« L'Iran prêt au dialogue avec Washington | صفحه اصلي | تجدیدنظر، شأن اندیشمندان اسلامی است »

عناصر سه گانه اصلاح طلبی

اصلاح طلبان باید ابتدا به یک تعریف واحدی از اصلاحات برسند و بدانند که اصلاحات تعاریف و برداشتهای گوناگون ندارد و هر کس پرچم اصلاح طلبی را بالا برد اما با دموکراسی و حقوق بشر محض سرآشتی و سازگاری نداشت بی تردید کلاهبرداری بیش نیست که می خواهد مردم را فریب بدهد و رأی ایشانرا را پله ای برای رسیدن به مقاصد شوم خود نماید ، هرکس خود را اصلاح طلب می داند نباید در برابر زندانی شدن حتی یک فرد بیگناه سکوت نمایند ، نباید در برابر یک سنگسار لب فروبندد نباید راضی به نقض حقوق زنان و دانشجویان و اقلیتهای دینی (خصوصا بهائی ها) و مذهبی (خصوصا اهل سنت و دروایش) شود . در اصلاحات واقعی سه عنصر آزادی - بویژه آزادی بیان و مطبوعات - ، دموکراسی - بویژه در بعد انتخاباتی و پارلمانی آن - و حقوق بشر - بویژه در ابعاد قضائی و مجازاتها و حقوق اقلیتها- نقش تعیین کننده ای بازی می کند و نمی توان اساسا اصلاحات را اراده کرد اما آنرا فاقد عناصر مذکور دانست

با نزدیک شدن به موسم انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری ، تعداد کاندیدهای سلائق گوناگون هر از چند گاهی افزایش پیدا می کند. در اردوی اصلاح طلبان اعم از دور یا نزدیک به حاکمیت آقایان خاتمی ، کروبی ، نوری و میرحسین موسوی یا رسما اعلام حضور کرده اند و یا تمایلشان برای حضور را شخصا یا اطرافیانشان اعلام نموده اند.
برای ما به صفت رأی دهنده از یک سو و روزنامه نگار اصلاح طلب از سوی دیگر ، ورود به مقوله انتخاباتی آتی باید همراه با درسهایی باشد که از گذشته گرفته ایم و بی تردید فراموشی درسها و بویژه دلائل و ریشه یابی شکستهایی که جبهه اصلاح طلبی بخود دیده خطایی نابخشودنی است.
سخنم در این نیست که عجولانه این نتیجه گیری صورت بگیرد که باید در این انتخابات شرکت کرد و به فلان و بهمان رأی داد و یا نه تحریم کرد و عطای انتخابات را در نظام نه چندان جمهوری به لقایش بخشید ، سخن در این است که باید درست تصمیم گرفت حتی اگر این تصمیم درست و عقلانی منجر به شکست اصلاح طلبی در ایران هم شود ، باز بر خود خواهیم بالید که ما دموکراتیک ، عاقلانه و با بررسی همه جوانب تصمیم گرفتیم اما این بار هم به ظاهر شکست خوردیم. این درست تصمیم گرفتن سخت بستگی دارد که ما با چشمان باز و آگاهی کامل در این عرصه وارد شویم و برایمان پشت درهای بسته شورای مرکزی فلان حزب و بهمان ائتلاف تصمیم نگیرند و یا اگر گرفتند درست و صریح و کامل گزارش آنرا بخوانیم و چیزی از سمع و نظر ما مخفی نگه داشته نشود ، راحتتر بگویم به شعور ما احترام بگذارند و هیچ ابهامی در تصمیمگیریها باقی نماند.
از این مفدمه کوتاه که بگذریم باید به سراغ کاندیداهای اصلاح طلب برویم و ببینیم به چه میزان ایشان به مفهوم واقعی اصلاح طلبی معتقد و وفادار هستند و به چه میزان حاضرند برای پیاده کردن اصول و آرمانهای اصلاح طلبی هزینه نمایند و در برابر تمامیت خواهی اقتدارگرایان با استحکام و قوت برخورد نمایند.
تجربه نشان داده است که اقتدارگرایان حاکم به میزانی که بتوانند دایره اقتدارگرایی و تمامیت خواهی و استبداد و نقض حقوق بشرشان را گسترده می کنند و اگر به سدی برخورد کنند خود را جمع و جور کرده و امتیاز می دهند اما این منوط به آن است که امتیازگیرنده ای باید باشد که با پشتیبانی توده های مردمی و نهادهای مدنی از ایشان امتیاز بگیرد و فضای تنفسی را برای مردم بازبگذارد و الا نه تنها امتیازی نمی دهند که هیچ هر روز با بحران آفرینی توسط رجاله های خیابانی خودشان جامعه را به سمت تنش و تشنج پیش می برند و امتیازات نیم بند داده شده را هم پس می گیرند.
اگر سمبل اصلاحات - که عرفا کسی خواهد بود که در انتخابات آتی رأی مردم را بدست بیاورد - از این استحکام در نظر و عمل برخوردار باشد و برای خود یک حداقلهایی را تعریف کند و از آن حداقلها عدول نکند کار اصلاحات به پیش خواهد رفت. رهبری ، شورای نگهبان ، قوه قضائیه ، سپاه پاسداران ، و محافل و احزاب سیاسی اقتدارگرایان اعم از رایحه خوش و سایر برشهای محافظه کاران همه و همه میزان مقابله و سنگ اندازی شان در برابر جریان اصلاحات ارتباط مستقیم با استحکام و اقتدار عمل سمبل این جریان وبه تبع الیت و برجستگان این جبهه دارد. این مدعا بارها و بارها در عمل ثابت شده و می تواند باز به آزمایش گذاشته شود مشروط به اینکه اصلاح طلبان خود را وفادار به قالب و شکل نظام نشان بدهند اما تغییر رفتار در مواجهه با گوناگونی جامعه ایرانی را به حاکمیت بقبولانند.
اصلاح طلبان باید ابتدا به یک تعریف واحدی از اصلاحات برسند و بدانند که اصلاحات تعاریف و برداشتهای گوناگون ندارد و هر کس پرچم اصلاح طلبی را بالا برد اما با دموکراسی و حقوق بشر محض سرآشتی و سازگاری نداشت بی تردید کلاهبرداری بیش نیست که می خواهد مردم را فریب بدهد و رأی ایشانرا را پله ای برای رسیدن به مقاصد شوم خود نماید ، هرکس خود را اصلاح طلب می داند نباید در برابر زندانی شدن حتی یک فرد بیگناه سکوت نمایند ، نباید در برابر یک سنگسار لب فروبندد نباید ، راضی به نقض حقوق زنان و دانشجویان و اقلیتهای دینی (خصوصا بهائی ها) و مذهبی (خصوصا اهل سنت و دروایش) شود .
در اصلاحات واقعی سه عنصر آزادی - بویژه آزادی بیان و مطبوعات - ، دموکراسی - بویژه در بعد انتخاباتی و پارلمانی آن - و حقوق بشر - بویژه در ابعاد قضائی و مجازاتها و حقوق اقلیتها- نقش تعیین کننده ای بازی می کند و نمی توان اساسا اصلاحات را اراده کرد اما آنرا فاقد عناصر مذکور دانست. این محقق نمی شود الا اینکه کاندیداهای اصلاح طلبان صادقانه و نه از روی ریاکاری و تزویر به این عناصر سه گانه اعتقاد داشته باشد و از حیث نظری مخالفتی با آن نداشته باشد تا بتواند در حوزه عمل پای آن بایستند
کاندیدا یا کاندیداهای اصلاح طلب باید نسبت خودشان با موانع بر سر راه را نیز مشخص نمایند.
دیدار و گفتگو با رهبری نظام و سایر ارکان مهم و تأثیر گذار در نظام جمهوری اسلامی به نظرم کاری خوب و پسندیده است اما این دیدارها باید از موضع استحکام و اقتدار باشد و نه از موضع ضعف و امتیاز گیری و همراه با خواهش و التماس که در این صورت از همان ابتدای کار باید تابلوی اصلاح طلبی را پایین بیاورند و ادعایی در این زمینه نداشته باشند.
کاندیداهای اصلاح طلب راه دشواری را در پیش دارند ، خوب است از همین ابتدای کار تکلیف خودشان و اصلاح طلبی مورد ادعا را مشخص کنند تا بعد با مشکل مواجه نشوند.

Comments

Bravo ! c'est bien vu et c'est très bien dit.

سلام با این حساب رای نمی دهیم! اینجوری که مشخص است لحن خاتمی هم حرفی جدید درش نیست و همان حرفهای قبلی ولی این بار خیلی از نظام مایه می گذارد!

باسلام
سیدعزیز
تادیروز سیاه وسفید بودند امروز خاکستری سالها هم اومد.
گل بود به سبزه آراسته شد.

به نظر میاد که درحال حاضر کاندیدای اکثر اصلاح طلبان در ایران یعنی آقای خاتمی بعد از اظهارات کم سابقه اش در جمع دانشجویان انجمن اسلامی در دانشگاه تهران در آذر 87وهم چنین برخی اخبار محفلی موثق از آخرین دیدارهای وی با رهبری به توصیه عبدالله نوری که خاتمی بیاید وبایستد دارد عمل میکند.گرچه نباید پروژه ناجوانمردانه تخریب همه جانبه وی از سوی تمامی رسانه ها،نهادهای حکومتی ومسئولین وتریبون های نمازجمعه و.... را فراموش کرد که به هرحال باتهمت ها وفحاشی های یادآور سالهای 76 و80 همراه است که هرکسی حتی با قویترین پشتوانه مردمی را در معادله نابرابراین چنینی زمین گیر می کند.لذا باشرایطی که در کشور حاکم است باید با کمترین میزان عدول از مواضع حقه دموکراتیک طوری از طرف خاتمی یا هر کاندیدای اصلاح طلب عمل شود که زمینه برای ایجاد بستر مناسب تخریب وایجاد فضای آشوب ازطرف نهادهای پیاده نظام اقتدارگرا مانند بسیج وسپاه که از همین الان شاهدسازماندهی گسترده نیروئی برای انحراف در انتخابات هستند فراهم نشود

پيشنهاد خوبي است لكن عملا براي كساني كه از درون ساختارنظام امكان كانديداتوري رياست جمهوري براي شان فراهم مي شود چنين اتخاذ مواضعي بصورت شفاف در ملا عام ممكن نيست. اي كاش كانديداي اصلاح طلبان قيد همه چيز جز صداقت و شجاعت را بزند و از تريبون ملي و كشوري و جهاني مطالبات حقه شهروندان ازاديخواه و جمهوري خواه را به منصه ظهور براي طالبان قدرت مطلقه و ديكتاتوري صالح!بياورد لكن پاسخ امثال ما و شما را حدس مي زنم در دل يا زير لب به گونه اي كه احدي از شهروندان نا محرم!!نتوانند بشنوند بدينگونه مي دهند: "ارزو مي خواه ليك اندازه خواه"اينجا ايران است ام القراي جهان اسلام و كنام شيران و دليران نه دار الكفر غربي و شرقي گرگان جهانخوار!!!

به عنوان یکی از پیروان اهل سنت از شما و سخنان بحقتان در دفاع از اهل سنت سپاسگذارم