La ligne verte
این فیلم را پیش از این از نیمه دیده بودم اما این بار آنرا تقریبا کامل دیدم و خیلی لذت بردم. داستان فیلم در یک زندان ایالتی در آمریکا اتفاق افتاده که زندانیان برای اعدام با صندلی برقی به این زندان انتقال پیدا می کنند و بعد طی تشریفاتی بر روی صندلی مذکور نشانده و به زندگی شان پایان داده می شود. طی این فرایند ماجراهای دیدنی و جالبی اتفاق می افتد که بسیار دیدنی و درس آموز است اما حضور یک زندانی سیاه پوست به نام ژان کافه که خود او هر بار پس از معرفی خود تکرار می کند که کافه ، مثل کافه ای که نوشیده می شود اما نوشتن آن متفاوت است فیلم را جذابتر می کند. ژان کافه که از نظر جثه و هیکل بسیار تنومند و قوی می باشد به اتهام قتل بازداشت و به مرگ محکوم شده است اما در واقع بیگناه است هرچند این اصل ماجرای فیلم نیست و آنچه این فیلم را جذاب کرده است انرژی ماورائی این زندانی سیاه چرده است. ژان کافه دارای یک انرژی عجیبی است که بیماری ها را درمان می نماید و از آینده با خبر است . او علیرغم اندامش و اتهامی که به او زده اند، بی نهایت انسان دوست و عاطفی است .
شاید بیش از یک هفته بود که فرصت پیدا نکرده بودم سری به برنامه های تلویزیون بزنم. این روزها به دلائل متعدد وقت و حوصله تماشای تلویزیون را کمتر دارم مضافا بر اینکه اخبار و مطالب روز را از روی سایتها و خبرگزاریها دنبال می کنم و انگیزه کاوش اخبار را هم برای تماشای تلویزیون از دست داده ام. شاید یکی از مهمترین دلائل عدم امکان تماشای تلویزیون هم این باشد که عملا در هنگام حضور آقا متین در منزل تلویزیون روی کانال های کارتونی قفل است و کمتر کسی اجازه می یابد از معظم له اجازه بگیرد و کارتونهای ایشان را قطع نماید و به تماشای کانال دیگری بپردازد.
پریشب بصورت کاملا اتفاقا تلویزیون را روشن کردم و دیدم در کانال 13em rue فیلم سنمایی la ligne verte شروع شده است. این فیلم را پیش از این از نیمه دیده بودم اما این بار آنرا تقریبا کامل دیدم و خیلی لذت بردم.
داستان فیلم در یک زندان ایالتی در آمریکا اتفاق افتاده که زندانیان برای اعدام با صندلی برقی به این زندان انتقال پیدا می کنند و بعد طی تشریفاتی بر روی صندلی مذکور نشانده و به زندگی شان پایان داده می شود.
طی این فرایند ماجراهای دیدنی و جالبی اتفاق می افتد که بسیار دیدنی و درس آموز است اما حضور یک زندانی سیاه پوست به نام ژان کافه که خود او هر بار پس از معرفی خود تکرار می کند که کافه ، مثل کافه ای که نوشیده می شود اما نوشتن آن متفاوت است فیلم را جذابتر می کند. ژان کافه که از نظر جثه و هیکل بسیار تنومند و قوی می باشد به اتهام قتل بازداشت و به مرگ محکوم شده است اما در واقع بیگناه است هرچند این اصل ماجرای فیلم نیست و آنچه این فیلم را جذاب کرده است انرژی ماورائی این زندانی سیاه چرده است. ژان کافه دارای یک انرژی عجیبی است که بیماری ها را درمان می نماید و از آینده با خبر است . او علیرغم اندامش و اتهامی که به او زده اند، بی نهایت انسان دوست و عاطفی است .
این فیلم در سال 1999 توسط فرانک دارابونت در آمریکا ساخته شده است و توصیه می کنم اگر ندیده اید حتما آنرا ببیند.