ارزشهای ثابت ، ارزشهای متغیر
نیک بخاطر دارم روزگاری را در این مملکت داشتن حتی گرین کارت آمریکای دکتر ابراهیم یزدی از مهمترین اتهامات او محسوب می شد و حال آنکه امروز در حلقه اطرافیان و مشاوران رئیس جمهور مهرورزی دو نفر فراتر از گرین کارت دارنده ملیت آمریکایی هستند. نه اینکه بخواهم آن تندروی آنروز و این کند روی امروز را رد یا تأیید کنم هرگز ، سخنم در این است که در منطق حاکم بر نظام ارزشهای امروز در ایران می توان فاقد تمامی ارزشهای انقلاب بود اما به دلیل کرنش در برابر رهبری و جریان حاکم به عالی ترین مقامات مملکتی هم رسید. می توان از دوستی با مردم اسرائیل صحبت کرد و فقط تذکری ملایم از رهبری دریافت نمود و از معاونت اولی رئیس جمهور به ریاست دفتر ایشان اسباب کشی کرد تازه با اختیارات همان پست قبلی و ای بسا بیشتر. در مقابل سخنگوی دولت شهید رجایی به همراه مجموعه ای از مدیران سابق و نیروهای ارزشمند نظام ناعادلانه در زندان بسر می برند و رؤسای جمهور سابق و رئیس سابق مجلس ونخست وزیر سابق و جمعی از مراجع تقلید و روحانیون بلند پایه و اعضای بیت بنیانگذار جمهوری اسلامی و ... در بایکوت حاکمیت می باشند و رسانه هایی که از بودجه عمومی تغذیه می شوند حملات هتاکانه ای را نسبت به ایشان روا می دارند و دستگاه قضایی هم بیش از پیش در مسیر تحکیم اقتدار حاکمان و بی آبرو کردن ارزشمداران گام بر می دارد.
این مقاله را برای سایت گذار نوشتم که می توانید اینجا نیز متن فارسی و انگلیسی آنرا بخوانید
همواره هر انقلاب و دگرگونی سیاسی و اجتماعی در هر جامعه ای به همراه استیلای خود مجموعه ای از ارزشهای نظام سابق را کنار می زند و بجای آن مجموعه ای از ارزشها که با ایدئولوژی حاکم بر منطق آن انقلاب سازگار است را جایگزین می نماید.
این اختصاص به انقلاب اسلامی بهمن 57 ایران ندارد و در تمامی انقلابهای بزرگ و مهم دنیا اعم از انقلاب فرانسه ، انقلاب روسیه و سایر دگرگونیهای سیاسی و اجتماعی در دنیا دیده می شود.
پس از تولد جمهوری اسلامی و روی کار آمدن دولت انقلابی برآمده از انقلاب اسلامی همواره مجموعه ای از ارزشهای موسوم به ارزشهای انقلاب مورد احترام و دارای اهمیت بوده است. در میان این مجموعه ارزشها ، ارزشهای ایثارگرانه بخش مهم و تقریبا غیر قابل خدشه ای از این ارزشها را دربر می گرفت.
ارزشهای ایثارگرانه در طول این سالها عبارتند از ؛ سابقه حضور در جنگ هشت ساله ، شهادت ( اعم از شهدای انقلاب ، شهدای جنگ و یا شهدای ترورهای دهه شصت ) و انتصاب به شهدا (شامل خانواده درجه اول شهداء ) جانبازان ( و خانواده درجه اول ایشان ) آزادگان ( و وابستگان درجه اول ایشان ).
علاوه بر این ، بخش دیگری از ارزشها که برخی نام آن را ارزشهای مبارزاتی می گذارند نیز معتبر شمرده می شده است ، بویژه در خصوص رهبران و طبقه نخبگان سیاسی مشارکت کننده در راهبری اعتراضات علیه رژیم پهلوی که در این زمینه می توان به ارزش دارا بودن سابقه زندان سیاسی در دوره مبارزات علیه رژیم شاه و نیز تحمل آذار و اذیت و شکنجه در زندانهای رژیم سابق نیز اشاره نمود.
به این دو بخش عمده از ارزشهای انقلاب ، می توان بخش سومی را نیز اضافه نمود و من نام آنرا ارزشهای خمینی گرایانه می گذارم و آن ایمان و اعتقاد به خط واندیشه و آرمانهای آیت الله خمینی بنیانگذار جمهوری اسلامی است.
در طول سه دهه پس از پیروزی انقلاب اسلامی بویژه تا اواخر دولت اصلاحات ، همراه با فراز و نشیبهایی که تاریخ تحولات سیاسی کشورمان شاهد بود ، کم و بیش این ارزشها مورد احترام ، تعظیم و تکریم بوده اند و کسانیکه واجد این اوصاف بودند در صدر می نشستند و اجر و قربی داشتند و برای انتخاب و تعیین مدیریتهای عالی و میانی در اولویت بودند و از اینها گذشته ، حداقل از ظلم و ستم و حق کشی در نظام اسلامی اغلب مصون بودند حال اگر از امتیاز و نعمتی نیز بهره مند بودند که آن سخن دیگری است و کسی منکر آن نیست .
شخصا حداقل در این نوشتار در مقام ارزشگذاری و بیان نیک و بد نظام ارزشهای انقلاب نیستم اما همین مقدار می خواهم از تجربه زیست در دنیای غرب نمونه ای بیان نمایم و کوتاه سخن به نتیجه گیری برسم.
هنوز پس از گذشت بیش از شصت سال از پایان جنگ جهانی دوم در ممالک اروپای غربی بویژه در فرانسه ، وزارت مبارزان قدیم وجود دارد که به کار مجموعه نظامیان و افراد مبارز در راه وطن می پردازد. هنوز در محلات مختلف پاریس و حومه و اکثر شهرهای بزرگ خانه های مبارزان قدیم و بنیادهای مبارزان قدیم وجود دارد که به کار سرویس دهی به افرادی که برای مبارزه با نازیسم و فاشیسم در جنگ و بطور کلی در راه آزادی و استقلال فرانسه تلاش کرده اند اشتغال دارند. این ارزشها در جامعه فرانسه ثابت و لایتغیر است و با آمدن و رفتن دولتهای چپ و راست این نظام ارزشی دستخوش تغییرات نمی شود و هیچگاه در فرانسه گفته و نوشته نمی شود که چرا بطور مثال به این افراد بلیط رایگان مترو اعطا می شود و یا چرا سایر خدمات و تخفیفها و تسهیلات رفاهی اختصاص داده می شود زیرا جامعه فرانسه پذیرفته است که این ارزشها اولا صحیح و ثابت است و ثانیا این ارزشها ملی است و باید دارندگان آن دارای ارج و قرب مادی و معنوی باشند.
اما به نظر می رسد پس از روی کار آمدن دولت محمود احمدی نژاد بویژه پس از کودتای انتخاباتی 22 خرداد 1388 یک انقلاب ارزشها در ایران اتفاق افتاده است. بسیاری از افرادی که واجد ارزشهای ایثارگرانه ، ارزشهای مبارزاتی و ارزشهای خمینی گرایانه بودند مغضوب نظام شدند و در مقابل کسانی که سر سوزنی از ارزشهای مذکور بویی نبرده اند مقرب شده و در صدر می نشینند و ارزشی و اصولگرا محسوب می شوند.
شواهد و قرائن متقن حاکی از آن است که رهبری نظام و دولت دهم و رئیس جمهور بر آمده از کودتای انتخاباتی عملا و رسما نظام ارزشهای انقلاب را به دو دسته ارزشهای ثابت و ارزشهای متغیر تقسیم نموده اند. نزد ایشان ارزشهای ثابت فارغ از اینکه دارنده آن چه سوابقی داشته و دارد محترم و معتبر است و ارزشهای متغیر بخودی خود دارای ارزش و اعتبار و اهمیت نیستند و بر این اساس سعی دارند بجای ارزشهای سه گانه مذکور القاء نمایند که سر فرود آوردن و کرنش در برابر قدرت حاکم در ایران ارزش ثابت است و به هیچ وجه ارزشهای انقلاب ، ارزشهای ثابت و مطلقی نیستند و دارندگان آن بسته به میزان سرسپردگی به رهبری و اطاعت پذیری مطلق از ایشان و همگرایی با حاکمیت اقتدارگرایان و دم فروبستن و ای بسا همراهی با سرکوب از ارج و اجر برخوردار خواهند بود و الا زندان و دار و درفش و سلول انفرادی و عذاب خود و درد و رنج و نگرانی خانواده و اطرافیان را باید تحمل کنند و لاغیر.
از انصاف نگذریم ای بسا هر رهبر اقتدارگرا و رئیس جمهور تمامت خواهی جای آقایان خامنه ای و احمدی نژاد بود هم همین کار را انجام می داد زیرا بروشنی دیدند پیش از انتخابات علیرغم حمایتهای آشکار و نهان رهبری از دولت و نامزد مطلوب ایشان ، مجموعه عظیمی از یاران بنیانگذار جمهوری اسلامی ، فعالان سیاسی ارزشی ، خانواده های ارزشی بویژه خانواده و اغلب بازماندگان سرداران شهید ، خانواده شهدای هفت تیر و هشت شهریور از نامزد اصلاح طلبان حمایت کردند و بعد از کودتای 22 خرداد نیز بسیاری از شرکت کنندگان در تجمعات اعتراضی ، فرزندان شهداء ، جانبازان ، و ایثارگران انقلاب و جنگ بوده اند و اغلب کسانیکه در سرکوب مردم بسیج شده بودند رنگ جنگ و جهاد را ندیده و از شهید و شهادت و ایثارگری بویی نبرده بودند.
بی تردید منطق حاکم بر چنین ارزش جدیدی که جایگزین ارزشهای انقلاب شده به شعار " حفظ نظام از اوجب واجبات است " تکیه نموده و چون رهبری و دولت دهم و مجموعه جریان اقتدارگرای حاکم خود را مساوی با تمامیت نظام در ایران می دانند ، منتقدین خود را نیز مستحق شدیدترین برخوردها دانسته فارغ از اینکه سرکوب شدگان چه نسبتی در اصل با انقلاب و نظام داشته و دارند و ای بسا بسیاری از ایشان صاحبان اصلی نظام بوده و باشند و از سرکوبگران برای استقرار این نظام هزینه های مادی و معنوی بیشتری پرداخت کرده اند.
وارد مصادیق نمی شوم که شاهد و نمونه بسیار است و فقط کافی است نگاهی گذرا به سوابق زندانیان پس از کودتای انتخاباتی بیاندازید و در مقابل سوابق و آراء و اندیشه های اطرافیان رئیس دولت دهم را از نظر بگذرانید.
نیک بخاطر دارم روزگاری را در این مملکت داشتن حتی گرین کارت آمریکای دکتر ابراهیم یزدی از مهمترین اتهامات او محسوب می شد و حال آنکه امروز در حلقه اطرافیان و مشاوران رئیس جمهور مهرورزی دو نفر فراتر از گرین کارت دارنده ملیت آمریکایی هستند. نه اینکه بخواهم آن تندروی آنروز و این کند روی امروز را رد یا تأیید کنم هرگز ، سخنم در این است که در منطق حاکم بر نظام ارزشهای امروز در ایران می توان فاقد تمامی ارزشهای انقلاب بود اما به دلیل کرنش در برابر رهبری و جریان حاکم به عالی ترین مقامات مملکتی هم رسید. می توان از دوستی با مردم اسرائیل صحبت کرد و فقط تذکری ملایم از رهبری دریافت نمود و از معاونت اولی رئیس جمهور به ریاست دفتر ایشان اسباب کشی کرد تازه با اختیارات همان پست قبلی و ای بسا بیشتر.
در مقابل سخنگوی دولت شهید رجایی به همراه مجموعه ای از مدیران سابق و نیروهای ارزشمند نظام ناعادلانه در زندان بسر می برند و رؤسای جمهور سابق و رئیس سابق مجلس ونخست وزیر سابق و جمعی از مراجع تقلید و روحانیون بلند پایه و اعضای بیت بنیانگذار جمهوری اسلامی و ... در بایکوت حاکمیت می باشند و رسانه هایی که از بودجه عمومی تغذیه می شوند حملات هتاکانه ای را نسبت به ایشان روا می دارند و دستگاه قضایی هم بیش از پیش در مسیر تحکیم اقتدار حاکمان و بی آبرو کردن ارزشمداران گام بر می دارد.
نتیجه ؛ نظامی که ارزش ثابت آن تبعیت از حاکمیت و همراهی با سرکوب و آذار و خشونت در حق شهروندان برای برقراری اختناق و بی عدالتی و تمامیت خواهی باشد و انسانهای صادق و شجاع و آزادی خواه آن در زندان و بایکوت بسر برند و آماج هتاکی رسانه های دولتی باشند ، پایدار نخواهد ماند و راه درازی تا تغییر بسوی برقراری نظامی مبتنی بر آزادی و دموکراسی در پیش ندارد.
Comments
نظرتان کاملا درست است منتهی تازگی ندارد از روز اول همین بوده
این اقایانی که با تاسف بسیار در زندانند و برایشان( بخاطر وجدان بیدار شده و بیاد حقیقت افتادنشان) احترام قائل هستم همه شان در حکومت بودند و د رجلوی چشمانشان مبارزان قدیمی و ارزشمند کشور روز نامه نگاران و نویسندگان و هر کسی که در جهت خدمت راستین بمردم بودوبعضا روحانیان یکی یکی اهانت شدند محاکمه های انچنانی شدند زندانی شدند. مورد ستم قرار گرفتند و بفراموشی سپرده شدند و نفس از کسی در نیامد.
خانه ها و اموال و دارانیهای مصادره شده را تصاحب کردند و جایگاههارا غصب کردند و دم از حفظ نظام زدند.چون دنیاشان تامین بود و بر خر مراد حکومت سوار بودند. اعتقادی در کار نبود همه چیز وسیله و پلکان بود. نزدیکترین و تنها کسانی که امام را در غربت تنها نگذاشته بودند فراموش شدند و کسی نپرسید کجایند و چرا معترضاند ولی چون معترض اند و با قدرت حاکم همراه نیستند پس بد هستند.
انچه اکنون میگوئید ادامه همانست که از اغاز بود.
دنبال دموکراسی و ازادی میروید که صراحتا امدند در تلویزیون اعلام کردندکه در اسلام این چیز ها معنا ندارد . واقعا گفتند و بصراحت هم گفتند و بالا بالا هم نشستند و نشسته اند. چون چیزی را گفتند که نهایت و درون اصلی برنامه حاکمان است اگر هر زمان مجریانی از نوع خود بیابند که اکنون یافته اند.
برای حکومتگران ارزشی وجود ندارد جز قدرت مطلق.ظاهر فریبی ها را کنار بگذارید . ابزارها متفاوت اند هر کدام کاریتر و فریبنده تر همانها براحتی بکار گرفته شده اند.
امروز همچون روز روشن است که لحاف ملا پول است و زور که هر کدام ان دیگری را بدنبال میاورد. انهم بهر قیمت که در این چند ماهه دیدیم.
ارزش واقعی سران مملکت ما دروغ است.
کوروش میگفت خدا کشور مرا از دروغ و قحطی حفظ کند و امروز دروغ دستمایه رایح و بی قبخ حکومتگران است.
البته مردم ارزشها را زنده خواهند کرد گرچه در سی سال تخم فساد در میان انان پاشیده شده .و در میان فساد غوطه ور باشند.
اگر دروغ و ریب و ریا و زور پاینده میبود اکنون صدام ها بر سر گار بودند.
موفق باشید
Posted by: Anonymous | novembre 21, 2009 5:12 PM