می 68 و دانشجویان ایرانی
در سال 1969 كنفدراسيون به دلیل تکیه بر شعارهای حقوق بشری سعی کرد به دفاع از روحانيون و طلاب زندانی توسط رژیم شاه بپردازد. از آن جمله می توان به حمایت از آزادی آقایان آيتالله محمود طالقاني، آيتالله حسينعلي منتظري و حجتالاسلام علياكبر هاشمي رفسنجاني اشاره کرد كه این افراد مورد ضرب و شتم و بازداشت نيروهاي امنيتي قرار گرفته بودند. در همان زمان علیرغم اختلاف نظرهای جدی سران کنفدراسیون با مبارزان اسلامگرا تماس با آيتالله خميني و پيروان ايشان نيز در برنامه کاری ایشان قرار داشت.
این مقاله را برای ویژه نامه شهروند امروز نوشتم.
شاید چهلمین سالگرد جنبش اعتراضی-دانشجویی می 1968 فرانسه بهترین بهانه برای بررسی جنبش دانشجویی خارج از کشور باشد. هر چند در خصوص بررسی تاریخچه جنبش دانشجویی داخل ایران چه قبل و چه بعد از انقلاب کار پژوهشی در خور توجهی صورت نگرفته است.
بررسی تاریخچه جنبش دانشجویی ایرانی در اروپا بدون مد نظر قرار دادن نقش و جایگاه کنفدراسیون ، تحقیقی ناقص و غیر دقیق خواهد بود.
کنفدراسیون جهانی محصلین و دانشجویانی ایرانی ( CISNU ) که به نام کنفدراسیون از آن یاد می شود ابتدا در ماه اوت سال 1960 با حضور نمایندگانی از ده سازمان دانشجویی مختلف در شهر هایدلبرگ آلمان در قالب يك فدراسيون آغاز بکار کرده و متعاقباً در ژانويه 1961 به اولين كنگره اروپايي كنفدراسيون دانشجويان ايراني در لندن ملحق شدند.
بنا بر اظهارات منوچهر هزارخاني انديشة تشكيل يك سازمان دانشجويي سراسري در اروپا اولين بار در اتحاديه دانشجويان فرانسوي طرحريزي شد... در كنگرة هايدلبرگ پنج نماينده از بريتانيا به نامهاي حسن رسولي، منوچهر ثابتيان، شيرين مهدوي، ژيلا سياسي و ظروفچيان حضور داشتند. نمايندگان آلمان عبارت بودند از منوچهر آشتياني و علي شيرازي از هايدلبرگ. هزارخاني تنها نمايندهاي بود كه از فرانسه در كنگره حضور داشت. مجموعاً 12 يا 13 نماينده در كنگره هايدلبرگ شركت داشتند .
اما دیری نپایید که به علت غلبه تفکرات چپ بر کنفدراسیون عملا دانشجویان مسلمان چهار سال پس از تأسیس آن یعنی سال 1964 از کنفدراسیون جدا شده و اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان اروپا را براه انداختند.
كنفدراسيون دارای دو نشريه رسمي با عناوين ماهنامه شانزدهم آذر و «ارگان دفاعي» كنفدراسيون به نام پيمان بود. شانزدهم آذر از ماه نوامبر 1965 و پيمان (دورة جديد) از ژوئيه 1968 به طور مرتب به چاپ ميرسيد. هر دو آنان تا انشعاب نهايي كنفدراسيون درسال 1975 به طور منظم چاپ ميشدند. يكي ديگر از نشريات ادواري مهم اين دوران "نامه پارسي" نشریه فرهنگي كنفدراسيون است كه در حقيقت به شكل نامنظم بچاپ ميرسيد... كنفدراسيون همچنين داراي يك نشريه رسمي به انگليسي تحت عنوان ايران ريپورت بود كه به زبانهاي آلماني، فرانسوي و ايتاليايي نيز ترجمه ميشد.
این تشکیلات دانشجویی بزرگترین تشکیلات مخالف رژیم پهلوی در خارج از ایران محسوب می شد. در اکثر مسافرتهای اروپایی شاه ، کنفدراسیون با فراخوان دانشجویان و هواداران خود اقدام به برپایی اکسیونهای اعتراضی می نمود. از جمله در جریان سفر شاه به فرانسه در ماه اوت 1974 كنفدراسيون اعضاي خود در پاريس، ليون، استراسبورگ، اكس آن پروانس، تولوز و گرونوبل را بسيج كرد. اما حضور كنفدراسيون در فرانسه چندان چشمگیر نبود زيرا جمعيت دانشجویان ايراني مقيم آن كشور محدود و جو سياسي نيز به اندازة فضاي حاكم بر آلمان حامي كنفدراسيون نبود.
تمایلات حاکم بر كنفدراسيون همانند ساختار تشكيلاتي آن متنوع بود. در عین حالي كه سرنگونی و به ضعف کشاندن رژيم شاه و نظام ديكتاتوري مستقر در ايران هدف کنفدراسیون بود، اما در جنبشهاي اعتراضآميز دانشجويي در دهههاي 70-1960 در چندين كشور نيز مشاركت فعالانهاي داشت. در واقع کنفدراسیون برای خود یک نقش بین المللی قائل بود و با تکیه بر آموزه های چپ سعی داشت از جنبش جهانی ضد سرمایه داری حمایت کند. از مؤثرترين اين نوع فعاليتها شركت در تظاهرات مشترك دانشجويان ايراني وآلماني در طول ديدار شاه از برلين غربي در ژوئن 1967 بود، در اين تظاهرات، دانشجويان آلماني جنبشي اعتراضي و سياسي در سراسر كشور برپا كردند. و زمينهساز قيامهاي دانشجويي سالهاي 69-1968 در سراسر اروپا شدند.
پس از حوادث می سال 1968 ، جنبش راديكال دانشجويي فرانسه تحرك خود را از دست داده بود و حزب كمونيست قدرتمند طرفدار شوروي نيز از كنفدراسيون حمايت نميكرد. تنها «حزب سوسياليست متحد» و بعضي گروههاي غيرپارلماني جناح چپ در فرانسه از كنفدراسيون حمايت ميكردند. از آنجا كه پليس فرانسه اجازه نداد تا عليه شاه تظاهراتي برپا شود،به همین دلیل كنفدراسيون تصميم گرفت تا تظاهرات خود را با تظاهرات ديگري كه قرار بود در 27 ژوئن عليه كودتاي نظامي شيلي كه دولت جمهوري چپگراي سالوادور آلنده را در سال 1973 سرنگون كرده بود، ادغام نمايد و با این بهانه اعتراض به سفر شاه را به خیابانهای پاریس بکشاند.
در سال 1969 كنفدراسيون به دلیل تکیه بر شعارهای حقوق بشری سعی کرد به دفاع از روحانيون و طلاب زندانی توسط رژیم شاه بپردازد. از آن جمله می توان به حمایت از آزادی آقایان آيتالله محمود طالقاني، آيتالله حسينعلي منتظري و حجتالاسلام علياكبر هاشمي رفسنجاني اشاره کرد كه این افراد مورد ضرب و شتم و بازداشت نيروهاي امنيتي قرار گرفته بودند. در همان زمان علیرغم اختلاف نظرهای جدی سران کنفدراسیون با مبارزان اسلامگرا تماس با آيتالله خميني و پيروان ايشان نيز در برنامه کاری ایشان قرار داشت.
در سال 1968 بين دبير انتشارات كنفدراسيون خسرو شاكري طي مكاتباتي با حجتالاسلام مصطفي خميني يادآور گرديد كه به رغم اختلافهاي عقيدتي، كنفدراسيون هميشه سعي داشته است تا دفاع از روحانيون به ويژه آيتالله خميني را در مقابل سركوب رژيم در دستور كار خود قرار دهد. حجتالاسلام مصطفي خميني در پاسخ به ارسال نشريات شانزدهم آذر نسبت به كمبود مقالات مذهبي در اين نشريه ابراز ناخرسندي كرد. او يادآور شد كه مردم ايران مسلمان هستند و با اعتقادات مذهبي به روحانيت وابستهاند و اگر كنفدراسيون مايل است تا همكاري و حمايت اطرافيان آيتالله خميني را جلب نمايد بايد نسبت به اين قضيه حساسيت بيشتري از خود نشان دهد.
در همان سال هنگامیکه شعله های جنبش می 68 در فرانسه و کل کشورهای اروپایی زبانه گرفته بود ژرژ پمپیدو نخست وزیر وقت فرانسه به تهران سفر کرد که این سفر به حجم انتقادات افکار عمومی غرب علیه دولت ژنرال دوگل افزود. اما بازگشت نخست وزیر از تهران پایان بخش خشونتهای اعمال شده علیه دانشجویان بود.
بنابر تحقیقات صورت گرفته کنفدراسیون در حوادث می 68 بویژه در فرانسه و آلمان حضور سازمان یافته ای داشته بویژه آنکه این جنبش از همان ابتدا رنگ و بوی ضد امپریالیستی بخود گرفت و تبدیل به یک جنبش جهانی علیه جنگ ویتنام شد این خود انگیزه مضاعفی برای اعضای کنفدراسیون ایجاد می کرد که در آن مشارکت کرده و در خلال آن اعتراض به رژیم حاکم در ایران را نیز به منصه ظهور برسانند.
در عکسهای منتشره از جنبش می 68 در پاریس و برلین کم و بیش پلاکاردهایی با نام کنفدراسیون حتی به فارسی هم در دست دانشجویان معترض دیده می شود. در این شعار نوشته ها نفی سلطه گری و پدرسالاری دولت بر کارخانجات ، مدارس و دانشگاهها ، آزادی های جنسی و دموکراسی خواهی دیده می شد.
دانشجویان آفریننده جنبش می 68 در فرانسه تلاش می کردند که از درون آن جنبش تقویت هر چه بیشتر دموکراسی و حقوق بشر و نظارت مستمر و آگاهانه مردم بر حاکمیت را بیرون بیاورند اما اینجا باید از جنبش دانشجویی داخل و خارج ایران پرسید آیا حرکت و تلاش ایشان نیز منجر به تقویت آرمان دموکراسی خواهی و دفاع از حقوق بشر شده است؟ براستی جنبش دانشجویی ایران مروج چه آرمانی بوده و برای رسیدن به آن آرمان چه میزان موفقیت کسب کرده است؟
در هر صورت کنفدراسیون چهار سال پیش از پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال 1975 به دلیل اختلافات عدیده در میان سران عملا منحل شد این در حالی بود که تشکیلات منشعب شده یعنی اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان در اروپا وظیفه مبارزه با رژیم شاه را عملا بر دوش کشیده و سازماندهی جنبش دانشجویی خارج از کشور علیه رژیم شاه را بر عهده گرفته بود.
منابع :
• انقلاب 1968 فرانسه نوشته پاتریک سیل و مورین مک کانویل مترجم : حسین بخشنده
• " کنفدراسیون" نوشته آقای افشین متین عسگری ترجمه ارسطو آذری