دکتر سعید پیوندی : حرکت دانشجویان علیه دولت سارکوزی است
در سال ۱۹۸۵ و در اوج اعترضات دانشجویی آن سالها، میتران یک حرف خیلی جالبی زد و آن زمانی بود که دانشجویان در خیابانها با پلیس درگیر میشدند و آتش میزدند. میتران گفت: «دانشجویان و جوانان به اقتضای سنشان شاید دست به کارهایی بزنند که خطا باشد. اما حکومتی که سعی میکنند به دلیل این اشتباهات با دانشجویان و جوانان برخورد تند انجام بدهد، اشتباه بزرگتری را مرتکب میشود.»
این مصاحبه را برای رادیو زمانه انجام دادم اما به دلایل فنی فقط متن خلاصه و پیاده شده آن در سایت رادیو منتشر شد
در کنار سایر اعتصاباتی که این روزها در فرانسه جریان دارد، اعتصابات دانشجویی بیش از ۴۰ دانشگاه را در طول دو هفته گذشته به تعطیلی کشانده شده است. ماهیت این اعتصابات دانشجویی را چگونه ارزیابی می کنید؟
اعتصاب و جنبش اعتراضی دانشجویی در این روزها را باید در بستر بحران دنبالهدار دانشگاههای فرانسه در ۴۰ سال اخیر و همچنین در قبال سیاست داخلی امروز فرانسه ارزیابی کرد. این حرکت، فقط دانشجویی نیست و ابعاد سیاسی نیز دارد؛ علیه حکومت و علیه دولت آقای سارکوزی.
اما در عین حال بستر آن اعتراض به قانونی است که در ماه ژوئیه توسط وزیر جدید پیشنهاد شده و در آن به خودمختاری بیشتر دانشگاهها در حوزههای مختلف، به ویژه در حوزه مالی تکیه میشود. انتقاد دانشجویان به این قانون این است که این قانون باعث میشود که به تدریج دولت پای خودش را از دانشگاهها کنار بکشد و دانشگاهها در زمینه مالی دارای امکانات نابرابری بشوند و این باعث میشود آموزش عالی در فرانسه با یک شکاف مواجه شود.
آموزش عالی برای کسانی که پول بیشتری دارند؛ بنابراین میتوانند تحصیلات بهتری داشته باشند و در مقابل دانشگاهها و دانشجویانی که تمکن مالی کمتری دارند، از رشد و پیشرفت کمتری برخوردار خواهند بود.
با توجه به اعتصابات اخیر و نیز سال گذشته، آیا هیچ هیچ گونه برخوردی با دانشجویان اعتصابکننده صورت میگیرد؟ دستگیری، محرومیت درسی یا از این قبیل مجازاتها؟
اساساً در فرانسه جنبش دانشجویی در حادترین شکل آن هم با برخورد شدید پلیس و نیروهای امنیتی مواجه نشده است. حتی وقتی که کارهایی خلاف قانون انجام دادهاند؛ یعنی به خیابانها ریخته و شیشه مغازهها و بانکها را شکستند و یا به طور غیرقانونی تظاهرات کردهاند و یا کاری که الان دارند انجام میدهند، یعنی بستن دانشگاهها و گذاشتن میز و صندلی جلوی در دانشگاهها برای آن که کسی وارد نشود.

البته این کارها توسط یک اقلیتی از دانشجویان که اقلیت فعالی هستند، انجام میشود. زیرا اکثریت دانشجویان امکان رأی دادن نداشتند که ببینیم آیا این جنبش از حمایت این جنبش برخوردار است یا نه؟ البته در برخی از دانشگاهها از حمایت اکثریت برخوردار است اما در برخی از دانشگاهها مثل رن دو که دانشجویان اکثریتشان به بازگشایی دانشگاهها رأی دادند؛ اما اعتصابکنندگان باز هم مانع ورود دانشجویان به دانشگاه شدهاند.
این کارها همه غیرقانونی است و به همین خاطر است که پلیس در مواردی دخالت میکند. این بحث داغی است که نوع دموکراسی که دانشجویان امروز در دانشگاههای فرانسه دنبال میکنند، یک دموکراسی مشارکتی و اکثریتی نیست و میگویند «ما معترضیم؛ به همین خاطر هر قدر هم که تعداد ما کم باشد، دانشگاهها باید بسته بماند.»
جایگاه سندیکاهای دانشجویی در فرانسه به چه شکل است؟ چه قدر در میان دانشجویان پایگاه دارند و اساساً بیشتر کارکرد سیاسی دارند یا صنفی؟
اوج اقتدار و نفوذ سندیکاهای دانشجویی بعد از حوادث می ۱۹۶۸ و در سالهای پایانی دهه ۷۰ و اعتراض به جنگ ویتنام بود؛ اما امروز خیلی از نفوذ آن کاسته شده است.
UNEF که بزرگترین سندیکای دانشجویی است، در انتخابات بیش از ۸-۷ درصد رأی نمیآورد. البته در میان شرکتکنندگان اکثریت را به دست میآورد؛ اما تعداد خیلی کمی در انتخابات شرکت میکنند. به همین خاطر جنبش سندیکایی دانشجویی فرانسه یک جنبش خیلی قدرتمندی نیست.
اما از آن جایی که قدرت حرکت زیادی از خودش دارد و میتواند از طریق کارهای منسجم حرکت به وجود بیاورد و وقتی که دانشگاهها بحرانی میشود، سندیکاها این قدرت را دارند که با دانشجویان ارتباط برقرار کنند، زیرا سازماندهی شده هستند و به همین خاطر میتوانند با دانشجویان کار بکنند و این حرکت اعتراضی عمومیتر بشود.
سندیکاهای دانشجویی فرانسه امروز نماینده اکثریت دانشجویان نیستند؛ اما خیلی فعال هستند و به احزاب سیاسی نیز نزدیکند. سندیکاهای چپ، راست و میانه وجود دارد. منتها این سندیکاها سعی میکنند آن استقلال نسبی خودشان را از احزاب حفظ بکنند. زیرا همه هویتشان به این بر میگردد که چقدر بتوانند چهره سندیکاییشان را نسبت به چهره سیاسیشان عمده و برجسته بکنند.
بنابراین با وجود آن که همه میدانند UNEF نزدیک به احزاب چپ فرانسه است و در درون آن گرایشهای سوسیالیتی و کمونیستی و سبزها و غیره وجود دارد، اما در عین حال این سندیکا سعی میکند که یک سندیکای دانشجویی باقی بماند و بیشترین خواستهها را در رابطه با دانشگاه مطرح بکند.
مضافا بر این که یونف کلیت قانون جدید خودگردانی دانشگاهها را رد نکرده است و در دیدار با وزیر علوم به آن انتقاد دارد و خواستار حذف این قانون نیست؛ در حالی که دانشجویان چپروتر خواهان حذف این قانون هستند.
بحث ورود پلیس به محوطه دانشگاه را چگونه میبینید؟ با توجه به این ورود پلیس در دانشگاههای ایران حداقل در مقررات و قوانین ممنوع است؛ اما در فرانسه پلیس به راحتی وارد محوطه دانشگاه وارد میشود و به طور مثال در دانشگاه نانتر به خشونت هم متوسل میشود. این از نظر مقررات دانشگاهی چه جایگاهی دارد؟
توجه داشته باشید که از نظر تاریخی دانشگاهها در فرانسه و در اروپا دو اصل بنیادین دارند که خیلی روی آن تأکید داشتهاند. یکی عدم دخالت دولت و مذهب در دانشگاهها و دوم این که برخوردهای پلیسی و امنیتی فقط و فقط با درخواست شورای دانشگاه میتواند صورت بگیرد.
دانشگاه مدرن بر این پایه این دو اصل در غرب شکل گرفته است. حتی رییسجمهور هم نمیتواند به نیروهای پلیس اجازه بدهد که وارد دانشگاه بشوند؛ زمانی که رییس یا شورای دانشگاه این درخواست را نداده باشد.
امروز هم آن جاهایی که دانشجویان آن مقررات عادی دانشگاهها را زیر پا میگذارند، شورای دانشگاه که در آن خود دانشجویان نیز حضور دارند، میتواند از پلیس تقاضا بکند که دخالت بکند و با بر هم زنندگان نظم دانشگاه برخورد بکند.
منتها این هم برخورد خشن و زندان نیست. بلکه دانشجویانی را که در دانشگاهها بست نشستهاند و مانع سر کلاس رفتن سایر دانشجویان میشوند، از جایشان بلند میکند؛ همین. نه دستگیری و نه پروندهسازی و تعقیبی در بر ندارد.
در جنبش وسیع سال گذشته که شما اشاره کردید، دانشجویان خیلی کارهای غیرقانونی انجام دادند. اما بالاخره حتی یک دانشجو هم مجازات و زندانی نشد. دخالت پلیس به معنی دخالت به نفع دانشگاه و به درخواست شورای دانشگاه صورت میگیرد؛ نه به صفت یا به نفع رژیم سیاسی حاکم در جامعه فرانسه.
آیا در دانشگاههای فرانسه هیچ نهاد انضباطی یا حراستی که مکلف برخورد با تخلفات دانشجویی باشد، وجود دارد؟
نه؛ دانشگاههای فرانسه به هیچ وجه چنین نهادهایی را در درون خودشان ندارند. دانشگاه توسط سه شورای اصلی اداره میشود که این شوراها عبارتند از «شورای زندگی و تحصیل دانشجویان» «شورای علمی» و «شورای اداری.» در هر سه شورا، دانشجویان نماینده دارند. در شورایی که به امور دانشجویان رسیدگی میکند، تعداد نمایندگان دانشجویان بیشتر است و در دو شورای دیگر تعدادشان کمتر است.
در فرانسه اساساً مقوله برخورد امنیتی با دانشجویان، چه از داخل و چه از خارج دانشگاه را نداریم. این در حالی است که در فرانسه همواره جنبش اعتراضی دانشجویان وجود داشته و دارد. در طول این سالهای اخیر گاهی دانشگاهها هفتهها بسته شده است و به اموال دانشگاه آسیب جدی وارد آمده؛ اما برخوردی با دانشجویان صورت نگرفته است.
در سال ۱۹۸۵ و در اوج اعترضات دانشجویی آن سالها، میتران یک حرف خیلی جالبی زد و آن زمانی بود که دانشجویان در خیابانها با پلیس درگیر میشدند و آتش میزدند. میتران گفت: «دانشجویان و جوانان به اقتضای سنشان شاید دست به کارهایی بزنند که خطا باشد. اما حکومتی که سعی میکنند به دلیل این اشتباهات با دانشجویان و جوانان برخورد تند انجام بدهد، اشتباه بزرگتری را مرتکب میشود.»
ما تقریباً هیچ وقت شاهد این نوع برخوردها نبودهایم؛ الا در سال ۸۵ که یک دانشجو در محله مرکزی پاریس نزدیک دانشگاه سوربن بر اثر ضربه باتوم پلیس، دچار ضربه مغزی شد و جان سپرد. آن حادثه باعث شد که جامعه فرانسه تکان بخورد و فردای آن یک میلیون نفر در خیابانهای پاریس در سکوت و بدون پرچم رژه رفتند و دولت سقوط کرد و وزیر استعفا داد و همه سرنوشت انتخابات بعد به خاطر همین حادثه عوض شد.
میخواهم بگویم تا این حد مسأله آزادیها در فرانسه مهم است و دانشجویان تا این حد به صورت نمادین از حاشیه امنیتی برخوردار هستند تا این که بتوانند نظراتشان را بگویند
Comments
بنام خدا
شخصا استفاده كردم. فقط بایستی یك چند جمله ای هم آقای سعید پیوندی را معرفی می كردید. فكر كنم روال عادی این باشد كه هر مصاحبه ای باید حاوی پیشینه مصاحبه شونده باشد. نكته دیگر اینست كه ما شاهد خشونت های بسیار بالائی میان دانشجویان و پلیس بوده ایم، چه در جریانات ماه مه ۶۸ و چه در جریان خشونتهای سال گذشته در زمینه راهپیمائی های ضد CPE (قانون كار آقای دوولیپن). لذا خشونت پلیس در فرانسه یكی از مسائل كاملا شناخته شده می باشد. حتی دستگیری و زندان كردن محدود دانشجویان نیز اتفاق افتاده است، اما دولت بعنوان دادستان دانشجویان را روانه دادگاه می كند. تصور اینكه دانشجویان در فرانسه از آزادی عمل مطلق و بدون نگرانی از عكس العمل پلیس هر كاری انجام می دهند كمی اغراق آمیز است. البته پلیس همیشه میان دانشجویان و خواسته های قانونی آنها و «خراب كاران» یا دانشجویان خراب كار (كه اغلب به گروههای چپ تندرو تعلق دارند) تفاوت قائل است. كه البته منطق هم اینرا می پذیرد. امیدوارم در ایران نیز دانشجویان بتوانند بتدریج از آزادی بیان، عقیده و مخالفت بهره مند شوند و مسئولان نیز درك كنند كه مقابله با دانشجویان حتی زمانیكه آنها به اشتباه به خشونت متوسل می شوند نیز، بقول جمله واقعا درست آقای میتران، اشتباه خواهد بود. بحث خشونت در پلیس یكی از مناظرات مهم در فرانسه است كه در هر جریانی بخصوص در رابطه با جریانات حاشیه نشینان مطرح است.
طاهری موسوی
Posted by: طاهری موسوی | décembre 2, 2007 8:43 PM
فرق ایران و فرانسه در این است که در فرانسه شما می توانید در مناظرات مختلف که از شبکه های متعدد پخش می شود نظرات گوناگون را شنید و بطور مثال مطلع شد که چند دانشجو زندان شده و به چه مدتی و در چه محلی و با چه وکیلی و اولین افرادی که مطلع می شوند خانواده های آنان است ولی متاسفانه در ایران گاهی بعد از مرگ دانشجو یا زندانی خانواده مطلع می شود که فرزندش زندانی بوده و احتمالا خودکشی کرده است. (بطور مثال حادثه اخیر خودکشی یک پزشک زن در استان همدان) به هر حال آرزو برای جوانانی مثل اقای طاهری موسوی عیب نیست
Posted by: محمد زاده | décembre 3, 2007 10:29 PM
چند روز ديگر چند دانشجوي فرانسوي بازداشت شده و پس از گذراندن چند ماه بازداشت انفرادي در مصاحبه اي تلويزيوني اعتراف خواهند كرد كه مرتكب مفاسد اخلاقي مالي و قتل و سرقت شده و از بن لادن براي انجام اين اعتراضات پول دريافت كرده اند.
در ايران دانشجويان آزادترين دانشجويان جهان هستند.
Posted by: محمدرضا بزمشاهي | décembre 4, 2007 1:05 AM
حقا که آزادی نشاط و سرزندگی می آورد و چقدر در روند یک جامعه موثر است.
Posted by: امامدادی | décembre 4, 2007 1:39 AM
جناب ميردامادي
به سبب درصدر بودن اخبار اعتصابات فرانسه در ايران ، مصاحبه هايي از اين نوع با شخصيت هاي علمي و آگاه به تبيين مسائل فرانسه ، بسيار كمك مي كند .اميدوارم اين شيوه تداوم يابد.
Posted by: نعيمي | décembre 8, 2007 12:26 PM