« سخنان آیت الله خامنه ای در روز عید فطر یک عقب نشینی بود | صفحه اصلي | حال و آینده جنبش سبز »

یک حدیث و چند نکته

حدیث شریف پیامبر گرامی اسلامی " الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم" که این روزها به شعار محوری سبزها نیز تبدیل شده مرا با نگاه جدیدم به مقوله دین دینداری به باورهای جدیدی کشانده است که مناسب دیدم در اینجا به آنها اشاره کنم. به باور من به عنوان یک مسلمان که اسلام خودم را نه از روحانیت سنتی که از روشنفکران دینی اخذ می نمایم این حدیث شریف می تواند بسیاری از نکات ریز و درشت در زمینه نگاه به حکومت دینی و نظام سیاسی مبتنی بر دین را روشن نماید. به باور من پیامبر اسلام با این کلام گهربار می خواهد مقوله کفر - بخوانید لادینی و یا لائیسیته ویا حتی آته ایسم- را در برابر عدالت قرار دهد و آن حضرت سعی دارد در این کلام بقول منطقیون "عموم و خصوص من وجه" برقرار نماید. یعنی می توان حکومتهای غیر اسلامی را متصور بود که لزوما ظالمانه نباشند و متقابلا می توان نظامهای عادلانه ای را تصور کرد حال آنکه لزوما الهی و دینی نباشند.

دبیرستانی که من در آن تحصیل می کردم از مذهبی ترین دبیرستانهای مشهد بود. از برنامه های ثابت در آن این بود که ما هر روز تقریبا باید یک حدیث از ائمه را حفظ می کردیم و این احادیث در کنار سایر دروس در انتهای هر هفته از ما امتحان گرفته می شد. در میان احادیثی که ما حفظ می کردیم نکات درس آموز و مهمی هم بود که امروزه برای من روزنامه نگار اصلاح طلب بعضا نکات مهمی را در بر دارد.
حدیث شریف پیامبر گرامی اسلامی " الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم" که این روزها به شعار محوری سبزها نیز تبدیل شده مرا با نگاه جدیدم به مقوله دین دینداری به باورهای جدیدی کشانده است که مناسب دیدم در اینجا به آنها اشاره کنم.
به باور من به عنوان یک مسلمان که اسلام خودم را نه از روحانیت سنتی که از روشنفکران دینی اخذ می نمایم این حدیث شریف می تواند بسیاری از نکات ریز و درشت در زمینه نگاه به حکومت دینی و نظام سیاسی مبتنی بر دین را روشن نماید.
به باور من پیامبر اسلام با این کلام گهربار می خواهد مقوله کفر - بخوانید لادینی و یا لائیسیته ویا حتی آته ایسم- را در برابر عدالت قرار دهد و آن حضرت سعی دارد در این کلام بقول منطقیون "عموم و خصوص من وجه" برقرار نماید. یعنی می توان حکومتهای غیر اسلامی را متصور بود که لزوما ظالمانه نباشند و متقابلا می توان نظامهای عادلانه ای را تصور کرد حال آنکه لزوما الهی و دینی نباشند.
به شکل دیگر و بر پایه همان "عموم و خصوص من وجه" بعضی حکومتهای کافرانه عادلانه هستند و برخی از حکومتهای ظالمانه ممکن است دینی و اسلامی باشند و بالعکس. بنابر این میان یک حکومت عادلانه و یک حکومت دینی و اسلامی تساوی و تلازمی برقرار نیست و نتیجه نهایی اینکه اساسا به هیچ وجه غیر کافرانه بودن حکومت نزد پیامبر اسلام به معنی ظالمانه بودن آن نیست.
با این برداشت باید این سئوال مهم را از دینداران پرسید که کدام یک در باور دینی اهمیت دارد و یا بهتر است بگویم ارجحیت دارد ، عادلانه بودن حکومت یا الهی و اسلامی بودن حکومت؟
بی تردید نظام غیر عادلانه اعم از اینکه با شعار و ادعای اسلامی و الهی بودن به تضییع حقوق انسانها بپردازد و یا به هر بهانه دیگری پا روی حقوق بشر و عدالت بگذارد نمی تواند دوام داشته باشد و این تزلزل داشتن و غیر مستدام بودن نظام مفروض ارتباط مستقیمی با برپایی و یا عدم برپایی عدالت دارد و نه تابلو و ادعای الهی و اسلامی بودن آن نظام.
این یک ادعا مبتنی بر نص صریح کلام پیامبر اسلام است که در جای جای آموزه های دینی ما نیز کرارا به آن تصریح شده است
با این اوصاف تلاش برای برقراری نظام عادلانه و مبارزه با ظلم یک حکومت ناقض حقوق انسانها اقدامی است مورد تأیید پیامبر اسلام و دینداران حقیقی که دوستان لائیک و آته هم باید به این مسئله توجه داشته باشند و ظلم ستیزی دینداران راستین و تلاش ایشانرا برای مبارزه با حکومتهای به ظاهر اسلامی ودینی و در واقع ظالم را به رسمیت بشناسند .
شاید کسی در این میان ایراد بگیرد که مفاهیمی همچون عدل و ظلم بسیار کلی هستند اما با بیان مصادیق معتبر و موثق می توان از کل به جزء رسید و بطور مثال نشان داد که در نظام اسلامی مبتنی بر نظریه ولایت فقیه که رهبر آن ادعای نمایندگی از امام معصوم را دارد ، کشتار مردم بیگناه در خیابانها و شکنجه و آذار ایشان در زندانها ظلم و در نتیجه ظلم اعمال شده از سوی نظام مذکور ثابت و غیر مستدام بودن آن نظام بر اساس حدیث شریف قطعی و وعده داده شده است.
براستی برای این نظام و رهبران آن که خود را مطلق می پندارند و مخالفان و منتقدین خود را به ضدیت با خدا و آموزه های دینی متهم می کنند هیچ شعاری تهدید آمیزتر و افشاگرانه تر از این حدیث موثق از پیامبر اسلام که ظلم و ستمهای ایشانرا عاملی برای تزلزل و غیر مستدام بودن آنان می داند نیست.
نتیجه این نوشتار کوتاه اینکه ما روشنفکران دینی بر این باور هستیم که حتی اگر نگوییم جنبش سبز مردم ایران برای مبارزه با ظلم وستم ریشه های دینی دارد می توانیم این ادعا را داشته باشیم که این جنبش هرگز در تضاد با دین و دینداری راستین نیست و در این خیزش عظیم "ما همه با هم هستیم" شعاری است وحدت آفرین که از روزهای اول سر دادیم و باید مرتب آنرا تکرار کنیم و معنای درست و واقعی آنرا بفهمیم و به یکدیگر تذکر بدهیم.

Comments

عدالت یعنی برابری در حقوق. ظلم یعنی نابرابری در حقوق. اساس نظام جمهوری اسلامی بر تبعیض مبتنی ‏است. تبعیض دینی،مذهبی،جنسیتی و حتی ایدئولوژیک، از ارکان ذاتی و لایتغیراین نظام هستند. از ظلم ‏حقوقی به عدالت راهی نیست. از کوزه همان برون تراود که در اوست. چنین است که: الملک لا یبقی مع ‏الظلم.‏

دولت برگزیده مردم است برای صرف دارائیهای عمومی کشور بمنظور تامین نیازهای همگانی برپایه خواسته های آنان و با رعایت عدالت. ونیز حفظ و دفاع ار حقوق همگان. کار دین و دین فروشان چیز دیگری است که البته امروز با هر دینی در هرکجا که می بینیم یکی از وسائل تامین ثروت و قدرت است و بس و با این تعریف از دین حتی اگر حکومت را غصب کرده باشد انتظار عدالت خود فریبی است.می بینیدکه اسلحه ایکه با پول ما خریده شده بدست کارمندانی که از دارائیهای ما استفاده میکنند بر سر ما میکوبند .(که دین حفظ شود)کجای کاری برادرکدام عدالت. ملک به یغما رفته و شما از یغما گران عدالت میخواهید.

این نکته که در نوشته شما مورد تاکید قرار گرفته است مبنی بر این که ظلم و عدل اساسا مقوله ای مستقل از ادیان تاریخی است و از طرف دیگر میان کفر و ظلم اجتماعی هم تلازمی منطقی نیست سخن بسیار قابل دفاعی است. کوشیده اید آنرا با حدیثی مشهور منسوب به پیامبر مستند سازید. علاوه بر این شیوه که می تواند جنبه قانع کنندگی برای متدینان معتقد به وثاقت تاریخی این حدیث داشته باشد می توان به تاریخ حکمرانی دینی و نیز حکمرانی سکولار مراجعه کرد و نشان داد که تلازمی میان حکومت دینی و عادلانه بودن حکومت و نیز حکومت سکولار و ظالمانه بودن وجود ندارد.
با این حال سوال مهم دیگری باقی است که مطلبی متفاوت از جستار شما اما مرتبط با آن است: اصلا آیا می شود حکومتی دینی باشد و عادلانه باشد؟ اگر بلی به کدام معنا این چنین حکومتی می تواند دینی باشد؟

ارسال نظرات

اطلاعات مرا به خاطر بسپار؟