شکل گیری جبهه ملی
نکته جالب سخنرانی آیت الله سید محمود طالقانی در میان سربازان و ارتشیان قبل از اعزام به جبهه آذربایجان و تهییج دینی و ایدئولوژیک ایشان و دعای خیر برای پیروزی ایشان به نمایندگی از اتحادیه مسلمین و جامعه روحانیت آنزمان و ذکر این نکته که این جنگ وظیفه اسلامی و ملی همه است و رد کردن سربازان از زیر قرآن و خواندن دعا در گوش سربازان و سرداران
شکل گیری جبهه ملی در ایران *
پیشینه بحث
الف ؛ معرفی کوتاهی از دکتر محمد مصدق
محمد مصدق در بهار سال ۱۲۶۱ شمسی در یک خانواده اشرافی و با نفوذ دیوانی قاجار در محله سنگلج تهران به دنیا آمد. پدرش میرزا هدایت الله وزیر دفتر و مادرش شاهزاده خانم نجم السلطنه (نوه عباس میرزا، موسس بیمارستان نجمیه تهران دختر شاهزاده فیروز میرزا نصرت الدوله برادر محمد شاه بود. نجم السلطنه دختر عموی ناصرالدین شاه بود.
سال ۱۲۸۰ خورشیدی، مصدق که در آن زمان ۲۲ سال داشت زهرا دختر میر سید زین العابدین ظهیرالاسلام سومین امام جمعه تهران را به همسری اختیار کرد. زهرا ملقب به شمس السلطنه بود. مادر زن مصدق دختر ناصرالدین شاه بود که لقب ضیاالسلطنه را داشت و پس از مرگ وی این لقب به دخترش زهرا که همسر مصدق بود داده شد. ازدواج این دو ۶۴ سال تا پایان زندگانی اشان ادامه یافت.. این زوج دو پسر به نامهای احمد و غلام حسین و سه دختر به نامهای منصوره و ضیااشرف و خدیجه به دنیا آوردند.
مصدقالسلطنه در سال ۱۲۸۷ خورشیدی برای ادامه تحصیلات خود به فرانسه رفت و پس از خاتمه تحصیل در مدرسه علوم سیاسی پاریس به سویس رفت و به اخذ درجه دکترای حقوق در دانشگاه نوشاتل نائل آمد.
مصدق در سال ۱۲۹۳شمسی به ایران بازگشت و به تدریس در مدرسهی علوم سیاسی تهران پرداخت. در همین زمان هم به تألیف و نشر آثاری همچون کاپیتولاسیون و ایران ، دستور در محاکم حقوقی ، شرکتهای سهامی در اروپا پرداخت. یک سال بعد برای مدتی به عضویت حزب اعتدال و سپس حزب دموکرات درآمد. و در آبان ماه همین سال به عضویت کمیسیون تطبیق حوالجات (جانشین دیوان محاسبات) از طرف مجلس سوم به مدت ۲ سالانتخاب شد.
مراجعت مصدق به ایران با آغاز جنگ جهانی اول مصادف بود. مصدقالسلطنه با سوابقی که در امور مالیه و مستوفیگری خراسان داشت به خدمت در وزارت مالیه دعوت شد. قریب چهارده ماه در کابینههای مختلف این سمت را حفظ کرد. در حکومت صمصام السلطنه به علت اختلاف با وزیر وقت مالیه (مشار الملک) از معاونت وزارت مالیه استعفا داد و هنگام تشکیل کابینه دوم وثوق الدوله عازم اروپا شد. در این دوران قرارداد ۱۹۱۹ به امضای وثوقالدوله رسید و مخالفت گسترده آزادیخواهان ایرانی با آن شروع شد. دکتر مصدق نیز در اروپا به انتشار نامههاو مقالههائی در مخالفت با این قرارداد اقدام کرد.
اندکی بعد مشیرالدوله که به جای وثوق الدوله به نخستوزیری انتخاب شد، او را برای تصدی وزارت عدلیه به ایران دعوت کرد.
در مراجعت به ایران از طریق بندر بوشهر، پس از ورود به شیراز بر حسب تقاضای محترمین فارس عریضهای به تهران برد و در تهران به والیگری (استانداری) فارس منصوب شد و تا کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ در این مقام ماند. پس از کودتای سوم اسفند با نگارش مقالات و سخنرانی در میان رجال به مخالفت با این کودتا پداخت.دکتر مصدق دولت کودتا را به رسمیت نشناخت و از مقام خود مستعفی گشت و برایمصون ماندن از تعرض کودتاچیان مدتی در میان ایل قشقایی و سپس به دعوت سران بختیاری به ایل بختیاری پناه برد.
با سقوط کابینه سید ضیاء، قوام السلطنه به نخست وزیری رسید و دکتر مصدق را به وزارت مالیه (دارائی) انتخاب کرد.
با سقوط دولت قوام السلطنه و روی کار آمدن مجدد مشیرالدوله از مصدق خواسته شد که والی آذربایجان شود. بخاطر سرپیچی فرمانده قشون آذربایجان از اوامرش بدستور رضاخان سردار سپه، وزیر جنگ وقت، از این سمت مستعفی گشت و به تهران مراجعت کرد.
در خرداد ماه ۱۳۰۲ دکتر مصدق در کابینه مشیرالدوله به سمت وزیر خارجه انتخاب شد و با خواسته انگلیسیها برای دو ملیون لیره که مدعی بودند برای ایجاد پلیس جنوب خرج کردهاند بشدت مخالفت نمود.
پس از استعفای مشیرالدوله، سردار سپه به نخست وزیری رسید و دکتر مصدق از همکاری با او خودداری کرد.
در سال ۱۳۰۲ مصدق کتاب حقوق پارلماني در ايران و اروپا را تأليف کرد.دکتر مصدق در دوره پنجم و ششم مجلس شورای ملی به وکالت مردم تهران انتخاب شد. با مطرح شدن طرح انقراض سلسله قاجاریه در مجلس ، او از معدود نمایندگانى بود كه با این طرح مخالفت كرد. خلاصه استدلال او این بود كه سردارسپه پس از این یا به موقعیتى كه قانون اساسى براى پادشاه در نظر گرفته اكتفا مى كند و كشور از خدمات او محروم مى شود، یا تبدیل به یك حاكم مستبد خواهد شد. تجربه نشان داد كه پیش بینى او درست بوده است با انقراض سلطنت خاندان قاجار رضا خان سردار سپه نخست وزیر وقت به شاهی رسید.
با پایان مجلس ششم و آغاز دیکتاتوری رضاشاه دکتر مصدق به علت ادامه مخالفت با دستگاه حاکمه رضا خان خانه نشین شد و تا سال ۱۳۱۹ در خانه شخصیاس تحت نظر بود و حتی از تدریس در دانشکده منع شد. در اواخر سلطنت رضاشاه پهلوی به زندان افتاد ولی پس از چند ماه با کمک ارنست پرون (دوست ولیعهد) آزاد شد و تحت نظر در ملک خود در احمد آباد مجبور به سکوت شد.[۲۵] [۲۶] در سال ۱۳۲۰ پس از اشغال ایران بهوسیله نیروهای شوروی و بریتانیا، رضا شاه از سلطنت برکنار و به آفریقای جنوبی تبعید شد و دکتر مصدق به تهران برگشت.
ب ؛ پس از اشغال ایران در سال 1320 و ماجرای پیشه وری و جمهوری مهاباد روحیه ملی گرایی و ضدیت با کمونیست و شوروی و حزب توده در ایران بروز کرد./ بر اساس قرداد تحمیلی – 9 سپتامبر 1941 مصادف با 18 شهریور 1320 قوای متفقین با دولت فروغی ارتش ایران در مناطق اشغالی خلع سلاح شد ولی بعدها ژاندرمری و شهربانی اجازه فعالیت انتظامی پیدا کرد.
پس از استعفای فروغی ، علی سهیلی از هواداران پر و پا قرص شاه و انگلیسی ها روی کار امد . در این مقطع حزب توده رسما و علنا تشکیل شد
پس از سهیلی قوام السلطنه روی کار آمد و بعد مجددا سهیلی روی کار امد
انتخابات دوره چهاردهم در دوره سهیلی و بعد ساعد بحث روز محافل سیاسی بود انگلیس و شوروی سعی داشتند احزاب هوادار خودشان را در این مجلس وارد کنند. مجلس چهاردهم ترکیب نا همگونی داشت . در اواخر شهریور 1323 شوروی با فشار و حمایت حزب توده سعی داشتند به دولت ساعد فشار بیاورند که امتیاز اکتشاف و استخراج نفت و سایر معادن را در تمام استانهای شمالی ایران بدست بیاورند که مجلس این را رد کرد [ آنرا تا پایان جنگ جهانی به تعویق انداخت ].
پس از ساعد ، سهام اللسطان بیات ششمین نخست وزیر دوران اشغال ایران شد و بعد از ایشان ابراهیم حکیمی معروف به حکیم الملک به عنوان نخست وزیر کابینه خودش را به مجلس معرفی کرد اما رأی اعتماد نگرفت و بعد از او محسن صدر مشهور به صدر الاشراف مأمور تشکیل کابیته شد.
در این مقطع اوضاع کشور رو به نابسامانی بیش از پیش گذاشت و در آذربایجان ، کردستان ، گیلان و مازندران تشنج و بحران وخیمی روی داده بود.
قیام افسران توده ای در مرداد 1324 سرکوب شد و خود حزب توده از این قیام دفاع نکرد.
فرقه دموکرات آذربایجان در شهریور 1324 با حمایت شوروی اعلامیه ای صادر کرد و ضمن آن خواستار خود مختاری آذربایجان شد.
در تابستان 1325 مجددا قوام روی کار امد و به مسکو رفت تا از شوروی ها بخواهد ارتش خودشان را از ایران خارج کنند اما دست خالی برگشت فقط حاکمان مسکو قبول کردند مسئله آذربایجان مسئله ای داخلی تلقی شود و از دخالت و حمابت از حکومت پیشه وری خودداری کنند.
در همان ایام روابط قوام و حزب توده به وخامت گرایید و سه توده ای عضو کابینه را برکنار کرد و در سطح جامعه نیز درگیریهایی با حزب توده رخ داد.
ارتش ایران در 19 آذر 1325 به همراه عشایر شاهسون و ذوالفقاری وارد آذربایجان شد و دو روز بعد تبریز را فتح و پایان کار فرقه دموکرات و حکومت پیشه وری را اعلام کردند. این پیروزی خود بخود جمهوری کردستان که در مهاباد تشکیل شده بود را نیز ساقط کرد.
[ نکته جالب سخنرانی آیت الله سید محمود طالقانی در میان سربازان و ارتشیان قبل از اعزام به جبهه آذربایجان و تهییج دینی و ایدئولوژیک ایشان و دعای خیر برای پیروزی ایشان به نمایندگی از اتحادیه مسلمین و جامعه روحانیت آنزمان و ذکر این نکته که این جنگ وظیفه اسلامی و ملی همه است و رد کردن سربازان از زیر قرآن و خواندن دعا در گوش سربازان و سرداران ]
انشعاب از حزب توده توسط انور خامه ای نویسنده از اعضای گروه 53 نفر ، جلال آل احمد نویسنده و داستان نویس ، ابراهیم گلستان نویسنده و داستان نویس ، احمد آرام نویسنده و مترجم.
بعد از قوام حکیم الملک دوباره کابینه ضعیفی تشکیل داد و در این زمان بود که محمد مسعود روزنامه نگار مشهور که روزنامه اش به نام مرد امروز از شاه انتقاد می کرد ترور شد که بعدا معلوم شد کار عوامل حزب توده بوده است برای اینکه اشرف و خانواده شاه را در معرض اتهام قرار دهند.
بعد از حکیمی هژیر روی کار آمد و بعد از آن هم مجددا ساعد مأمور تشکیل کابینه شد.
• آغاز ماجرا از 15 بهمن 1327 و ماجرای ترور شاه بدست عوامل توده - فردی به نام ناصر فخر آرایی به شاه تیراندازی کرد این اقدام به حزب توده نسبت داده شد. ساعد حکومت نظامی اعلام کرد و حزب توده را منحل اعلام نمود.
• آیت الله کاشانی در هفتاد سالگی ابتدا به قلعه فلک الافلاک و بعد به لبنان تبعید شد . در همین زمان شاه مجلس مؤسسان را تشکیل داد واختبارات خودش را افزایش داد و این با اعتراض آیت الله کاشانی مواجه شد و ایشان از تبعید گاه اطلاعیه ای صادر و نسبت به تغییر قانون اساسی هشدار داد واز مجلس خواست از قانون اساسی که خون بهای جمع کثیری از مردمان غیور و وطنخواه دیندار است دفاع کنند.
• عبدالحسین هژیر در منصب وزارت دربار که یکی از موانع انتخابات آزاد به زعم فدائیان اسلام بود در این مقطع ترور و کشته شد.
• در اعتراض به مداخلات دولت در انتخابات مجلس شانزدهم ، نمایندگان اقلیت در مجلس پانزدهم همراه با عده ای از روزنامه نگاران و رجال ملی به رهبری دکتر مصدق تصمیم می گیرند در کاخ سلطنتی تجمع و تحصن کنند . در پی پیام دکتر مصدق مبنی بر دعوت مردم به تحصن در 22 مهر 1328 مقابل کاخ مرمر. هزاران نفر جلوی کاخ مرمر حضور پیدا کردند و از میان جمع بیست نفر انتخاب شدند و به داخل کاخ رفته و تلاش کردند برای ایجاد یک انتخابات آزاد با شاه وارد مذاکره شوند اما بعد از چهار روز به نتیجه نرسیدند و این جمع بیست نفره طی بیانیه ای انتخابات دوره پانزدهم را غیر قانونی اعلام کردند و به تحصن خود پایان دادند
• روز اول آبان 1328 نوزده نفر از متحصنین دربار در منزل دکتر مصدق اجتماع کردند و سازمان سیاسی جبهه ملی را به رهبری دکتر مصدق اعلام نمودند . اسامی این یست نقر این است 1- دکتر محمد مصدق 2- احمد ملکی 3- یوسف مشار 4- شمس الدین امیر علایی 5- دکتر علی شایگان 6- محمود نریمان 7- دکتر رضا کاویانی 8- دکتر سنجانی 9- دکتر مظفر بقایی 10- حسین مکی 11- عبدالقدیر آزاد 12- ابوالحسن حائری زاده 13- عباس خلیلی 14- عمیدی نوری 15- دکتر حسین فاطمی 16- جلالی نائینی 17- ارسلان خلعتبری 18-مهندس زیرک زاده 19- حجت الاسلام سید جعفر غروی 20- حسن صدر
• [ محل تحصن ] دکتر مصدق در پیامی که روز قبل از تحصن در مطبوعات انتشار داد در مورد انتخاب دربار به عنوان محل تحصن گفت : " اینجانب صلاح نمی دانم که برای شکایت از دولت به غیر از دربار جای دیگری برویم و بین شاه و ملت جدایی بیاندازیم . آنهم چنین پادشاه رئوف و مهربانی که نمی خواهد خود را از مردم جدا کند. "
• مهدی عراقی در کتاب ناگفته توضیح می دهد که پیش نویس اطلاعیه تأسیس جبهه ملی از داخل کاخ توسط متحصنین به فداییان اسلام داده شد تا آنها نسبت به چاپ و انتشار آن اقدام کنند. قرار شد چند نفری هم رابط باشند بین متحصنین و بیرون... حاج ابوالقاسم رفیعی مدیر انتظامات فداییان اسلام می آید مینوت تأسیس جبهه ملی را از آن تو دربار محل تحصن می دهند به دست رفیعی که با موافقت شاه جبهه ملی در ایران بوجود می آید "
• در کتاب مذکور مضمون مذاکرات مصدق و شاه درباره تأسیس جبهه ملی اینگونه شرح داده شده است : : مصدق به شاه می گوید که دستور بدهید انتخابات آزاد باشد . شاه می گوید اگر انتخابات آزاد شود کمونیست ها برنده می شوند ، آراء را آنها می برند. اینها [ مصدق ] می گویند که نه ، شما خاطر جمع باشید که کمونیست ها برنده نمی شوند ، ما رأی خواهیم آورد. بعد شاه می گوید آخر شما نه تشکیلاتی دارید نه حزبی هستید چه جوری روی چه حسابی چه ملاکی ؟ خلاصه اش توافق می کنند که تا آن موقع به بطور کلی حزبی جز حزب ایران وجود نداشت جبهه ملی را به وجود بیاورند "
• مجلس شانزدهم در 9 بهمن 1328 افتتاح شد . آیت الله کاشانی که در تبعید بود و دکتر مصدق به همراه هفتاد تن از اعضای جبهه ملی در انتخابات به مجلس راه یافتند.
=================================================
* این متن گزارش خلاصه ای بود که دو هفته قبل در جلسه حلقه گفتگوی پاریس آنرا ارائه نمودم
منابع
• ایران بین دو انقلاب - یرواند آبراهامیان
• خاطرات دکتر سنجانی
• نجاتی - جنبش ملی شدن صنعت نفت
• نهضت ملی ایران و دشمنانش به روایت اسناد – ابوالحسن بنی صدر جمال صفری