توي يك برگ دستمال كاغذي و دادكه حضرت استاد تبرك كنند. استاد يك دقيقه اي را براي قندها نجوا مي كردند و آنها را نزديك لب ها مي آوردند... تمام كه شد تحويل دادند، گويا قندها خيلي قيمت پيدا كرده بود و يكي دوتا از مسئولان سهم خواهي كردند!! حضرت استاد كه برخاستند؛ جمعيت به طرف شان آمدند و با همان دست و نگاه مهربان حضرت استاد، با ايشان خداحافظي كردند... برگهاي ريحان سفره كوچك استاد چه زود بين اساتيد كلاس درس امروز تقسيم شد!"
تبرک در فرهنگی دینی ما معنای مشخصی دارد که بسته بر نوع زاویه نگاه به مقوله دینداری قابل قبض و بسط است اما این نوع تبرک از پدیده های بدیعی است که بسیاری از دینداران را نیز می آزارد و ای بسا مراجع و علمای دینی نیز با آن موافق نباشند. از اینها گذشته خود شخص مقام رهبری نیز نباید به این درخواستها تن در دهند. قبول آنکه مثلاً چفیه یا عبای ایشان و یا قند نجوا شده (اگر ایشان به قندها دعا می خواند دیگر چه می شد) موجب تبرک است و خیر و منفعت دنیوی و اخروی دارد به معنی تأیید این عوامگرایی است و خود ایشانرا نیز در این ردیف قرار می دهد.
به اسلام عزیز در طول قرون و سالهای گذشته مقدار زیادی خرافه و ناخالصی بسته شده است ، وظیفه دینداران حقیقی است که مانع تداوم این روند شوند. بی شک تبرک نزد پیامبران و ائمه علیهم السلام که برگزیدگان مستقیم وغیر مستیقم حضرت باریتعالی هستند معنا و مفهوم پیدا می کند اما از اینها گذشته مقام قدسی برای سایر افراد قائل شدن از دائره دینمداری حقیقت پندارانه خارج است.
این گزارش را می توانید اینجا بخوانید
------------------------
گزارش جدید کیهان مجددا در همان راستا است اما اینبار چفیه متبرک، اینجا بخوانید
تصویر جوانان بسیجی در حال بوسیدن محل عبور رهبری را هم می توانید اینجا ببینید

Comments

جداً جای تأسف هم دارد ایشان با این اقدامات می خواهند جانشینی امام زمان را برای خودشان تداعی کنند.البته نسل جوان از این شامورتی بازیها فارغ است

دوستی که ظاهرا با شما همدوره بوده در دفتر تحکیم تعریف می کرد که در آخرین سال هایی که هنوز رابطه ای میان تحکیم و دفتر رهبری بود و هنوز افشاری در زندان بود ، دفتر رهبری از تحکیم برای افطار دعوت کرد . اختلاف بود که برویم یا نرویم یا اگر می رویم چگونه برویم و خلاصه قرار شد برویم و حرفمان را هم بزنیم . می گفت و حرف هم به نمایندگی زده شد اما ناگهان در آخر ماجرا دیدیم یکی از بچه های تحکیم که از همه آتشش تند تر بوده چسبیده به چفیه آقا و هی آن را می بوسد و به سر و چشمش می کشد . این هم در راستای حرف شماست .

واقعاً ملت فرصت طلب که می گویند این افراد هستند

ای والله موافقم قربانت رضا استرالیا

اگر این آقا کسی را متبرک می کرد و این تبرک خیری برای دنیای او می داشت دست خودش را شفا می داد. این امامزاده اگر کور نکند شفا هم نمی دهد.

ميان عاشق و معشوق راز بسيار است
چه داند آنكه اشتر مي چراند؟؟؟
واقعا...

رژیم قبل شاه داشت این رژیم هم یه چیزی مثل شاه . والا شاه با شاه بودنش اینهمه پاچه خاری شو نمی کردن . این کم مونده دم از خدایی بزنه .علی (ع) کجا و خمینی(ره) کجا و این کجا ؟!

ایران وقتی نجات پیدا میکنه که مردم به امثال این کارها پشت کنند و این دگم دین رو پشت سر بگذارن. تمام...

با سلام
من به دنبال آقای احسان نراقی می گردم . از آنجایی که مطلبی در مورد ایشان در اینجا خواندم امیدوارم شما بتوانید به من کمکی کنید
با تشکر
لیلا لاری زاده

تا وقتی این مجتهدان شیعی سکوت پیشه کرده اند اوضاع به همین منوال خواهد بود

بسم الله الرحمان الرحیم
سلام علیکم
با آرزوی قبولی ی طاعات و عبادات شما
***
رهبر فعلی و رهبر فقید انسان معمولی اند؟ عکسشان بی تقدس است؟

اینها را محمدجعفر ایرانی بگو.
سیدمحمدی ـ ایرانی:
«اسکناسها شده اند امام خمینی. اول کتاب درسی ی فیزیک و شیمی و انگلیسی = امام خمینی. وسط پرچم ایران نشانه ای است که امام خمینی پسندید. قسمتی از سرود ملی ی ایران: "پیامت ای امام." خیابانها = امام خمینها. فرودگاه امام خمینی. استادیوم فوتبال = عکس بزرگ امام خمینی. ظاهراَ در دانشگاهها: تدریس وصیتنامه ی امام خمینی.
×××
اظهارات پاپ عجیب بود؟ خُب. این که آقای خامنه ای پاپ را «یک مقام ارشد روحانی ی مسیحی» بنامد، و عده ای از ایرانیان، آقای خامنه ای را «ولی امر مسلمین «جهان»» بنامند، عجیبتر نیست؟ ــ روزنامه ی اعتماد ملی، سه شنبه، 28 شهریور 1385؛ ص 1:
... رهبر انقلاب فرمودند: ما از بوش توقعی نداریم، چرا که برای قدرت ها و کمپانی های غارتگر جهانی کار می کند، اما این سخنان از یک مقام ارشد روحانی مسیحی مایه تاسف و تعجب است ............... ولی امر مسلمین، مسلمانان جهان را ...
ایضاً سخنان پاپ از بیانات مرحوم امام خمینی که فرموده بود «اگر مسلمانان جهان هر کدام یک سطل آب بریزند، اسرائیل را آب می برد» عجیبتر است؟ مگر امروز از طریق سطل آب کشور از بین می برند و کشور می سازند؟ خُب اگر مسیحیان جهان هم هر کدام یک سطل آب بریزند ایران را آب می برد. ولی مگر به سطل آب است؟ با «روز جهانی ی قدس» (که روشن نیست صفت «جهانی» را چه گونه به آن ملحق کرده اند، و معلوم نیست اگر این مناسبت را پادشاه عربستان معرفی می کرد حاکمان ایران آن را می پذیرفتند یا نه و معلوم نیست در معرفی کردن این مناسبت آیا با مردم و مسئولان وقت ِ فلسطین هم مشورتی کرده اند یا نه) مسئله ای حل شده؟ «روز جهانی ی اسرائیل» وجود ندارد، ولی اسرائیل معمولاً هر کار که بخواهد می کند. پس به «روز جهانی ی ...» نیست.»
ایرانی ـ سیدمحمدی:
«ضروریست1هز کشوری به لیدر و بزرگان و موسسین حکومتهایشان احترام میگذارند آنهم در حد تقدس وبصورت نهادی 2 آموزه های دینی نیز قدر شناسی و سپاس از خادم را گوشزد نموده است من لم یشکر المخلوق...3 عملکرد نا صواب برخی در نشان دادن وحتی بهرهوری از امام را علی حده از شخصیت آن بزرگ تفکیک نمائید چرا که ایشان بارها حتی از تیتر کردن تصویر و اخبارش در رسانه ها و مطبوعات انتقاد داشتند و... »

سلام!
http://www.irdc.org/news.asp?id=2321
حاشیه‌هایی از دیدار اساتید با رهبر انقلاب
12 مهر 1386
اساتید و پژوهشگران سراسر كشور در محضر خورشید حاضر شدند تا از ایشان نور بگیرند، چرا كه اینجا بهار علم و ایمان است.
به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس، دوشنبه نهم مهرماه سحر كه بیدار شدم یه حال دیگری داشتم، امروز یه روز دیگه برای من بود، این غزل را زمزمه می كردم كه «سرخوش زسبوی غم پنهانی خویشم ....چون زلف تو سرگرم پریشانی خویشم »، ساعت ها برام خیلی كند می گذره، پس كی ساعت 15 میشه تا من بتونم خودم رو به بیت رهبری برسونم،‌ خیلی سعادت داشتم كه بارها به بیعت رهبری برم برای مراسم مختلف، اما دوشنبه نهم مهر قرار بود من برم برای نوشتن حاشیه‌های دیدار مقام معظم رهبری با اساتید و پژوهشگران به همین دلیل یك بی قراری خاصی داشتم
ساعت 4 بعد از ظهر است، « بسم‌الله نور، بسم‌الله نور و كل نور» همه به پا می‌خیزند و صدای صلوات تمام فضای حسینیه را در اختیار خود می‌گیرد،‌ ‌آفتاب در مقابل دیدگان حاضرین در حسینیه شروع به نور افشانی می كند و اساتید با شعار "دست خدا بر سر ماست ،‌ خامنه‌ای رهبر ماست " به استقبال رهبر فرزانه می‌روند.

من قبلاَ مطلبی خوانده بودم. الان در فایلهایم پیدا نکردم. در اینترنت الان پیدا کردم. عیناَ طبق
http://www.sokhangaah.blogfa.com/post-47.aspx
چند سال پیش یکی از رزمنده های مخلص جنگ، که حالا برای خودش سرداری شده در سپاه، انتقاد شدیدی از رفتار خاتمی در جلسه اعطای نشان مقابل ملک فهد می کرد، که به باور او به اعتبار و عظمت ایران لطمه وارد کرده بود.
داستان از این قرار بود که خاتمی در یکی از سفرهایش به عربستان، از طرف پادشاه این کشور نشان افتخار دریافت می کند. به روایت این دوست کم غرض! هنگام دریافت نشان، خاتمی سرش را مقابل فهد که روی صندلی چرخدار نشسته بوده خم می کند و فهد با تمارض و مورچه بازی آنقدردستش را کم و به کندی بالا می برد و جابجا می شود و ادا اصول مریضی در می آورد که نهایتا خاتمی برابرش زانو می زند تا مدال براحتی به گردنش افتد و معرکه پایان گیرد. در حالیکه فهد به دنبال همین بوده و لبخند تحقیرآمیز و رضایت مندی بر لبش نقش می بندد. و تصویر در کشورهای عربی منتشر و از آن استقبال فراوان می شود.
در برابر این داستان، می گفت که خامنه ای در سفرش به لیبی، برای دیدار با قذافی که در صحرا، داخل یک خیمه کوچک انجام می شده! مجبور بوده از در بسیار کوتاه خیمه عبــور کند، و برای این کار _ البته اگر به صورت عادی انجام می شده _ لازم می آمده تا در مقابل قذافی که داخل خیمه نشسته بوده سرخم کند و با این حالت وارد شود. می گفت رئیس جمهور وقت فی البداهه ابتکاری زده و خم شده و از پشت وارد خیمه شده و داخل خیمه قد راست کرده و چرخیده و به سمت قذافی رفته!!!
مدعی بود خاتمی یا آن هوش را نداردق یا آن حساسیت و غیرت را.
اما اگر هر دو این داستانها و حکایاتی از این دست _ به فرض صحت _ حالتی فوق العاده و غیرمترقبه دارند و به قول آن دوست، عکس العمل مناسب هوش و بداهت فراوان لازم دارد، امان از رئیس جمهور و تصمیم گیرانی که در یک حادثه عادی بین المللی،این قــدر بد عمل می کنند و عزت ملی را لطمه می زنند و با پررویی و احمق انگاری مردم، نام رافت اسلامی بر آن می گذارند.
×××
آیا واقعاَ هوش نداشتن یا غیرت نداشتن خاتمی (یا هر کس دیگر) یعنی این که به ذهنش نرسد "خم شود و از پشت وارد خیمه شود و داخل خیمه قد راست کند و بچرخد و به سمت قذافی برود"؟ و نوبت به خودش که برسد، مراسم دست بوسی برقرار باشد؟

دوست بزرگوارام سید محمدی
قصه ما حکایت انگور و عنب است یعنی آنجه تو میگوئی من میدانم و آنچه من میگویم همان است که تو میگوئی ولی من بر ادای مطلب اصرار و شما بر حفظ لفظ و ادای کلمه در خصوص قدس مگر شما صحبتی با مردم و نمایندگان فلسطین داشته اید کلام خود شما در موضوع امام راحل بود که پیشنهاد دهنده مدل حکومتی بود که البته کمی بی انصافی در کلام دارید ولی به همین بسنده میکنم کوروش کبیر و سایر مصلحین این آب و خاک بانی و احیاگر این مدل نبودند جز امام فقید و این خود قابل تحسین و قدر شناسی و پاسداشت است جهانی بودن روز قدس به برگزاری آن در تمام دنیا نیست کما این که در خیلی از کشورها برپا میشود مهم این است که تفکر وایده ایست که برای جهانین حرف دارد...

دين فروشي يعني اين و تا مردم ابله دنبال دين هستند همين آش و همين كاسه. يك روز كشيش يك روز آخوند و ....

با سلام مايل بودم از نظرات آقاي سيدمحمد سعيد طاهري موسوي مطلع شوم.

خيلي تند ميريد در عين حال كه منطقي هم مي گوييد ولي براي جلوگيري در اين زمينه و ايجاد جوسالم چه پيشنهادي داريد؟
سراج : مهم منطقی بودن کلام است تند و کند بودنش را باید بسته به شرائط باز و بسته داخل کشور دانست.پیشنهاد خاصی ندارم جز اینکه باید تابو شکنی کرد و در این زمینه به اسلام حقیقی و ناب بازگشت. از توجه شما متشکرم

با تشکر از اطلاع رسانی اقای سراج میردامادی، گزارش جالبی بود. ولی خارج نشین عزیز نگران نباش امروز در ایران عزیز اسلامیمان این فرهنگ غالب است و ربطی به خامنه ای هم ندارد شما در منزل هر آیت اللهی بروی (مگر واقعا استثنا پیدا شود که مشکل است) این صحنه ها را مشاهده می کنید. من فکر می کنم شما یک کم با این مسئله سیاسی برخورد می کنید البته شما شاید حق داشته باشید خامنه ای رهبر است و به عمل ایشان به پای همه نوشته می شود.
موفق باشید
من هم منتظر اظهارات اقای موسوی طاهری هستم

با تشکر از اطلاع رسانی اقای سراج میردامادی، گزارش جالبی بود. ولی خارج نشین عزیز نگران نباش امروز در ایران عزیز اسلامیمان این فرهنگ غالب است و ربطی به خامنه ای هم ندارد شما در منزل هر آیت اللهی بروی (مگر واقعا استثنا پیدا شود که مشکل است) این صحنه ها را مشاهده می کنید. من فکر می کنم شما یک کم با این مسئله سیاسی برخورد می کنید البته شما شاید حق داشته باشید خامنه ای رهبر است و به عمل ایشان به پای همه نوشته می شود.
موفق باشید
من هم منتظر اظهارات اقای موسوی طاهری هستم

با تشکر از اطلاع رسانی. به نظر من اصلا تند نبود. یک گزارش عادی بود که اقای سراج میردامادی به سادگی از کنار آن نگذشته بود. لذا جای تشکر دارد. ولی خارج نشین عزیز تو خود می دانی این فرهنگ، در واقع فرهنگ غالب در ایران اسلامی است، و ربطی به اقای خامنه ای ندارد. نباید زیاد نگران شد. شما هم خوب می دانید که اگر امروز از درب خانه هر ایت اللهی بگذرید این صحنه ها را بشدت می بینی (البته استثنا همیشه وجود دارد که در این مورد بسختی می توان یافت). یکی از اقایان که کامنت گذاشته اند به خاطراتی از دفتر تحکیم که به حضور اقای خامنه ای رسیده بودند نقل کرده است. این دوست اگر جنس عبا و عمامه و ... اقای خامنه ای را می دانستند می فهمیدند که این تبرک از کجا و چه کارخانه ای بیرون آمده.
در مورد اقای خاتمی نیز باید گفت ایشان نیز آخوند است حتما برای کارش یک دلیل شرعی و ... دارد همانطور که در انکار دست دادن با یک زن حتما دلیل داشته، دوست عزیز من شما باید نگران باشیم که در یک صحنه عمومی یا خصوصی که فیلم برداری می شود با زنی دست ندهیم.
موفق باشید

اگه غذاي حضرت امام رضا(ع) شفا بخش بود خود توليت را شفا مي داد. شفابخش بودن به داشتن نگاه شفا آميز است.

بنام خدا
اولا از دوستانی كه با نظر لطفشان خواستار نظرات حقیر شده اند تشكر می كنم و اگر این نبود، قصد شرح نگاری بر این مسئله را نداشتم. تصور من این بود كه ما كه قاعدتا درك مان از مردم عادی زیادتر است، باید بین اراده رهبر در پاسخگوئی به خواسته یك نوجوان (از طریق پدر) و عدم رد خواسته او كه ممكن است تاثیر منفی بر او بگذارد، و مسئله عوام گرائی كه متاسفانه «كیهان» با چاپ این مطلب كه نه جای آن بود و نه روش آن درست، به آن دامن می زند تفاوت قائل شویم. چه اینكه اجابت خواسته یك مبنای اخلاقی دارد و نه تبلیغی یا عوام گرایانه و ... از طرف دیگر آقای میردامادی مطرح می كند كه «باقی مانده غذا...» بعد می گوید قند سفره... قبول كنید كه تاثیر این دو مسئله در ذهن آدمی یكی نیست، چه اینكه اگر قضیه واقعا ته مانده غذا باشد كه ظاهرا نیست، بحث جدی تر بود... نكته دیگر اینست كه احترام و تعظیم و تكریم رهبران در همه فرهنگها وجود دارد. مثلا نام گذاری فرودگاه، خیابانها، مدارس و ... بنام رهبران و ...حتی در كشورهای مدرن و فوق مدرن آمریكائی و اروپائی و ... و تقریبا در همه كشورها وجود دارد. امری كه یكی دیگر از دوستان به آن خرده گرفته است و از نام گذاری این اماكن در ایران بنام بینانگذار این سیتسم سیاسی شكایت داشته است.
نكته دیگر اینست كه این مسئله فردی و كاملا شخصی می باشد و تقریبا برای من مسجل و اثبات شده است كه رهبر شخصا با انعكاس این گونه اخبار در میان مردم و ... مخالف می باشند، چه اینكه فكر كنم مخالفت و حمله شدید ایشان علیه كسانی كه دم از «ذوب در ولایت» می زدند و این مباحث را مطرح می كردند را بیاد دارید و این می تواند مثال خوبی در تائید ادعای ما باشد. این بحث خوشبختانه در همان زمان توسط خود ایشان طرد شد و لذا به طریق اولی می توان حدث زد كه ایشان ادعای عصمت و ... را مطلقا رد می كنند و با این مباحث عوامی مخالفت می كنند. به نظر من اشكال را باید به «كیهان» گرفت نه به رهبر...
از طرف دیگر بحث قداست و لاهوتی بودن قدرت یا زمینی و ناسوتی بودن آن چیز جدیدی نیست و حتی در میان اندیشمندان غربی نیز مطرح است، اگرچه این مسئله در كشور ما كه بر مبنای ولی فقیه مبتنی شده است پر رنگ است. اما دعوای اصلی میان سنت و مدرنیته است. سنت گرایان تقدس را ركن حكومت دینی می دانند، در حالیكه نو گرایان ممكن است با زمینی كردن دولت و حكومت قصد دارند آنرا با واقعیات نزدیكتر سازند. اما بنظر من تقدس زدائی كه حاصل مناظرات «عصر خرد» در غرب می باشد و سیتسم آنها را به سیستم های سیاسی ضد اخلاقی و ضد ارزشی تبدیل كرده است تا حدیكه باعث نوزایش بحث «بازگشت به مذهب و اخلاق» در جوامع اروپائی شده است، نمی تواند سمبل حركت ما باشد. و از طرف دیگر بایستی از معصوم دانستن و پرستش سیاسیون نیز برحذر بود كه آسیب اولیه را خود علما و روحانیون خواهند برد. بنظر من حكومت دینی می تواند با انتخاب مسیر سوم بین این دو مسیر، تضاد و چالش میان سنت و مدرنیته (مثلا در این مورد بخصوص بحث ما) را تا حدودی حل كند. چیزی كه مسجل است اینست كه نزد خداوند، انسان، حكومت صالحان، علم و علما فی نفسه مقدس می باشند. در قرآن كریم خداوند علما را تكریم می كند، انسانهای مومن را فلاح قرار می دهد و وعده حكومت صالحان توسط انسان های برگزیده را به او داده است. مجموعه این عوامل باعث می شود كه تصور شود حكومت دینی كه قاعدتا بایستی توسط علمای صالح با شروط و خصوصیات اخلاقی و علمی فراوان، هدایت شود خود ذاتا مقدس است. اما بحث تبرك جستن به این افراد نیز ممكن است برای عوام قبیح نباشد، اگرچه ممكن است نزد تحصیل كردگان و بخصوص ساكنین غرب كه در آنجا حكومت به آسانی انتقاد می شود و اینگونه مسائل در میان آنها اصلا وجود ندارد، غیر قابل قبول باشد. اما اگر سری به كلیساها بزنید و مراسم مذهبی مسیحیان در كلیسا را مشاهده كنید خواهید دید كه نزد دین گرایان بحث تبرك به آب و تكه نانی از جنس گندم بنام اوستی (Ostie) كه سمبل جسم مقدس حضرت مسیح (ع) است همچنان در میان مسیحیان و كلیسا وجود دارد. اگرچه نزد حكومتهای ملی قرن بیستم جدائی دین از سیاست، تقدس سیاست را كاملا طرد كرده است، با این حال سرنوشت آنها آرزوی هیچ انسان ارزش گرا و اخلاقی نیست.
یك نكته دیگر در شرح ها خواندم كه آقای میردامادی می نویسد كه منطقی بودن كلام شرط است، ولی بنظر من طبیعت و لحن كلام نیز اهمیت دارد. همانطور كه مقاله «كیهان» در این زمینه مطرود است و باعث سو استفاده و كج فهمی و ... می شود، تند گوئی و بدگوئی و ... نیز باعث سو استفاده گروه دیگری خواهد شد. بنظر من كلا روزنامه نگاران بخصوص از نوع «آزاد!» آن كلا لحن تحریك كننده ای دارند و این امر بهمان نسبت در كیهان دیده می شود كه در نوشته های آقای میردامادی. البته در نوشته های بسیاری از منتقدان دیگر معترض سیستم سیاسی یا مسئولان مان اصولا احترام را برداشت كرده ام، و ما ایرانیان اصولا احترام به علما و روحانیان را وظیفه می دانیم، اگرچه ممكن است بعضا .... لذا در هر حال افراط و تفریط هر دو آفت گفتگو و مناظره و نقد و انتقاد می باشند.
طبق معمول با عرض معذرت از طولانی شدن بحث
سید محمد سعید طاهری موسوی

سلام. مطلبی داشتم در راستای "تشیع صفوی تشیع علوی". چون می دانم از علاقه مندان دکترئید، خوشحال می شوم در بحث مشارکت کنید.
سراج : خوشحال می شوم از مطلب شما استفاده نمایم با سپاس از شما

حضرت اخوی! نکته سنجی کاملا بجا و مناسبی بود و این اولین بار نیست که چنین چیزهایی از این جناب صادر می شود در دیدار ایشان از بیت آقای مصباح که فیلم اش را تقدیم کردم و دیده اید هم چندین دقیقه به لیوانی دعا خواندند و به خانواده آقای مصباح دادند.
این جوری است دیگر.

من فکر نمی کردم اقای سعید طاهری موسوی اینقدر از خود راضی باشند و خود را عقل کل بدانند معنی ندارد که همه از مقاله کیهان سو استفاده و کج فهمی کنند، خیلی خوب بود اقای موسوی با مقاله کیهان کج دار مریض برخورد نمی کردند و نظر صریح خود ار اظهار می کردند. (شتر سواری دولا دولا نمی شود، شما یا موافق هستی یا نیستی). نکته بسیار مهم که اقای موسوی همیشه از آن فرار می کنند نپرداختن به اصل مطلب است. درهمین کامنتهای این گزارش شاید سه چهار شاهد از اقای خامنه ای داستانهای شبیه "قند متبرک" آمده است. آقای موسوی می بایست موضع صریح خود را در این خصوص اعلام کند دوما به بحث انعکاس این خبر که جناب رهبر مخالف آن هستند را شرح و دفاع نمایند فکر می کند و عملکرد ایشان بر بقای شریعتمداری بر کیهان دلیلی بر عدم مخالف وی با انتشار تحلیلهای کیهان است.
نکته آخر استناد اقای موسوی به کلیسا و ... اقاجان مشکل همین است و مشکل تقدس زدایی می بایست در همه جا ادامه داشته باشد و اگر در کلیسا این اعمال می شود دلیل بر اعمال اقای امثال خامنه ای شویم.

در مورد این پست شما باید بگم حتما هنوز اون صف طویل دست بوسی را فراموش نکردین ؟ و اگر ماها اون رو یادمونه این دیگه طبیعی نیست ؟

ma ze yaran chashme yari dashtim ... tamalogh zahrist shirin va eshteha avar ama in kar tamalogh nist khordane maghze mardome iran tavasote marhaye zahake mar bedoosh ast

حرفاتون درسته... ولی در یک موضوع با شما مخالفم... انتظار اینکه خود ایشون درخواست تبرک رو رد کنن کاملا نابجاست... برای اینکه طی این سالها اطرافیانشون به ایشون القا کردن که واقعا قدرت شفابخشی و ازین حرفا دارن، بنابراین با خودش فکر می کنه اگر دست رد بزنم به سینه شون نهایت خودخواهیه... باید به خدا پناه برد! موجودات خطرناکی دور و ور ایشون رو گرفتن... همونایی که اطلاعات موثق بهشون می دن!