پدیده روحانیون نظامی " بخش اول"
گذشته از اینکه عملاً چگونه امکان دارد یک فرد همزمان هم روحانی باشد و هم فرمانده نظامی و فرد مفروض چگونه می تواند به وظائف کاملا متضاد این دو نهاد روحانیت و نظامی گری بپردازد، تغییر کارکرد این دو نهاد از بابت این ترکیب نامأنوس نیز جای تأمل دارد
این برنامه را برای رادیو زمانه تهیه کردم که می توانید اینجا هم بخوانید و بشنوید
"حجت الاسلام و المسلمین سردار سرتیپ" این ترکیب شاید برای هر شنونده ای نا مأنوس و عجیب به نظر بیاید اما پدیده روحانیون نظامی پس از انقلاب اسلامی بویژه در سالهای اخیر و در جریان سرکوب اعتراضات پس از انتخابات نظر بسیاری را به خود جلب نموده است.
ابتدا از حسن شریعتمداری کارشناس مسائل دینی و فرزند مرجع تقلید فقید آیت الله سید کاظم شریعتمداری پرسیدم تحلیل ایشان از این پدیده چیست؟
حسن شریعتمداری : این هم از عجائب جمهوری اسلامی است. در حقیقت با برپایی جمهوری اسلامی و آغاز جنگ آقای هاشمی رفسنجانی رئیس شورای دفاع شد و آقای خامنه ای هم لباس جنگ پوشید و به جبهه ها رفت. از آنروز به تدریج این روند آغاز شد. آقای خمینی در سخنرانی اش گفت ، طلبه های ما هم پزشک می شوند و هم خلبان و نیز در خاطرات خودش نوشته بود که در جوانی شلیک کردن بلد بوده است و نیز روحانیون را تشویق می کرد که بر خلاف وظائف اصلی خودشان که ترویج دین وآنهم یک دین مدنی است به سمت دین سیاسی و نظام ولایت فقیه و مناصب نظامی و غیره توجه کنند. به تدریج عده ای از طلاب به ورزشهای رزمی روی آوردند و تعلیمات نظامی دیدند و در بسیج و سپاه مسئولیتهایی پیدا کردند بویژه که آقای خامنه ای بسیار علاقه مند بود در کنار هر سمت نظامی یک روحانی هم نصب کند که مواظب هم دیگر باشند و به تدریج روحانیونی که در سپاه و بسیج بودند سمتهایی هم پیدا کردند و قانون هم ریاست سازمان امنیت و اطلاعات ایران را به یک مجتهد داد که آن هم به نحوی مسئولیتی در رابطه با اطلاعات و فنون نظامی بود اینها همه باعث شد که روحانیت از شکل خودش خارج بشود و ما امروز قشری را داریم که بیشتر واسطه بین روحانیت و نظامیون هستند و در آینده معلوم نیست که سپاه ، روحانیت را کنترل خواهد کرد و یا عده ای از روحانیون سپاه را کنترل خواهند کرد اما بیشتر اینگونه معلوم است که این سپاه است که روحانیون خودش را بوجود خواهد آورد و بر حوزه مسلط خواهد شد.
زمانه : همانطور که اطلاع دارید در تعریف سنتی از روحانیت قالبی وجود دارد آیا این روحانیون نظامی را می توان سبک جدیدی از روحانیت دانست که جمهوری اسلامی ایجاد کرده یا نه روحانیت در قالب خودش باقی مانده و این گروه از روحانیت اصیل و سنتی فاصله گرفته اند ؟
حسن شریعتمداری : خیر این عارضه ای است زودگذر مانند اسلام سیاسی که در خاوریانه هم رو به نزول است و در ایران هم نفسهای آخر خودش را می کشد ، روحانیون نظامی هم از عرصه روحانیت طرد خواهند شد. اسلام در ایران یک دین مدنی بوده است و نهادهای دین هم مردم بنیاد مانند یک ان جی او ن عمل می کرده است و وظیفه خودش را در حقیقت ارائه سرویس مذهبی به مردم می دانسته است اینکه روحانیت در سیاست دخالت بکند و حکومت را به تصرف خودش دربیاورد و به مناسبت حکومت به سمتهای نظامی هم دست پیدا بکند پدیده ای است تاریخی که مختص این دوره گذرای جمهوری اسلامی است و بزودی شاهد خواهیم بود با پایان گرفتن دوران جمهوری اسلامی روحانیون نظامی و نظامیان روحانی عارضه ای زودگذر هستند که از بین خواهند رفت.
زمانه : این خودش عاملی نمی شود که نوع نگاه مردم و بویژه قشر دین باور به روحانیت تغییر بکنند و پایگاه روحانیت در بین مردم روزبروز ضعیف تر بشود؟
حسن شریعتمداری : امروز مردم با روحانیتی مواجه هستند که بخش بزرگی از آنها از وظائف اصلی خودشان در این سی سال منحرف شده اند و به همین دلیل مردم یک نگاه ابزاری به روحانیت دارند از روحانیتی که به قدرت نزدیک است استفاده می کنند تا اینکه مشکلاتشان را حل کنند اما دین باوری در بین مردم بسیار تضعیف شده است و امروز اگر شما مقایسه کنید با احترام و باوری که قبل از انقلاب مردم به روحانیت داشتند متوجه می شوید که به روحانیت لطمه شدیدی وارد شده که این نیست جز از جهت رویکرد جدید روحانیت به قدرت سخت و اسلام سیاسی . بی تردید خوب اثرات خودش را این نوع گرایش روحانیون به قدرت در دوری مردم از روحانیت گذاشته است.
*****
زمانه : در ادامه از احمد سلامتیان تحلیلگر مسائل سیاسی مقیم پاریس پرسیدم آیا پدیده روحانیون نظامی در تاریخ روحانیت شیعه سابقه داشته است؟
احمد سلامتیان : بطور کلی اگربه تاریخ مکتب شیعه جعفری که در ایران به عنوان مذهب رسمی شناخته شده و مذهب اکثریت مردم هم هست نگاه بکنیم نه از نقطه نظر تاریخی و نه از نقطه نظر فکری این اندازه مخلوط شدن بین نقش روحانیت که اساسش در این مکتب یک کار فرهنگی ، فکری ، تبلیغی و موعظه گری و به اصطلاح تفقه بوده با کار نظامی گری سابقه نداشته است. بطور کلی شیعه جعفری عنصر عمده تعریف اش از نظر تاریخی در برابر غلات شیعه تعریف شده است . غلات تنها اهل غلو در خصوص صفاتی که به ائمه می دادند نیستند مسئله عمده این است که بین اهل غلو که در تاریخ تشیع بیشتر به زید ابن علی مشخص می شوند اهل غلبه به شمشیر و قیام به سیف بوده اند حال آنکه مکتب جعفری به دنبال تجربه خاص تاریخی و مکتبی که به امام باقر و امام صادق علیهم السلام نسبت داده می شود مکتب تفکر و اندیشه و پیشبرد دین را از راه بحث و گفتگو بوده است و در برابر مکتب قیام به سیف و غلبه به شمشیر بیشتر تعریف می شد. این وضعیت در طول تاریخ شیعه اثنی عشری هم کم و بیش وجود داشته است تا آنجاییکه بسیاری از فقها در زمان غیبت امام معصوم توسل به شمشیر را به جز در مورد دفاع جائز ندانسته اند و به باب جهاد در کتب فقهی قدیمی شیعه زیاد پرداخته نمی شد. این یک بحث جدید است که عملا حرفه و سبک کار نظامی گری جانشین حرفه و سبک کار روحانیت بشود یعنی نوعی سیطره یافتن شمشیر بر عقل و منطق و کار فرهنگی است که این امر بی سابقه ای است و ما نداشته ایم. مواردی اگر در طول تاریخ بوده بیشتر دفاعی بوده است مواردی بوده که در وضعیت خاصی که علمای شیعه حکومت معصوم را نمی دیده اند و بنابر این اغلب حکومتهای مختلف را به عنوان حداقل فساد بین ایشان انتخاب می کردند مگر در زمینه های دفاعی که مورد حمله قرار می گرفتند آنهم کمک می کردند نه آنکه خودشان به حرفه نظامی گری روی بیاورند و این امر بسیار جدیدی است که در جمهوری اسلامی اتفاق افتاده است .
زمانه : شما فکر می کنید این مخلوط شدن کار صنف روحانیت و امور نظامی گری چقدر ریشه در اندیشه های آیت الله خمینی داشت؟ زیرا برخی فکر می کنند این مسئله بعد از مرگ ایشان رشد بیشتری پیدا کرد.
احمد سلامتیان : ببینید فکر می کنم با وجود اینکه در اندیشه آیت الله خمینی بروز چندانی نداشت اما فراموش نکنیم که آقای خمینی ابتدا در دوره اول و دوم انتخابات ریاست جمهوری حتی با نامزد ریاست جمهوری شدن خود روحانیت هم موافق نبود و خود ایشان هم به عنوان فرمانده کل قوا هیچ وقت مستقیما عمل نکرد بجز در موارد خاصی که بیشتر جنبه هدایت و جنبه کلی داشت و آیت الله خمینی معمولا وظیفه فرماندهی کل قوا را نمایندگی می داد ، یک مدتی به رئیس جمهور وقت آقای بنی صدر و بعد هم به آقای رفسنجانی در مدت حیات خودش و کسی در سابقه ذهنی خودش بیاد نمی آورد که آیت الله خمینی شخصا سردوشی به یک نظامی داده باشد و یا از نظامیان سان دیده باشد و از برابر ایشان رژه رفته باشند. آیت الله خمینی کاری را که در زمان خودش قبول کرد آنهم آیت الله خمینی نبود بلکه نمایندگان او بودند سازمان دادن مسئله ادارات ایدئولوژی سیاسی نیروهای مسلح بود.
زمانه : گذشته از اینکه عملاً چگونه امکان دارد یک فرد همزمان هم روحانی باشد و هم فرمانده نظامی و فرد مفروض چگونه می تواند به وظائف کاملا متضاد این دو نهاد روحانیت و نظامی گری بپردازد، تغییر کارکرد این دو نهاد از بابت این ترکیب نامأنوس نیز جای تأمل دارد.
در برنامه بعدی بیشتر به پدیده روحانیون نظامی خواهیم پرداخت شاد و سربلند باشید