" />

« novembre 2007 | Main | janvier 2008 »

décembre 23, 2007

منطق کیهانی

در منطق کیهانی ، منتقدین نواقتدارگرایان حاکم کافی نیست که فقط مزدور دشمن باشند و یا حتی برای سرویسهای جاسوسی آمریکا و اسرائیل کار کنند بلکه باید لزوما منحرفین اخلاقی و توهین کنندگان به مقدسات اعم از خدا و پیامبر و ائمه باشند، در این صورت است که می توان مخالفین را به زمین کوبید و حال که دست عوامل قضایی و امنیتی به ایشان نمی رسد تا ایشانرا در اوین و سایر تاریکخانه ها به سزای اعمالشان برسانند پس باید چهره ایشانرا نزد افکار عمومی ایرانیان داخل و خارج کشور تخریب نمود

ادبیات حاکم بر حملات اخیر روزنامه کیهان به رادیو زمانه نشان دهنده موفقیت و تأثیرگذاری بیش از پیش این رسانه است. در طول مدت کوتاهی که این رادیو شروع به فعالیت نموده جای خود را در میان رسانه های فارسی زبان خارج از کشور باز کرده و دست اندرکاران و برنامه سازان آن بدرستی نشان دادند سعی دارند از این رسانه بصورت حرفه ای استفاده نمایند.
اینکه زمانه یک رادیویی است که جمعی از روزنامه نگاران حرفه ای داخل ایران را گرد هم آورده است و اینکه زمانه سعی دارد نشان بدهد می توان هم در خارج از ایران کار حرفه ای انجام داد و هم در داخل ایران مخاطبان زیادی را جذب نمود و هم به شعارهای توخالی و رؤیا پردازیهای کودکانه- که جمعی از کوتاه بینان فسیل شده در این طرف آب بیش از ربع قرن است که تکرار می کنند- نپرداخت رمز موفقیت او به حساب می آید.
در حقیقت منطق حاکم بر اندیشه نو اقتدارگرایی مدل کیهان سعی دارد اولاً هر رسانه فارسی زبانی که در خارج از ایران بویژه در غرب راه می افتد را با تعابیر کلیشه ای ضد انقلاب ، عامل استکبار و صهیونیزم ، نفوذی ، قلم بدستان مزدور و... از گردونه خارج نماید اما مشکل اینجاست که در اثر استفاده بی رویه کیهان و سایر نیروهای نو اقتدارگرا از این مارکها و اتهامات ، عملاً این واژه ها در میان توده مردم بویژه نخبگان و طبقه متوسط جامعه ایرانی دیگر رنگ و بویی ندارد و مردم کوچه و بازار گاهی از این واژه ها برای شوخی و تمسخر استفاده می نمایند زیرا بار معنایی واقعی آنها دچار دگردیسی شده و دیگر قبح این واژه ها - آنچنانکه در دهه اول و دوم پس از پیروزی انقلاب اسلامی سخت و ناگوار محسوب می شد- ریخته است.
درست به همین دلیل کیهانیان با وقوف به این مسئله در نوشتار اخیر خود به استفاده از این واژه ها بسنده ننموده و به حوزه اتهامات اخلاقی وارد شده اند زیرا گمان می بردند این دست از اتهامات می تواند برای تخریب چهره منتقدان نواقتدارگرایان مؤثر واقع شود.
در منطق کیهانی ، منتقدین نواقتدارگرایان حاکم کافی نیست که فقط مزدور دشمن باشند و یا حتی برای سرویسهای جاسوسی آمریکا و اسرائیل کار کنند بلکه باید لزوما منحرفین اخلاقی و توهین کنندگان به مقدسات اعم از خدا و پیامبر و ائمه باشند در این صورت است که می توان مخالفین را به زمین کوبید و حال که دست عوامل قضایی و امنیتی به ایشان نمی رسد تا ایشانرا در اوین و سایر تاریکخانه ها به سزای اعمالشان برسانند پس باید چهره ایشانرا نزد افکار عمومی ایرانیان داخل و خارج کشور تخریب نمود.
بی شک ارزشهای اخلاقی و باورهای دینی و مذهبی در جامعه ایرانی همچنان محترم است و اکثریت قاطعی از مردم عزیز کشورمان به آندو پایبند و معتقدند و از کسانی که آشکارا و بی محابا تلاش در جهت تمسخر و استهزاء و اهانت به مقدسات دینی و مذهبی می نمایند فاصله می گیرند و سایر افکار و دیدگاههای ایشان از برقراری ارتباط با مردم و تأثیرگذاری بر ایشان باز می ماند. البته مرز نقد و اهانت نیز مشخص است و نمی توان هر نقدی را با برچسب اهانت سرکوب نمود و جلوی مطالعه و تحقیق اندیشمندان و نخبگان را به این بهانه گرفت.
به همین دلیل دارندگان منطق کیهانی سعی می نمایند با استفاده ابزاری از این دو مقوله منتقدین سیاسی بویژه اصحاب رسانه هایی که در جهت نقد جریان نواقتدارگرایی حرکت می نمایند را زمین گیر کنند اما غافل از اینکه بهره گیری از این حربه نیز برای مدت کوتاهی کارآیی دارد که این مدت کوتاه ، سپری شده و بخش قابل توجهی از مردم بویژه افراد اهل مطالعه و قشر با سواد و فهیم جامعه متوسط شهری دیگر اعتقادی به این شیوه و این منطق ندارند.
از سوی دیگر مشکل بزرگتر مدیر مسئول کیهان و همفکران نو اقتدارگرای ایشان ، اتفاقی است که امروزه در ایران افتاده و در برابر ایشان جبهه ای متشکل از نیروهای میانه رو تشکیل شده است. در این جبهه به علت رفتارهای بی تدبیرانه احمدی نژاد و هوادارانش فاصله میان اصلاح طلبان و کارگزاران از یک سو و اصولگرایان مستقل از سوی دیگر هر روز کمتر و فاصله نیروهای سنتی اصولگرا و حتی تعدادی از حامیان سابق رئیس جمهور با ایشان هر روز بیشتر می شود و از این رهگذر جبهه ای از نیروهای میانه رو تشکیل شده که نقطه مشترک تمامی ایشان انتقاد به سیاستها و عملکرد دولت نهم است. مدیر مسئول کیهان به عنوان عقبه فکری طیف حامیان دولت نهم سعی می نماید مانع از این فرایند شود و به همین دلیل از شیوه های فوق الذکر برای تخریب میانه روها استفاده می نماید.
حملات کیهان برای زمانه برکات داخلی و خارجی زیادی را نیز در بردارد. در داخل بخشی از مردم که کیهان را خوب می شناسند اما با رسانه های فارسی زبان خارج چندان آشنایی و پیوندی ندارند از این طریق می فهمند که حمله کیهان آنهم به این شیوه علیه یک رسانه یعنی حقانیت و میزان تأثیرگذاری آن رسانه و طبعا بیش از پیش به جمع مخاطبان آن می پیوندند و در خارج ایران نیز یک سویه نگرانیٰ که زمانه را متهم به همکاری با جمهوری اسلامی و عدم پرداختن به مقولات حقوق بشری می نمودند حال باید عذرخواهی کنند و از تعجیل در قضاوت پشیمان شوند.
1- اشاره به مقاله روزنامه هلندی فولکس کرانت
برای خواندن مطلبی درباره انتقادات رادیو جوان از کیهان اینجا را کلیک کنید
مقاله روزنامه کیهان را می توانید اینجا بخوانید
مصاحبه خانم فرح کریمی نماینده پیشین پارلمان هلند را اینجا بخوانید
توضیحات مهدی جامی مدیر رادیو زمانه را نیز می توانید اینجا بخوانید

décembre 11, 2007

هشدار ملي در باره تشديد منازعات قومي و مذهبي

جلوگيري از احداث مساجد اهل سنت در تهران و ديگر كلان شهرها ، حمله به مساجد و مراكز تعليم قرآن هموطنان اهل سنت ، ضرب و شتم ، بازداشت و زنداني كردن آنان در سنندج و ديگر شهرها حمله به حسينيه دراويش و تخريب مراكز مذهبي آنان در قم و بروجرد ، احضار و بازجوئي گروه كثيري از آنان و بازداشت يكي از وكلاء مدافع آنها از جمله اقداماتی است که مي تواند بخشي از سياستهاي بحران ساز و تشديد كننده منازعات قومي و مذهبي و در جهت منافع بيگانگان و دشمنان ايران آزاد ، توسعه يافته و متحد قلمداد شود

اطلاعیه جمعی از فعالان سیاسی، فرهنگی، کارگری و دانشجویی
به نام خدا
هموطنان گرامي
كشور عزيزمان ايران در برابر وضعيت بسيار مخاطره آميز و تهديد كننده‌اي قرار گرفته است. بسياري از مصلحان و علاقه‌مندان به ايراني توسعه يافته، مستقل و آزاد با ديدگاه هاي متفاوت فكري ، سياسي و اجتماعي نسبت به اين مخاطرات و تهديدها، هشدار جدي به مقامات رسمي و مسئول داده و مي دهند، اما متاسفانه باز هم سياست ها و اقدام های تفرقه افكنانه، بحران ساز و مغاير با موازين مندرج در قانون اساسي و اعلاميه جهاني حقوق بشر در زمينه آزادي عقايد و مذاهب ادامه دارد. به گونه ای كه هرروز شاهد نقض حقوق شهروندي گروه هاي مذهبي و قومي هستيم. جلوگيري از احداث مساجد اهل سنت در تهران و ديگر كلان شهرها ، حمله به مساجد و مراكز تعليم قرآن هموطنان اهل سنت ، ضرب و شتم ، بازداشت و زنداني كردن آنان در سنندج و ديگر شهرها حمله به حسينيه دراويش و تخريب مراكز مذهبي آنان در قم و بروجرد ، احضار و بازجوئي گروه كثيري از آنان و بازداشت يكي از وكلاء مدافع آنها از جمله اقداماتی است که مي تواند بخشي از سياستهاي بحران ساز و تشديد كننده منازعات قومي و مذهبي و در جهت منافع بيگانگان و دشمنان ايران آزاد ، توسعه يافته و متحد قلمداد شود.
ما امضاء كنندگان اين بيانيه بار ديگر ضمن اعتراض و هشدار نسبت به نتايج و آثار زيانبار اينگونه اقدامات، خواهان توقف فوري حملات ، بازداشتها و آزادي فوري هموطنان دربند خود ( اعم از برادران اهل تسنن و دراويش اهل تشيع ) هستيم . بی شک مسئولیت ادامه اين اقدام ها و سياست ها متوجه مسئولان ذیربط بوده که باید در پيشگاه ملت شریف ايران پاسخگو باشند.

18/09/1386
امضاها
آبتين ميترا آجودانی مصطفی آذرآبادگان بابک آذرافزا مرضيه آذرکيش اشکان آرام نژاد فاطمه آريان فرد احمد آزادی سامان آزادی محمد آشفته رضا آشور محمد آصفی حميد آصفی سهيل آصفی شاهرخ آقاجری زهره آقاجری هاشم آقاسی فريدون آقايی پور فرزانه آقايی ساسان آقايی سامر آقايی مسعود آل آقا سعيد آل محمد رضا آملی ناصر آيينی فرزانه ابراهيم بای سلامی غلام حيدر ابراهيمی فرهاد امير ابوالفتحی بهرام ابوذری عباس ابوطالبی پيام ابوليپور سمانه ابونصر سحر اثنی عشری فائزه احتشمامی منوچهر احتظاظی هادی احراری حميد احسانی محمد احمد زاده طاهر احمد شيرزاد احمدی رضا احمدی امويی بهمن احمدی حسن احمدی محسن احمدی محمود امير احمدی مهدی احمدی نعمت احمدی نيا بهزاد احمدی نيا محمد رضا احمديان محمود اخلاقی مصطفی اخوان امين اديب برومند عبدالعلی اربابی غلامرضا اردبيلی ساجد اردکانی خليلی محمد اردلان پروين اردلان لقا ارشادی فرعليرضا ارفع زاده بامداد ازدوجينی عبدالله ازنيان مجتبی اسحاقی امير اسدالهی محسن اسدالهی نادر اسدنژاد بهروز اسدنژاد بهروز اسدی زيد آبادی حسن اسدی محمد اسدی ميلاد اسفنديار سعيد اسکندری فرزانه اسکويی نازی اسلامی احمد اسلامی يدالله اسلاميان زهره اسماعيل زاده هادی اسماعيلی رشيد اشجاری ناصر اشرافی مرتضی اشفاق صادق اشفاق مرتضی اصلاح چی مرتضی اعرابی حسين اعرابی فرهاد اعلم فريد حسن افتخار اردبيلی حسن افتخار اردبيلی حسن افشار فرشيد افشار کهن علی اصغر اقبالی اکرم اقتداری جلال اقدام قلی زاده مهدی اکبرزادگان علی رضا اکبرزاده اعظم اکبرزاده زهرا اکبری سيف الله اکبرين محمد جواد اکرمی علی امامی پروين امرآبادی مهسا امير احمدی محمود امير انتظام الهه امير انتظام عباس امير بختيار امير رضا اميرپور پارسا اميرقلی امير اميری اکبر امين سيد حسن امينی آسيه امينی اسدالله امينی زاده مهدی امينی ستار امينی سيامک امينی علی انتصاری شهلا انتظاری حميد انصاری حجت انصاری راد حسين انوشه آرش اورنگ خديوی يونس اويسی محمد ايران مهر امير ايرانشاهی حامد ايرانمهر اسناوری اميد ايرجی امير حسين ايرن شاهی حامد ايزدی حسن ايزدی مصطفی ايمانی محمد بازرگان ابوالفضل بازرگان عبدالعلی بازرگان فتانه بازرگان فرشته بازرگان محمد نويد بازرگان ملکه بازرگانی کمال الدين باستانی مسعود باطولی مختار باقر آبادی روح الله باقرزاده ايرج باقری ايران باقری خسرو باقری محمد باوفا رضا باوند داود هرميداس بحرينی زينب بختيار نژاد پروين بخشی محبی محمد رضا بديع زادگان اکبر بديعی مجتبی بديعی مرتضی بذرپور محمد براتی پرويز براتيان ايمان براهويی نژاد محمود برايتان ايمان برومند بهروز برومند جهانشاه برهانی رحمت الله بريمانی فرامرز بسته نگار محمد بسته نگار مهدی بشيری ژيلا بصيرشاددل محمود بندری ليلا بنکدار تيرداد بنی آزار حميد بنی اسدی محمد حسين بنی حسن احمد علی بنی کمالی نسيم بنی يعقوب ژيلا بورقانی احمد بورقانی سهام الدين بوستانکار راضيه بوستانکار مرضيه به آور حسين به کيش منصوره بهاور عماد بهبودی زهرا بهبهانی سيمين بهجت پناه زهرا بهدشتی فاطمه بهدشتی کيومرث بهرامی جلال بهراميان خليل بهرمن مريم بهزادی پروين بهزادی محمد بهشتی جواد بهشتی حميد بهفروزی محمد بهمنش علی اکبر بهمنی آرش بهمنی قاجار خسرو بهنيا احمد بيات مجتبی بيات مجتبی بيات محسن بيانی عليقلی بيشه ای فرهاد بيطرف صفا بيگدلی احمد بيگدلی طاهره بيگلری ثمره بيگلری زهرا بيگلری صديقه بيگلری مريم پارسا محمد علی پاک نهاد ايمان پدرام مسعود پروين مسلم پرهامی محمود پزشکی نورالدين پژمانی پژوم يوسف پناهی جعفر پور اظهری عباس پور عبادی خضر پور عزيزی سعيد پورخيری علی پويان رضا پيشه صفا محمد پيمان حبيب الله پيمان مجيد تاج الدينی عباس تاج الدينی عباس تاج زاده سيد مصطفی تاجرنيا حميد تاجيک عبدالرضا تبرانی محمد علی تخيری نسرين تفنگچی هادی تکميل ناصر تنها مصطفی تنها نسيم توانگر مسعود توحيدی هدی توسای محمد رضا توسلی غلامعباس توسلی محمد توفيقی محمد علی توکل خالد توکل محمد تولايی مجيد تولايی مجيد تهرانی رضا تهوری محمد جابری مجيد جباری عليرضا جدا مرضيه جزايری پور ايليا جزايری شهاب جعفرزاده افشين جعفرزاده عليرضا جعفری پور سيد حسن جعفری علی اصغر جعفری کريم جعفری محمد مهدی جعفريان شهلا جلالی پروين جلايی پور حميدر ضا جلالی زاده جلال جمالی علی جمشيدی فرشته جمشيدی نصراله جناب کمال جنگی عباس جوادی حصار محمد صادق جودکی نرگس جهانی مجتبی جيره بندی روح الله چترچی ماندانا چربگو يونس چرونده اقدس حائری سيد احمدرضا حاج حيدری عيسی حاج سيد جوادی حاج سيد جوادی احمد صدر حاج قاسمی علی حاجی بابايی مجيد حاجی رضا حاجی قاسمعلی اسماعيل حاجی قاسمعلی علی حافظی بهمن حافظی سمنانی نزهت حاکم زاده جعفر حبيبی ماندانا حبيبی مژده حبيبی مهدی حجاريان سعيد حجازی طه حجتی جلال الدين حديثی حميد حديثی علی حريری حسين حسامی حميد حسن پور حسين حسن نيا ارش حسنلو آيدين حسين الله دينی حسين پور رضا حسين گيوی حسينی امين سيد رضا حسينی زهرا حسينی صديقه حسينی فازه حشمت ساران امير حق پناه بهزاد حق پناه بهزاد حق شناس روح اله حقگو جمشيد حقی زينب حقی فرشته حقيقت جو فاطمه حقيقی پژمان حقيقی وحيد حکمت علی حکمت علی حکمت منيژه حکي ی ابوالفضل حکيمی عبدالکريم حکيمی مجيد حمسی محمد رضا حيات غيبی منصور حيدری بابک حيدری محمد حيدريان فخرالدين حيدريان يزدلی جليل خادم حميد رضا خاکپور مجتبی خان حاتمی عيسی خانزاده مرخالی نبی الله خانف جعفر خانيکی هادی خجسته رحيمی رضا خدادادی ابراهيم خدادادی مهدی خداوردی هما خرسند پژمان خرم امير خزايی محمد علی خسروی مصطفی خطيبی حسين خطيبی محمد خلاج ارسلان خلج الياس خليل زاده مقدم منوچهر خنجی عبدالله خندان مجتبی خواجه نوری حسن خوارزمی راوه خوش سيرت سليمی ابراهيم خوش محمدی اسماعيل خوشباف بهروز خير انديش هوشنگ خيرابی ناهيد دادمهر رسول دادی زاده محمد داراب زند بينا دارايی زاده بهنام دانشور مزدک دانشيان محمد مهدی داوری احسان داوری زينب دبيری پرويز دخت دفتری پروين درباه امين دردکشان محمود درنشان روزبه درنشان شقايق درودی رضا درودی سيد جمال الدين درودی فريبا درويشيان شهناز درويشيان علی اشرف دری مجيد دزکی بهرام دژکام محمود دل آسايی محمود دلارام علی دليرثانی امير خسرو دليری رضا دوانی مصيب دوشتی دهقان علی دهقان مسعود دهقان نژاد عباس ديبامهر مصطفی دينوی ابراهيم رئيس دانا فريبرز رئيس طوسی رضا رئيسی عليرضا راد ترانه رادمهر رسول راستگو ميثم راضی حسين راعی فرد امير راکعی فاطمه رباطی حسن ربانی محمد صادق رجائيان محمد جواد رجايی عليرضا رحمانی آرش رحمانی تقی رحمتی ابراهيم رحمی ابراهيم رحيم پور جواد رحيم غلامرضا رحيمی پژمان رحيمی طاهره رحيمی مقدم سعيد رحيمی مهدی رحيمی نجف رزاقی امير رزاقی سميرا رستمی مژگان رسول زاده محمود رسولی جعفر رسولی محمد صادق رشيدی علی رضاخانی بهمن رضايی احمد رضايی اصغر رضايی بيوک رضايی حامد رضايی حميد رضا رضايی سکينه رضايی عبدالعلی رضايی فهيمه رضايی محمد رضايی نادره رضوی اشکان رضوی جهانگير رضوی داود رضوی فقيه سعيد رفيعی حسين رمضان زاده عبدالله رمضانی يگانه بنفشه رنجی پور علی روانی محترم روح محمد جواد روستايی فرزانه روشن محمد حسين روشندل زاده سيد موسی روشنی داود رهبر محمد رهبری مسعود رهنما مهدی رياحی حسين ريسمانچيان اصغر ريسمانچيان حسين زارع صديقه زارع کهن نفيسه زاهد فياض زرافشان ناصر زرافشان هما زرکشوری منوچهر زره ساز جمال زرين حديد محمد زرين علی زرين علی زعيم کورش زمانی اکبر زمانی صديقه زمانی محمد ابراهيم زند سجاد زندی مرتضی زندی نيا پرويز زنديان محمود زهدی محمد رضا زيد آبادی احمد زيد آبادی حسن ژرژ کريم سادات سيد مجتبی ساريخانی عليرضا سازگارنژاد جليل ساعی احمد ساعی حاحج محمد سالاری ژاله سالک سجاد سامی محمود سپنتا شاهين سپهر مسعود ستوده نسرين سحابی سعيده سحابی عزت الله سحابی فريدون سحابی فريدون سحابی هاله سحرخيز عيسی سحفی يوسف سربندی نسيم سرچمی محمد سرحدی زاده فاطمه سرخی اميد سرمدی پرستو سطانی عبدالفتاح سعادت ميثم سعدانی محمدعلی سعيدزاده محمود سعيدی بيوک سعيدی خسرو سعيدی سعيده سفری مسعود سکاکی حسين سلطان زاده فاطمه سلطانی علی اشرف سلطانی فرزاد سلطانی فرشاد سلطانيه مرتضی سلمان سيما سليمانی آرمين سليمانی محمد جواد سليميان سماک منوچهر سميعی زاده علی سميعی مازيار سياسی راد شمس الدين سياسی راد علی سيد نژاد محمد علی سيدزاده سيد رضا سيدنژاد محمد علی سيف خسرو سيف زاده سيد محمدعلی سيما سلمان سيمياری مرتضی سينگی هاله شاد دل بصير محمود شاکری ابراهيم
شاکری لاله شامخی تقی شاملومحمودی علی شامی تقی شانه چی محمد شاه حسينی حسين شاه حسينی حسين شاه محمدی سپيده شبانی مريم شبيری زهرا شجاع علی شجاع فهميه شجاعی حمزه احمد شجاعی صادق شجاعی عليرضا شجا ی کاوه شجاعيان منوچهر شرف الدينی جواد شرف خانی جعفر شرکت شهلا شريعتی سعيد شريفی حجت شريفی حجت الله شريفی رضا شريفی سعيد شريفی فرج الله شريفی محمد شعبانی مريم شفيعی سيد هادی شفيعی معصومه شقاقی اسد شکری کاظم شکوری عباس شکوری گيلاجالان مازيار شمبوری الله وردی شمس الواعظين ماشاءالله شمس سعيد شميرانی گوهر شه ناصری احمد شهامت دار احمد شهبازی حسن شهرابی محمد شهسواری عباسقلی شهسواری يوسفعلی شهوق شايا شهيدی حسن شيخ حميد شيخ لو صابر شيخلو ابراهيم شيرآقايی نگين شيرافکن آمنه شيرزاد احمد شيرزاد مهدی شيرکوند سعيد شيرمحمدی ناصر شيثی سيد احمد صابر فيرزه صابر هدی صاحب محمدی محمد صادقی اسماعيل صادقی حسن مير محمد صادقی محمد صباغيان هاشم صداقت جو مصطفی صداقت حميد صداقت محمد صدر احمد صدر رضا صدری احمد صدری سميرا صدری محمود صدری نيا باقر صدقگو صادق صدوقيان زاده مينوش صراحت مهدی صراف مهدی صفاريان مسعود صفايی ابراهيم صفايی عليرضا صفايی فر عباس صفايی فر عليرضا صفايی ناهيد صفری رضا صفری لطيف صفری مظفر صفويه اکبر صفی اريان يحيی صلواتی فضل الله صلواتی محمود صمدی حميد رضا صميمی کيوان ضايی مجيد ضرابی جليل ضرغامی علی اشرف ضرغامی فريدون ضيا مريم طالقانی اعظم طالقانی حسام طالقانی طاهره طالقانی نرگس طاهرخانی بتول طاهری اکبر طاهری بهروز طاهری رئوف طاهری سيامک طاهری کاظم طاهری محمد طاهری مصطفی طاهری ناصر طباطبايی سيد شهاب الدين طباطبايی مقداد طرف مهدی طريقی نوشين طيرانی امير ظهرابی کيان ظهرابی کيوان عابدی کريم عابدينی آرزو عابدينی وحيد عامری محسن عامری منصور عبادی شيرين عباس پور اظهری عباس زادگان سيد جعفر عباسقلی زاده فريبا عباسقلی نژاد اميد عباسی تقی عبدالله پور حسين عبدی عباس عثمانی محمد عرب سرخی فيض الله عربشاهی مهدی عربی فرزانه عرفان طلب عبدالله عزت زاده حسين عزيزی عزيزی علی عسگری زاده حميد رضا عسگری ستاره عصاريان زهرا عطريانفر محمد عطوفت روئين عظيمی فر سيد عظيم علانی جواد علايی باقر علايی جواد علوی طبار عليرضا علوی علی علوی محمد باقر علی بابابی مهين عليپور سعيده عليپور محمد حسن عليجانی رضا عليخانی عليرضا عليراده امير عليرداده طاهر عليزاده رعنا عليزاده نائينی علی عمادی محمد جعفر عمرانی محمود عموزاده خليلی فريدون عمويی محمدعلی عوض نيا انوش غالبنی حمزه غيرت فريده غروی علی اصغر غروی عليرضا غروی ماجد غفارزاده سعيد غفارزاده محمد حسين غفاری مسعود غفاری مسعود غفرانی علی غنی پور مهرزاد فاضل ميبدی محمد تقی فاضلی کيا محمد فاضلی ليلا فايض پور علی فبض الله پور سعيد فتاحی ابراهيم فتحعلی بيگی باقر فتحی مجتبی فتوتی علی فتورچی نادر فخر مهدی فخرآيی پويان فخرزاده مهدی فرابندی مليحه فراستخواه مقصود فراهانی مجيد فرج الهی کاظم فرح آبادی حسن فرخی مريم فردوسی خليل فردوسی مهره آوه فرزدی غفار فرزدی فخار فرزين پژوه شهين فرزين مخبر فرشاد محسن فرشادبخت حسين فرقانی آزاده فرهاد بهمن فرهمند فرهنگ خواه فاطمه فرهودی نيا حسن فريد اعلم حسن فغفوری گيسو فقيرزاده صادق فلاح ارسلان فلاح مرتضی فنی پور اصغر فياضی بهرام فيض الله پور محمود قائم الصباحی عباس قابل احمد قابل هادی قادری علی قاسم زاده ليلی قاسمی مصطفی قاضی مرادی حسن قديری اصل باقر قديری علی قديمی علی قربانپور کريم قربانپور مهين قشقايی خسرو قشقايی ماهرو قلی پور پويا قلی زاده اقدم مهدی قلی زاده رحمانقلی قلی زاده رضا قلی زاده معصومه قمی زاده عبدالحسين قناد بابک قندی زاده عبدالحسين قندی زاده عبدالمجيد قوام شهيدی حسن قوچانی محمد قهاری نظام الدين قهرمانی مصطفی قهره چيان ميثم قياسی حجت الله کارشناس اسداله کارگشا رحمان کاظمی امير حسين کاظمی مهدی کاظمی نعمت کاظميان مرتضی کاظميان مرتضی کامبوزيا جعفر کامرانزاده رسول کاميار سينا کاويان امير کاويانی ابوالفضل کاويانی حسن کبيری يوسف کديور جمليه کديور محسن کديور منوچهر کربلايی حسين کرخی محمد جواد کردپور خسرو کردپور مسعود کرمانی عليرضا کرمانيان سارا کرمی علی کرمی محبوبه کريمی جميله کريمی روزبه کريمی محمد تقی کريميان ناصر کسمايی حسن کشکولی فريدون کفاشی علی کفشکنان علی رضا کلايی علی کليميان ناصر کمال هادی کمالی احمدسرايی فاطمه کميليان ناصر کوثری يعقوب کوشا عباس کولايی الهه کهال زاده هادی کهزادی پروين کيا ايرج کيانوش راد محمد کيانی بهناز کيانی مهناز کيخواهی سياوش گازرانی منيژه گرکين محمود گرگه هدی
گشتاسبی اميد گل افرا بيژن گلرخيان محمد حسن گلرو مهديه گلرو مهديه گلنراقی رضا گوارايی فاطمه گواهی علی اصغر گودرزی کوهيار گودرزی محمود لباسچی حسين لباسچی هژير لدنی مسعود لطفی پور لطفی فروغ لطفی مجتبی لقمانی معصومه لقمانيان حسين لگزيان جواد الله ياری مريم ماشينی فريده مالکی پور احسان مالکی حميدرضا مبشری پريوش مبينی ايمان مبينی مانی متقی سعيد متقی محمد تقی مجاهد حسين مجاهد حسين مجرب سعيد مجرب کريم مجردی زهر محبوب عفت محبوب مريم محبی اشکان محتشمی پور فخرالسادات محرابی احسان محققی محسن محمد لو جلال محمدزاده امير محمدلو جلال محمدی اردهالی محمد محمدی اروجعلی محمدی نرگس محمدی نوشين محمودی سيدعلی محمودی جواد محمودی سيد علی محمودی غلامرضا محمودی فهيمه محموديان مهدی مخبر سيمين مخبر فرزين مدادی احمد مدرسی فريد مدنی حسين مدنی سعيد مديحی ماشاءالله مرادی قاسم مرادی مسعود مرتاضی لنگرودی مرضيه مرتب پيمان مرجانی فريد مرخالی خانزاده مروج آرمين مرودشتی عبدالرحيم مزروعی علی مستان رضا مستوفی عبدالحسين مسعودی نزاد يحيی مسکين مصطفی مسموعی رضا مصباح ضيا مصباح ضياء مصطفوی ليلا
مصطفوی مصطفی مصفا مرتضی مصلحی عباس مصوری منش اکرم مطهری پويا مظفر محمد جواد مظفری پژمان مظفری رشيد مظفری سردشتی رشيد معافيان عبدالحميد معتقد محمود معتمدی مهر مهدی معصومی احمد معصومی سارا معصومی ياسر معين فر اصغر معين فر علی اکبر مفيدی بدرالسادات مقدس زاده محسن مقدم خديجه مقدم مرتضی مقيمی علی ملازمی علی ملتی فهيمه ملک قاسمی منوچهر ملکی ابوذر ملکی صمد ملکی عمار ملکی کاظم ملکی مجيد ملکی محمد ملکيان مصطفی مليحی علی مميزی هرمز منتصری محمد ابراهيم منتظر حقيقی احمد منتظری احمد منتظری جواد منتظری سعيد منزه حميد منصوری آذر منصوری حسام منصوری قدرت منصوريان خسرو موسوسی نسب اتابک موسوی آرش موسوی بابک موسوی حسين موسوی خوئينی سيد علی اکبر موسوی سعادتلو سيد رضا موسوی سيد احمد موسوی عليرضا موسوی مهدی موسويان سيد حسن موگويی امير مسعود
مولاوردی شهيندخت مومنی عبدالله مومنی علی مومنی محمود مويد زاده مهدی مهدوی عليرضا مهدی عبدالرضا هوشنگ مهدی محمد مهرداد علی مهرگان کيوان مهروزی سهيل ميثمی طاهره ميثمی لطف الله مير شمس شهشهانی ابوالفضل مير عظيمی نعمت الله ميرخانی امير ميردامادی سراج الدين ميرزاده وحيد ميرزايی اله کرم ميرزايی مريم ميقانی قاسم ميلانی محمد مينو علی اصغر مينوی مهيه نادری بهادرش نادری بهنود نادری سارا نادری فرهنگ نارکی مهدی نارويی سيد محمد ناصرگيوه چی فرشته ناطقی اسماعيل ناطقی الناز ناطقی مهدی نافعی نسرين نبی اله نبی موسا نجفی علی اکبر نجفی مجتبی نجفی يدالله نخعی امير عباس نراقی حسن نراقی محسن نريمانی سيد علی نژاد پور سياوش نشاطی رضا نصراله زاده زهره نظرآهاری شيوا نعمت زاده احمد نعيم پور محمود نعيمی سعيد نقمی جعفر نقی پور علی اکبر نکو روح محمود نکوفر امير نکوفر محمد تقی نمازی بهرام نوابی صادق نوحی سيد حميد نورانی نژاد حسين نوربخش امير حسين نوربخش سيد شاهين نوربخش فخرالسادات نوربخش منوچهر نورکی جلال نوروزی کامبيز نوری ارشيا نوری زاده حسن نوع پرست نوشين نيک صفت غلامرضا نيک نژاد مجتبی نيکبخت صالح نيکويی سعيد نيکويی علی نيکويی مجتبی نيماوری داريوش والی اکبر وحيدمنش پروانه وحيدمنش عطيه وريايی رسول وزيری نسرين وفا منصور وفايی افسانه وفايی فرناز وفقی علی وکيليان فاطمه ولی بيک باقر ولی بيک جليل اله بهداشتی سعيد اله بهداشتی ساناز هادوی احمد هادی زاده يزدی هادی هاديان محمد هادی هاشمی جمال هاشمی سيد ميثم هاشمی سيد هادی هاشمی فريد هاشمی محمد
هاشمی ناصر الهامی عبدالحميد هداوند حميد هدايتی سيد هاشم هدايتی هاشم هراتی خليل همايونی عباس همتی مراد هندی عليرضا هوشمندی احسان هومان عليرضا ياوری رحيم يحيايی علی فريد يزدانی پور حنيف يزدانی حنيف يزدی ابراهيم يزدی کاظم يکتا حبيب يگانگی مير محمود يور آقايی سپيده يوسف آرايی حسن يوسف قهاری لطف اله يوسفی اشکوری حسن يوسفی شکراله يوسفی مجيد يوسفی ميثم شيرزادی محمد علی

décembre 4, 2007

اختلاف دو میلیونی!

اگر این اختلاف بین آمار ثبت احوال و مرکز آمار ایران دیده می شد شاید بهانه اش این بود که بسیاری از عشایر و کوچ نشینان کشورمان برای فرزندان خودشان شناسنامه درخواست نمی کنند و طبعا در آمار ثبت احوال نمی آیند و مرکز آمار آنها را محاسبه می کند اما وقتی دو نفر از وزارت کشور آنهم در یک معاونت آماری متفاوت ارائه می دهند چگونه باید توجیه کرد؟

یکی از مهمترین مسائل در امر انتخابات آمار است و درست به همین دلیل چند کارشناس آمار بصورت مستمر در دفتر انتخابات وزارت کشور کار رسیدگی به این مهم را بر عهده دارند اما به دلیل آنکه بطور کلی آمار و آمارگیری در زمینه های مختلف بویژه در آمار انسانی در کشور ما جایگاه درستی ندارد همواره اختلاف آماری بین آمار دریافتی از سازمان ثبت احوال و آمار حاصل از سر شماری های مرکز آمار ایران دیده می شود اما این اختلاف معمولا بیش از سیصد تا چهارصد هزار نفر نیست.
سردار افشار معاون سیاسی و رئیس ستاد انتخابات کشور دیروز طی مصاحبه ای که در روزنامه کیهان نیز منعکس شد آمار واجدین شرائط رأی دهندگان را 46 میلیون اعلام کرد.
یک روز بعد حسن خانلو سرپرست جدید الانتصاب دفتر انتخابات این آمار را 43 میلیون هفتصد هزار نفر اعلام کرد یعنی 2 میلیون و سیصد هزار نفر کمتر از آماری که رئیس ستاد انتخابات کشور روز پیش اعلام کرده بود.
اگر این اختلاف بین آمار ثبت احوال و مرکز آمار ایران دیده می شد شاید بهانه اش این بود که بسیاری از عشایر و کوچ نشینان کشورمان برای فرزندان خودشان شناسنامه درخواست نمی کنند و طبعا در آمار ثبت احوال نمی آیند و مرکز آمار آنها را محاسبه می کند اما وقتی دو نفر از وزارت کشور آنهم در یک معاونت آماری متفاوت ارائه می دهند چگونه باید توجیه کرد؟
انتخاباتی که با اختلاف آماری دو میلیون و سیصد هزار نفری آغاز شود خدا عاقبتش را بخیر کنید.
مطلب سردار افشار را اینجا ببینید
مطلب سرپرست دفتر انتخابات را اینجا ببینید

décembre 2, 2007

تصوير روز

28112007169.JPG
عدم رعايت حقوق معلولان در مرکز خريد برسي 2 (حومه جنوب غربي پاريس) خيلي فکر نکنيد فرانسه مهد نظم و قانون است

دکتر سعید پیوندی : حرکت دانشجویان علیه دولت سارکوزی است

s.peivandi.JPG در سال ۱۹۸۵ و در اوج اعترضات دانشجویی آن سال‌ها، میتران یک حرف خیلی جالبی زد و آن زمانی بود که دانشجویان در خیابان‌ها با پلیس درگیر می‌شدند و آتش می‌زدند. میتران گفت: «دانشجویان و جوانان به اقتضای سنشان شاید دست به کارهایی بزنند که خطا باشد. اما حکومتی که سعی می‌کنند به دلیل این اشتباهات با دانشجویان و جوانان برخورد تند انجام بدهد، اشتباه بزرگ‌تری را مرتکب می‌شود.»
این مصاحبه را برای رادیو زمانه انجام دادم اما به دلایل فنی فقط متن خلاصه و پیاده شده آن در سایت رادیو منتشر شد

در کنار سایر اعتصاباتی که این روزها در فرانسه جریان دارد، اعتصابات دانشجویی بیش از ۴۰ دانشگاه را در طول دو هفته گذشته به تعطیلی کشانده شده است. ماهیت این اعتصابات دانشجویی را چگونه ارزیابی می کنید؟
اعتصاب و جنبش اعتراضی دانشجویی در این روزها را باید در بستر بحران دنباله‌دار دانشگاه‌های فرانسه در ۴۰ سال اخیر و همچنین در قبال سیاست داخلی امروز فرانسه ارزیابی کرد. این حرکت، فقط دانشجویی نیست و ابعاد سیاسی نیز دارد؛ علیه حکومت و علیه دولت آقای سارکوزی.
اما در عین حال بستر آن اعتراض به قانونی است که در ماه ژوئیه توسط وزیر جدید پیشنهاد شده و در آن به خودمختاری بیشتر دانشگاه‌ها در حوزه‌های مختلف، به ویژه در حوزه مالی تکیه می‌شود. انتقاد دانشجویان به این قانون این است که این قانون باعث می‌شود که به تدریج دولت پای خودش را از دانشگاه‌ها کنار بکشد و دانشگاه‌ها در زمینه مالی دارای امکانات نابرابری بشوند و این باعث می‌شود آموزش عالی در فرانسه با یک شکاف مواجه شود.
آموزش عالی برای کسانی که پول بیشتری دارند؛ بنابراین می‌توانند تحصیلات بهتری داشته باشند و در مقابل دانشگاه‌ها و دانشجویانی که تمکن مالی کمتری دارند، از رشد و پیشرفت کمتری برخوردار خواهند بود.
با توجه به اعتصابات اخیر و نیز سال گذشته، آیا هیچ هیچ گونه برخوردی با دانشجویان اعتصاب‌کننده صورت می‌گیرد؟ دستگیری، محرومیت درسی یا از این قبیل مجازات‌ها؟
اساساً در فرانسه جنبش دانشجویی در حادترین شکل آن هم با برخورد شدید پلیس و نیروهای امنیتی مواجه نشده است. حتی وقتی که کارهایی خلاف قانون انجام داده‌اند؛ یعنی به خیابان‌ها ریخته و شیشه مغازه‌ها و بانک‌ها را شکستند و یا به طور غیرقانونی تظاهرات کرده‌اند و یا کاری که الان دارند انجام می‌دهند، یعنی بستن دانشگاه‌ها و گذاشتن میز و صندلی جلوی در دانشگاه‌ها برای آن که کسی وارد نشود.
file_291084_242068.jpg
البته این کارها توسط یک اقلیتی از دانشجویان که اقلیت فعالی هستند، انجام می‌شود. زیرا اکثریت دانشجویان امکان رأی دادن نداشتند که ببینیم آیا این جنبش از حمایت این جنبش برخوردار است یا نه؟ البته در برخی از دانشگاه‌ها از حمایت اکثریت برخوردار است اما در برخی از دانشگاه‌ها مثل رن دو که دانشجویان اکثریتشان به بازگشایی دانشگاه‌ها رأی دادند؛ اما اعتصاب‌کنندگان باز هم مانع ورود دانشجویان به دانشگاه شده‌اند.
این کارها همه غیرقانونی است و به همین خاطر است که پلیس در مواردی دخالت می‌کند. این بحث داغی است که نوع دموکراسی که دانشجویان امروز در دانشگاه‌های فرانسه دنبال می‌کنند، یک دموکراسی مشارکتی و اکثریتی نیست و می‌گویند «ما معترضیم؛ به همین خاطر هر قدر هم که تعداد ما کم باشد، دانشگاه‌ها باید بسته بماند.»
جایگاه سندیکاهای دانشجویی در فرانسه به چه شکل است؟ چه قدر در میان دانشجویان پایگاه دارند و اساساً بیشتر کارکرد سیاسی دارند یا صنفی؟
اوج اقتدار و نفوذ سندیکاهای دانشجویی بعد از حوادث می ۱۹۶۸ و در سال‌های پایانی دهه ۷۰ و اعتراض به جنگ ویتنام بود؛ اما امروز خیلی از نفوذ آن کاسته شده است.
UNEF که بزرگ‌ترین سندیکای دانشجویی است، در انتخابات بیش از ۸-۷ درصد رأی نمی‌آورد. البته در میان شرکت‌کنندگان اکثریت را به دست می‌آورد؛ اما تعداد خیلی کمی در انتخابات شرکت می‌کنند. به همین خاطر جنبش سندیکایی دانشجویی فرانسه یک جنبش خیلی قدرتمندی نیست.
اما از آن جایی که قدرت حرکت زیادی از خودش دارد و می‌تواند از طریق کارهای منسجم حرکت به وجود بیاورد و وقتی که دانشگاه‌ها بحرانی می‌شود، سندیکاها این قدرت را دارند که با دانشجویان ارتباط برقرار کنند، زیرا سازمان‌دهی شده هستند و به همین خاطر می‌توانند با دانشجویان کار بکنند و این حرکت اعتراضی عمومی‌تر بشود.
سندیکاهای دانشجویی فرانسه امروز نماینده اکثریت دانشجویان نیستند؛ اما خیلی فعال هستند و به احزاب سیاسی نیز نزدیکند. سندیکاهای چپ، راست و میانه وجود دارد. منتها این سندیکاها سعی می‌کنند آن استقلال نسبی خودشان را از احزاب حفظ بکنند. زیرا همه هویتشان به این بر می‌گردد که چقدر بتوانند چهره سندیکایی‌شان را نسبت به چهره سیاسی‌شان عمده و برجسته بکنند.
بنابراین با وجود آن که همه می‌دانند UNEF نزدیک به احزاب چپ فرانسه است و در درون آن گرایش‌های سوسیالیتی و کمونیستی و سبزها و غیره وجود دارد، اما در عین حال این سندیکا سعی می‌کند که یک سندیکای دانشجویی باقی بماند و بیشترین خواسته‌ها را در رابطه با دانشگاه مطرح بکند.
مضافا بر این که یونف کلیت قانون جدید خودگردانی دانشگاه‌ها را رد نکرده است و در دیدار با وزیر علوم به آن انتقاد دارد و خواستار حذف این قانون نیست؛ در حالی که دانشجویان چپ‌روتر خواهان حذف این قانون هستند.
بحث ورود پلیس به محوطه دانشگاه را چگونه می‌بینید؟ با توجه به این ورود پلیس در دانشگاه‌های ایران حداقل در مقررات و قوانین ممنوع است؛ اما در فرانسه پلیس به راحتی وارد محوطه دانشگاه وارد می‌شود و به طور مثال در دانشگاه نانتر به خشونت هم متوسل می‌شود. این از نظر مقررات دانشگاهی چه جایگاهی دارد؟
توجه داشته باشید که از نظر تاریخی دانشگاه‌ها در فرانسه و در اروپا دو اصل بنیادین دارند که خیلی روی آن تأکید داشته‌اند. یکی عدم دخالت دولت و مذهب در دانشگاه‌ها و دوم این که برخوردهای پلیسی و امنیتی فقط و فقط با درخواست شورای دانشگاه می‌تواند صورت بگیرد.
دانشگاه مدرن بر این پایه این دو اصل در غرب شکل گرفته است. حتی رییس‌جمهور هم نمی‌تواند به نیروهای پلیس اجازه بدهد که وارد دانشگاه بشوند؛ زمانی که رییس یا شورای دانشگاه این درخواست را نداده باشد.
امروز هم آن جاهایی که دانشجویان آن مقررات عادی دانشگاه‌ها را زیر پا می‌گذارند، شورای دانشگاه که در آن خود دانشجویان نیز حضور دارند، می‌تواند از پلیس تقاضا بکند که دخالت بکند و با بر هم زنندگان نظم دانشگاه برخورد بکند.
منتها این هم برخورد خشن و زندان نیست. بلکه دانشجویانی را که در دانشگاه‌ها بست نشسته‌اند و مانع سر کلاس رفتن سایر دانشجویان می‌شوند، از جایشان بلند می‌کند؛ همین. نه دستگیری و نه پرونده‌سازی و تعقیبی در بر ندارد.
در جنبش وسیع سال گذشته که شما اشاره کردید، دانشجویان خیلی کارهای غیرقانونی انجام دادند. اما بالاخره حتی یک دانشجو هم مجازات و زندانی نشد. دخالت پلیس به معنی دخالت به نفع دانشگاه و به درخواست شورای دانشگاه صورت می‌گیرد؛ نه به صفت یا به نفع رژیم سیاسی حاکم در جامعه فرانسه.
آیا در دانشگاه‌های فرانسه هیچ نهاد انضباطی یا حراستی که مکلف برخورد با تخلفات دانشجویی باشد، وجود دارد؟
نه؛ دانشگاه‌های فرانسه به هیچ وجه چنین نهادهایی را در درون خودشان ندارند. دانشگاه توسط سه شورای اصلی اداره می‌شود که این شوراها عبارتند از «شورای زندگی و تحصیل دانشجویان» «شورای علمی» و «شورای اداری.» در هر سه شورا، دانشجویان نماینده دارند. در شورایی که به امور دانشجویان رسیدگی می‌کند، تعداد نمایندگان دانشجویان بیشتر است و در دو شورای دیگر تعدادشان کمتر است.
در فرانسه اساساً مقوله برخورد امنیتی با دانشجویان، چه از داخل و چه از خارج دانشگاه را نداریم. این در حالی است که در فرانسه همواره جنبش اعتراضی دانشجویان وجود داشته و دارد. در طول این سال‌های اخیر گاهی دانشگاه‌ها هفته‌ها بسته شده است و به اموال دانشگاه آسیب جدی وارد آمده؛ اما برخوردی با دانشجویان صورت نگرفته است.
در سال ۱۹۸۵ و در اوج اعترضات دانشجویی آن سال‌ها، میتران یک حرف خیلی جالبی زد و آن زمانی بود که دانشجویان در خیابان‌ها با پلیس درگیر می‌شدند و آتش می‌زدند. میتران گفت: «دانشجویان و جوانان به اقتضای سنشان شاید دست به کارهایی بزنند که خطا باشد. اما حکومتی که سعی می‌کنند به دلیل این اشتباهات با دانشجویان و جوانان برخورد تند انجام بدهد، اشتباه بزرگ‌تری را مرتکب می‌شود.»
ما تقریباً هیچ وقت شاهد این نوع برخوردها نبوده‌ایم؛ الا در سال ۸۵ که یک دانشجو در محله مرکزی پاریس نزدیک دانشگاه سوربن بر اثر ضربه باتوم پلیس، دچار ضربه مغزی شد و جان سپرد. آن حادثه باعث شد که جامعه فرانسه تکان بخورد و فردای آن یک میلیون نفر در خیابان‌های پاریس در سکوت و بدون پرچم رژه رفتند و دولت سقوط کرد و وزیر استعفا داد و همه سرنوشت انتخابات بعد به خاطر همین حادثه عوض شد.
می‌خواهم بگویم تا این حد مسأله آزادی‌ها در فرانسه مهم است و دانشجویان تا این حد به صورت نمادین از حاشیه امنیتی برخوردار هستند تا این که بتوانند نظراتشان را بگویند