دموکراسی و انتخابات (بخش هشتم)
...یکی از نمونه های بارز آن ویکتور هوگو نویسنده بزرگ فرانسه است که نماینده پارلمان فرانسه هم بود و نه تنها به پارلمان راهش ندادند بلکه او را تبعید هم کردند و چندین سال در بلژیک و کشورهای دیگر دور و بر فرانسه تبعیدی بود. در تاریخ فرانسه سابقه دارد کسانی که حتی در دوره نمایندگی مجلس اعدامشان هم کرده باشند. در آخرین مواردی که سراغ داریم مربوط به کسانی است که در زمان جنگ دوم جهانی به نوعی با پارلمانتاریزم دوره ویشی کنار آمده بودند عملاً مستقیم یا غیر مستقیم از صحنه حیات پارلمانی فرانسه طی دو دهه ای کنار گذاشته شده بودند و پس از این مدت بود که توانستند علیرغم آنکه سابقه همکاری مشخص با دولت ویشی داشتند مجدداً به مجلس راه پیدا کنند.
برای شنیدن این برنامه اینجا را کلیک کنید
در ادامه برنامه قبل که به بررسی تاریخی و سیاسی تحصن نمایندگان مجلس ششم پرداختیم از احمد سلامتیان تحلیلگر سیاسی مقیم پاریس پرسیدم ؛ چرا در این مقطع که شورای نگهبان در حال بررسی صلاحیت کاندیداهای مجلس هشتم هست ، از مسئله تحصن و شرکت اصلاح طلبان در آن به عنوان اهرم سیاسی جهت حذف ایشان استفاده می شود؟
احمد سلامتیان : اگر درست به تاریخ خود مجلس ششم و مجلس هفتم و تدارک برپایی انتخابات مجلس هشتم مراجعه بکنیم می بینیم که تحصن نمایندگان مجلس ششم عملا نقطه تغییر و تحول تاریخی در تاریخ پارلمانتاری جمهوری اسلامی شده است در واقع متحصنین کسانی هستند که نه تنها به عنوان اعتراض به نحوه بحثهای درون پارلمان بلکه به عنوان اعتراضی که با پارلمان می شود در داخل مجلس می مانند که آن رفتار رفتار رد گزینشی صلاحیتها از نقطه نظر آنها بوده است. به نظر من این نقطه عطف و تاریخ از نظر رفتار پارلمانی تعیین کننده شده است و عملا برندگان انتخابات مجلس هفتم و انتخابات ریاست جمهوری بعد بودند می خواهند به نوعی امر تحصن را به جدا کردن عده ای برای حق حضور داشتن در فضای سیاسی جمهوری اسلامی تلقی بکنند. عملاً استناد به این مسئله نوعی اقدام خط کشی تصفیه گونه است که کسانی که به نوعی در آن تحصن شرکت کرده بودند باید از حق داشتن نمایندگی رسمی در جمهوری اسلامی برکنار بشوند مگر اینکه به نوعی توبه کنند از اقدام خودشان .
نحوه برخوردی که امروز با رفتار و ژست نمایندگان مجلس ششم می شود بیشتر یک نوع خط کشی سیاسی سره از ناسره از نقطه نظر مصالح سیاسی این گروه یا آن گروه جدا کردن است به همان ترتیبی که بعد از کودتای بیست و هشت مرداد برای مجالس شاهنشاهی بعدی کلیه کسانیکه در مجلس هفدهم به نوعی تحصن کرده بودند علیه مواضع شاه در آنزمان و رأی داده بودند از حق نمایندگی کلا محروم بودند مگر اینکه اعلام توبه می کردند از عضویت در فراکسیون نهضت ملی. در تاریخ پارلمانی ایران گناهان نابخشوده ای برای نمایندگان وجود داشته که بعداً در هر شرائطی نماینده باید هزینه آنرا فردی یا جمعی پرداخت می کرده است. شاید سردمداران کسانیکه گناه نابخشوده در مجالس ایران داشته اند و تا به شهادت رساندن ایشان با خفه کردن او در زندان بیرجند انجام شد مرحوم مدرس بود. آن چیزی را که در سالیان بعد به مرحوم مدرس نبخشیدند ادامه مبارزه اش در سالیان بعد نبود مدرس از مجلس پنجم ، ششم به بعد ناگزیر به نوعی گوشه نشینی شده بود اما اقدامی که مدرس در آخرین مجلسی که در آن بود علیه رضا خان و بخصوص انتقال سلطنت از خودش نشان داده بود این اقدام به نوعی غیر قابل بخشوده قلمداد می شد به همان صورت که برای دکتر مصدق غیر قابل بخشودن بود. کلیه کسانیکه با تمرکز قدرت در دست سردار سپه مخالفت کرده بودند و منتقد بودند عملاً از صحنه سیاسی ایران در تمام دوران رضا خان محو و حذف شدند از انتخابات مجلس چهاردهم به بعد که خود رضا شاه رفته بود اینها توانستند دوباره به فضای پارلمانی ایران وارد شوند.
به این ترتیب می توانم بگویم رفتاری که امروز با نمایندگان متحصن مجلس ششم در جمهوری اسلامی می شود هم شباهتی دارد به اینکه نمایندگان متهم می شوند به مخالفت با سیادت سیاسی بالاترین مقام کشور یعنی عملاً این رابطه مشروطیت مشروط و تحت قیمومیت ایرانی را زیر سئوال بردن.
زمانه : از دکتر فاطمه حقیقت جو نماینده مجلس ششم و از متحصنین در آن مقطع پرسیدم ؛ آیا تحصن در اعتراض به اصل نظام بود یا صرفاً یک حرکت اننقادی نسبت به روند رد صلاحیتهای نمایندگان اصلاح طلب مجلس بود؟
فاطمه حقیقت جو : هدف نمایندگان متحصن این بود که این اتفاق نامبارکی که در فرایند انتخابات اتفاق افتاده بود اینرا تبدیل به فرایند انتخابات آزاد و سالم بکنند و یک اعتراض بود این حرکت و آنهم به یکباره شروع نشد قبلاً مذاکراتی صورت گرفته بود که مذاکرات نتیجه نداشت و به همین دلیل تحصن شکل گرفت و می بینیم که در همان موقع رؤسای دو قوه مجریه و مقننه نامه ای را خطاب به رهبری می نویسند که صد و نود کرسی مجلس از پیش تعیین شده است و تحصن اعتراضی به اصل نظام نبود زیرا نمایندگان خودشانرا معتقد به جمهوری اسلامی می دانستند و به رفتارهای بخشهایی از حاکمیت معترض بودند و می خواستند این اعتراضشان را از طریق تحصن به نمایش بگذارند نکته بعدی این بود که نمایندگان تقریبا می دانستند با تحصن هم احتمال تغییر کمتری وجود دارد و باید یک سابقه ای در تاریخ می ماند که نمایندگان در برابر حق حاکمیت ملی و می خواستند که از این حق دفاع بکنند.
زمانه : از خانم حقیقت جو پرسیدم جایگاه قانونی و حقوقی تحصن نمایندگان در قوانین داخلی و بین المللی چیست ؟ آیا این اقدام یک تخلف از مقررات و قوانین موضوعه محسوب می شود ؟
فاطمه حقیقت جو : یکی از مهمترین کارنامه های مجلس ششم کارنامه دفاع از حقوق بشر و کارنامه دفاع از حقوق مردم ایران بود در این راستا دیدیم که کمیسیون اصل نود فعالتر می شود و من تحصن را یکی از قویترین مکانیزمهای دفاع از حقوق سیاسی مردم می دانم که در کنوانسیون حقوق مدنی-سیاسی مشخص شده است و ایران هم قبلاً به این کنوانسیون پیوسته است و متعهد به اجرای آن است همچنین در دوره مجلس پنجم به ریاست آقای ناطق نوری ، هیأت پارلمانی مجلس پنجم بیانیه ای را در اتحادیه بین المجالس امضاء می کند که در آن بیانیه ملاکهای انتخابات آزاد و سالم ذکر شده و ایران آنرا امضاء کرده و ملزم است انتخابات آزاد را فراهم بکند و ایران نه تنها نمی خواهد به تعهدات بین المللی اش تن بدهد به تعهدات قانون اساسی خودش هم نمی خواهد تن بدهد و من این را از مصادیق نقض قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران توسط رهبری نظام می دانم . متأسفانه چون این نقض قانون اساسی از سوی رهبری نظام صورت گرفته بنابر این بسیار دشوار است که ایستادگی کرد در برابر این نقض قانون اساسی اما من فکر می کنم که تشکلهای سیاسی می توانند از ظرفیتهای داخلی و بین المللی خودشان استفاده بکنند تا شاهد انتخابات آزاد در کشور باشیم.
زمانه : از احمد سلامتیان پرسیدم آیا در کشورهای غربی و بطور مشخص فرانسه هم این نوع مخالفت سیاسی سابقه داشته و آیا در مجلس ملی فرانسه شاهد تحصن و اعتراضات پارلمانی نمایندگان مردم بوده ایم؟
احمد سلامتیان : بله متناسب با دورانی که پارلمان به دلایل مختلف یا در سایه سرنیزه یا در سایه امپراطورها چه ناپلئون اول و چه ناپلئون سوم و یا در شرائط و اوضاع و احوالی که در فرانسه بعد از کمون فرانسه پیش آمد و اهل ورسای سرکوب کردند مردم پاریس را عملا به مدت یک دهه اجازه حضور نمایندگانی که در دوره قبل مخالفت کرده بودند با کسانیکه بعد قدرت را بدست گرفتند اجازه حضور در پارلمان را نداشتند. یکی از نمونه های بارز آن ویکتور هوگو نویسنده بزرگ فرانسه است که نماینده پارلمان فرانسه هم بود و نه تنها به پارلمان راهش ندادند بلکه او را تبعید هم کردند و چندین سال در بلژیک و کشورهای دیگر دور و بر فرانسه تبعیدی بود. در تاریخ فرانسه سابقه دارد کسانی که حتی در دوره نمایندگی مجلس اعدامشان هم کرده باشند. در آخرین مواردی که سراغ داریم مربوط به کسانی است که در زمان جنگ دوم جهانی به نوعی با پارلمانتاریزم دوره ویشی کنار آمده بودند عملاً مستقیم یا غیر مستقیم از صحنه حیات پارلمانی فرانسه طی دو دهه ای کنار گذاشته شده بودند و پس از این مدت بود که توانستند علیرغم آنکه سابقه همکاری مشخص با دولت ویشی داشتند مجدداً به مجلس راه پیدا کنند.