« عذرخواهي و يك توضيح | صفحه اصلي | برجی در آمستردام »

رفتار شناسی کودکان

در مغرب زمین به بچه ها بدرستی آموزش داده می شود که باید مواظب کوچکتر از خودشان باشند و به ایشان گفته می شود حتی نوبت خودتان را به آنها بدهید و مثلا در بالا رفتن از نردبان سرسره باید مواظب کوچکتر ها باشید و مبادا بگونه ای بالا بروید که امنیت کودکان کوچکتر به مخاطره بیافتد اما درست برعکس در ایران هرگز چنین حسی در میان کودکان دیده نمی شود. خلاصه آنکه در ایران از همان کودکی ما یاد گرفته ایم که نباید حقی برای دیگری قائل باشیم و حتی به قیمت به مخاطره افتادن امنیت دیگر کودکان باید از ایشان جلو بزنیم و تفریح و راحتی خودمان را بچسبیم و دیگران را به هیچ انگاریم ! این حس کودکان معصوم که بخودی خود مقصر نیستند و آموزش جامعه و خانواده ایشانرا به این سمت سوق داده است سنگ بنای یک جامعه نا متعادل و آنارشیسم عمومی است.

شاید بهترین روش برای رفتار شناسی هر مردمی این باشد که رفتارهای کودکان آنها را در بوته نقد و ارزیابی قرار دهیم.
دیشب متین را به محوطه بازی کودکان در خیابان وصال شیرازی بردم. جالب آنکه بچه های بزرگتر از متین به هیچ وجه اهمیتی به امنیت و رعایت کوچکتر از خود نمی دادند و این خیلی برای من باعث تعجب شد به دلیل آن اندیشه مقایسه ای ام که همه چیز را با غربی ها و محل زندگی خودمان در حومه پاریس مقایسه می کنم. خودم هم بدرستی نمی دانم اساسا این مقایسه درست است یا نه اما این عقل مقایسه گر مرا به حال خودم رها نمی کند.
در مغرب زمین به بچه ها بدرستی آموزش داده می شود که باید مواظب کوچکتر از خودتان باشید و حتی نوبت خودتان را به آنها بدهید و مثلا در بالا رفتن از نردبان سرسره باید مواظب کوچکتر ها باشید و مبادا بگونه ای بالا بروید که امنیت کودکان کوچکتر به مخاطره بیافتد اما درست برعکس در ایران و بویژه این تهران ام القراء هرگز چنین حسی در میان کودکان دیده نمی شود.
خلاصه آنکه در ایران از همان کودکی ما یاد گرفته ایم که نباید حقی برای دیگری قائل باشیم و حتی به قیمت به مخاطره افتادن امنیت دیگر کودکان باید از ایشان جلو بزنیم و تفریح و راحتی خودمان را بچسبیم و دیگران را به هیچ انگاریم !
این حس کودکان معصوم که بخودی خود مقصر نیستند و آموزش جامعه و خانواده ایشانرا به این سمت سوق داده است سنگ بنای یک جامعه نا متعادل و آنارشیسم عمومی است که در سنین بالاتر جلوه های مهمتری در عرصه کلان جامعه می یابد.
جالبتر آنکه طبق عادت معمول از دختر بچه ناز و خوش پوشی که با متین بازی می کرد با خوشرویی و مهربانی پرسیدم " دختر خانم خوشگل اسم شما چیه؟" و او به من پاسخ داد : مامانم گفته به غریبه ها اسمتو نگو !! خیلی یکه خوردم که مگر مثلا گفتن اسم کوچک سارا یا زینب و ... چه اهمیتی دارد که می تواند گفتن آن امنیت کودک را به خطر بیاندازد. از آشنایان پرسیدم گفتند سرقت کودک باعث این احتیاط ها می شود اما چندان هم این مسئله شایع نیست که موجب نگرانی شود.
هر روز با مواردی این چنین برخورد می کنم که جز همان واژه " عجب " با مد طولانی و مخصوص خودم هیچ واژه ای نمی تواند انتقال دهنده احساسم باشد.