« با فرض ولایت مطلقه فقیه نمی توان از حقوق انسانها سخن گفت | صفحه اصلي | آیا تحریم انتخابات مشروعیت زدایی است؟ »

شرکت در انتخابات ، راهکار هوشمندانه

از سوی دیگر این نکته را هم نباید فراموش کنیم که در جامعه استبداد زده ایران که گروهی از اقتدارگرایان مافیا گونه بر اقتصاد و سیاست آن چمبره زده اند باید از راهکارهای هوشمند برای جلوبردن پروژه دموکراسی و حقوق بشر استفاده کرد. به عنوان نمونه شاید امثال تاج زاده و شیرزاد و آرمین و مزروعی که ناجوانمردانه رد صلاحیت شدند در میان تأیید صلاحیت شدگان کمتر یافت شود اما می توان از میان چهره های کمتر مشهور انسانهای شجاع و آزاده ای را یافت که بالقوه در جانفشانی برای آزادی و سربلندی ایران آمادگی و توانایی لازم را داشته باشند.

سه روز بیشتر تا برپایی انتخابات هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی باقی نمانده است. به صفت وظایف روزنامه نگاری ام بیش از پیش درگیر مباحث فنی و بویژه حقوقی انتخابات بودم و کمتر به ابعاد سیاسی انتخابات در مصاحبه هایم پرداختم اما در ورای این بحثها و گفتگوها موضوع شرکت یا عدم شرکت ( اعم از تحریمی و غیر تحریمی) شاید آخرین موضوعی باشد که در سلسله برنامه های دموکراسی و انتخابات رادیو زمانه به آن بپردازم و پرونده این انتخابات را ببندم اما پیش از این خواستم نظر خودم را نیز در اینجا بیاورم.
به نظر من باید مردم در این انتخابات شرکت کنند و علیرغم تمامی نامردمی هایی که از سوی اقتدارگرایان حاکم در شورای نگهبان و هیأتهای اجرایی صورت گرفت میدان را برای تمام کردن حلقه تمامیت خواهی تمامیت خواهان خالی نکنند.
بی تردید انتخابات در نظام جمهوری اسلامی با استانداردهای انتخابات آزاد و رقابتی فاصله زیادی دارد و شاید بهتر باشد از آن به عنوان نمایشی از دموکراسی نام ببریم. این غیر دموکراتیک بودن انتخابات در ایران در ابعاد گوناگون قابل بررسی و رؤیت است. از حیث قوانین و مقررات بویژه شرائط انتخاب شوندگان گرفته تا نظارت استصوابی شورای نگهبان و تناقضات مکرر قانون انتخابات با قانون اساسی بویژه در بخش حقوق ملت و آزادیهای عمومی و تا عملکرد غیر قانونی و یکسویه هیأتهای اجرایی و نظارت همه و همه حکایت از بی قواره گی این انتخابات دارد اما واقعیت این است که راه حل مقابل شرکت در انتخابات چیست؟ آیا در برابر نظر شرکت کنندگان در انتخابات ایده و راه گریز بهتری یافت می شود که ما را از شرّ اقتدارگرایان سخت سر که زندگی و آسایش مردم ایران را قربانی جاه طلبی خود قرار داده اند رها سازد؟
اکثر منادیان تحریم یا کسانی که تحریم را با یک بزک جدید با نام " عدم شرکت بدون صدور فرمان تحریم" *عرضه کرده اند ، اقرار دارند که فرامین تحریم چه از داخل و چه از خارج ایران عملاً نتیجه ای نداشته است و مردم به دلیل اینکه زندگی روزمره خود را در گرو نتایج این انتخابات می دانند یک حضور حد اقل پنجاه درصدی را رقم می زنند و در نتیجه تحریم کنندگان بارها و بارها میزان نفوذ و تأثیرگذاری خود را آزموده اند و اگر عبرت گیر باشند باید دست از این سیاست شکست خورده بردارند.
شاید بسیاری از تحریم کنندگان داخل ایران سیاست ورزی نوع غربی را کمتر تجربه کرده باشند اما ایرانیان مقیم غرب بویژه اروپا حد اقل این مدعای مرا تأیید می کنند که در اروپا احزاب سیاسی حتی برای تصاحب یک کرسی در مجالس ملی نهایت تلاش خودشانرا می کنند و هرگز با بلندپروازی و رؤیا پروری خودشانرا از تصاحب حتی یک کرسی محروم نمی کنند . به عنوان نمونه حزب کمونیست فرانسه که در انتخابات دیروز فرانسه در کنار حزب سوسیالیست و سایر احزاب چپ پیروزی چشمگیری را در برابر احزاب حامی سارکوزی کسب کرد با سابقه ای بیش از یک قرن در انتخابات مجلس ملی فرانسه در 17 ژوئن 2007 فقط توانست پانزده کرسی را از آن خود کند. در واقع احزاب حرفه ای و واقعگرا در غرب نیک می دانند که ارزش دستیابی حتی به یک کرسی در پارلمان چیست و برای این منظور باید از هر امکان قانونی و اخلاقی مدد گرفت تا رقیب را از در اختیار گرفتن تعداد بیشتری از این کرسیها باز داشت.
از سوی دیگر این نکته را هم نباید فراموش کنیم که در جامعه استبداد زده ایران که گروهی از اقتدارگرایان مافیا گونه بر اقتصاد و سیاست آن چمبره زده اند باید از راهکارهای هوشمند برای جلوبردن پروژه دموکراسی و حقوق بشر استفاده کرد. به عنوان نمونه شاید امثال تاج زاده و شیرزاد و آرمین و مزروعی که ناجوانمردانه رد صلاحیت شدند در میان تأیید صلاحیت شدگان کمتر یافت شود اما می توان از میان چهره های کمتر مشهور انسانهای شجاع و آزاده ای را یافت که بالقوه در جانفشانی برای آزادی و سربلندی ایران آمادگی و توانایی لازم را داشته باشند.
نیک به خاطر دارم وقتی با انسان شجاع و آزاده ای به نام محمد علی دادفر که فرهنگی ساده و بی آلایشی از بوشهر بود پیش از انتخابات مجلس ششم آشنا شدم هیچ گمان نمی کردم این ابر مرد همدوش دوست خوبم مهندس موسوی خوئینی و خانم حقیقت جو و سایرین از پیشروترین نمایندگان مجلس ششم در دفاع ازحقوق زندانیان سیاسی و آزادیخواهی بشود و حتی از نام آوران اصلاح طلب تهران نشین نیز جلوتر عمل کند. کارنامه درخشان دادفر و اعلمی و پیرمؤذن و امثال ایشان که از شهرستانهای دور و نزدیک راهی مجلس شدند حکایت از این واقعیت دارد که اگر شورای نگهبان جلوی ژنرالهای نام و نشان دار پایتخت نشین و یا از شهرهای بزرگ را گرفت باید از میان تأیید شدگان شهرستانها شیر مردان و شیرزنانی را یافت و ایشانرا یاری رساند تا بتوانند به مجلس بروند و خواب اقتدارگرایان را پریشان نمایند باور کنید این راه عملی و ممکن است و تجربه نشان داده که می توان با این شیوه اقتدارگرایی را زمینگیر و یا شتاب خیره سری اش را کاهش داد.
بی شک اصلاح طلبان توانسته اند این افراد را شناسایی کنند و در لیستهای خود به مردم معرفی نمایند پس فقط یک گام دیگر باقی می ماند آنهم حضور پر شور برای شکست اقتدارگرایی احمدی نژادی شبیه همان کاری که دیروز فرانسوی ها جانانه انجام دادند و یک دست و یک صدا و معترضانه و آگاهانه پای صندوقهای رأی رفتند و به سارکوزی نه محکمی گفتند و حماسه ای آفریدند.
به امید شکست اقتدارگرایی و پیروزی اصلاحات
* برنامه دوازدهم و سیزدهم دموکراسی و انتخابات که قرار است امروز و فردا از رادیو زمانه پخش شود را با دقت گوش کنید یا متن آنرا بخوانید تا به این مدعای من باور پیدا کنید.

Comments

نظر من در این مورد متفاوت است. البته من هرگز با تحریم هم موافق نبودم ولی با علم به عمل حاکمیت از مدتها می شد راهکار دیگری داشت. راهکاری که البته بی هزینه نبود . حالا شما هی بگو بروید رای بدهید و دیگری فریاد که نه تحریم ! همین دو گزینه بیشتر نیست و هر کس هم استدلال خود را دارد که در هر دو موارد گوشه هایی از وافعیت هست. انتخابات مثل یک مسابقه فوتبال است و اگر مردم بدانند که یک تیم از قبل ییروز میدان است به آن بازی رقبتی نشان نمی دهند. البته همیشه هستند کسانی که بدون توحه به بازی و نتیحه در هر میدانی حضور دارند و در هر صفی می ایستند. شاید همین ها را می گویید باهوش؟

اگر اشتباه نکنم خود شما از تحریمی ها بودید حالا چی شد برگشتید؟
سراج : بله من خودم در انتخابات ریاست جمهوری تحریمی بودم ولی نتیجه آنرا دیدم و با استدلالی که در یادداشتم آوردم نظرم بر حضور است. ایرادی ندارد که کسی نظرش در موردی تغییر کند مهم این است که انسان منصف روی اشتباهش لجبازی نکند.

بسه دیگه

من آخرین بار در انتخابات شوراهای اخیر به اصلاح طلبها رای دادم . شما مشخص کنید که این افراد چی شدن! کجا رفتن
هیچ خبری ازشون نیست ! هست ؟
من همیشه به اصلاح طلبها رای دادم هیچ وقت هم پایه تحریم نبودم .
اما این بار نه
!


حضور در محیط اشوب و کم انگیزه و کم امید با دور از این محیط بسیار متفاوت است و از طرف دیگه فراموش نکنید اصول ایرانی بر فرد گرائی استوار است لذا متقاعد کردن افراد به اهمیت یک کرسی بسیار سخت بنابراین فکر اساسی باید کرد به امید ان روز

سراج عزيز
1-
در ايران تحريم انتخابات ممكن نيست! تحريم يعني احزاب از ازادي لازم براي ترويج اين ايده برخوردار باشند.
2-
حضور يا عدم حضور مردم مبناي خوب يا بد بودن تحريم نمي باشد.
اتفاقآ اين ديدگاه كاسبكارانه تر است.
3-
مقايسهء ايران با كشورهاي دموكراتيك غرب درست نيست! انها از پايه هاي سيستماتيك دموكراسي برخوردارند و رقابتشان در درون ان چارچوب است.
4-
مجلس تريبون نيست كه اقاياني كه برشمرديد وارد انجا شوند و سخنراني كنند در اينجا بايد جواب نان و اب و بهداشت و انرژي و امنيت مردم را داد.
5-
وقتي حاكميت اينهمه دعوت به مشاركت مي كند لابد فايده اي دارد و ان فايده را خودتان مي دانيد چيست.
6-
اما به واقع ايا انتخاباتي برگزار مي شود كه در ان بايد مشاركت نمود؟
7-
اما اگر فرض را براين بگيريم كه بر اساس حضور يا عدم حضور مردم بايد تصميم گرفت و ان فوق همهء استدلالات فلسفي، اخلاقي و سياسي است پس چرا احزاب دو طرف نظرسنجيهاي مشاركت مردم در شهر تهران را منتشر نمي كنند؟
سراج عزيز؛
اصلاح طلبان مي گويند اگر مردم بيايند ما پيروزيم(مصاحبهء اخير اقاي ميردامادي)
اين حرف مثل اين است كه اگر من سهام مايكروسافت را مالك مي بودم جاي بيل گيتس قرار مي گرفتم!
سؤال: چرا ان سهام در اختيار شما نيست و در اختيار يكي ديگر است؟ ايا از اول نبوده يا بعدآ از دست داده ايد؟ايا انرا فروخته ايد ؟ ايا انرا از دستتان دزديده اند؟ ايا انرا هبه كرده ايد؟ ايا انرا به باد داده ايد ؟ و...؟ اگر انها مال شما بودند و بعدآ به هر دليلي انرا از دست داديد چرا اينهمه از دلسوزان زبانشان مو دراورد و گفتند بيائيد اصلاحات را نقد كنيد شما خود را به ناشنيدن زديد و اكنون دم انتخابات به قول اقاي حجاريان داريد جو پاي كتل مي دهيد تا اين گردنه را رد كنيد
ايا از اول ملك شما نبوده و مي خواهيد شروع به بدست اوردن ان نمائيد خوب دوستان عزيز ان هم راه خود را مي خواهد نه اين راه را.
من در اين انتخابات شركت نمي كنم چون براي رايم ارزش قائلم .
شركت نمي كنم چون كالائي را كه مي خواهم بخرم در اينجا پيدا نمي كنم!
شركت نمي كنم چون به شعور من توهين شده است!
شركت نمي كنم چون وضعيتي بدتر از شركت كردن را متصور نيستم!
شركت نمي كنم چون به هيچ يك از اين كانديداها اعتماد ندارم كه طي چه فرايندي انها تائيد شدند و چه قولهائي دادند و چه ماموريتي دارند.
شركت نمي كنم چون احزاب اصلاح طلب يكبار هم كه شده به خودشان بيايند و بدانند بعضي چيزها فروشي نيست!
شركت نمي كنم چون احزاب اصلاح طلب مسئولانه برخورد كنند.
چون تناقضات بين كلام و رفتارشان را اصلاح كنند!شركت نمي كنم چون اقاي خاتمي بداند كه چه فرصتها و سرمايه هائي را سوزانده است كه اين مجلس دربرابرش عددي نيست.
من احزاب اصلاحات را دوست دارم بنا براين مي خواهم انها يكبار هم كه شده از خواب خرگوشي بيدار شوند و اينهمه كارهاي بي معنا انجام ندهند! يكبار هم كه شده مرد و مردانه پاي حرفشان بايستند!
مگر نمي گفتند در انتخابات رقابتي شركت مي كنيم! پس كو؟ پس چه شد؟
دوست عزيز
اين عالي منصبان يكبار هم خود را در قاعدهء هرم ببينند و بدانند كه ديگر دورهء عيش در محافل اندرون قدرت برايشان تمام شده است.
نترسيد هيچ اتفاقي نخواهد افتاد چه مردم بيايند و چه نيايند! ديگر كار از اين حرفها گذشته است، سراج عزيز
داستان چيز ديگريست.


آفرین بر این محمد حسین . حق با شماست زنده باد

پرسش این است .: چه کسانی در انتخابات شرکت نمیکنند؟ اینها مخالفین این رژیم هستند که با توجه به نبود یک اپوزیسیون نیرومند دارای استراتژی منسجم در راستای براندازی این رژیم و با اگاهی ازاینکه اصطلاح طلبان نیز این مخالفت را برنمیتابند و در گذشته نیز تمام نیروی خود را در راستای حفظ و استمرار حکومت به کار گرقته اند، لذا هیچگونه انگیزه ای برای شرکت در نمایش ندارند. اینها (کسانی که درانتخابات !؟ شرکت نمیکنند) نه مایوسند نه سرخورده . اینها در یک کلام مخالفند و بهمین دلیل چه اصطلاح طلبان و چه یاران بی مهر ایشان در حکومت، این شمار بزرگ مخالفین را نه تنها به رسمیت نمیشناسند، بلکه حتی از نامیدن ایشان به عنوان مخالف ابا داشته، این طیف بسیار بسیار بزرگ را مایوس یا سرخورده مینامند. بهمین دلیل نمیتوان و نباید به اصطلاح طلبان امیدی داشت و نیرو و وقت خود را صرف بازیهای زرگزی انها با شرکا نمود. باید بدون توجه به بازی دو طرف، رای ندادن را به پرچم مخالفت تبدیل نموده و از این شیوه در راستای سمت و سو دادن به مخالفت و مخالفین استفاده کرد.اگر ما مردم را به رای گیری دعوت کنیم یا اینکه ایشان فقط درخانه مانده و از دادن رای امتناع کنند، هیچ کس از وجود این طیف بزرگ مخالفین اگاه نشده ، این نیروی بالقوه اهسته اهسته تحلیل رفته از بین میرود. توجه داشته باشید که براندازی تنها از طریق خشونت شدنی نیست . رای ندادن بصورت اشکار و سازماندهی شده گام موثری در این جهت میباشد و درست بهمین خاطر اصطلاح طلبان و شرکایشان در حکومت از این حرکت نمادین وحشت داشته، همه جا و همگام مردم را به رای گیری دعوت میکنند. سوال من از کسانی که خود را از اپوزیسیون میدانند این است که، چرا بجای توجه و سرمایه گذاری روی این نیروی بزرگ مخالف دایما کوشش در ندیدن ان دارند؟

ارسال نظرات

اطلاعات مرا به خاطر بسپار؟