« Libérez les étudiants emprisonnés | صفحه اصلي | منتقدان منصف !! »

نگاهی به بازار نشر کتاب

این روزنامه نگار متخصص خاورمیانه که چند سال پیش به ایران نیز مسافرت نموده است در ادامه کتابش به شخصیت آیت الله محمد تقی مصباح یزدی می پردازد و او را رهبر معنوی رئیس جمهور احمدی نژاد معرفی می نماید. او از قول مصباح یزدی می نویسد که ایران باید خود را برای جنگ با آمریکا آماده کند زیرا این جنگ ما را به بازگشت امام دوازدهم شیعیان نزدیک می نماید! نویسنده مدعی است در این کتاب به رمزگشایی زوایای این بحران پرداخته و ابعاد ناپیدای ایرانی و آمریکایی ماجرا را آشکار نموده است.

در ماههای اخیر میزان نشر کتب فرانسوی زبان در مورد پرونده هسته ای ایران به نحو چشمگیری افزایش پیدا کرده است. کتاب فروشیهای بلوار سنت میشل در محله توریستی و پر رفت و آمد پاریس ششم برای مشتریان خود بیش از پیش کتبی در مورد ایران بویژه بحران هسته ای آن عرضه می نمایند.
بوش ، ایران و بمب (Bush, l'Iran et la bombe ) نام کتابی است که اریک لورانت (Eric Laurent ) روزنامه نگار فرانسوی آنرا نوشته و حاصل تحقیقات این ژورنالیست-محقق فرانسوی در خصوص پرونده هسته ای ایران و موضوعات مرتبط با آن است. اریک لورانت در کتابش مدعی شده به اطلاعات بسیار محرمانه ای در وزارت دفاع آمریکا دست پیدا کرده که آمریکایی ها جنگ علیه ایران را برنامه ریزی کرده اند.
نویسنده این کتاب برای اولین بار افشاء کرده که جرج بوش در پایان سال 2003 دستور فوق سریی به نام CONPLAN با کد 8022 را صادر کرده که در آن حمله با سلاح هسته ای علیه ایران پیش بینی شده است که پس از حمله هیروشیما اولین حمله هسته ای آمریکا خواهد بود. او همچنین اطلاعاتی از مردان در سایه در آمریکا و ایران که نقش زیادی در این ماجراها دارند بدست آورده است. او معتقد است اطرافیان دیک چینی معاون بوش فشار زیادی به او و رئیس جمهور می آورند تا از حمله نظامی علیه ایران استفاده شود.
این روزنامه نگار متخصص خاورمیانه که چند سال پیش به ایران نیز مسافرت نموده است در ادامه کتابش به شخصیت آیت الله محمد تقی مصباح یزدی می پردازد و او را رهبر معنوی رئیس جمهور احمدی نژاد معرفی می نماید. او از قول مصباح یزدی می نویسد که ایران باید خود را برای جنگ با آمریکا آماده کند زیرا این جنگ ما را به بازگشت امام دوازدهم شیعیان نزدیک می نماید!
نویسنده مدعی است در این کتاب به رمزگشایی زوایای این بحران پرداخته و ابعاد ناپیدای ایرانی و آمریکایی ماجرا را آشکار نموده است. این کتاب در 340 صفحه و به قیمت 20 یورو ماه پیش به بازار نشر وارد شد .اریک لورانت پیش از این کتابهای "دنیای سری بوش" (2003) ، "وجه پنهان یازده سپتامبر" (2004) و "وجه پنهان نفت" (2006) را منتشر کرده است.
کتاب دیگری که این روزها در ویترین کتابفروشیهای پاریس به چشم می خورد کتاب "ایران بسوی فاجعه" (Iran vers le désastre ) نوشته بهمن نیرومند می باشد.
نویسنده به بررسی تحلیلی بحران هسته ای ایران پرداخته است. نیرومند که خود یک ایرانی مقیم آلمان می باشد و پیش از این کتب و مقالات زیادی به فرانسوی و آلمانی درباره ایران منتشر کرده است در این اثر به سئوالاتی همچون ؛ ریشه بحران هسته ایران که منجر به تقابل بیش از پیش ایران و آمریکا می شود چیست؟ ، حاکمان جمهوری اسلامی ایران چه چیز را باید بفهمند؟ ، در حکومت دینی ایران مبناها و مدلها کدامند؟ ایرانیان در برابر این تهدیدها چه سیاستی را باید اتخاذ کنند؟ پرداخته و در خلال ارائه اطلاعاتی از وضعیت سیاسی ، اجتماعی داخل ایران و هشدارهایی برای جلوگیری فاجعه جنگ ، راه حلهایی نیز ارائه داده است.
بهمن نیرومند متولد 1936 در تهران است که تحصیلات خود را در آلمان و در زمینه فلسفه گذرانده اما در زمینه ادبیات آلمانی و ایرانی نیز پژوهش نموده است. او در دانشگاه تهران ادبیات آلمانی تدریس می کرد اما برای گریز از فشارهای وارد در پی مخالفتهایش با رژیم شاه در سال 1965مجبور به ترک ایران شد. او کمی پیش از پیروزی انقلاب اسلامی به ایران بازگشت اما بعد از سه سال مجددا مجبور به مهاجرت شد اینبار ابتدا پاریس و بعد برلین. از آن سال کتب زیادی در مورد ایران نوشته است که از مهمترین آثار او به آلمانی می توان "بیوگرافی آیت الله خمینی" را نام برد. نیرومند از سال 2001 برای بنیاد هانریش بول یک گزارش ماهانه درباره ایران منتشر می کند.
کتاب "ایران بسوی فاجعه" در 371 صفحه و به قیمت 23 یورو سپتامبر گذشته به بازار نشر فرانسه عرضه شد.
"ایران، انتخاب سلاحها" (Iran, le choix des armes ) نام کتاب دیگری است که با محوریت بحران هسته ای ایران منتشر شده است. فرانسوا هیسبورگ (François Heisbourg ) رئیس انتستیتو مطالعات استراتژیک لندن و رئیس مرکز مطالعات سیاسی و امنیتی ژنو و محقق برجسته بنیاد مطالعات استراتژیک پاریس در این کتاب می نویسد : شاید این تصویر واقعی قرن بیست و یکم ما باشد که از ورای ماجرای هسته ای ایران ترسیم می شود زیرا گذشته از حوادث پیش بینی نشده ، سال 2008 زمان انتخاب سرنوشت ساز و بس دشوار میان دو راهی توسل به سلاح یا پذیرش روند تکثیر سلاح در خاورمیانه و دنیا است بنابر این کشورهای ما در برابر دو انتخاب بی نهایت مصیبت بار قرار دارند.
نویسنده در ادامه پس از طرح این پرسش که " آیا حمله کردن بدتر از حمله نکردن نیست؟ " می نویسد : حمله هوایی نتایج مفید اما بسیار محدودی را در بر دارد هرچند این حملات آثار منفی گسترده ای رابر جای خواهد گذاشت از سوی دیگر تکثیر سلاحهای کشتار جمعی در منطقه نیز دارای آثار مصیبت باری است که هیچ سرانجام خوشی را در بر ندارد. نویسنده همچنین اعتقاد دارد در این فرایند نقش تحریک کننده حکّام تهران بر وخامت اوضاع می افزاید.
این کتاب با 175 صفحه و به قیمت 15 یورو ماه سپتامبر راهی بازار کتاب فرانسه شد.
"ایران انقلاب نامرئی" (Iran la révolution invisible ) نوشته تیری کوویل
) ، " دنیای شیعه و ایران" (Les mondes chiites et l'Iran
) نوشته مروان سابرینا ،
قرن بیستم ایرانیان و بازی چهار فامیل نوشته رامین کامران و چندین کتاب دیگر عناوین مهمترین کتب منتشر در ماههای اخیر درباره ایران و پرونده هسته ای آن می باشد.

Comments

بنام خدا،
بعد از آن مطلب سابق (شعر كذائی) كه نه با حرفه روزنامه نگاری شما و نه سبقه و نحوه انتقادی (شعری انبوه از اهانت و ...) و نه با بسیاری از چیزهای دیگر مطابقت داشت، و بعد از مدتها، یك مطلب بسیار مفید و حرفه ای از شما بالاخره چاپ شد. در این زمینه (انتقاد من به شما) بعدا می توانیم سخن بگوئیم. اما در اینجا از كار مفیدی كه انجام دادی و یك كتاب شناسی در مورد پرونده هسته ای ایران ارائه كرده ای تشكر می كنم. امیدوارم این سبك كار نسبتا علمی، خبرنگارانه و مفید را بیشتر توجه كنی. اما ای كاش كارت را با بررسی بیشتر كتابهای مربوطه در این زمینه كامل می كردی. كتب زیادی در این زمینه وارد بازار شده است كه هیچ اشاره ای به آنها نشده است. كتبی كه بعضا بدلیل اینكه كاملا ضد ایرانی هستند به انعكاس بسیاری در رسانه های فرانسوی نیز روبرو شده اند. ای كاش این امر را موضوعی بررسی می كردی، مثلا كتب را بر اساس گرایش آنها به سود برنامه هسته ای ایران، ضد برنامه هسته ای، كتب تحلیلی غیر جانبدارانه یا تاریخ نگارانه تقسیم و یك كار بسیار با ارزش از كار در می آمد. در هر حال امیدوارم این سبك را كه با حرفه شما مطابقت دارد ادامه دهی و از نقل مطالب، انعكاس مطالب غیر تحلیلی و مطلقا جاندارانه پرهیز نمائی...
سید محمد سعید طاهری موسوی

این مطلب در مورد موضوع تبرک قند از سوی رهبر فرزانه!!!!! است.
حرفتان کاملا درست است. اشکال از خامنه ای نیست. اشکال از آنجاست که فردی را قدرت مطلق داه ایم و مسولیت هم نمی خواهیم. به کسی جواب گو نیست. خود را محور عالم می داند و برگزیده حق. اشکال در نفی حق مردم است و استبداد. هر مستبدی محملی دارد. یکی بر زور نظامی تکیه می کند دیگری بر مذهب و خرافه و عوام گرایی. خامنه ای می داند که عوام و خرافه پرستان حامی خلافت اویند از اینرو خرافه کرایی روشی است که ایشان برای تقویت استبداد از آن بهره می گیرد و اتفاقا این روش در کنار درآمد بی حساب نفت او را از ملت بی نیاز کرده است. به نظر من مرد باهوشی است و می داند چگونه از ... بار بکشد.

آقای موسوی گرامی ، احمدی نژاد بارها و بارها در گفتار و کردار به فهم و شعور میلیونها ایرانی اهانت کرده است حالا این چهار خط شعر شما را می آزارد؟ دست بردار آقا جان . مگر نخواندی اخیرا فهم منتقدین خودش را کمتر از بزغاله دانسته است؟ یا نمی خوانی یا نمی خواهی بخوانی. در برابر اینهمه اهانت و سبک سری او این شعر خیلی هم خوب بود. زندگی در اروپا و غرب و آشنایی با دستاوردهای مثبت این دیار خیلی ها را دچار تحولات مثبت کرد الا شما بپّا در جا نزنی...

بنام خدا
در پاسخ به دوستمان،
اولا من معتقد به توهین در مباحث سیاسی نیستم، حالا از طرف هر جناح یا هر فرد دیگری كه می خواهد باشد و در آداب اسلامی پاسخ اهانت و توهین اصولا سكوت و بزرگواری است. اما از طرف دیگر انتقاد را نه تنها یك حق بلكه یك تكلیف مقدس قلمداد می كنم و وظیفه همه كسانی می دانم كه دوست دارند از این طریق مسائل را «اصلاح» كنند. جمع این دو مسئله اینست كه در مقابل سیستم سیاسی آقای احمدی نژاد بهترین راهكار انتقاد منصفانه و سازنده است. بنظر من بهترین راه ممانعت از اصلاحات توهین می باشد چرا كه به طرف مقابل اجازه می دهد كه از این مسئله بسود خود بهره برداری كند و حتی مجوز معامله همسان را به او می دهد.
ثانیا، قبول دارم كه ادبیات سیاسی آقای احمدی نژاد یك ادبیات سیاسی بسیار سطح پائین است كه از سطح سیاسی و اجتماعی مجموعه ای بنام ایران بسیار پائین تر است. و این مسئله تحلیل های فراوانی دارد و ریشه هائی. در اینجا قصد اینكه چرا اینگونه شد نیست، اما متاسفانه از ایرادهای دمكراسی (شما بخوانید دمكراسی نسبی یا فعلا حداقلی) اینست كه افراد در هر سطحی می توانند به هر سطحی راه یابند. لذا فعلا باید با بهترین راههای سیاسی اخلاق محور سعی كرد كه از تكرار این مسئله جلوگیری كرد، و لذا احساس حقیر اینست كه روشهای غیر اخلاقی یا .... سرعت تحولات سیاسی مثبت را در این پروسه كاهش خواهد داد، بلكه آنرا خنثی می كند. امروزه افتخار برخی در اینست كه مورد توهین جماعتی قرار گرفته است، لذا معلوم می شود كارش مثبت بوده است!!! اگر شما اینرا ترجیح می دهید بسم الله، من تلاشم اینست كه اگر بتوانم و بشود روش انتقاد سازنده و اخلاق محور را در پیش گیرم..... اصل اساسی اینست كه روش آقای احمدی نژاد یا بطور كلی هر انسان جایز الخطا شاید «عكس العمل» ناخودآگاهانه تلقی شود، نه یك «عمل آگاهانه»، حتی اگر در هر حال مذموم و مطورد بحساب آید. اگر كسی دوست دارد به او توهین شود، بهترین راه اینست كه خود نیز به دیگران توهین كند یا حتی به توهین دیگران نیز توهین آمیز پاسخ گوید...
ثالثا، من از وقتی در اروپا زندگی می كنم، ارزش اخلاق اسلامی را بهتر و بیشتر درك می كنم. من هم تقریبا هفت سالیست كه در پاریس هستم. برای بهتر شناختن فرهنگ خود، بهترین عامل سفر می باشد. اما در غرب ادبیات سیاسی بخصوص بین خودی ها (هم میهنی ها) همیشه توهین بار نیست، اگر چه در این خطه توهین تنها عامل تخلیه احساسی بحساب می آید كه راهی برای جلوگیری از خشونت !!! قلمداد می شود. در حالیه در آداب اسلامی ما، نه تنها توهین در تمام جوانب آن، بلكه حتی تسمیه و خصلت دادن های مزاح گونه نیز مطرود است، چه اینكه باعث كدورت خاطر همگان می شود... مكتبی كه كامل كردن اخلاق را هدف اصلی بعثت پیامبرش می داند، بی تردید با روشهای خشونت زا و كدورت آفرین مخالفت می كند، حال از طرف هركس كه می خواهد باشد، و در هركجا كه می خواهد زندگی كند. من در اروپا یاد گرفتم كه بهترین دشمن «اسلام» و «شرق» اینست كه خودمان با رفتار خودمان، باعث تحقیر و اهانت و بدرفتاری دیگران بشویم... در ایران این مسئله را با این شدت احساس نكرده بودم... چرا كه در تعامل با «دیگران متفاوت» است كه انسان به ماهیت «خود» پی می برد. اما ای كاش شما هم فرصت كنید و كمی سفر كنید و كمی این اروپائیان را می شناختید یا بهتر می شناختید... تا بدانید كه ریشه این «دستاوردهای مثبت» چه جنایتها و چه تحقیر ها و چه ظلم ها كه نبوده است...حتی اگر آنها با پنبه سر بشر را ببرند... برای مثال در حالی از حقوق بشر سخن می گویند كه خود حقوق مسلم و طبیعی اقلیت های خود را برسمیت هم نمی شناسند... تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل...
سید محمد سعید طاهری موسوی

جناب میردامادی
استفاده کردم و آموختم .امیدوارم نقد و بررسی کتابهای منتشره در فرانسه در خصوص ایران ادامه یابد.واقف هستم که تهیه و خواندن آنها وقت و هزینه می طلبد و نیازمند یک کار جمعی است ،اما همین امر نیز مغتنم است .با آرزوی به روزی.