از آیت الله العظمی تا مروج الاحکام
آیت الله منتظری : یک بار آقای ربانی شیرازی ، آقای ربانی املشی ، آقای ابراهیم امینی ، آقای سید محمد رضای سعیدی و آقای هاشمی رفسنجانی آمدند نجف آباد ، احمد ما هم کوچک بود ، محمد پسر آقای سعیدی هم بود ، اینها آمده بودند با هم برویم تفریح- این هم سفری یادگاری است - من آقای حاج مهدی حجتی را که یک جیپ داشت دیدم و بنا شد با جیپ ایشان برویم کوهرنگ گوشت و خربزه و وسائل دیگر هم تهیه کردیم برای یک سفر سه چهار روزه .
تابستان امسال که برای یک سری مصاحبه و دیدار با علما و مراجع تقلید عازم قم شدم ، به بیت هر یک از علماء و مراجع که وارد می شدیم یک بغل کتاب و رساله و جزوه و هر آنچه از انتشاراتشان موجود بود را رایگان در اختیار ما قرار می دادند. برخی از بیوت حضرات با استفاده از فن آوری جدید کتب و رساله های عملیه را در قالب سی دی عرضه می کردند .
البته غالبا این کتب و رساله ها زحمت حمل و نقل آن بر دوش ما می افتاد و بدرد امورات روزنامه نگاری ما نمی خورد اما در میان این انبوه کتاب و جزوه و سی دی که بعضا موفق شدم آنها را با خودم به فرانسه بیاورم کتابی به نام "جلوه های ماندگار" که شامل پند ، حکایت و سرگذشتهای کوتاه آیت الله منتظری بود چند روز پیش بصورت کاملا اتفاقی نظرم را جلب کرد و بسرعت آنرا بدست گرفتم و خواندم. الحق کتاب خواندنی و بسیار دل نشینی است و توصیه می کنم کسانیکه دسترسی دارند آنرا تهیه و بخوانند.
در بخشی از این کتاب آیت الله منتظری نوشته است ؛
"یک بار آقای ربانی شیرازی ، آقای ربانی املشی ، آقای ابراهیم امینی ، آقای سید محمد رضای سعیدی و آقای هاشمی رفسنجانی آمدند نجف آباد ، احمد ما هم کوچک بود ، محمد پسر آقای سعیدی هم بود ، اینها آمده بودند با هم برویم تفریح- این هم سفری یادگاری است - من آقای حاج مهدی حجتی را که یک جیپ داشت دیدم و بنا شد با جیپ ایشان برویم کوهرنگ گوشت و خربزه و وسائل دیگر هم تهیه کردیم برای یک سفر سه چهار روزه ، از نجف آباد حرکت کردیم تا دو سه روز اول که گوشت و کباب و خربزه بود آقای هاشمی می گفت : حضرت آیت الله العظمی منتظری ، بعد که گوشتها تمام شد و افتادیم به نان و پنیر خوردن می گفت : نه حالا دیگر ایشان آیت الله نیست حجت الاسلام و والمسلمین است آخر سفر که همه چیز ته کشیده بود می گفت : حالا تا به نجف آباد برسیم ، می رسید به مروج الاحکام .
در آن سفر ما رفتیم به کوهرنگ و از راه شهر کرد برگشتیم و در زیر پل زمانخان هم آقای هاشمی شنای مفصلی کرد . یک سفر سه چهار روزه خیلی با صفایی بود.
الان از آن چند نفر آقای سعیدی ، آقای ربانی شیرازی ، آقای ربانی املشی مرحوم شده اند من و آقای هاشمی و آقای امینی زنده هستیم. خداوند گذشتگان را بیامرزد و عاقبت مارا هم ختم بخیر کند."
Comments
سایت حامیان عبدالله نوری برای انتخابات ریاست جمهوری سال 88
منتظر نظراتتان هستیم
Posted by: حامیان | février 2, 2009 1:01 PM
سلام
مطلب جالب وتازهای بود.
Posted by: الیاس پهلوان | février 3, 2009 1:11 PM
خب پس معلوم شد نگاههای آقای هاشمی از ابتدا همین طور منفعت طلبانه بوده و تقسیم بندی هاشان به همین نحو تغییر می کرده ! متین ات را ببوس که دلم برایش پر می کشد
سراج : حالا شما خیلی جدی نگیر ، البته این نکته در رفتارشناسی آقای هاشمی و امثال ایشان بوده و هست. به خانم سلام برسانید
Posted by: محمد طاهری | février 3, 2009 2:18 PM