« les étudiants de Téhéran relancent les protestations | صفحه اصلي | دموکراسی و انتخابات (بخش پنجم) »

احمد مرد آزادی

bourghani.JPG بسیاری از مردم گمان می بردند این دوران طلایی مطبوعات محصول شجاعت و پایمردی وزیر وقت ارشاد جناب آقای دکتر عطاء الله مهاجرانی بود اما در واقع امر این احمد بورقانی بود که تمام قد از آزادی مطبوعات دفاع می کرد و اعتقاد داشت دولت باید در برابر توقیفهای فله ای و غیر قانونی بایستد و کوتاه نیاید و الا وزیر ارشاد وقت با تمام فضائلی که برای ایشان شمرده می شود که واقعیت هم دارد انسانی به غایت پراگماتیست بود و حداقل قائل به ایستادگی به میزانی که مرحوم بورقانی اصرار داشت نبود و این اختلاف نهایتا منجر به استعفای بورقانی از معاونت مربوطه و ترک وزارت ارشاد از سوی او شد. میز و مقام نزد او وقتیکه در دفاع از حقی بکار نمی آمد ارزش دیگری نداشت
این یادداشت در وبلاگ زمانه نیز انتشار یافت

خبر دردناک درگذشت احمد بورقانی در این سرمای زمستان دلهای زیادی را افسرد. فقدان او بیش از آنکه برای سیاسیون و اصلاح طلبان صدمه محسوب شود برای روزنامه نگاران بازمانده از نسل روزنامه نگاران دوران اصلاحات سخت و ناگوار بود.
احمد بورقانی انسانی آشنا با مقوله رسانه و اطلاع رسانی بود . او با خبرنگاری شروع کرد و در کنار سید محمد خاتمی افتخار حضور در دفاع از وطن و فعالیت در ستاد تبلیغات جنگ را داشت. سالها کار در بزرگترین رسانه خبری و اطلاع رسانی کشور (ایرنا) از سطح خبرنگاری تا سرپرستی دفتر ایرنا در واشنگتن و تا مدیریت خبر و سردبیری خبر او را یک کارشناس و خبره این کار نموده بود. او از نقش آفرینان دوم خرداد و پیروزی اصلاح طلبان بود . هنگامیکه در جایگاه معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد دولت خاتمی قرار گرفت به معنی واقعی کلمه از مطبوعات و رسانه ها حمایت کرد. او بر این باور بود که دولت باید نسبت به رسانه ها نقش پدری داشته باشد و فارغ از ایدئولوژی حاکم بر رسانه ها باید از حقوق صنفی و آزادیهای قانونی آنها دفاع کند.
بورقانی در مدت زمان نه چندان طولانی تصدی اش در معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد به حق دوران طلایی آزادی مطبوعات پس از انقلاب اسلامی را رقم و برگهای زرین و افتخار آمیزی از تاریخ مطبوعات و رسانه های ایران را ورق زد و به دلیل ایجاد این فضای فراخ تنفس رسانه ای بود که نسلی از روزنامه نگاران اصلاح طلب را تقدیم جامعه رسانه ای ایران کرد که هنوز نشریات نیمه جانی که از فراز و نشیبهای تعطیلی فله ای مطبوعات موقتاً جان سالم بدر برده اند یادگار آن دورانند.
بسیاری از مردم گمان می بردند این دوران طلایی مطبوعات محصول شجاعت و پایمردی وزیر وقت ارشاد جناب آقای دکتر عطاء الله مهاجرانی بود اما در واقع امر این احمد بورقانی بود که تمام قد از آزادی مطبوعات دفاع می کرد و اعتقاد داشت دولت باید در برابر توقیفهای فله ای و غیر قانونی بایستد و کوتاه نیاید و الا وزیر ارشاد وقت با تمام فضائلی که برای ایشان شمرده می شود که واقعیت هم دارد انسانی به غایت پراگماتیست بود و حداقل قائل به ایستادگی به میزانی که مرحوم بورقانی اصرار داشت نبود و این اختلاف نهایتا منجر به استعفای بورقانی از معاونت مربوطه و ترک وزارت ارشاد از سوی او شد. میز و مقام نزد او وقتیکه در دفاع از حقی بکار نمی آمد ارزش دیگری نداشت.
احمد بورقانی آنگاه که به مجلس رفت نیز فراموش نکرد که رأی بالای او در انتخابات مجلس ششم مرهون حمایت گسترده روزنامه نگاران اصلاح طلب از او بود. بورقانی در مجلس و در سنگر هیأت رئیسه از آزادی مطبوعات دفاع می کرد و همچنان خود را نماینده و مدافع اصحاب رسانه در مجلس می دانست . او درست برعکس برخی اصلاح طلبان که پس از راهیابی به مجلس فراموش کردند برای چه و با رأی کی به خانه ملت فرستاده شده اند راه و هدف خود را گم نکرد و از کرسی نمایندگی مردم فریاد حق خواهی روزنامه نگاران مظلوم را به گوش حاکمیت رساند ، اینکه حاکمیت اساساً گوش شنوایی برای اینگونه فریادها نداشت او را از فریاد کشیدن باز نمی داشت.
یکی از همکاران مطبوعاتی ام که سابقه همکاری نزدیک با احمد بورقانی در ایرنا را داشت از حسن خلق و صفای باطن او بسیار تعریف می کرد. او بورقانی را مدیری قوی ، جدی و در عین حال بی نهایت انسان دوست و حامی حقوق کارمندان و همکاران زیر دستش می دانست.
مرحوم بورقانی علیرغم آنکه کار و تخصصش در راستای رسانه و مطبوعات بود شخصاً آدم مدیاتیکی نبود. حتی در اوج بحرانهای سیاسی که او و اصلاح طلبان خبرسازترین افراد بودند بورقانی ترجیح می داد زیاد بر روی صحنه نرود و به مصاحبه های کوتاه بسنده می کرد.
ساده زیستی را هم باید به خصایص بورقانی افزود؛ خانه ای معمولی در حوالی میدان امام حسین با وسائلی ساده و عاری از هر گونه تجمل که بازدید کننده هرگز گمان نمی برد صاحب این خانه زمانی در نیویورک مأموریت داشته ، زمانی معاون وزیر بوده و یا عضو هیأت رئیسه مجلس.
درگذشت این مرد آزادی را به آزادی خواهان و جامعه مطبوعاتی ایران و خانواده گرامی و بویژه همسر و فرزندانش تسلیت می گویم.

Comments

درود بر روح این آزاد مرد ای کاش همه اصلاح طلبان مثل این مرد آزادی بودند افسوس که ما ایرانی ها مرده پرستیم و قدر آدمها را در زمان حیاتشان نمی دانیم وبعد از مرگ مرثیه سرایی را خوب یاد داریم. واقعا از خانه نشینی این ابر بی خبر بودم حیف از این همه توانایی و استعداد که قربانی بغضهای جناحی شد.

خدایش بیامرزد . . . داشتم فکر میکردم منتقدین و روزنامه نگاران دولت قبلی کی ها بودند و منتقدین برتر دولت و روزنامه نگاران امروز کی ها !! مطلبی نوشته ام تحت عنوان جشنهای 2500ساله یا سفرهای استانی ... اگر وقت شد . . .

بنام خدا
خدایش بیامرزد. بی شك وجود كسانی كه با اخلاص، امنیت طبع و نفس در هر جبهه ای و در راه اعتلای ایران عزیز مبارزه كرده یا می كنند ضرورت امروز جامعه بوده و درگذشت هر خادمی یك ضایعه جبران ناپذیر خواهد بود. انشا الله خداوند ایشان را مورد رحمت خویش قرار دهد و به خانواده ایشان صبر مرحمت بفرماید.
طاهری موسوی

اقاي ميردامادي عزيز
سلام
يادداشتت زيبا بود و نسبت به يادداشتهائي كه اين روزها دربارهء ان مرحوم نوشته مي شود با صراحت( هر چند به اختصار) به مهمترين فراز زندگي مطبوعاتي او –يعني استعفا از معاونت وزارت ارشاد اقاي مهاجراني – اشاره كرده ايد اما اي كاش روزي شما يا كساني ديگر ان واقعهء مهم را واشكافي كنند كه چه شد كه بورقاني از ارشاد رفت؟ چرا وزير زير بار ان رفت؟ و ان وزير بعدآ‌در اين رابطه چه نظري داشت.
گرچه جناب مهاجراني همانگونه كه فرموده ايد واجد كمالات و شايستگيهاي غير قابل انكار فراواني است اما در پشت پردهء ان استعفا چه بود! زماني كه سر همهء روزنامه هاي اصلاحات توسط مخالفان بريده شد اما اخر چرا سردار را توسط موافقان بر دار زدند؟
سراج : دوست گرامی ام جناب آقای غیاثی شاید بد نباشد یادداشت آقای مهاجرانی را بخوانید ایشان سعی کرده ضمن تقدیر از مرحوم بورقانی خودش را تبرئه نماید ما که توجیه نشدیم اما پرسش شما سئوال اساسی بسیاری از مردم و نخبگان جامعه است. شاید وقتی دیگر

از مطلب موجزت درباره ی بورقانی بی ادعا لذت بردم ومرگ ناگهانی اش برای جامعه ی مطبوعاتی ایران بسیارتاثربرانگیزبود.می خواستم بدونم چرامرحوم چند سالی از فضای جدی روزنامه نگاری ایران به جز(نوشتن معدود یادداشتهای جسته گریخته)دوربودند.

ارسال نظرات

اطلاعات مرا به خاطر بسپار؟