« میرحسین موسوی : تا هنگامی که مساله بحران در کشور قبول نشود راه حل جامعی برای رفع مشکل پیدا نخواهد شد | صفحه اصلي | انتقاد از رهبری »

پدیده روحانیون نظامی "بخش دوم "

حتی اگر بخشی از روحانیون وارد عرصه نظامی گری و بدست گرفتن فرماندهی یگانهای نظامی هم نمی شدند مردم حتی اقشار دین باور به دلیل عملکرد ناصادقانه بخش عمده ای از روحانیونی که وارد وادی سیاست شدند دیگر آن اعتقاد و باوری که سی سال قبل به روحانیت داشتند را ندارند چه برسد به اینکه روحانیت بیش از پیش با زبان زور و منطق اسلحه بخواهد مردم را به زعم خویش راهنمایی و هدایت نماید. شاد و سربلند باشید.
این برنامه را برای رادیو زمانه تهیه کردم که می توانید اینجا هم بخوانید و بشنوید


در بخش دوم و پایانی برنامه های بررسی پدیده روحانیون نظامی به سراغ احمد قابل کارشناس مسائل دینی و دانش آموخته حوزه علمیه رفتم و ابتدا از ایشان سابقه ورود روحانیون به مناصب نظامی پس از انقلاب اسلامی را جویا شدم.
احمد قابل : به نظرم دو تا مطلب را باید از هم جدا کرد یکی حضور روحانیون در محیطهای نظامی است که این تقریبا از اول انقلاب باب شد. اوائل انقلاب حتی فرمانده و یا فرماندهان اصلی سپاه در اکثر نقاط کشور روحانیون بودند اما کار نظامی نمی کردند. عنوان فرماندهی را داشتند ، مدیریت دست آنها بود یا مثلا در مشارکت با بعضی نظامی ها این مدیریت را انجام می دادند اما خودشان نظامی نبودند. در صحنه جنگ و هشت سال دفاعی که وجود داشت بعضی از روحانیون کارهای نظامی هم انجام می دادند. من خودم در صحنه های مختلف جبهه حضور داشتم و می دیدم طلبه هایی که بصورت رزمی می آمدند و خیلی ها هم بعدا شهید شدند منتهی عناوین و درجه های رسمی نظامی می دانید که در سپاه و بسیج نبود و بعد از اتمام جنگ بحث درجه در سپاه وارد شد. اینکه کسی سردار سرتیپ و یا سرهنگ و سرلشگر باشد ، بعدا مطرح شد ولی عنوان اینکه در محیطهای نظامی حضور داشته باشند از اول بود. این یک مطلب ، مطلب دیگر آنکه یک در هم ریختگی از اول انقلاب پیش آمد و یک جابجایی صورت گرفت مبنی بر اینکه روحانیت از آن شأن علمی خودش خارج شد و به کار اجرایی پرداخت. یعنی تلقی که از روحانی قبل از انقلاب وجود داشت که بقول خودشان "اهل علم" خوانده می شدند ، عملا موجب شد به صحنه های عملی پا بگذارند و کارهای اجرایی را بدست بگیرند و حتی در اموری که ظاهرا هیچ سنخیتی با روحانیت ندارد از جمله همین کارهای نظامی و نیز سیاست خارجی که به عنوان سفیر و مدیرکل های وزارت خارجه حضور داشتند و شلوغ شد و در حقیقت روحانیت در همه کارها حضور پیدا کرد.
زمانه : نسبت این پدیده روحانی نظامی که در این سالها شکل گرفته است با نظام سنتی روحانیت را چگونه می بینید. یعنی آیا می توان گفت که از آن نظام سنتی فاصله گرفته است؟ یا در برابر آن ایجاد شده است و یا اصلا طبقه ای شده در کنار و عرض آن؟
احمد قابل : به نظرم این آخری باشد و طبقه ای شده اند در کنار آن روحانیت سنتی . ببینید ما الان بدنه روحانیت مان که بیش از 85 درصد روحانیون ما را تشکیل می دهند همان طبقه سنتی هستند. می آیند وارد حوزه می شوند و درس می خوانند و بعد به کارکردهای سنتی روحانیت و معارف اسلامی می پردازند اما یک عده ای از روحانیون در محیطهای اجرایی وارد شدند تازه در بعضی بخشهای اجرایی که شاید سنخیت بیشتری با خود روحانیت داشته باشد از جمله مباحث قضاوت و در دستگاه قضائی بودن و یا حتی در محیط عقیدتی سیاسی که به کارهای اعتقادی و کلاسهای اعتقادی بپردازند اما اینکه کسانی از روحانیون رتبه نظامی بگیرند و کارنظامی را برعهده بگیرند این خارج از آن خاصیتی است که برای روحانیت تعریف شده است و تازه این روحانی نظامی می خواهد در هر دو حوزه خودش را متخصص و متبحر بداند.
زمانه : آیا نتیجه امتزاج نظامی گری و روحانیت منجر به این می شود که نظامی های ما دیندارتر بشوند و یا روحانیون ما با اتکای به اسلحه و نظامی گری زبان زور و اسلحه را بکار ببرند آیا چنین آینده ای را می توان برای روحانیون نظامی متصور بود؟
احمد قابل : عملا اشتباهی که صورت گرفته همین است و در مقام عمل این اشتباه دارد کار خودش را می کند یعنی به این معنا که فردی که آمده در محدوده نظامی قرار گرفته و روحانی هم هست می خواهد خودش را برتر از نظامی ها قرار بدهد زیرا فکر می کند او اسلام و مسائل روحانی و معنوی را هم می داند فلذا آنجا را بهم می ریزد به این دلیل که می خواهد ریاست داشته باشد و این طرف هم که می آید به روحانیون همردیف خودش و بالاتر از خودش زور می گوید زیرا لسان زور و لسان اسلحه را می داند و مشکل اینجا است و این قیاس قیاس مع الفارق است و ما امروز یا باید کار نظامی بکنیم یا کار روحانی . روحانی اگر بخواهد نظامی بشود آن خشونتهایی که در محیطهای نظامی است و آن خشونتها با کار روحانی او که می خواهد مسائل اخلاقی را مطرح بکند و معلم اخلاق باشد در جامعه و یا حتی معلم باشد که معلم نیاز به اخلاق دارد که این با هم سازگاری ندارد و یک وضعیت متناقضی برای طرف ایجاد می شود و همین می شود که الان هست یعنی این آقایان می آیند در حوزه تا یک حرفی را نمی پسندند به اتکای اسلحه تهدید می کنند و به اتکای اسلحه برخورد تند و حذفی می کنند بخاطر اینکه روحیاتشان نظامی شده است درصورتیکه باید بدانند در محیط علمی حتی اگر برای کسی خشم هم ایجاد بشود باید این خشم را با بیان علمی قوی تری مطرح بکند. یعنی اگر از کسی ناراحت می شود ، از اندیشه ای ناراحت می شود ، استدلال و اندیشه قوی تری بیاورد اما متأسفانه کسی که به محیط نظامی می رود روحیه فرهنگی را فراموش می کند و یادش می رود که برای حل مشکلات دست به اسلحه نبرد و هر چیزی را از مگسک اسلحه نبیند و تحلیل نکند ، تحلیلها همه می شود نظامی در محیطهای فرهنگی این مسئله ای است که الان اتفاق افتاده و بسیار خطرناک هم است.

*****

در ادامه از محمد جواد اکبرین کارشناس مسائل اسلامی و دانش آموخته حوزه علمیه قم مقیم لبنان خواستم به ریشه یابی و تحلیل پدیده روحانیون نظامی بپردازد؛
محمد جواد اکبرین : من فکر می کنم اگر بخواهیم این پدیده را بشناسیم نخست باید بپرسیم چگونه روحانیت که قاعدتا باید یا دین پژوه باشد یا دین شناس و یا مبلغ دین بجای اینکه یکی از این سه کارکرد را داشته باشد وارد حوزه سیاست می شود و ناگهان رهبر سیاسی و یا حتی کارشناس سیاسی یک کشور و یک جامعه می شود. در ابتدای انقلاب امام خمینی که یک فقیه بود هم درباره فرهنگ هم سیاست هم امنیت و هم اقتصاد سخنرانی می کرد و پیام می داد چگونه این اتفاق می افتاد؟ اگر به همین شکل پاسخ اینرا هم پیدا بکنیم می توانیم پاسخی برای پدیده نوظهور نظامی شدن روحانیت و یا کار نظامی توسط روحانیت هم پیدا بکنیم. پاسخ من به آنجا این است که بله اینها وارد شدند برای اینکه این ورود کارکرد اجتماعی داشت اگر یک روحانی که با متون عرفانی و معنوی در ارتباط است و مفسر رسمی دین در جامعه است و از خدا و ارزشهای الهی سخن می گوید و در حوزه مقدسات فعالیت می کند و مردم هم او در این جایگاه قبول دارند اگر بیاید حرف سیاسی بزند علیه حکومتی مثل حکومت پهلوی که به ظلم و خودکامگی معروف بود ، خوب مردم بسیار از او تأثیر می گیرند. یعنی حضور روحانیت در عرصه سیاست کارکرد جدی اجتماعی و کارکرد جدی سیاسی داشت بخصوص در شرائط اجتماعی دهه پنجاه. حالا که سی سال از آن روزگار گذشته و روحانیت خودش حاکم شده گمان می کند وضعیت مثل دهه پنجاه است و ورود به عرصه سیاست همانطور که آنزمان جواب داد و به کمک سایر گروهها حکومت را ساقط کرد الان هم اگر روحانیون وارد عرصه نظامی گری بشوند با استفاده از قداستشان می توانند تأثیر بیشتری بگذارند و بهره وری بیشتری در این حوزه داشته باشند . نتیجه می گیرم که ورود روحانیت به عرصه نظامی تا حدی که تبدیل شود به یک روند رسمی به صورتی که ما تیپ رزمی تبلیغی امام جعفرصادق را در قم داشته باشیم که آقای ذوالنور فرمانده آن بود و یا طلبه ها را دعوت بکنند که رسما عضو کادر رسمی سپاه بشوند اینها و حالا خود روحانیون شده اند فرمانده ، فرمانده بسیج من فکر می کنم دقیقا بخاطر کارکرد سیاسی اجتماعی آن است.
زمانه : شما برای این روحانیون گرایش پیدا کرده به کارکردهای نظامی چه آینده ای را متصور می شوید؟
محمد جواد اکبرین : اینها به اعتقاد من تاریخ مصرف شان بسیار کوتاهتر از تاریخ مصرف روحانیون سیاسی شده است. من منظورم را توضیح و یا تصحیح بکنم از روحانی سیاسی شده ، هر کسی در هر رشته ای حق دارد به میزان مطالعاتش در زمینه های فرهنگ ، سیاست و اقتصاد حرف بزند اما اینکه کسی هویت و جایگاهش به عنوان دین پژوه ، دین شناس و یا مبلغ دین تعریف شده است ،ناگهان تغییر جایگاه می دهد و می شود یک پدیده دیگر و وارد یک حوزه تخصصی دیگر می شود و در آن حوزه تخصص خودش را صاحب نظر می داند من با این تعبیر درباره این پدیده دارم صحبت می کنم . روحانیونی که وارد نهاد سیاست شدند و خواستند یک نوع یکسانی و اتصال ایجاد کنند بین نهاد دین و نهاد سیاست با حضورشان اشکال ایجاد کردند. اینکه در قرآن آمده است هیچ تر و خشکی نیست مگر اینکه در قرآن آمده است و سیاست هم یکی از تر و خشک های این عالم است و بنابراین هر کس قرآن شناس است لزوما کارشناس قابل اتکای سیاسی هم هست کارشناس فرهنگی هم هست و در همه زمینه ها کارشناس است . منتها همانطور که تجربه ادغام نهاد دین در نهاد سیاست و خود را همه چیز دان دانستن رو به افول است و مثل اول انقلاب دیگه آن کارکرد سیاسی و اجتماعی را ندارد حضور روحانیون در عرصه سیاست این ماجرا هم خیلی زودتر از آن در حال افول است و تاریخ مصرفش رو به اتمام است . روحانیت در عرصه سیاست نتوانست در عرض این سه دهه تجربه خودش را بقبولاند ، در عرصه نظامی هم نخواهد توانست که از این جایگاه استفاده بکند و قداست را به مقولات جنگی و نظامی منتقل بکند و بخواهد مخاطب جذب بکند. از این گذشته ، گونه ای از عقلانیت اطاعت گریز در خود نیروهای نظامی هم وارد شده است در سپاه و بسیج هم وارد شده است به همین خاطر فکر نمی کنم آنها دیگه در کلیت سپاه و بسیج آن تأثیری را که سابقا داشتند همچنان داشته باشند.
*****
حتی اگر بخشی از روحانیون وارد عرصه نظامی گری و بدست گرفتن فرماندهی یگانهای نظامی هم نمی شدند مردم حتی اقشار دین باور به دلیل عملکرد ناصادقانه بخش عمده ای از روحانیونی که وارد وادی سیاست شدند دیگر آن اعتقاد و باوری که سی سال قبل به روحانیت داشتند را ندارند چه برسد به اینکه روحانیت بیش از پیش با زبان زور و منطق اسلحه بخواهد مردم را به زعم خویش راهنمایی و هدایت نماید. شاد و سربلند باشید.

Comments

سلام شنیدم کامران نجف زاده امده پاریس میخواستم ببینم چیکار میکنه؟ شما اطلاعی دارید؟
سراج : بله شنیده ایم پاریس است اما نه خبری ازش نداریم

ارسال نظرات

اطلاعات مرا به خاطر بسپار؟